ایران قلم : سی و شش سال بعد از سی خرداد 1360 ، مرغ رجوی همچنان یک پا دارد

0
313

شنیده شده است که مسعود رجوی بعد از سی و شش سال یاد فردوسی ، رستم و سهراب و سیاوش افتاده است تا با پخش گسترده عکس هایی از نمادهای ملت ایران در میان خیمه شب بازی خود در اول یولی 2017 در ویلپنت پاریس   ماهیت ضدایرانی خود را ماستمالی کند. اما مگر شدنی ست؟ مگر می توان لباس مزدوری و خشونت را از تن مجاهدین خلق در آورد؟ لباس مزدوری برای صدام حسین ، شیوخ عرب حاشیه خلیج فارس ، جنگ طلب های آمریکایی و سرویس های امنیتی اسرائیل و عربستان به این سادگی از تن رجوی بیرون نخواهد آمد، چرا که همچنان اندیشه خشونت طلبانه و تروریستی در جای جای ذهن و قلب رجوی لانه کرده است. رجوی تصور کرده است با رساندن  خود از عراق به آلبانی ، اتوماتیک لباس خشونت از تن او در خواهد آمد ، ولی نمی داند که مردم ایران در ” چاه فراموشی ” نیفتاده اند. اما با همه خودداری های مزورانه و زیرکانه  رجوی ، از محتوی تبلیغات مجاهدین خلق  در آستانه 30 خرداد 1396 روشن می شود که این فرقه همچنان می گوید مرغ یک پا دارد و تنها راه حل مبارزه ، مبارزه مسلحانه ، خشونت طلبانه و تروریستی می باشد.، اگر چه سلاح را از کف داده باشد، تا صاحب سلاح را حفظ کند. اما همچنان بانگ سر می دهد که مرغ یک پا دارد 

ایران قلم : سی و شش سال بعد از سی خرداد 1360 ، مرغ رجوی همچنان یک پا دارد

تحریریه ایران قلم ـ 01.06.2017

مریم رجوی و استخدام سیاهی لشگر؛ هم سخنران اجاره ای ، هم تماشاچی

 

سی و شش سال بعد از سی خرداد 1360 ، همچنان مرغ رجوی یک پا دارد

تحریریه ایران قلم ـ 01.06.2017

از سی خرداد سال  1360 حدود سی و شش سال گذشته است. 30 خرداد 1360  از این جهت شهرت دارد که سازمان مجاهدین خلق، این روز را به مثابه سر فصلی کیفی در بقاء نظامی خود در صحنه مبارزات مردم ایران قلمداد کرده و بر شمرده است. این سازمان که بخشی از آن در حومه اورسورواز از شهر پاریس و بخش دیگر ان در آلبانی مستقر هستند ، تلاش می کنند امسال نیز  با تمام قوا، یعنی استخدام تماشاچی و سخنران، برای جلب حمایت خارجی ، به طرز معنا داری پا به میدان بگذارند. مجاهدین خلق هر ساله  این روز ،  30 خرداد سال 1360 ، را که  فرمان مبارزه مسلحانه  برای اعضاء و هوادارانش علیه قیام نوپای مردم ایران  صادر کردند، پاس می دارند  و ضمناً تلاش می کنند رسانه های غیر ایرانی  را با پول  به نفع موقعیت متزلزل خود به صحنه بیاورند.  همچنین فرقه مجاهدین به روال هر ساله خودش  باید امسال هم چند ده هزار به آمار شرکت کنندگان خود اضافه کند. باید دید امسال این رقم نجومی را می خواهد به خورد نیروهای خودش و افکار عمومی بدهد. به چند می رساند. البته فرقه رجوی هیچگاه توضیح نداده است که  این چه تالاری  است که  می تواند حداقل  صد هزار نفر !!؟ را در خود جای بدهد!! آیا این بار  در خیمه شب بازی خود حداقل یک سخنران ایرانی را در میز سخنران های خود جا می دهد؟ یا اینکه به مانند همیشه سخنران های اجاره ای را در این گردهمایی ها بکار می گیرد؟ آیا از انبوه شخصیت های مخالف جمهوری اسلامی یک نفر پیدا نمی شود که سازمان مجاهدین به وی اجازه سخنرانی بدهد؟ در میان اعضای ایرانی مستخدم خود در شورای ملی مقاومت چی ؟  شنیده شده است که مسعود رجوی بعد از سی و شش سال یاد فردوسی ، رستم و سهراب و سیاوش افتاده است تا با پخش گسترده عکس هایی از نمادهای ملت ایران در میان خیمه شب بازی خود در اول یولی 2017 در ویلپنت پاریس   ماهیت ضدایرانی خود را ماستمالی کند. اما مگر شدنی ست؟ مگر می توان لباس مزدوری و خشونت را از تن مجاهدین خلق در آورد؟ لباس مزدوری برای صدام حسین ، شیوخ عرب حاشیه خلیج فارس ، جنگ طلب های آمریکایی و سرویس های امنیتی اسرائیل و عربستان به این سادگی از تن رجوی بیرون نخواهد آمد، چرا که همچنان اندیشه خشونت طلبانه و تروریستی در جای جای ذهن و قلب رجوی لانه کرده است. رجوی تصور کرده است با رساندن  خود از عراق به آلبانی ، اتوماتیک لباس خشونت از تن او در خواهد آمد ، ولی نمی داند که مردم ایران در ” چاه فراموشی ” نیفتاده اند.اما با همه خودداری های مزورانه و زیرکانه  رجوی ، از محتوی تبلیغات مجاهدین خلق  در آستانه 30 خرداد 1396 روشن می شود که این فرقه همچنان می گوید مرغ یک پا دارد و تنها راه حل مبارزه ، مبارزه مسلحانه ، خشونت طلبانه و تروریستی می باشد.، اگر چه سلاح را از کف داده باشد، تا صاحب سلاح را حفظ کند. اما همچنان بانگ سر می دهد که مرغ یک پا دارد .

اگر اتفاقات و حوادث 30 خرداد سال 1360 را به یاد بیاوریم و آن روز را با رویدادها و تحولات امروز جامعه ایران و سایر کشورهای خاورمیانه و عربی، را در مقام مقایسه قرار دهیم، بدون تردید به نتایج حیرت انگیزی دست می یابیم و درستی و نادرستی  کارکرد سیاسی و تاریخی آن روز ، سی خرداد 1360 ، برایمان روشن تر خواهد شد. در اینجا برای آشنایی بیشتر و تنویر افکار عمومی به چند نکته مهم اشاره می گردد.

1ـ سازمان مجاهدین که در سال 1344 به رهبری سه تن از جوانان مذهبی آن ایام تشکیل شد، پس از چند سال کار تئوریک و سیاسی، به خاطر فضایی که جنبش های رادیکال و حکومت های دیکتاتور در جهان دامن زده بودند و به خاطر این که از سایر گروه های اسلامی و مارکسیستی تندروی دهه 40 و 50 در ایران عقب نمانند، سریعاً دست به سلاح برده و تروریسم را به مثابه یگانه راه حل برای رسیدن به قدرت در جامعه ایران، انتخاب و به کار بردند.

2ـ به دنبال ضربه نظامی که این سازمان توسط ساواک حکومت شاه دریافت کرد و اکثر رهبران و اعضای سازمان به زندان افتادند، پس از 10 سال از تاسیس سازمان، انشعابی در آن اتفاق افتاد و از آن انشعاب سازمان مارکسیستی پیکار و مجاهدین رجوی، سر بر آوردند.

3ـ سرانجام در بهمن ماه سال 1357، تتمه رهبران و اعضای مجاهدین خلق از زندان های رژیم شاه، توسط انقلابیون و مردم ایران آزاد شده و فوراً به تجدید قوا و سازماندهی در میان اقشار مختلف مردم و به ویژه در میان جوانان، پرداختند. آنها مدتها در کنار جمهوری اسلامی قرار گرفتند و بنا بر عدم دستیابی سریع به بخشی و یا همه قدرت، مشی و خطوط خود را عوض کرده و دفعتاً در مقابل جمهوری اسلامی، صف آرایی کردند.

4ـ در جنگ و درگیری سازمان مجاهدین که در آن ایام از پایگاه و جایگاه بهتری نسبت به امروز برخوردار بودند و شاید همان قدرت کذایی، توهماتی در رهبران سازمان ایجاد کرده بود، آنان در مقابل حکومت جمهوری اسلامی و در تاریخ 30 خردادماه سال 1360، قیام مسلحانه را اعلام و به کار بردند.

5ـ در این هنگام که جمهوری اسلامی با تمام قوا و بیش از شش ماه با قوای بیگانه و صدام حسین، درگیر بود، توسط جنگ مسلحانه مجاهدین خلق، فرصت مناسبی به دست آورد تا فضای سیاسی کشور را بنا به بهانه ای که مجاهدین خلق به آنها داده بودند، به فضای نظامی و امنیتی بدل کند و خیل عظیم هوادان مجاهدین را یا در میادین نبرد نظامی قلع و قمع و یا به زندانها بیافکند.

6ـ رهبران سازمان، پس از به عهده گرفتن مسئولیت چندین انفجار بزرگ علیه سران حکومت و النهایه با جدا کردن رییس جمهور جمهوری اسلامی آقای ابوالحسن بنی صدر از بدنه حکومت، پا به فرار گذاشته و زمینه را برای حذف فیزیکی هواداران خود توسط جمهوری اسلامی، هموار کردند.

7ـ مجاهدین خلق در ادامه راه بی سرانجام مبارزه مسلحانه که آن نوع مبارزه خشونت آمیز تاثیر زیادی بر رادیکاله شدن فضای جامعه ایران و نهادینه شدن خشونت داشت، به نام مبارزه با جمهوری اسلامی، در مقابل سپاه و ارتش ایران صف آرایی کردند و این در حالی بود که نظامیان ایران در حال جنگ با دشمن خارجی بودند. در چنین حال و هوایی بود که صدام حسین دیکتاتور عراق، رهبران سازمان را به عراق دعوت کرده و آنان در سال 1365 از فرانسه به عراق رفتند تا در ادامه آنچه که به نام مبارزه علیه جمهوری اسلامی اعلام کرده بودند، این بار با به کشتن دادن اعضاء و هوداران خود و کشتن نظامیان ایرانی را که تنها به نفع موقعیت صدام حسین انجام می گرفت، جملگی را مبارزه برای آزادی مردم ایران بخوانند.

8ـ سازمان مجاهدین در عراق باقی ماند و از جنگ مابین ایران و عراق استفاده کرد تا این که جنگ در سال 1367 به پایان رسید و رهبران سازمان در فرار به پیش و این که بدنه سازمان را به قربانگاه جدیدی بفرستند، عملیات موسوم به فروغ جاویدان را تدارک دیدند که در آن نیز هزاران ایرانی در دو طرف جنگ، به خاک و خون کشیده شدند.

9ـ رهبری سازمان در ادامه راه که حال به عقب نشینی و فرو رفتن در باتلاق عراق محکوم شده بود، آخرین فرصت های نجات را لجوجانه پس زده و در فرار به پیش همچنان در عراق باقی ماند و دل را به جرقه جنگ مابین و ایران و عراق خوش کرد تا این که در سال 1382 صدام حسین نیز از دور بازی قدرت خارج شد و مجاهدین در این تاریخ بسیاری از اهرمهای مبارزه و مبارزه مسلحانه را از دست داده، ولی همچنان شعار مبارزه مسلحانه را سر دادند و تحت حمایت آمریکا، در عراق باقی ماندند.

10ـ رهبران سازمان که در بن بستی لاعلاج و در عراق پس از صدام حسین گیر افتاده بودند، انتقام این همه اشتباه محاسبه و خیانت را باز هم در فرار به پیش، متوجه اعضاء و هوادان خود دانسته و مردان و زنان و کودکانشان را به بلا و بلایایی دچار کردند که آن همه مشقت و ریاضت و تحقیر، به ندرت در تاریخ ستم دیکتاتورها به یادگار مانده است.

آنان هم اکنون با اشتباهی که در 30 خرداد سال 1360 مرتکب آن شده و هیچگاه قیمت اعتراف به اشتباه را نیز نپرداختند، هم اکنون نه راه پیش و نه راه پس برایشان باقی مانده است و با وقاحت و بی شرمی تمام، همچنان ناچارند تنها و تنها به خاطر حفظ جان و غرور رهبران سازمان، راه رفته را همچنان به پیش بروند و آنچه که اشتباه و خیانت 30 خرداد سال 1360 شمرده می شود و همه جهانیان به جز اندکی لابی های جنگ طلب و زرادخانه ها و دلاربگیران، صحت و سقمش را قبول دارند.

اشتباه حرکات ماجراجویانه و خشونت طلبانه در جامعه ایران را جنبش ها و اعتراضات سالهای گذشته به وضوح ثابت کرده و محاسباتش را که توام با هزینه های سرسام آور بوده است، رد کرده اند. ولی همان گونه که گفته شد و متاسفانه باز هم شاهدش هستیم، رهبری سازمان تنها به خاطر غرور و نخوت و یا این که اعتراف به اشتباهش می تواند وی را از خر لنگان سازمانش به پایین بکشد، 30 خرداد سال 1360 را همچنان امری مشروع و موجه در تاریخ مبارزات ایران می نامد و در ادامه اش باز هم خواهان روند اوضاع به سیاق قبل هستند!

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید