علی جهانی: … ترفند های لو رفته فرقه در کمپ تیرانا

0
404

توجیهات تکراری و ترفند های لو رفته فرقه در کمپ تیرانا

 علی جهانی، وبلاگ آیینه، چهاردهم نوامبر ۲۰۱۶:… رجوی برای توجیه شروح مبارزه مسلحانه و فرار از ایران می گفت می خواهد در اروپا بوسیله شورای به اصطلاح مقاومت و تیم های عملیاتی اش در داخل حکومت را در مدت حداکثر شش ماه سرنگون کند ولی چنین نشد. رجوی برای توجیه طلاق و ازداوج با مریم می گفت این سنت حضرت محمد (ص) بوده و من هم برای … 

لینک به منبع

توجیهات تکراری و ترفند های لو رفته فرقه در کمپ تیرانا

 علی جهانیدر خبر ها آمده بود که سران فرقه به دستور مریم قجر که در فقدان رجوی سرکردگی فرقه را عهدار هست از مقر فرماندهی فرقه در اور سور واز شهر پاریس به کمپ تیرانا گسیل شده اند تا با توجیهات تکراری و ترفندهای لو رفته تشکیلات در حال فروپاشی را نجات دهند و به  نیروهای روحیه باخته و زوار در رفته و مسئله دار کمی روحیه تزریق نمایند و آنها را سر پا نگه داشته و از ریزش نیرویی جلوگیری کنند .

اما همه بخصوص نیروهای سازمان بخوبی بیاد دارند که رجوی هرگاه که مثل حیوان نجیب در گل گیر کرده است و تحلیل های آبکی اش منجر به بن بست تشکیلاتی شده و باعث براه افتادن  جریان مسئله داری و ریزش نیرویی گشته است ؛ برای برون رفت از این مخمصه اقدام به برگزاری نشستهای طولانی مغز شویی و توجیهات مسخره و تکراری کرده است و همچنین به انواع و اقسام ترفندها و تهدیدات و ترساندن و حتی در بعضی مواقع به تشویق نیروها روی آورده است . برای روشن تر شدن این موضوع کافی است کمی به عقب برگشته و به چند نمونه از اینگونه توجیهات و تاکتیکهای شیادانه رجوی اشاره ای بیندازیم .

یکم ) رجوی برای توجیه شروح مبارزه مسلحانه و فرار از ایران می گفت می خواهد در اروپا بوسیله شورای به اصطلاح مقاومت و تیم های عملیاتی اش در داخل حکومت را در مدت حداکثر شش ماه سرنگون کند ولی چنین نشد.

دوم) رجوی برای توجیه طلاق و ازداوج با مریم می گفت این سنت حضرت محمد (ص) بوده و من هم برای ضرورت رهبری سازمان این کار را کرده ام تا با تیز شدن رهبری سازمان سرنگونی محقق شود که در همین راستا بود که دفتر سیاسی سازمان را که متشکل از کادر های با سابقه تر از خودش بود منحل کرد .

سوم) رجوی برای توجیه رفتن به عراق و مزدوری اش برای صدام و شرکت در جنگ ایران و عراق بر علیه مردم ایران می گفت آمده است تا در جوار خاک میهن و بقول خودش در کوهستانها آتش بر افروزد و می گفت که می خواهد از بیرون به حکومت ضربه بزند و آنرا سرنگون کند و در این راستا فرقه اش را صلح طلب و حکومت ایران را جنگ طلب می دانست و می گفت که حکومت ایران هیچگاه پای میز مذاکره و صلح نمی آید و صلح طناب دار رژیم هست .

چهارم) بعد از آتش بس جنگ ایران و عراق رجوی با ریختن نیروهای سازمان در تنور جنگ تحت عنوان عملیات فروغ که قتلگاه نیروهای سازمان بود و بیش از هزار و پانصد تن از نیروها کشته و مفقود شدند . و رجوی بعد از برگشت نیروهای لت و پار شده و زخمی به قرارگاه اشرف ؛ برای توجیه این تصمیم اشتباه و مهلکش همه نیروهای باقیمانده و مسئله دار  را در سالن اجتماعات اشرف جمع کرد و گفت عملیات فروغ بیمه نامه ارتش آزادیبخش بوده است و اینکه نتوانسته ایم از تنگه چار زبر عبور کرده و  سرنگونی را محقق کنیم؛  تقصیر نیروها بوده که در تنگه ایدئولوژیکی گیر کرده و وابستگی خانوادگی داشته اند   .

پنجم) رجوی برای توجیه راه اندازی طلاقهای اجباری و سرکوب و خفقان شدید در مناسبات سازمان می گفت این برای ضرورت سرنگونی هست و نیروها بایستی بجای عشق و علاقه به خانواده و زن و بچه و زندگی به من و مریم عشق بورزند و  مرا بعنوان رهبر عقیدتی بپذیرند تا  بتوانند سرنگونی را  محقق کنند .

ششم) رجوی بعد از اینکه همه  تحلیل ها و تابلو کشیدنهایش در دوران خاتمی پوچ از آب در آمد گفت این بخاطر این بوده که نیروها طعمه شده بودند و برای همین حدود چهار ماه و نیم در قرار گاه باقرزاده واقع در غرب بغداد خودش شخصا نشست گذاشت و با بدترین تهمت ها و کتک کاری ها و فحاشی ها به نیروهای مسئله دار ؛ گفت بریده نداریم و نمی توانیم داشته باشیم و در همین راستا برای تحت فشار قرار دادن نیروها نشستهای مغز شویی و تفتیش عقاید تحت عنوان عملیات جاری و غسل هفتگی را در مناسبات استالینی اش بر قرار نمود .

هفتم ) رجوی بعد از اینکه مریم رجوی را تحت عنوان رئیس جمهور برگزیده مقاومت به فرانسه فرستاد و گفت که ایشان موشک استراتژیکی مقاومت هست که از همانجا با محقق کردن سرنگونی به ایران می رود ولی چنین نشد و این موشک کمانه کرده و دوباره بر روی ساکنان قلعه  اشرف در عراق فرود آمد گفت دیگر مریم کارش در اروپا بپایان رسیده و ماموریتش را بخوبی انجام داده است و الان بایستی در عراق بالای سر ارتش آزادیبخش باشد تا  با آماده کردن این ارتش سرنگونی محقق سازد وبدنبال آن یک سری اقدامات سرکاری برای مشغول کردن نیروها از قبیل : دوران سین و سین آ و آ ۷۷ و غیره راه اندازی کرد .

هشتم) بعد از سقوط صدام و لو رفتن فرار مریم رجوی به پاریس  بعد از دستگیری اش  و خلع سلاح ؛ که کلی از نیروها مسئله دار شده بودند سران فرقه گفتند که ما نیروها باید شرم  کنیم که هنوز زنده هستیم و مریم رجوی در پاریس دستگیر شده است و همچنین رجوی  در مقابل خلع سلاح شدن و اینکه چی شد که سلاحی را که روزی ناموس مجاهد خلق بود راحت و دودستی تقدیم ارتش آمریکا کرده است ؛ به دروغ  می گفت من اسب را داده ام تا صاحب اسب را حفظ کنم و در مقابل سوالات و تناقضات نیروها در رابطه با همکاری سازمان با ارتش آمریکا که روزی از نظر سازمان آمپریالیست جهانخوار  و ببر کاغذی بود و اصلا هدف بنیان گزاران سازمان مبارزه با امپریالیست جهانی به سرکردگی آمریکا و رژیم وابسته اش در ایران یعنی رژیم شاه بود ؛ می گفت ما اکنون در دوران گذار هستیم و بایستی کمر بندها را سفت کنیم و همانطوری که از سال پنجاه با ضربه به سازمان و دستگیری بنیان گزاران  تا سال پنجاه هفت به مدت هفت سال طول کشید تا رژیم شاه به نقطه سرنگونی برسد . الان هم باید صبر کنیم تا به نقطه سقوط رژیم ایران برسیم و در همین رابطه هم یک بند تحت عنوان بند  صاد به انقلاب کذایی مریم اضافه کرد و بعد ش گفتند به همین خاطر  ما باید در این شرایط با آمریکا حرکت موازی داشته باشیم که همان همکاری و نوکری برای ارتش آمریکا بخاطر  حفظ تشکیلات و ماندن در عراق بود .

حالا با خروج مفتضحانه سازمان از عراق  همه این تحلیلهای آبکی و توجیهات مسخره و ترفندها یش پوچ از آب در آمده است و نیروهای روحیه باخته و زوار در رفته و بشدت مسئله دار سازمان در ساختمانهای کمپ تیرانا هستند و دیگر از این ارتش به اصطلاح آزادیبخش در جوار خاک میهن هم چیزی بجز یک مشت نیروهای سالخورده و بیمار در کمپ تیرانا باقی نمانده است که رهبری این ارتش بی یال و دم و اشکم هم معلوم نیست مرده یا زنده باشد . لذا در این شرایط اسف بار و بسیار وخیم تشکیلاتی سران فرقه به تکاپو افتاده اند تا برای جلوگیری از ریزش عظیم نیرویی با گسیل شدن از فرانسه به آلبانی و بر قراری نشستهای تکراری و توجیهات مسخره و لو رفته نیروها را سر پا نگه دارند و از ریزش نیرویی جلوگیری کنند . ولی به نظر بنده که یکی از قربانیان این فرقه بوده ام که سالیان متمادی در این تشکیلات مخوف بهترین دوران زندگی ام را تلف کرده ام این بار دیگر سران فرقه  به دو دلیل اساسی  نمی توانند مثل گذشته با اینگونه توجیهات و ترفندها نیروها را سرکار گذاشته و چند صباحی بیشتر آنها را در تشکیلات سر پا نگه دارند . و این دو دلیل از نظر من به قرار زیر می باشد :

یکم) فقدان رجوی به عنوان رهبری این سازمان :

رجوی که خودش بعد سقوط صدام سرنوشت نا معلومی دارد و تازگی ها هم شایعه مرگش قوت گرفته است   لذا اکنون این سازمان با بحران رهبری مواجه هست و مریم رجوی هرچند سعی می کند که جای خالی ایشان را پر کند ولی همگان و بطور خاص همه نیروها در سازمان در جریان هستند که ایشان بطور باسمه ای توسط مسعود رجوی در این مسند قرار گرفته است و از لحاظ سابقه تشکیلاتی  و مبارزاتی و سواد سیاسی از خیلی از سران فرقه حتی از شوهر سابقش مهدی ابریشم چی بسیار پایین تر می باشد و به همین منظور نمی تواند آن اعمال نفوذی را که مسعود رجوی در مناسبات سازمان داشت و منحصر به فرد بود ؛ داشته باشد

دوم) این تشکیلات دیگر در عراق و بقول خودشان در جوار خاک میهن نیست و بدنبال آن هم ارتشی تحت عنوان ارتش آزادیبخش دیگر وجود خارجی ندارد بنابر این بخاطر همین  نیروها انبوهی سوال دارند که در این شرایط  سرنگونی چه می شود  .

حال سران فرقه می خواهند با توجیهاتی مثل اینکه ما توانسته ایم فرماندهان را از عراق بیرون کشیده و تقریبا تمام تشکیلات را یکجا به آلبانی منتقل کنیم پیروزی بدست آورده ایم و حالا هم با تهاجم سیاسی می خواهیم رژیم را به نقطه سرنگونی برسانیم که به هیچ وجه دیگر این توجیهات خریدار ندارد و این تشکیلات روبه زوال و فروپاشی را نجات نمی دهد .

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید