علی جهانی: دلایل اصلی وضعیت فلاکت بار فرقه رجوی

0
150
عدم برخورداری از استقلال سیاسی و بجای تکیه داشتن به مردم ایران خود را آویزان قدرتهای خارجی کرده و مثل یک حزب باد در میان شکاف ها به حیات خوار و خفیف و خائنانه اش ادامه می دهد.لذا  در این رابطه ما یک زمان شاهد آویزان شدنش به صدام بودیم و سوار کردن استراتژی اش بر جنگ ایران و عراق و متوسل شدن به ارتش صدام که سرنگونی برایش محقق کند که نه تنها چنین نشد بلکه خود صدام حسین ارباب رجوی سرنگون شد ولی رجوی بجای اینکه از  شکست و سرنگونی صدام حسین درس عبرت بگیرد و از سیاست آویزان شدن به قدرت های خارجی دست بردارد ؛ بلا فاصله با سقوط صدام  به آمریکا چشم دوخته بود که سرنگونی را با راه اندازی جنگ با ایران برایش محقق کند و الان هم در تو همات ابلهانه اش  به شیوخ مرتجع عربستان و دولت اسرائیل چشم امید بسته است تا با راه اندازی جنگ با ایران سرنگونی را برایش محقق کرده و حکومت را دو دستی و در یک سینی طلایی تقدیمش کنند.

علی جهانی ـ وبلاگ آیینه ـ دوشنبه 24 اکتبر 2016

منبع: وبلاگ آیینه

دلایل اصلی وضعیت فلاکت بار فرقه رجوی

علی رغم اینکه سران فرقه رجوی و بطور خاص مریم رجوی  این رئیس جمهور مادام العمر برای سرخ نگه داشتن صورتش با سیلی ؛ خروج مفتضحانه از عراق را پیروزی قلمداد کرده و جشن گرفته اند ولی واقعیتها سرسخت تر از این عوامفریبی ها و شیادی ها و دجال بازی ها هستند . بنابر این واقعیت اینست که این سازمان که روزی توسط بنیان گزارانش تحت عنوان سازمان مجاهدین خلق تاسیس شد و هدف اصلی اش مبارزه با امپریالست جهانی به سرکردگی آمریکا و نوکرش در ایران یعنی رژیم وابسته شاه بود ؛  توسط مسعود رجویاز اهدافش دور شد  و به ناکجا آباد هدایت گشت که سرانجام در وضعیت اسف بار و بسیار وخیم کنونی قرار گرفت .

و اما دلایل اصلی این وضعیت وخیم کنونی از نظر بنده به قرار زیر می باشد :

یکم) عدم برخورداری سازمان از یک رهبری ذی صلاح

مسعود رجوی که با خیانت به بنیان گزاران سازمان رهبری سازمان را ربود ؛ به لحاظ تشکیلاتی در رده پایینی قرار داشت و همچنین از مینیمم های ویژگی های انقلابی گری و مبارزه برخوردار نبود و به لحاظ سیاسی هم چیزی بارش نبود و تنها ویژگی های بارز و ضد انقلابی که داشت این بود که بسیار قدرت طلب و هوس باز بود و در عین حالی که برای رسیدن به قدرت از هیچ جنایت و خیانتی فرو گزار نمی کرد ؛ بسیار هم ترسو و بزدل بود و برای حفظ جان خودش حاضر هست همه نیروها و همه چیز را قربانی کند و به همین خاطر ما در این پروسه صدارتش بر سازمان شاهد فرار پی در پی اش در سر بزنگاهها و به کشتن دادن نیروها بوده ایم . ایشان با تحمیل رهبری جابرانه و غاصبانه خودش بر سازمان و با تحلیل های آبکی اش که از ذهن بیمارش تراوش می کرد سازمان را صد و هشتاد درجه عکس اهداف اصلی اش هدایت کرد که نتیجه اش وضعیت فلاکت بار کنونی سازمان می باشد .

دوم) خارج شدن سازمان مجاهدین خلق  از صفت یک سازمان انقلابی و سیاسی مسلمان  به سازمان مسعود و مریم که به صورت فرقه ای اداره می گردد

سوم) عدم برخورداری از استقلال سیاسی و بجای تکیه داشتن به مردم ایران خود را آویزان قدرتهای خارجی کرده و مثل یک حزب باد در میان شکاف ها به حیات خوار و خفیف و خائنانه اش ادامه می دهد.لذا  در این رابطه ما یک زمان شاهد آویزان شدنش به صدام بودیم و سوار کردن استراتژی اش بر جنگ ایران و عراق و متوسل شدن به ارتش صدام که سرنگونی برایش محقق کند که نه تنها چنین نشد بلکه خود صدام حسین ارباب رجوی سرنگون شد ولی رجوی بجای اینکه از  شکست و سرنگونی صدام حسین درس عبرت بگیرد و از سیاست آویزان شدن به قدرت های خارجی دست بردارد ؛ بلا فاصله با سقوط صدام  به آمریکا چشم دوخته بود که سرنگونی را با راه اندازی جنگ با ایران برایش محقق کند و الان هم در تو همات ابلهانه اش  به شیوخ مرتجع عربستان و دولت اسرائیل چشم امید بسته است تا با راه اندازی جنگ با ایران سرنگونی را برایش محقق کرده و حکومت را دو دستی و در یک سینی طلایی تقدیمش کنند.

چهارم) عدم برخورداری از پایگاه اجتماعی و بخاطر جنایات و خیانت هایش به مردم ایران نه تنها از هیچ پایگاهی برخوردار نیست بلکه به شدت مورد تنفر آحاد ملت ایران قرار دارد

پنجم) بروز نبودن سازمان با مسایل و واقعیتهای جامعه جهانی و بطور خاص جامعه کنونی ایران و سیر کردن رهبری سازمان در افکار سال شصت و بهتر بگویم اداره سازمان با افکار قرون وسطایی

ششم) تمامیت خواهی رجوی و خود را تنها آلتر ناتیو دانستن رئیس جمهور مادام العمر بر گزیدن و شورای دست ساز تحت عنوات شورای ملی مقاومت درست کردن که اکثریتش اعضای سازمان هستند  و ترد همه گروه های سیاسی دیگر که به خاطر نه تنها از هیج جایگاهی در بین اپوزیسیون داخل و خارج کشور برخوردار نیست بلکه در انزوای کامل قرار دارد .

هفتم) بر عکس جامعه جهانی که از راه حل های مسلحانه فاصله می گیرد سازمان فرقه گرای رجوی با   ادامه و اصرار بر استراتژی مبارزه مسلحانه خود را نه تنها از جامعه جهانی منزوی کرده است بلکه به شدت مورد تنفر سازمانهای بین المللی و ارگانهای حقوق بشری قرار دارد .

هشتم) عدم برخورداری این سازمان از یک ایدئ.لوژی منسجم و پایدار و به خاطر ما شاهد هستیم که رجوی با افکار فرقه گرایانه اش سازمان را به صورت التقاطی اداره می کند و در این رابطه ما شاهد هستیم که رجوی از هر کجا نکته ای که نفع  پیشبرد اهداف شوم و مقاصد سیاسی خاص خودش بوده برداشته و با ذهن بیمار خودش تجزیه و تحلیل و تفسیر نموده و آنرا در سازمان تحت عنوان ایدئولوژی ساری و جاری کرده است . لذا در این رابطه ما شاهد طلاقهای اجباری تحت عنوان انقلاب کذایی مریم و یا تفتیش عقاید و مغز شویی نیروها و خود را رهبر عقیدتی خواندن و ترویج دروغ و چابلوسی در مناسبات بودیم که سازمان را به یک فرقه تروریستی و باند مافیایی خطرناک تبدیل کرد است .

اینها دلایل اصلی بود که به اختصار بدان ها اشاره کردم که سازمان را به این وضعیت فلاکت بار کنونی رسانده است که دیگر جای هیچگونه برگشت و جبران کردنی باقی نماده است و رجوی همه پلها را پشت سر خودش خراب کرده است و سازمان را در وضعیت وخیم کنونی قرار داده است که بزودی همگان شاهد فروپاشی کاملش خواهند بود .

منبع: وبلاگ آیینه

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید