ایران قلم: درک و فهم مشترک از مبارزه با تروریسم

0
46

بنابر مدارکی که بعد از سقوط صدام حسین به دست آمده است، سازمان مجاهدین میلیون ها دلار از عواید برنامه نفت در قبال غذا (برنامه ای که سازمان ملل برای گرسنه نماندن مردم عراق در زمان تحریم طراحی کرده بود- م) را از طریق صدام حسین بین سالهای 1999 و 2003 دریافت نموده اند که به مصرف برنامه ریزی و اجرای عملیات تروریستی رسیده است. علاوه بر لیست سیزده نفره ای که از این منبع تغذیه مالی می شده و سازمان مجاهدین نیز یکی از آنها است، شواهد ارتباط سازمان مجاهدین خلق با رژیم سابق عراق شامل لیست ها و ویدئو هایی از صدام حسین است که چمدان های پول را به رهبران مشخصی از سازمان مجاهدین خلق تحویل می دهند. همچنین ویدئو هایی که نشانگر تعلیم افراد سازمان مجاهدین خلق توسط ارتش عراق می باشد…”

درک و فهم مشترک از مبارزه با تروریسم

بمناسبت انتشار گزارش وزارت امور خارجه آمریکا در مورد لیست گروه های تروریستی

این مطلب در سال 2008 منتشر شده است که هم اکنون در سایت جدید ایران قلم باز نشر می شود

26.04.2008

سایت ایران قلم ـ یاداشت روز

kanoon-ghalam@hotmail.de

iran-ghalam@hotmail.com

www.iran-ghalam.de

جورج شولتس از وزرای سابق وزارت امورخارجه آمریکا در یکی از سخنرانی های خود تحت عنوان ” تروریسم مدرن در جهان” دیدگاه منطقی و واقعگرایانه ای را از ” مبارزه با تروریسم” ارائه می کند. او اعتقاد دارد که ایالات متحده آمریکا تا زمانی که نتواند به درک و فهم مشترکی از پدیده ” تروریسم ” دست یابد، بالطبع در مبارزه با تروریسم نیز نمی تواند تصمیم واحد و قاطعی  اتخاذ کند.

بعضی از کارشناسان اعتقاد دارند که ضعف و  نکته بالا را بخوبی می توان در استراتژی برخورد ایالات متحده آمریکا با گروه های تروریستی، از جمله سازمان مجاهدین خلق مشاهده کرد، زیرا در حالی که در 30 آپریل 2007 ، این گروه به اضافه نام های پوششی و مستعار “شورای ملی مقاومت ” و ” ارتش آزادیبخش ملی ” در لیست گروه های تروریستی وزارت امور خارجه آمریکا قرار گرفتند، ولی کماکان بخشی از  نئو محافظه کاران و لابی های دولت اسرائیل در حکومت آمریکا همچنان با برگ سازمان مجاهدین خلق بازی می کنند.

طرفداران این نظریه استدلال می کنند که آمریکا بصورت نانوشته و در صحنه عمل ، گروه های تروریستی را به “تروریست های خوب”  و ” تروریست های بد”  تقسیم می کند و بنا بر شرایط سیاسی مناطق ژئوپولیتیک جهان ، گروه تروریستی مورد بحث، از گروه ” تروریست های بد ” به گروه ” تروریست های خوب ” منتقل می شود.

طرفداران این نظریه استدلال می کنند که به دلیل اینکه آمریکا با حکومت ایران بر سر بعضی از مسائل مناقشه جدی دارد، حضور سازمان مجاهدین خلق در حاشیه این  جدل می تواند به به عنوان یک اهرم فشار، یا در حادترین شکل یک اهرم نظامی مورد استفاده دولت آمریکا قرار گیرد، زیرا فرقه سازمان مجاهدین بر اساس سوابق دهشتناک خود در امر تروریسم، قادر به انجام عملیات خشونت طلبانه ای در ایران هست که دولت ایالات متحده آمریکا به دلایل بین المللی  از انجام آن ” شرم “ دارد.

اتفاقاً سازمان مجاهدین خلق نیز بعد از سرنگونی صدام حسین دیکتاتور سابق عراق ، براساس چنین ارزیابی و پیش بینی از خود، بحث راه حل سوم و تشویق تهاجم خارجی به ایران، مانند افغانستان و عراق، را مطرح کرد تا به عنوان ” تروریست های خوب ” مورد استفاده ارتش ایالات متحده آمریکا و پنتاگون قرار گیرند.

باز بر همین اساس است که آقای ریموند تانتر از کارشناسان ارشد و سابق در شورای امنیت دولت رونالد ریگان که  هم اکنون ریاست مؤسسه ای را با نام “کمیته‎ی خط مشی ایران” جهت تقویت و ترویج نظریه  ” تروریست های خوب”  و  ” تروریست های بد” بر عهده دارد، به دلیل همین “شرم” در مصاحبه با روزنامه ها آرتض چاپ اسراییل به موساد سرویس جاسوسی دولت این کشور چنین توصیه می کند:

” اسراییل میتواند در مشروعیت بخشیدن به مجاهدین خلق کمک کند من از موساد نمیخواهم که به آنان بپیوندند و با آنان همکاری کنند … اما اسراییل هواداران و یک لابی در ایالات متحده دارد و میتواند از آنان بخواهد که مجاهدین خلق را از لیست سازمان‎های تروریستی حذف کنند … و به آن اجازه دهد از داخل عراق علیه ایران فعالیت کند. ”

( برگرفته از نامه آقای محمد حسین سبحانی به آقای ریموند تانتر )

اما از سوی دیگر پژوهشگران و کارشناسان دیگری در مخالفت با نظریه بالا ، اعتقاد دارند که ایالات متحده آمریکا با تثبیت نام سازمان مجاهدین خلق در لیست گروه های تروریستی در 30 آپریل 2007 ، آنچنان میخ بلند و محکمی بر تابوت این سازمان کوبیده است که در خوشبینانه ترین شکل سال ها برای خروج  از شرایط فعلی به وقت نیاز است ، زیرا در این گزارش به ساختار فرقه گرایانه و نقض کننده حقوق بشر، علاوه بر تروریستی بودن اشاره شده است.

اتفاقاً این دسته از کارشناسان بر این امر تاکید می کنند که تعریف فرقه گرایانه از سازمان مجاهدین خلق که در جوهر خود نقض حقوق بشر را به دنبال دارد، موضوعی است که نمی توانند متخصصین و کارشناسان دولت آمریکا  یک شبه به آن برسند یا یک شبه بر روی آن خط بطلان بکشند، زیرا محصول هزاران ساعت کار متخصصین وزارت خارجه آمریکا بر روی سازمان مجاهدین خلق می باشد و از اعتبار ویژه ای برخوردار می باشد.

جهت کنکاش در این نظریه نگاهی به بیانیه وزارت خارجه آمریکا در تاریخ 30 آپریل 2008 و  ثبت نام سازمان مجاهدین خلق در لیست گروه های تروریستی این کشور خواهیم داشت.

در این تاریخ “دفتر هماهنگکنندهی ضدتروریسم وزارت امور خارجه آمریکا ”  گزارش سالیانه خود در مورد گروه های تروریستی را منتشر کرد که در فصل ششم این گزارش به نام سازمان مجاهدین خلق در این لیست سیاه چنین اشاره می شود:

” سازمان مجاهدین خلق که به نام های   ام.ک.او، انجمن دانشجویان ایرانی مسلمان، شورای ملی مقاومت، ان.سی.آر، جنگجویان مقدسِ ایران، ارتش آزادیبخش ملی ایران، ان.ال.ای شناخته می شود، سازمان مجاهدین خلق ایران، پی.ام.او.آی، شورای ملی مقاومت ایران، ان.سی.آر.آی، نیز شناخته میشود. ”

اگر چه برای اولین بار در سال 1994 و در زمان ریاست جمهوری بیل کلینتون در آمریکا  سازمان مجاهدین خلق در لیست گروه های تروریستی این کشور  قرار گرفت، اما صدور گزارش وزارت خارجه آمریکا در مورد گروه های تروریستی و ثبت مجدد سازمان مجاهدین خلق به دلیل ” ساختار فرقه گرایانه”  و  ” نقض کننده حقوق بشر”  از آن  ، آن هم  توسط دولت جورج بوش که به اردوی حزب جمهوری خواهان تعلق دارد ، اهمیت ویژه این گزارش را دو چندان می کند. در این قسمت از گزارش وزارت خارجه آمریکا آمده است:

 

” سازمان مجاهدین خلق، علاوه بر معیارهای تروریستی ، ویژگیهای فرقه گونه از خود بروز داده است. اعضای جدید، بهمحض ورود به گروه، تحت القائات ایدئولوژیکی مجاهدین خلق قرار میگیرند و تاریخ گذشته ایران را بهگونهای تجدیدنظرشده فرا میگیرند. همچنین از اعضا خواسته میشود در پیشگاه رهبری سوگند “طلاق دایمی” یاد کنند و در جلسات “غسل ایدئولوژیکی” هفتگی شرکت نمایند. علاوه بر این، طبق گزارشها، کودکان در  سنین پایین از والدین خود جدا میشوند. رهبر مجاهدین مریم رجوی یک فرقهی شخصیتی برپا نموده است. او ادعای تقلید از حضرت محمد[ص] را دارد و اعضای گروه او را “رییسجمهور ایران در  تبعید” میدانند. ”

یا در قسمتی دیگر گزارش دفتر هماهنگ کننده وزارت خارجه آمریکا به فعالیت های سازمان مجاهدین خلق چنین اشاره می کند:

“…همچنین در سال 2001 اف بی آی هفت ایرانی را در امریکا دستگیر نمود که حدود 400 هزار دلار به یک سازمان وابسته به مجاهدین خلق در امارات پرداخت کرده بودند. این مبالغ صرف خرید سلاح می گردیده است. سازمان مجاهدین خلق بعد از بمباران اولیه قرارگاههایشان در عراق بصورت دوطلبانه تسلیم شده و سلاح های خود را تحویل دادند. از سال 2003، حدود 3400 تن اعضای مجاهدین در کمپ اشرف در عراق تحت نظارت قوای متحدین قرار دارند… در سال 2003، مقامات فرانسه 160 تن از اعضای مجاهدین را با سو ظن به برنامه ریزی، هدایت و حمایت مالی از عملیات تروریستی در اماکنشان دستگیر نمودند. با دستگیری مریم رجوی، اعضای مجاهدین در خیابانهای پاریس خود را به آنش کشیدند…”

همچنین این گزارش اشاره می کند که:

“…بنابر مدارکی که بعد از سقوط صدام حسین به دست آمده است، سازمان مجاهدین میلیون ها دلار از عواید برنامه نفت در قبال غذا (برنامه ای که سازمان ملل برای گرسنه نماندن مردم عراق در زمان تحریم طراحی کرده بود- م) را از طریق صدام حسین بین سالهای 1999 و 2003 دریافت نموده اند که به مصرف برنامه ریزی و اجرای عملیات تروریستی رسیده است. علاوه بر لیست سیزده نفره ای که از این منبع تغذیه مالی می شده و سازمان مجاهدین نیز یکی از آنها است، شواهد ارتباط سازمان مجاهدین خلق با رژیم سابق عراق شامل لیست ها و ویدئو هایی از صدام حسین است که چمدان های پول را به رهبران مشخصی از سازمان مجاهدین خلق تحویل می دهند. همچنین ویدئو هایی که نشانگر تعلیم افراد سازمان مجاهدین خلق توسط ارتش عراق می باشد…”

در تاریخ 8 آپریل 2008  نیز وزارت امور خارجه آمریکا  مجدداً گزارش سال جاری در مورد سازمان های تروریستی را منتشر نمود که کماکان نام سازمان مجاهدین خلق به عنوان یک گروه تروریستی در ردیف 29 این لیست سیاه جای دارد. این بیانیه در مورد شناسای گروه های تروریستی ، از جمله سازمان مجاهدین خلق، توضیح می دهد که:

دفتر هماهنگی مقابله با تروریسم وزارت امور خارجه دائماً فعالیت های گروهای فعال تروریستی در سرتاسر دنیا را برای شناسایی گروه های بالقوه برای تعیین آنها تحت نظر دارد. دفتر هماهنگی مقابله با تروریسم هنگام بررسی گروه های بالقوه، نه تنها حملات تروریستی واقعی که آن گروه به اجرا درآورده است، را در نظر می گیرد بلکه به اینکه آیا این گروه درگیر طراحی و آماده سازی برای اقدامات احتمالی تروریسم در آینده یا احراز توانایی و قصد به کار بستن چنین اعمالی را دارد، نیز توجه می کند.

با انتشار بیانیه سال 2008 وزارت خارجه آمریکا که باید آن را مواضع رسمی این کشور در نظر گرفت، بنظر می رسد که دولت آمریکا همچنان  مرزبندی جدی و قاطعی با سازمان مجاهدین خلق به عنوان یک گروه تروریستی دارد و آنها را ” تروریست خوب ” نمی داند. حال باید دید طرفداران نظریه ” تروریست های خوب ” در میان نئومحافظه کاران و لابی دولت اسرائیل در ایالات متحده آمریکا، در شرایط جدید و همچنین پایان یافتن ریاست جمهوری جورج بوش که دو جنگ نظامی در افغانستان و عراق را در کارنامه خود دارد، چه خواهند کرد. آیا آنها همچنان بدنبال ” تروریست های خوب ” برای بکارگیری ابزاری سازمان مجاهدین خلق هستند یا اینکه به قول جورج شولتس به درک و فهم مشترکی از تروریسم خواهند رسید، تا در نتیجه راه حل مبارزه با آن را نیز یابند.

_________________________________________________

آرشیو موضوع : نفی خشونت، تروریسم و فرقه گرایی

فرقه رجوی جنایتکار چه فرقی با داعش دارد؟

فرقه رجوی جنایتکار چه فرقی با داعش دارد؟

فرقه رجوی جنایتکار چه فرقی با داعش دارد؟ چند روز پیش سنگ فرش خیابانهای پاریس توسط چند تروریست وحشی به خون اغشته شد این عمل وحشیانه توسط گروه وحشی داعش برعلیه روزنامه نگاران و کاریکاتوریستهایی صورت گرفت که به زعم جنایتکاران جرمشان کشیدن کاریکاتور رهبر گروه وحشی داعش و نوشتن جملات خنده دار در مورد این گروه بوحشی بوده . این عمل …

وظایف ما در قبال فرهنگ خشونت و ترور در فرقه ها

وظایف ما در قبال فرهنگ خشونت و ترور در فرقه ها

وظایف ما در قبال فرهنگ خشونت و ترور در فرقه ها سایت ایران قلم یورگن هابرماس فیلسوف مشهور آلمانی اعتقاد دارد که خشونت قبل از اینکه به ماهیت و سرشت انسان برگردد، به جلوه ای غیرواقعی و دروغین از مناسبات انسانی بر می گردد. او اعتقاد دارد که انسان قادر است این جلوه کاذب را تشخیص دهد و زمینه مساعد را برای …

محمد حسین سبحانی:ضرورت باز شناسی و نقد تروریسم و خشونت سیاسی

محمد حسین سبحانی:ضرورت باز شناسی و نقد تروریسم و خشونت سیاسی

البته بین انقلابی و میهن پرستی که در دل عشق به آزادی و مردم اش دارد با یک تروریست به لحاظ فردی تفاوت وجود دارد. ولی باید با شهامت گفت در مشی و استراتژی و ترویج فرهنگ خشونت و نتیجه و راندمان عمل هیچ تفاوتی وجود ندارد، وحتی اگر دوران مبارزه مسلحانه و ترور و خشونت به درازا بکشد …

 

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید