ایران فانوس: هزینه شکست

0
305

ما حتی در جنگ جهانی دوم که آلمانیها مبتکر اصلی آن جنگ بودند، شاهد چنین رسم و رسوماتی نبودیم. جنگ دوم جهانی که در سال ۱۹۴۵ پایان یافت، هیتلر فرمانده جنگ خودکشی کرد و چهار کشور پیروز جنگ خسارات و غرامت هنگفتی به کشور شکست خورده تحمیل کردند و کشور آلمان را سالها در حد یک کلونی باقی داشتند که حتی امروز نیز دولت آلمان به بازپرداخت بخشی از غرامتهای جنگی متعهد است. ولی در مورد جنگ مجاهدین این گونه نیست. رهبری مجاهدین که پیشتر و بارها اعلام کرده بود هنگامه شکست، یادگار خوبی از خود بر جای خواهد گذاشت و با اعلام عاشورای جنگی، کارنامه مجاهدین را به نحو احسن خواهد بست، او دوباره و چند باره جرزنی کرده و شکست را پیروزی خوانده است! یعنی نه از عاشورا خبری است و نه از خودکشی و نه از پرداخت غرامت و خسارت جنگی ۵۰ ساله که هزینه های مالی و انسانی زیادی روی دست مردم ایران و بشریت گذاشته است.

ایران فانوس ـ 30.07.2015

لینک به منبع

هزینه شکست

فیلم اکشن تروی Troy به کارگردانی ولفگانگ پترسن و با بازی زیبای برد پیت که در نقش آشیل ظاهر شد و فیلم در ماه مه سال ۲۰۰۴ اکران شد، یک فیلم هالیوودی است که یکی از افسانه های یونان باستان را به تصویر می کشد. آنچه که سناریو و ساخت فیلم را متمایز می کند، صحنه های جنگی نیست بلکه کاربرد و کارکرد بسیاری از ارزشها و اخلاق جنگی است که در حین جنگ رعایت می شد در حالی که در جنگهای امروز ما بندرت شاهد رعایت اصول و پرنسیبهای جنگی هستیم. شاید حضور سربازان و امرا و پادشاهان در جنگ و اهداف جنگی که به آن اعتقاد داشتند و معمولاً دفاع از آب و خاک و قبیله و ارزشهای دیگر بود، جنگهای پیشینیان ما را با جنگهای امروز که به سمت تروریسم رفته و جنبه تجارت یافته، فرق گذاشته است. جنگهایی که آغاز و پایان ندارد، شکست و پیروزی ندارد، سرباز و امیر و پادشاه ندارد، بلکه مشتی سیاهی لشکر و گروگان و اسیر و فریب خورده در راه اهداف مالی و غرور و قدرت، با تلفات هنگفت اقتصادی و انسانی که می توانست ربطی به جنگ و جدال نداشته باشد، می توانست به سهولت قابل حل و فصل باشد، ولی به دلایل زیاد امروزی که اساساً با دلایل پیشینیان و اهداف آنان فرق دارد، جنگهای فرسایشی و تروریستی مد و حربه روز شده است.

در جنگهای گذشته که جنگ آغاز و پایانی داشت، پس از شکست و پیروزی، اولین هزینه پای امرا و پادشاهان و بانیان جنگ بود و بعدها به سربازان و اسرا می رسید. ولی آیا امروز هم همین طور است؟ در جنگهای تروریستی امروز کدام دانش و اعتبار و ارزش و قواعد و اصول جنگ رعایت می شود و چه کسی و کسانی هزینه شکست را می پردازند؟

فی المثل در جنگی که مجاهدین خلق آن را به جنگ صد برابر علیه ایران و تعدادی از کشورهای دیگر به راه انداخته اند، حتی یکی از ارزشها و قواعد جنگی که، تاریخ پایان جنگ و هزینه پیروزی یا شکست باشد، رعایت نمی شود. بنابراین، این دیگر جنگ نیست، بلکه بازی از نوع جر زنی است.

ما حتی در جنگ جهانی دوم که آلمانیها مبتکر اصلی آن جنگ بودند، شاهد چنین رسم و رسوماتی نبودیم. جنگ دوم جهانی که در سال ۱۹۴۵ پایان یافت، هیتلر فرمانده جنگ خودکشی کرد و چهار کشور پیروز جنگ خسارات و غرامت هنگفتی به کشور شکست خورده تحمیل کردند و کشور آلمان را سالها در حد یک کلونی باقی داشتند که حتی امروز نیز دولت آلمان به بازپرداخت بخشی از غرامتهای جنگی متعهد است.

ولی در مورد جنگ مجاهدین این گونه نیست. رهبری مجاهدین که پیشتر و بارها اعلام کرده بود هنگامه شکست، یادگار خوبی از خود بر جای خواهد گذاشت و با اعلام عاشورای جنگی، کارنامه مجاهدین را به نحو احسن خواهد بست، او دوباره و چند باره جرزنی کرده و شکست را پیروزی خوانده است! یعنی نه از عاشورا خبری است و نه از خودکشی و نه از پرداخت غرامت و خسارت جنگی ۵۰ ساله که هزینه های مالی و انسانی زیادی روی دست مردم ایران و بشریت گذاشته است.

او در پیام اخیرش که بیشتر شبیه یک فیلم اکشن هالیوودی است و نه یک پیام سیاسی، و به مناسبت عید فطر و توافق اتمی ایران و شش قدرت جهانی، صادر کرده است سناریو را کمافی السابق معکوس نوشته است. این فیلم دو ساعته که هنرپیشه اول ندارد و تنها تعدادی سیاهی لشکر را به عنوان افسران اتمی به تصویر کشیده اند، می خواهند شکست خود را پیروزی جلوه دهند و از هزینه شکست که پای رهبری این جریان است، فرار کنند.

در فیلمهای گذشته حداقل هنرپیشه اول حضور داشت اگرچه قادر به بازی و جست و خیز انقلابی نبود، ولی با دوپینی که می کرد، سخن پراکنی و دروغپردازی می کرد. ولی پس از توافق اتمی ایران و شش قدرت جهانی، این بار نقشی به بازیگر اصلی ندادند! شاید هم فیلم اکشن را این بار کمدی می خواستند و نمی خواستند کسی را عصبی کنند، بلکه می خواستند همگان را بخندانند.

هنرپیشه غایب، در فیلم دو ساعته پیام می دهد، اما سر و ته پیام و مخاطبش مشخص نیست. مشخص نیست منظور پیام نیروهای شکست خورده هستند، حکومت ایران است و یا ارباب بی مروت که از سال ۲۰۰۳ به رهبری دامن پوشاند و حال قصد در آوردن دامن را دارد.

با این وصف، هر بازی آغاز و پایانی دارد. بازی مجاهدین نیز پایانی دارد، حتی اگر بازیگر غایب به آن تن ندهد و همچنان شکست را پیروزی بخواند و از هزینه شکست فرار کند.

اما آنچه که حائز اهمیت است، هر فیلم و بازی مورد قضاوت قرار خواهد گرفت. تماشاگرانی که النهایه به هر فیلم و بازی نمره خواهند داد و پیروزی را پیروزی و شکست را شکست خواهند گفت.

همچنین آنچه که در این میان مهمتر است، شکست رهبری و اربابان مجاهدین، به نفع مردم و مهمتر این که شکست سر، مساوی با پیروزی بدنه است. این که رهبری مجاهدین، سعی دارد شکست را پیروزی به خورد نیروهایش بدهد، برای آنان، هر پیروزی مردمی، پیروزی است و در سرنوشت آنان تاثیر خواهد داشت. اگرچه رهبری مجاهدین برای صدمین بار، شکست را پیروزی بنامد و از تبعاتش بگریزد و برای خود مدال پیروزی و صلح طلب کند، پیامش در شرایط کنونی یک تف سر بالاست. یک نشانه شکست است.

باید بداند که در حال حاضر، او فاقد هر گونه ارزش انسانی و سیاسی و نظامی و ایدئولوژیک و حتی رهبری یک جریان سیاسی و جنگی است. او دارای ارزش زیادی است و آن اطلاعاتش است که اگر بخواهد روزی هزینه شکست را بپردازد، لاجرم پای دهها قدرت و جریان و اشخاص بالا و پایین، گیر خواهد افتاد. بحث کینه کشی و انتقامگیری از فرد و جریانی نیست، بلکه اگر قرار باشد فرقه رجوی بسوزد، می بایست ریشه و مشابه چنین فرقه هایی چه اکنون و چه در آینده، سوزانده شود.

کانون سیاسی ـ فرهنگی ایران فانوس

لینک به منبع

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید