حسن پیرانسر: مشکل چیست و مقصر کیست؟

0
125

سازمانی که من 30 سال پیش با آن آشنا شدم بسیار خاکى و مردمى بود و خصایل و ارزشهاى انسانى اش بسیار بارز و حس کردنى بود ، مجاهد 30 سال پیش به متانت و افتادگى و اخلاق و صداقت و خاکى بودن شناخته میشد ولى حالا بعد از 30 سال میبینم که مجاهد فقط یک کلمه و یک اسم شده است که نه تنها دیگر از آن خاکى بودن و اخلاق و صداقت و…….. در آن خبرى نیست بلکه از خصایل انسانى هم تهى شده است مثلا براحتى به خانوادها بخصوص به پدران و مادران پیر و سالخورده که احترام تک به تک آنها حتى بوسیدن دست و پاى آنها از خصایل و ارزشهاى مجاهدین 30 سال پیش بود ، مارک و تهمت زده میشود ، به سمت آنها سنگ و فلزات برنده پرتاب میشود ، به آنها فحش و دشنام داده میشود ، به پدر و دخترى که از راه دور براى درخواست ملاقات با فرزندش به فرانسه آمده است حمله میکنند و این پدر میانسال و دختر جوانش را به قصد کشت کتک میزنند (منظورم آقاى محمدى و دختر ایشان میباشد) و روانه بیمارستان میشوند…

مشکل چیست و مقصر کیست؟

حسن پیرانسر ـ 28.06.2015     سازمان مجاهدینى که من با آن 30 سال پیش آشنا شدم بسیار مردمى  با خلق و خوى انسانى بود و بخاطر همین ویژگى قشر جوان و دانشجوى آن دوران را به سمت خود جذب کرده بود . خوب یادم است که در دهه 60 که در کشور کانادا مشغول تحصیل بودم و در انجمن مجاهدین در تورنتو و مونترال عضویت داشتم محبوبیت سازمان را در بین ایرانیان مقیم خارج بخصوص در کشور کانادا به چشم میدیدم و ایرانیان زیادى بیشتر از قشر جوان و دانشجو بدون هیچ چشم داشتى و صادقانه جذب انجمن و انجمنهاى مجاهدین در خارج کشور میشدند و در فقدان اینترنت و تلفن موبایل و شبکه هاى مجازى و …………… غیره و فقط با اطاعیه و بروشور در مناطق عمومى و دانشگاها عده کثیرى را مثلا براى اکسیون , تظاهرات، یا جلسات عمومى بسیج میکردند و بدون هزینه هاى هنگفت سازمان کارها و برنامه هاى خود را پیش میبرد ولى حالا بعد از 30 سال که از آشنایی من با این سازمان میگذرد وقتى به این پدیده مجاهدین نگاه میکنم متاسفانه فقط یک اسم مجاهدین میبینم که خالى از همه اون ارزشها و خصایل مردمى است , متاسفانه آنقدر پوک و تو خالى شده است که نه تنها دیگر قدرت جذب ایرانى و نسل جوان را ندارد بلکه مجبور است براى اکسیون هایش و تجمعاتش به جاى ایرانى از افغانها و آفریقایی ها و سایر ملتها آنهم با پرداخت پول و هزینه تک به تک آنها، آنهآ را براى پر کردن سالن ها و اکسیون هایش استفاده کند آنهم در دورانی که اینترنت و کامپیوتر و تلفن مو بایل و شبکه هاى مجازى در دسترس عموم میباشد و حدود 5 میلیون ایرانى که خارج از ایران زندگى میکنند فقط چند صد نفر ایرانى آنهم از سراسر دنیا آنهم با پرداخت پول و هزینه سفر آنهم بطور ثابت در تجمعات بزرگ این سازمان مثلا در ویلپنت پاریس شرکت میکنند ، واقعا چرا؟ مشکل کجاست و مقصر کیست؟

سازمانی که من 30 سال پیش با آن آشنا شدم بسیار خاکى و مردمى بود و خصایل و ارزشهاى انسانى اش بسیار بارز و حس کردنى بود ، مجاهد 30 سال پیش به متانت و افتادگى و اخلاق و صداقت و خاکى بودن شناخته میشد ولى حالا بعد از 30 سال میبینم که مجاهد فقط یک کلمه و یک اسم شده است که نه تنها دیگر از آن خاکى بودن و اخلاق و صداقت و…….. در آن خبرى نیست بلکه از خصایل انسانى هم تهى شده است مثلا براحتى به خانوادها بخصوص به پدران و مادران پیر و سالخورده که احترام تک به تک آنها حتى بوسیدن دست و پاى آنها از خصایل و ارزشهاى مجاهدین 30 سال پیش بود ، مارک و تهمت زده میشود ، به سمت آنها سنگ و فلزات برنده پرتاب میشود ، به آنها فحش و دشنام داده میشود ، به پدر و دخترى که از راه دور براى درخواست ملاقات با فرزندش به فرانسه آمده است حمله میکنند و این پدر میانسال و دختر جوانش را به قصد کشت کتک میزنند (منظورم آقاى محمدى و دختر ایشان میباشد) و روانه بیمارستان میشوند آنهم در یک کشور آزاد و دمکراتیک ، یا به خانم جوانی که براى دیدن خواهرش که اصلا او را ندیده به کشور ناامن و جنگ زده عراق مسافرت میکند اجازه دیدار از طرف سران مجاهدین داده نمیشود و ایشان به جاى دیدن خواهرش مورد انواع دشنام ها و اهانتها و مارکها قرار میگیرد و دست خالى و دلى شکسته به ایران برمیگردد ، واقعا چرا؟ مشکل کجاست و مقصر کیست؟

سازمانى که در کشورهاى اروپایی که آزادى و دمکراسى در آنها سارى و جارى است و آزادى بیان یک امر عادى  و روتین در این کشور هاست ، به منتقدین و جداشدگان خود حمله میکند ، فرمان کشتن و حذف فیزیکی منتقدین از طرف رهبر این سازمان ، مسعود رجوى، تکرار میشود و طبق این فرمان آقاى منصور نظرى را در خیابانهاى پاریس مورد ضرب و شتم قرار میدهند و یا با نفوذ به محل زندگى آقاى حسینژاد به ترور شخصیت ایشان میپردازند ، این سازمان آن سازمان 30 سال پیش که من میشناختم نیست و از آن خصایل مردانگى و ارزشهاى انسانى که زمانى در این سازمان وجود داشت متاسفانه دیگر خبرى نیست از سانترالیسم دمکراتیک ، انتقاد و انتقاد از خود ، و…………… دیگر خبرى نیست ، واقعا چرا و مشکل کجاست و مقصر کیست؟

سازمانى که من میشناختم متانت و  اخلاق از ویژگى هایش بود ولی متاسفانه از زبان بانوان جداشده از اینفرقه شنیده ام که رهبر این سازمان , مسعود رجوى، همه زنان شوراى رهبرى را به عقد خود درآورده بود و با آنها روابط جنسى برقرار کرده بود

رهبرى که چنان سازمانى را که حنیف نژاد بنیانگذارى کرده بود را به چنین پدیده اى تبدیل کرده است ، پدیده اى خشن ، تهى از ارزشها و خصایل انسانى ، پدیده اى غیر دمکراتیک  و توتالیتر که متاسفانه تنها نامى که میتوان براى این پدیده گذاشت ، نام فرقه رجوى است چون مسعود رجوى خالق این پدیده توتالیتر و خشن و خشونتگرا و مسىول تهى شدن کلمه مجاهد و مسىول از بین رفتن همه خصایل انسانى و ارزشهایى است که 30 سال پیش در سازمان مجاهدین به فدا و صداقت شناخته میشد و سر لوحه مجاهدین بود که متاسفانه دیگر در این پدیده یافت نمیشود.

mobarezemosalahane7

ضرورت باز شناسی و نقد تروریسم و خشونت سیاسی

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید