معنی نداشت، فقط میخواستند زیر بغل های رقیه خانم تقویت شود!

0
115

مقاومتی که شما برای آن عیدی هم متصور شده اید، دراصل مقاومتی بود متوهمانه دربرابر سیر تاریخی کم وبیش طبیعی ای که ایران پشت سر میگذاشت واین سیر درجهت دادن قدرت بدست مسعود رجوی بوالهوس نبود. مقاومت سازمان متبوع شما دربرابر حوادث، ربطی به مردم ایران نداشت و تنها براثر افکار متوهمانه که گویا رهبری حق رجوی است ، انجام گرفت وبعلت ناموزون بودن آرایش قوا ، با فضاحت تمام شکست خورد ومردم ایران  ابراز تاسفی ازاین بابت ننمودند بازهم :

” سلام بر نسل سی خرداد که تنش مجروح و خون‌چکان است اما با عشق پرشکوهش به برادر مسعود به‌راهبر آزادی و رهایی یک روز هم از جنگ با رژیم دست نکشید “.

همین که این خون دادگان بعلت عشق پرشکوهشان به رجوی متوهم وانحصار طلب خود را قربانی کردند ، جای بحث اضافی باقی نمیگذارد و تنها میتوان اینها را قربانیان آتش جهل وجنون رجوی نامید و برحالشان تاسف خورد وبر رجوی لعن ونفرین فرستاد. رجوی راسا جنگی با رژیم نکرد وهنرش فرستادن سیل دانش آموزان وگاها دانشجویان به قربانگاه بود…

معنی نداشت، فقط میخواستند زیر بغل های رقیه خانم تقویت شود!

حمید تبریزی ـ 03.07.2020

 

معنی نداشت، فقط میخواستند زیر بغل های رقیه خانم تقویت شود!

رقیه ملک محمدی  میبایست که هم مشهور شود وهم سخنرانی کردن راتمرین کند وباصطلاح سنگ پرتاب کند تا زیر بغل هایش تقویت شود.

ازاین رو بود که یک مراسم خیمه شب بازی برای او براه اندختند ونامش را گذاشتند ” کنفرانس بین‌المللی با حضور رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت ـ استفن پاند و رقیه ملک محمدی ” !!

از آن  نوع کنفرانس بین المللی که  یک درصد نمایند گان مردم وحتی دولت های جهان درآن حضور نداشتند!

جریان این کنفرانس بین المللی کذائی با آب وتاب تمام از سیمای ضدآزادی رجوی پخش شد ورسانه های مجازی مربوطه پوشش فراوانش دادند.

در گزارش مرتبط با این موضوع، رسانه های مجازی نوشته اند :

” استفن پاند عضو پیشین پارلمان انگلستان: ما باید قوی‌ترین پیام ممکن را به رژیم ایران بفرستیم که شما نمی‌توانید یک ملت را برای همیشه سرکوب کنید و باید به‌خاطر جنایاتتان جوابگو باشید. مردم ایران باید این حق را داشته باشند آنچه را می‌خواهند ابراز کنند و برای چگونگی مصرف منابع طبیعی‌شان تصمیم بگیرند. من به حمایت خودم از مردم ایران و مقاومت سازمان‌یافته‌شان، شورای ملی مقاومت ایران ادامه خواهم داد تا روزی که ایران آزاد شود. ما در غرب، در این کشور و در سایر نقاط جهان به‌طور کامل متعهدیم که از آنها حمایت کرده و همبستگی خودمان را ابراز کنیم و از همه مهم‌تر این‌که، به آنها بگوییم تنها نیستند “.

آیا این پارلمانتاریست سابق یا اسبق ، تاریخ 4قرن اخیر انگلستان وایران را خوانده است ؟

اگر خوانده ، لابد میداند که درآن ایام، ایران بهمراه چین، هندوستان ومصر ازپیشرفته ترین کشورهای جهان بودند و در مواردی ازاروپا جلو میزدند وگاهی هم نقاط ضعفی داشتند.

ایران ومخصوصا چین بزرگترین ناوگان دریایی زمان را دراختیارداشتند وکشتی های تجاری شان درتمامی دریاها حضور چشمگیری داشتند.

اروپائیان که ازتمامی امکانات خود برای توسعه ی خود استفاده کرده بودند، بازارهای جدیدی را میخواستند وبدست آوردن این بازارها ازطریق رقابت اقتصادی سالم برایشان میسر نبود وباید که این بازارها بزرور تصرف میشد .

اما نیروهای زمینی اروپا با سد محکم امپراطوری عثمانی وایران مواجه بودند وتصرف زمینی سرزمین ها برایشان مقدور نبود.

ازاین رو شروع به مجهز کردن ناوگان دریایی خود به سلاح سنگین کرده و ازراه دریا به کشورهای شرق  یاد شده که من حیث المجموع تواناتر از اروپائیان بودند اما بعلت عدم رغبت به کشورگشایی ،  سلاح سنگین بر ناوگان های خود سوار نکرده بودند ، حمله کردند.

پرتغال شروع کننده ی این حملات دریایی بود وزمانی که بندر عباس بعنوان بزرگترین وبا اهمیت ترین بندر گمرکی ایران بدست آنها افتاد، صفویان قادر به رفع تصرف دریا ازطریق زمین نشده وناچار دست به دامن انگلستان شده وانگلستان باشرط داشتن امتیازات گمرکی بندر عباس ، پرتغالی های عقرب را بیرون راند و بعنوان افعی زمام امور این مکان استراتژیک ایران را دردست گرفت.

بموجب این قرارداد، کالاهای بنجل تر انگلیسی از پرداخت حقوق گمرکی معاف شده ودرمقابل، ایران میبایست دربرابرکالاهای صادراتی بسیار مرغوب تر خود که مردم اروپا آنها را بر روی چشم خود میگذاشتند، مالیات بپردازد ونتیجه این میشد که کالاهای ایران قیمت گرانی درخارج پیدا میکرد وخریداری نمیشد و بدین ترتیب اندک اندک کارگاه های تولیدی ایران که حتی به اعتراف مستشرقین درمواردی پیشرفته تر ازانگلستان بود ، کار خود را رها کرده و واین کارگاه ها که درهمه جا نطفه ی صنایع بزرگ محسوب میشود ، نتوانستند تبدیل به کارخانه شده تا ایران هم بتواند انقلاب صنعتی خود را انجام داد و ملزم به باج دهی 400 ساله به غرب نشود.

بنابراین این پارلمانتاریست حقوق بگیر مجاهدین خلقی که این یکی خود حقوق بگیر دیگران است، اگر دلی برای سوزاندن برای مردم ایران دارد، دروهله ی اول میبایست ازدولت خود بخواهد که  قسمتی از این غرامت های وارده  فوق تصور به ایران را پرداخت نماید!

سپس :

” رقیه ملک محمدی : به‌هموطنان‌ام و هواداران سازمان و خانواده‌های شهیدان و زندانیان سلام می‌کنم می‌دانم در این عید مقاومت، دل‌های همه‌شون لبریز است از یاد شهیدان، از همه کسانی که رنج کشیدند، زندان رفتند، شکنجه شدند و هزاران و هزار قهرمان “.

مقاومتی که شما برای آن عیدی هم متصور شده اید، دراصل مقاومتی بود متوهمانه دربرابر سیر تاریخی کم وبیش طبیعی ای که ایران پشت سر میگذاشت واین سیر درجهت دادن قدرت بدست مسعود رجوی بوالهوس نبود.

مقاومت سازمان متبوع شما دربرابر حوادث، ربطی به مردم ایران نداشت و تنها براثر افکار متوهمانه که گویا رهبری حق رجوی است ، انجام گرفت وبعلت ناموزون بودن آرایش قوا ، با فضاحت تمام شکست خورد ومردم ایران  ابراز تاسفی ازاین بابت ننمودند

بازهم :

” سلام بر نسل سی خرداد که تنش مجروح و خون‌چکان است اما با عشق پرشکوهش به برادر مسعود به‌راهبر آزادی و رهایی یک روز هم از جنگ با رژیم دست نکشید “.

همین که این خون دادگان بعلت عشق پرشکوهشان به رجوی متوهم وانحصار طلب خود را قربانی کردند ، جای بحث اضافی باقی نمیگذارد و تنها میتوان اینها را قربانیان آتش جهل وجنون رجوی نامید و برحالشان تاسف خورد وبر رجوی لعن ونفرین فرستاد.

رجوی راسا جنگی با رژیم نکرد وهنرش فرستادن سیل دانش آموزان وگاها دانشجویان به قربانگاه بود.

خانم ملک محمدی ضمن تکرار خاطرات مربوط به عصر روز 30 خرداد 1360میگوید :

” زبان حال نسل ما در آن روز را برادر مسعود بیان کرده است: «ما به قربانگاه می‌رویم تا نسلهای آتی لعنت‌مان نکنند “.

اگر به قربانگاه رفتن خوب است، چرا خود رجوی همواره خود را درانواع قصرها گرفته تا سوراخ موش ها قایم کرد تا جان بی ارزش خود را حفظ کند ودیگران را درمعرض انواع خطرها قرار دهد!

بازهم :

“عجیب این است که در مقابل چنین رژیمی یک مقاومت برپا می‌شود و عجیب‌تر این است استمرار پیدا می‌کند. آن‌هم نه یک سال، نه ده سال، که چند دهه. راز این مقاومت چیست؟ راز این طاقت و ظرفیت چیست؟ راز این تسلیم ناپذیری و شکست ناپذیری چیست؟ : این راز اسم‌اش انقلاب است. انقلاب درونی مجاهدین، انقلاب خواهر مریم “.

این مقاومت ها واستمرارها محصول حمایت همه جانبه ی صدام بوده واینک این مسئولیت را دیگر کشورهای مرتجع یا اشغالگر بعهده گرفته اند.

تاثیر انقلاب مریم که نوعی نخبه کشی ازمردان وحراج ناموس… بود ، ازاین حیث که عرصه را بر هر انتقاد واعتراضی بست واعضای سازمان را به فسیل هایی که فقط قادرند نفس بکشند وراه بروند ، تبدیل کرد.

بعبارت دیگر ، برقراری یک محیط گورستانی سبب شده که شما تعدادی ازاعضای استحاله یافته را هنوز هم دراختیار داشته باشید واین از معجزه ی دستگاه مغز شویی، تجرید افراد ( شکنجه ی وحشتناک روحی) بحساب میآید که بجای فابل افتخار بودن، مایه ی ننگ است!

همینطور :

” ما ایدئولوژی فردیت خودپرستانه و ایدئولوژی جنسیت را شکست دادیم که توانستیم در مقابل رژیم شکست ناپذیر شویم. ما زن‌ستیزی را شکست دادیم که توانستیم برابری زن و مرد را به‌طور حقیقی برقرار کنیم . ما یک رهبری با همین طینت و با همین سرشت یعنی پاک و رها را انتخاب کردیم و از آن پیروی کردیم و سر بر راهش گذاشتیم که توانستیم یک مقاومت منسجم و مستحکم داشته باشیم “.

شما بتی بنام مسعود رجوی ساخته وهمه چیز خود را دراختیار این بت قرار داده وبه عصر حجر که صحبتی ازبرابری وآزادی درآن نمیتواند باشد ، برگشتید وپایان دادن به زن ستیزی دراین اوضاع واحوالی که مسعود درست کرد ومریم مشاطه گری آنرا پذیرفت وامثال شما بمثابه عمله ی شیطان  به تحقق آن کمک کردید ، ابدا ممکن نیست.

دستگاه شیطانی ای  که شما  بعنوان یکی ازعمله های آن بکار گرفته شده اید ، زنها را با طلاق اجباری وستاندن فرزندان دلبندشان ازآنها به خاک سیاه نشانده و سپس آنها را مجبور کردید که با چشمان گریان درحجله های ترتیب داده ی مریم ، درخدمت رجوی باشند ودرکنار آن بردگی فیزیکی را مانند گذشته با خود حمل کنند!

این برابری زن ومرد نیست ومعنی واقعی اش، سپردن زمام امور فردی واجتماعی زنان بدست مردی بوالهوس مانند رجوی بود واگر رهائی ای بدست آوردید، رهائی ازقید و بند انسانیت بود!

///////////////////////////

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید