هیاهوی بیقواره برای مرجان هنرپیشه از بهر چیست !

0
189

کاظم مصطفوی نامی ازوابستگان رجوی مطلبی تحت عنوان  ” مرجان چگونه مرجان شد؟” نوشته که در بخش هایی از آن میخوانیم :

” برای من هم بسیار جالب بود که یک بازیگر سینمای زمان شاه به مقاومت، که فرهنگی کاملا متفاوت با فرهنگ زمان شاه دارد، پیوسته است. عجیب تر این بود که بعدها در سالهای تبعیدش در آمریکا چگونه در برابر امواج عرضه و تقاضای هنر تاجرانه ایستاده است”.

برای شما درزمانی که برای بهره برداری احمقانه از داعش ، لقب افتخاری ( عشایر انقلابی ) به این آدمکشان دادید، هیچ چیز بعید نیست و اینگونه تعریف وتمجید ازمرجان که اینک نیست، کار مشکلی نیست! ضمنا ، زمانی که او درآمریکا بود وسن وسالی ازوی گذشته وبازیگر ماهری نبود وصدای چندان پرقدرتی نداشت ، تنها باند رجوی مفلوک است که ازاو تقاضای تاجرانه کرد واین تقاضا کم وبیش محقق شد.

هیاهوی بیقواره برای مرجان هنرپیشه ازبهر چیست !

حمید تبریزی ـ 25.06.2020

مرجان یک هنر پیشه ای در دوران شاه بود که معروفیت چندانی از نظر هنرمند بودن نداشت واگر کسی برای تماشای فیلم اومیرفت ، بیشتر بخاطر تماشای چهره ی کمی پر آب ورنگ و لباس هایی که میپوشید و طنازی هایی که میکرد ، بود وهنرمندی چندانی ازخود نشان نمیداد که دردوران شاه دیدن این مشخصات برای اغلب سینماروندگان کفایت میکرد.

خلاصه اینکه ازنظر هنری، فرد دندان گیری نبود و مشتاقانش هم چندان توقعی ازاو نداشتند و مشاهده ی جسم وچهره وحرکات او، آنها را راضی نگه میداشت وبخصوص اینکه درفیلم هایی بازی نمیکرد که زیر سانسور ایادی شاه قرار گیرد وکارش ازاین بابت بی دغدغه بود.

او شخصیتی نبود که لازم باشد در سوک اش اینهمه آه وفغان راه انداخته شود که باند رجوی برآن شده تا این آش را پر روغن تر جلوه داده وبنفع خود تبلیغ نماید که تصور نمیرود کارساز باشد.

اما برای باندرجوی قرار گرفته دراستیصال ، پیدا کردن کفش کهنه هم در بیابان یک مائده ی آسمانی است وازاین رو، دربهره برداری بی سرانجام ازاین خانم هنرپیشه، سنگ تمام گذاشته ونشان داده که چه شباهت به غریقی دارد که دست به هر خس وخاشاکی میزند.

کاظم مصطفوی نامی ازوابستگان رجوی مطلبی تحت عنوان  ” مرجان چگونه مرجان شد؟” نوشته که در بخش هایی از آن میخوانیم :

” برای من هم بسیار جالب بود که یک بازیگر سینمای زمان شاه به مقاومت، که فرهنگی کاملا متفاوت با فرهنگ زمان شاه دارد، پیوسته است. عجیب تر این بود که بعدها در سالهای تبعیدش در آمریکا چگونه در برابر امواج عرضه و تقاضای هنر تاجرانه ایستاده است”.

برای شما درزمانی که برای بهره برداری احمقانه از داعش ، لقب افتخاری ( عشایر انقلابی ) به این آدمکشان دادید، هیچ چیز بعید نیست و اینگونه تعریف وتمجید ازمرجان که اینک نیست، کار مشکلی نیست!

ضمنا ، زمانی که او درآمریکا بود وسن وسالی ازوی گذشته وبازیگر ماهری نبود وصدای چندان پرقدرتی نداشت ، تنها باند رجوی مفلوک است که ازاو تقاضای تاجرانه کرد واین تقاضا کم وبیش محقق شد.

درادامه :

” مرجان زنی بود که حداقل به لحاظ مالی وضعیتی بسیار مرفه داشت و رسیدن به رفاه و ثروت بیشتر هم به واقع برایش کاری نداشت. اما او زنی بود عبور کرده از این زیورها و به عرفانی عمیق رسیده بود که مرا همیشه به درنگ و تحسین وا می داشت “.

همین آقای محمد علی کشاورز که پریروز فوت کرد وهنرمند نامی ای هم بود، آیا باندازه ی مرجان مرفه بود واگر نبود دلیل این کار چه بود و دلیل رفاه مرجان چی بوده است؟

چرا زمانی که تامین زندگی برای  هنرمندان نامی کشور باین راحتی نبود ونیست، رسیدن به ثروت بیشتر برای مرجان کاری نداشت.

مثلا شهریارها، شاملوها ، عزت اله انتظامی ها وحتی خانم دلکش … چقدر ثروت داشتند با آنهمه نبوغ وشهرت جهانی ؟!

ضمنا دلیل بازداشت او چه بوده که ناچار به هم بندی با هوادران کم سواد وبی منطق مجاهدین که جان خود را در راه بوالهوسی های رجوی فدا کردند ، گردد؟؟

سپس :

” بعدها و به ویژه بعد از پر کشیدنش به صحبتهای دیگران درباره او توجه کردم. همه بدون استثنا می گفتند که از خود، و مقاومتش، بسیار کم گفته است و هرچه را که دیده گفته یا نوشته خاطراتی است از دیگران. این نشانه فروتنی بسیار عمیق و حاکی از قلبی رئوف بود. اما من هرگز این سؤال به ذهنم خطور نکرد که به واقع چه شد که مرجان، مرجان شد؟ مرجان از مجاهدین چه دیده بود “؟

آیا این  فروتنی ازسر کم اطلاعی از سیاست و مسائل اجتماعی نبوده است و او مجبور بوده که وقت زندان خود را با تعریف ازاین وآن مجاهد مفلوک بگذراند؟

مرجان درسطح پایینی ازخوانندگی ماند ومرجانی شد که بود.

ضمنا مرجان که از سینما و … کنار گذاشته شده بود وکسی نبود که نیروهای مترقی بسراغش رفته و برایش وقت بگذارند ، چه راهی  جز دوستی با مجاهدینی که کیفیت جذب نیرو برایشان اهمیت نداشت ، در سر راه خود میدید؟

ونیز :

“خودش گفته است که تا زمان انقلاب ضدسلطنتی روحیه ای مردمی ولی غیر سیاسی داشت. .. اما این روحیه در جریان انقلاب ضدسلطنتی محتوایی سیاسی یافت. و بعد در اندک مدتی به هواداری از سازمان منتهی شد. … در حالی که رابطه او با مجاهدین غنای بیشتری داشت. من به دنبال علت تغییر کیفی رابطه مرجان با مجاهدین بودم. چه چیزی از مجاهدین دیده بود که او را این چنین شیفته‌ آنان کرد که البته برایش بسیار پرهزینه بود ” ؟

پس قبول میکنید که سطح آگاهی اش طوری نبود که دیگر گروه ها با ان سوابق اش به سراغ او بیآیند که راه انداختنش درسمت وسوی برنامه های خود را بلحاظ بیسوادی مطلق مرجان و … پرهزینه وکم اثر میدانستند

او با وضعی که داشت،  فقط برای پذیرفتن ویاد گرفتن شعار های مجاهدین استعداد داشت وطبق استعدادش عمل کرد تا تلافی جلوگیری جمهوری اسلامی ایران از آنگونه فیلم بازی کردن هایش را که عامل مرفه بودنش بود،بگیرد.

بخصوص که مجاهدین در دادن وعده های دروغین وسر خرمن، هیچ ملاحظه و سختگیری ندارند!

الیته من به این خانم که اینقدر زرنگی داشت که به عضویت حرمسرای رجوی در کمپ اشرف درنیآید امتیازاتی قائلم.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

محمد حسین سبحانی: چرا رجوی به دنبال حذف اعضای جداشده در آلبانی هست؟

 

 

…………………

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید