نگاهی به تحلیل مفتضح یک مرید رجوی!

0
482

بی توجهی به تاریخ و کم مطالعگی، درد بزرگ مردم ماست!  مجبورم برای یکبار که شده- بعنوان کسی که یک روستازاده ای که زندانیان سیاسی متعددی در اطرافم بود دردوران شاه- به ذکر موضوعی بپردازم و مشت محکمی بردهان این نوع استلالات که زمان شاه طلایی بود ومردم مشکلی نداشتند ، زده باشم :  دراواخر سال 1340 که معلوم شد که طلاهای امریکا ته کشیده و دلارهایش بی پشتوانه چاپ میشود، کیسنجر بعنوان یک متفکر برجسته ی سلطه گران جهانی ، باین نتیجه رسید که دیگر نمیتوان از طلای زیاد آمریکا صحبت کرد وبنابراین، دلار به پشتوانه ی محکمتری نیاز دارد!  دراین میان قرعه ی فال بنام نفت عربستان، ایران و …. افتاد که پشتوانه ی محکمی برای دلارآمریکائی که طلاهایش را صرف صدور ضدانقلاب به اقصی نقاط جهان کرده بود ، باشد.  ازاین رو بود که قیمت نفت بشدت بالا رفت وایران 30 میلیون نفری ، روزانه 6میلیون بشکه نفت صادر میکرد!  با توجه باینکه ترکیب جمعیتی ایران آن زمان 65درصدروستایی درمقابل 35 درصد شهری بود و دولت شاه دراصل چیزی برای روستاها هزینه نمیکرد، قسمت قابل توجهی ازشهرنشنان ، از ریخت وپاش های درآمد افسانه ای نفت منتفع شده و بدین ترتیب طبقه ی متوسط ومرفهی درایران تشکیل شد که زندگی بهتری را شروع به تجربه کردن نمودند! 

نگاهی به تحلیل مفتضح یک مرید رجوی! 

حمید تبریزی ـ 14.08.2018

trump-Natoye arabi-Rajavi

من برای خواننده ی بد شانسی که باید این تحلیل بچه مرشد رجوی را بخواند ، شخصا فداکاری کرده و از10 صفحه متن ملال آور او گذشته وبه بررسی 2صفحه از یاوه های این شخص پرداختم!  

اوکه مانند روسایش ازنشست وزیر خارجه ی آمریکا با گروه های غیر مجاهد ( سلطنت چی ها، تجزیه طلبان ، پاره ای از شخصیت های چپ سابق و بریده ی فعلی و …) دچار سراسیمگی شده ، بدون اینکه به پارامتر مهم تری بنام مردم ایران فکر کند- چرا که مانند مرادش مردم درمحاسبات او جایی ندارند- نوشته است: 

” امروز دیگر کسی تردید ندارد که خواست عموم مردم ایران، چه در داخل و چه در خارج کشور، تغییر رژیم است۰ استفاده از زور برای سرنگونی این دستگاه اهریمنی که از هیچ گونه مشروعیت سیاسی برخوردار نیست و با به کارگیری خشن ترین شیوه ها میلیون ها ایرانی و سرنوشت حال و آینده شان را به گروگان گرفته و سرمایه های مادی و معنوی شان را در آتش جنگ های منطقه ای در سوریه، یمن، لبنان، عراق و دیگر کشور ها به باد فنا می دهد، از نظر اخلاقی مجاز و موجه است “.  

فاصله ی بین نارضایتی مردم وامر سرنگونی ، بسیار است والبته فهمیدن این مهم، ازعهده ی کسی که چیزی جز نصایح و تئوری های مالیخولیایی رجوی را نشنیده ونخوانده برنمیآید ، چنانکه میبینید! 

وجود نارضایتی های عمیقی که سران ایران خود نیز صراحتا آنرا اعلام میدارند ، چیزی قابل کتمان نیست! 

در  توضیح علل بروزبوجود آمدن این نارضایتی ها ، نظریات مختلفی وجود دارد واقتصاد دانان مردمی ، دلیل عمده ی آنها را ضعف مدیریتی از یک طرف ودشمنی های خارجی از طرف دیگر میدانند که البته وظیفه ی حاکمیت برطرف کردن موانع داخلی (قطع رانت ها ،اختلاس ها و …) است که  تصمیم قطعی بگیرد، که میتواند وباید  هم بگیرد. 

البته نظر مشابهی هم بنام اثر ویرانگراقتدار زیاد اقتصاد غیر مولد است که ظاهرا آنقدر واضح است که نیازی به تفسیر بیشتری ندارد. 

ما درکنار مدیرانی که به کشور وانقلاب مردم خیانت کرده ودست به فساد زدند، هنوز صاحب هم متخصصین باوجدان، پاکدست ومیهن دوستی هستیم که میتوانند همکار حاکمیتی باشند که ظاهرا راهی جز این ندارد! 

اما مشکلات خارجی ازجنس دیگری است و دست سران حکومتی باندازه ای درمرتفع کردن این مشکلات باز نیست که در حل مشکلات داخلی باز است وباید که با اتخاذ سیاست های پیچیده و بهره مندی ازتضادهای موجود بین دشمنان فعال وغیر فعال ، راهی برای حل این معضل تحمیل شده پیدا کنند. 

درجواب به قسمت اخیرتر ادعای این مرید رجوی باید گفت که دخالت های محدود ایران در حوادث منطقه ، من حیث المجموع مثبت بوده و جنبه ی مبارزه با تروریزم آن، بردیگر جهاتش غلبه دارد و ازاین رو، این بچه مرشد رجوی ، بطورسفیهانه ای فتوای اعمال هرنوع خشونت برعلیه حکومت را صادر میکند! 

این بچه مرشد رجوی به سخنان رجوی وش اش چنین ادامه میدهد : 

” وزیر خارجه ایالات متحده در جمع گروهی از ایرانیان به گوشه کوچکی از کارنامه ی سیاه آنان اشاره می کند، سروش فیلسوف الدوله را چنان برآشفت که کف بر دهان دست به قلم برد و آن چه را سزاوار حاکمان تبهکار ایران بود نثار پمپئو و ایرانیان حاضر در آن جلسه کرد و نشان داد که در شرایط بحرانی امروز نظام ولایت، سروش در کنار جانیان حاکم بر ایران می ایستد و توقع ندارد وزیر خارجه آمریکا نازک تر از گل به عمال دستگاه ولایت بگوید “. 

من البته کاری با افکار وعقاید دکتر سروش وفعالیت هایش در روزهای آغاز انقلاب فرهنگی و… ندارم . 

اما اینطور نیست که درمقام دفاع ازاو که درمقابل زورگوئی این نماینده ی سیستم سلطه وتابعیت ، اعتراض نموده ، برنیآیم! 

بلی دکتر سروش هرکه بوده وهست ، این حق را دارد که دربرابر اهانت وتحقیر کشورش سکوت نکند وشما وطن فروشان چرا ازاین رویه ناخشنود هستید؟! 

دوباره میخوانیم این حرفی را  که تنها میتواند از دهان یک رجویه ای ویا ازقلم آلوده به خیانت او وافکار مالیخولیایی اش تراوش کند: 

” دیگر، در شرایط کنونی چه چیز برای نظام از این بهتر که توده ی ناراضی با پیروی از رضا پهلوی به این نتیجه برسد که برای تغییر رژیم نباید از زور استفاده کرد۰ به این شیوه رژیم جمهوری اسلامی می تواند خیالش راحت باشد که دست کم تا وقتی که همان ستاره ی دنباله دار هالی دوباره گذارش به زمین بیفتد، در قدرت خواهد ماند “. 

هیچ آدم عاقلی دست به این نظریه سازی های محیر العقول نمیزند والبته وابستگان رجوی چرا؟! 

توده ی ناراضی، هیچ منافع مشترک ملموسی با رضا پهلوی ندارد وازطرف دیگر ، شکل تغییر یک رژیم را معادلات گوناگون وشرایط مدام درحال تغییر تعیین میکند واینطور نیست که مثلا رجوی بگوید ما بطور قهر آمیز این کار را میکنیم ورضا پهلوی جواب دهد که نخیر آقا، شما غلط میکنید، مال من مسالمت آمیز خواهد بود! 

انچه که درایران میگذرد ، ربطی به این یاوه بافی های پادوهای رجوی ندارد ومردم تره ای باین ترهات خرد نمیکنند و دردلواپسی باند رجوی که گویا اربابان مربوطه، رضا پهلوی را براو ترجیح خواهند داد شرکتی ندارند! 

درسوء برداشت ازیک مرحله ی تاریخی : 

” …این واکنش مردم توضیح و تفسیر بسیار ساده و روشنی دارد و به طور خلاصه تنها گویای آن است که مردم ایران تا کجا از حاکمیت ولایت فقیه در رنج و عذاب هستند که در مقام مقایسه با آن، دیکتاتوری شاه و رضاشاه برای شان قابل تحمل و مقبول می شود “. 

بی توجهی به تاریخ و کم مطالعگی، درد بزرگ مردم ماست! 

مجبورم برای یکبار که شده- بعنوان کسی که یک روستازاده ای که زندانیان سیاسی متعددی در اطرافم بود دردوران شاه- به ذکر موضوعی بپردازم و مشت محکمی بردهان این نوع استلالات که زمان شاه طلایی بود ومردم مشکلی نداشتند ، زده باشم : 

دراواخر سال 1340 که معلوم شد که طلاهای امریکا ته کشیده و دلارهایش بی پشتوانه چاپ میشود، کیسنجر بعنوان یک متفکر برجسته ی سلطه گران جهانی ، باین نتیجه رسید که دیگر نمیتوان از طلای زیاد آمریکا صحبت کرد وبنابراین، دلار به پشتوانه ی محکمتری نیاز دارد! 

دراین میان قرعه ی فال بنام نفت عربستان، ایران و …. افتاد که پشتوانه ی محکمی برای دلارآمریکائی که طلاهایش را صرف صدور ضدانقلاب به اقصی نقاط جهان کرده بود ، باشد. 

ازاین رو بود که قیمت نفت بشدت بالا رفت وایران 30 میلیون نفری ، روزانه 6میلیون بشکه نفت صادر میکرد! 

با توجه باینکه ترکیب جمعیتی ایران آن زمان 65درصدروستایی درمقابل 35 درصد شهری بود و دولت شاه دراصل چیزی برای روستاها هزینه نمیکرد، قسمت قابل توجهی ازشهرنشنان ، از ریخت وپاش های درآمد افسانه ای نفت منتفع شده و بدین ترتیب طبقه ی متوسط ومرفهی درایران تشکیل شد که زندگی بهتری را شروع به تجربه کردن نمودند! 

آری ، با اراده ی امریکا که منافع اش را درآن میدید ، حداکثر 20درصد مردم ایران سهم قابل توجهی ازاین ریخت وپاش های نفتی بدست آوردند! 

آیا حالا هم 20 درصد ازمردم ایران درناز ونعمت بسر نمیبرند، سفر کنار دریا چطور ومسافرت های خارجی  و ….؟؟!! 

ازسال 1355 کشتی بان را سیاستی دیگر آمد تا بهای نفت را ارزانتر کرده وشاه را دچار بحران های عمیق تورمی بکند واین طبقه ی متوسط صدایش دربیآید و همراه 15درصد زیر متوسط ها وزاغه نشین هایی که درتنگنا بودند ، قرار بگیرد و پایه های انقلاب 1350ریخته شود! 

شما اگر نظری به روزنامه های سال های 1356-1357بیاندازید، اخبار کافی ای درمورد فساد اجتماعی، اقتصادی وفحشا را بدست میآورید ومیفهمید که چرا بعضی از مردم ، با بخاطر سپردن ساال های 1351تا1355آرزوی آن دوران را میکنند ولی صحبتی از سال های 1355 به بعد که بحرانش شاه را معلق کرد، حرفی نمی زنند! 

اتفاقا وظیفه ی یک فرد روشنفکر ، بیان تمام وقایع بوده وخائنانه است که با عمده کردن بخشی از تاریخ و پنهان نگه داشتن بخش دیگرش ، خاک بچشم جوانانی بپاشد که تجربه ای ندارند وتنها اخبار حوادث خوب ازدوران شاه به آنها حقنه میشود! 

علت علاقه نشان دادن جوانان ناآگاه به سلطنت ، از این وارونه نمائی تاریخی است والبته باند رجوی هم درتبعیت از رسانه های صهیونیستی- امپریالیستی  ناشر 90درصد ازاخبار وتفسیرها درسراسر جهان ، بدون اینکه انحصار طلبی اش مایل به این کار باشد، باین کج فهمی و انحراف کمک میکند که باتوجه به ماهیت ضد ملی اش ، چنین هم باید بکند! 

————————-

 Rajavi-Mac ken

 

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید