لوکاچ بعد از شکست جنبش ضد استالینیستی در مجارستان در سال 1953 دست از سیاست و عمل گرایی سیاسی کشید و به جستجوی یک “دیالکتیک رهایی بخش” بشکل” جهانبینی” پرداخت. چپ نو سالها کوشید با کمک اندیشه های لوکاچ جایگزینی برای نظرات مارکس و لنین بیابد و سارتر به انتقاد از مارکسیسم لوکاچ پرداخت. لوکاچ کوشیده بود اگزیستنسیالیسم سارتر را همان اگزیستنسیالیسم هایدگر؛ هوادار فاشیسم، یکی بداند گرچه اگزیستنسیالیستها اهمیت” آزادی فرد” را مورد توجه و علاقه مارکسیست های جمعگرا قرار دادند. کتاب” فنومنولوگی روح” هگل نیز مورد توجه و علاقه اگزیستنسیالیست ها قرار گرفت. آثار خانم ” رایا- دونایفسکایا” شامل کتاب، مقاله، سخنرانی و نامه به مارکسیست های ضد استالینیستی زمان خود و نیمه دوم قرن بیست است.
زنان مبارز؛ – از هر دری، سخنی.
سوسیالیسم یعنی صنعت برق به اضافه نظام شورایی.
آرام بختیاری ـ 21.06.2018
آنهایی که نه باروت را کشف و نه قطب نما را ساختند،
آنهایی که نه ماشین بخار و نه برق را ساختند،
آنهایی که نه در دریا و نه در آسمان سیر نمودند،
ولی تا آخرین گوشه و کنج سرزمین رنج را تجربه کردند.
امه سزار، مبارز آفریقایی ،میگفت مهم این است که بدانیم ریشه دیالکتیک رنج است یا شناخت؟ سارتر در یکی از آثارش مرا بیاد سیاه بودنم انداخت؛ یعنی سکو و پله ای برای دیالکتیک، و فانون در انتقاد از سارتر پرسید چرا هگل خود را با تاریخ و رویاهای سیاهان هیچگاه مشغول نکرد؟ گرچه او گفته بود هیچ ایده ای ارزش آشنایی ندارد مگر اینکه ایده آزادی باشد.
تروتسکیست ها میگفتند بدون هگل، مارکس بوجود نمی آمد ،و مارکسیستها کانت گرا نبودند که ادعا کنند مردان خیرحواه و خوش قلب قادر به حل تضادهای جامعه و نظام سرمایه داری خواهند بود. مارکس میگفت آگاهی انسانها فقط منعکس کننده جهان بینی آنان نیست بلکه خالق آن نیز میتواند باشد. این نظر نوعی هگل گرایی است. مفهوم انقلاب مداوم مورد نظر مارکس را میتوان یک “ایده ابدی” هگلی دانست. مارکس از سال 1875 بجای واژه “فلسفه” دیگر اغلب از کلمه” اصول” استفاده میکرد. اگر هگل بجای فلسفه از “ایمان ” و حرکت بسوی خدا سخن میگفت آنرا باید نظری ارتجاعی دانست. ادعا میشود که در آثار هگل انواع سنتزها دیده میشود- دانش مطلق او وحدتی است از تاریخ و شناخت، ایده مطلق او وحدتی است از تئوری و پراکتیک، و روح مطلق وحدتی است از عین و ذهن. برای هگل تاریخ فلسفه در 2500 سال پیش و در یونان باستان شروع شد و تا زمان وی در دوره انقلاب فرانسه ادامه یافت. هگل فیلسوف بورژوایی همه دورهها در طول تاریخ بود ولی نه بشکل صوری و آبستراکت؛ آنطور که در ظاهر به نظر می آید. مارکس میگفت هنر هگل کشف” انکار نفی” بود که اشتباها آنرا در قالب” عرفانی “عرضه کرد.
مارکس نه تنها ضد کاپیتالیسم و مخالف” کمونیسم خام” بود بلکه فلسفه خود را نوعی هومانیسم جدید نامید او گاهی هومانیسم مارکسیستی را “جامعه نو” نامید. خانم دونایف میگفت مارکس 112 سال پیش ستون فلسفی برای سازماندهی انقلاب و جامعه را عرضه کرد ولی نیاز به سقف نیز بود. در عصر خطر جنگ اتمی برای عقب انداختن بیشتر کار سازماندهی فرصتی نمانده.
حانم دونایفسکایا(1987-1910) در مورد جنبش چپ در امریکا میگفت طبقه کارگر مدتها ارتجاعی و حتی غیرسیاسی بشمار می آمد که نه تنها حزبی کارگری نساخت بلکه حتی از سازمانهای مارکسیستی و احزاب کارگری نیز حمایت نکرد.او میگفت لنین بدلیل “مقاله های فلسفی” اش در سال 1915 و کتاب “ماتریالیسم و امپریکریتیسم” اش از سال 1924 بعنوان یک فیلسوف بشمار آید؛ گرچه کتاب نخست او اثری است مکانیکی. لنین تئوری “حزب آوانگارد” را در سال 1902 در کتاب” چه باید کرد؟” مطرح کرد و هیچگاه از آن دست نکشید. خانم دونایف در مقاله” دیالکتیک حزب” مینویسد نه حزب خلقی توده ای و نه حزب کادرهای نخبه و کارکشته! و “هومانیسم مارکس” نیز میبایست امکانی برای رشد بعدی کمونیسم توتالیتر بلشویکی بجا نمی گذاشت. خانم دونایف که مدتی همکار تروتسکی در تبعید بود میکوشد با رجوع به آثار هگل و مارکس با جدل با متفکران مارکسیسم غربی و چپ نو مانند لوکاچ، مارکوزه، و آدرنو دلایل شکست انقلاب بلشویکی روسیه و سازشکاری جنبش کارگری آنرا روشن کند. او در سال 1953 میلادی تئوری لنین در مورد “حزب آوانگارد” و نظریه “عمل” مهمتر از” اراده و تئوری” است، را کنار گذاشت.
لوکاچ بعد از شکست جنبش ضد استالینیستی در مجارستان در سال 1953 دست از سیاست و عمل گرایی سیاسی کشید و به جستجوی یک “دیالکتیک رهایی بخش” بشکل” جهانبینی” پرداخت. چپ نو سالها کوشید با کمک اندیشه های لوکاچ جایگزینی برای نظرات مارکس و لنین بیابد و سارتر به انتقاد از مارکسیسم لوکاچ پرداخت. لوکاچ کوشیده بود اگزیستنسیالیسم سارتر را همان اگزیستنسیالیسم هایدگر؛ هوادار فاشیسم، یکی بداند گرچه اگزیستنسیالیستها اهمیت” آزادی فرد” را مورد توجه و علاقه مارکسیست های جمعگرا قرار دادند. کتاب” فنومنولوگی روح” هگل نیز مورد توجه و علاقه اگزیستنسیالیست ها قرار گرفت. آثار خانم ” رایا- دونایفسکایا” شامل کتاب، مقاله، سخنرانی و نامه به مارکسیست های ضد استالینیستی زمان خود و نیمه دوم قرن بیست است.
———————-
محبوب ترین مطالب برای موضوع تاریخ، فرهنگ و هنر
- انتشار کتابی تازه درباره محمدرضا شاه پهلوی به قلم اندرو اسکات کوپر – 4,759 views
- فیلم هایی که در باره سازمان مجاهدین ساخته شد – 4,511 views
- ابوالفضل جورابچی: از دفتر خاطرات یک پزشک – 2,694 views
- ده کتاب، ده فیلم؛ اقتباسهای مشهور سینمای ایران – 2,679 views
- موفقیت درخشان سینمای ایران ،شهاب حسینی و اصغر فرهادی در جشنواره کن – 2,504 views
- محمدعلی سپانلو، “شاعر تهران” درگذشت – 2,278 views
آرشیو موضوع : تاریخ، فرهنگ و هنر
گذری بر فرهنگ و هنر در هفتهای که گذشت؛ جام جهانی و چرا قباد را کشتند
یک نظرسنجی در شبکه های اجتماعی برای یافتن پرخواننده ترین نویسندگان ادبیات معاصر نشان داد محمود دولت آبادی، عباس معروفی و خانم زویا پیرزاد پرهوادارترین نام ها در فضای امروز ادبیات کشورند. این در حالی است که “زوال کلنل”، آخرین رمان دولت آبادی که تاکنون به پنج زبان مختلف جهانی منتشر شده است هنوز بعد ده …
سوسیالیسم و مبارزات خانم دونایف
دونایف در مورد روش مبارزه زمان خود میپرسد، آوانگاردیسم لنین یا رفرمیسم سوسیال دمکراسی؟ به ادعای او آثار انگلس ذر باره دیالکتیک تا امروز اساس غالب تحقیقات و نظرات مارکسیستی است. انگلس” ایده مطلق” هگل را نه تنها دگماتیک بلکه ارتجاعی میدانست. خانم دونایف به بجث و جدل با مارکسیسم غربی از جمله به نظرات لوکاچ، مارکوزه، آدرنو …
کتاب داستان دو نهضتی؛یزدی معتقد و عبدی منتقد
سعید شاهسوندی، عضو سابق سازمان مجاهدین خلق، نیکبین را یکی از سه عضو مؤسس و بنیانگذار تشکیلاتی مخفی (در کنار محمد حنیفنژاد و سعید محسن) در سال ۱۳۴۴ میداند که شش سال بعد «سازمان مجاهدین خلق ایران» شد. اما نیکبین فقط سه سال اول را با سازمان همراهی کرد. شاهسوندی میگوید اغلب کتابهای آموزشی این گروه را نیکبین …
نامزدهای دریافت جایزه بینالمللی ادبیات در آلمان معرفی شدند
“رمان عشقی” نویسندهی این رمان ایوانا سایکو، زادهی ۱۹۷۵ در کرواسی است. او در جنوب اروپا به عنوان نمایشنامهنویس شهرتی به دست آورده است. کتاب “رمان عشقی” نخستین رمانی است که از او به زبان آلمانی ترجمه شده است. مترجم این اثر، آلیدا برمر است. قهرمانان این رمان زوجی متشکل از یک هومانیست بیکار و یک هنرپیشه هستند که …