بهمن اعظمی: رجوی فقط قربانی میخواهد – 4

0
856

رجوی فقط قربانی میخواهد – قسمت چهارم 

 بهمن اعظمی، بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، بیست و یکم فوریه ۲۰۱۸:… موقعی که با ابراهیم در یک پایگاه بودیم مخفیانه به من درس انگلیسی میداد که وقتی از سازمان جدا میشم بتونم تضاد خودم را حل کنم. ابراهیم از قبل سیتی زن آمریکا بود و حدودا نزدیک به سی ساله که در فرقه رجوی اسیره. ابراهیم پدر سه فرزنده که دو پسرش شهروند آمریکا هستند و دخترش … 

درخواست یاری به یک پدر دردمند و رنجکشیده

بهمن اعظمی، تیرانا،
لینک به منبع

فراق اینجاست، میبینی؟ اگر دقت کنی حالا
جدایی را نگاه کینه توزت کرده خاطر جم!

با سلام خدمت هموطنان عزیز و خانواده های گرامی

من بهمن اعظمی از اعضای نجات یافته از فرقه رجوی در آلبانی هستم.

چند روزیه که هوای شهر تیرانا بارانیه، قدم زنان به سمت خانه می رفتم که بی اخیتار دلم گرفت. یاد خاطرات خوش گذشته با خانواده ام افتادم، باران که می بارد جدایی درد داره، منظره روبروم کوه های زیبا چشم نوازی می کرد، آهی از ته دل کشیدم و نمی دونم چی شد یاد یکی از دوستانم که در مجاهدین خلق اسیره افتادم.

اسم این دوستم آقای ابراهیم زنجانی است که مدت زیادی با هم بودیم. موقعی که با ابراهیم در یک پایگاه بودیم مخفیانه به من درس انگلیسی میداد که وقتی از سازمان جدا میشم بتونم تضاد خودم را حل کنم. ابراهیم از قبل سیتی زن آمریکا بود و حدودا نزدیک به سی ساله که در فرقه رجوی اسیره.

ابراهیم پدر سه فرزنده که دو پسرش شهروند آمریکا هستند و دخترش را هم در راه فرقه از دست داده. یادم هست که دل پر خونی از مجاهدین خلق داشت. بمن میگفت “بهمن میخواهم این آخر عمری از سازمان جدا شم و پیش پسرام برم ولی جواد خراسان و ژیلا دیهیم مانع خروج من از سازمان میشن. چندین بار به آنها گفته ام که من نزدیک به هفتاد سال سن دارم همه عمرم را گذاشتم همه مال و ثروتم را به سازمان دادم از این تشکیلات خسته شدم دیگه چی از جون من میخواهید”.

آقای ابراهیم زنجانی چندین بار درخواست تماس تلفنی با پسرش حمید زنجانی که قبلا عضو سازمان بوده و سالیان قبل در عراق از سازمان جدا شده را داده بود ولی مسئولین فرقه مانع تماس ایشون با خانواده و پسرشون در آمریکا شده اند. آقای زنجانی تحت فشار روحی شدید قرار دارند. من که دیدم این بنده خدا با کهولت سن تحت فشار قرار داره گفتم ابراهیم من حاضرم ترا به سفارت آمریکا ببرم شاید کمک کنند که با خانواده و پسرت ارتباط برقرار کنی. ولی ابراهیم از این سازمان جنایتکار می ترسید. بنده خدا می گفت اگر سفارت آمریکا جواب مساعد ندهد وضعیت بدتر می شود.

بنده خدا میگفت “در آمریکا برای خودم کسی بودم. همه گونه امکانات زندگی را در سطح خوبی داشتم. ببین در این سازمان به چه روزی افتادم که حق تماس با پسرانم را هم ندارم. مگر گناه ما چیه که این آخر عمری هم باید در زندانی که مجاهدین خلق در آلبانی درست کردن بسر ببریم. چرا نمی گذارند من با بچه هام تماس داشته باشم؟” من به ابراهیم قول داده بودم وقتی از فرقه جدا شدم دنبال کارش را بگیرم.

من از همه دوستان در خارج از کشور و همه هموطنان گرامی درخواست می کنم که اگر پسران آقای ابراهیم زنجانی را در آمریکا می شناسند کمک کنند تا این پدر دل سوخته به پسرانش برسه. من هم فقط اسم یکی از پسرای ایشون را میدانم که آقای حمید زنجانی هستند. هر کسی آقای حمید زنجانی را می شناسه به ایشون خبر بدید که پدرش بی صبرانه منتظر اقدام ایشونه که ارتباط برقرار کنه و این آخر عمری پدرشو را از دست فرقه نجات بده.

من بهمن اعظمی و دوستان دیگرم در آلبانی هر کمکی از دستمان بربیاد تمام و کمال در خدمت هستیم.

بهمن اعظمی – نجات یافته از فرقه رجوی در آلبانی

(به بنیاد خانواده سحر – لطفا این نوشته را شما بخوانید. آیا قابل درج در سایت هست؟ به نظر من ضروری است که حتما درج شود)

———————–

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید