آقای هزارخوانی! دکتر جان! حیف نان! والله توقع شما از امریکایی ها در توانشان نیست

0
227

آقای هزارخوانی! دکتر جان! حیف نان! والله توقع شما از امریکایی ها در توانشان نیست

صابر از تبریز (امضاء محفوظ)، ایران اینترلینک، چهارم نوامبر ۲۰۱۷:… وچرا دولت آمریکائی که  اسلاف شمان کارهایی بنفع رجوی انجام میدادند –  واگر زمانی  نمیتوانستند، تناسب قوا این اجازه را بدان ها نمی داد –  با ترس ولرز ونوک زبانی حرف میزند؟! بنظر میرسد که آقای هزارخوانی توقعی بیش از قدرت وتوان امریکا از سران این کشور دارد و اینهمه تهدید ازطرف آنها را که برعلیه ایران انجام میشود ، راضی نمیکند!! عجب … 

http://iran-interlink.org

ازنظر هزارخوانی خرفت شده، آمریکا بازهم ترس ولرز دارد!!

آقای هزارخوانی! دکتر جان! حیف نان! والله توقع شما از امریکایی ها در توانشان نیست

۱۳/۰۸/۱۳۹۶

پسر نوح با بدان بنشست،

خاندان نبوﱣ تش گم شد

در دهه ی ۱۳۴۰٫۵۰، منوچهر هزارخوانی بلحاظ قرارگرفتن درجرگه ی نویسندگان مطرح آنروز ، بروبیآیی داشت ومخصوصا با نوشتن سوگنامه ای در مورد صمد بهرنگی ، قدر وقربی یافت ومدت ها نان این همنوائی با نویسندگان مردمی ایران را میل کرد!

اما زمین کج مدار و تاریخ با شقاوت ، به اوکه زحمت مطالعه ی تاریخ وآموختن بیشتر را بخود نداد ، رحم نکرد و به مکانی پرتابش نمود که احتمالا درآن زمان فکرش را هم نکرده بود وما نیز همچنین!

او درارزیابی نادرست خود ازانقلاب ایران به شورای ضد ملی مقاومت رجوی پیوست وراه انحظاظ را باسرعت تمام طی نمود!

شاید اوهم جنون قدرت وجاه طلبی داشته و منتظر روند پر پیچ وخم تاریخ نشد ویا احتمالا عزت نفس خود را دراین مسیر غلط آنقدر ازدست داد که حاضر شد که تن به خفت بیشتری داده وبخاطرتنبلی اش لازم آمد تا برای تامین نان شب اش مجیز گوی رجوی ای بشود که دردوران پیش ازانقلاب ، رجوی را بسختی میتوانست به شاگردی خود بپذیرد!

دراینجا طرف دیگر قضیه هم مطرح است و این طرف باند رجوی است!

این فرقه ی بیگانه ازروند بطئی وبشدت پیچیده ی تاریخ ، خیال کرده که میتواند ازنام این نویسنده ی سابق بهره گرفته ودرکنار تبلیغ بنفع خود ، ازطریق او، پول هایی را هم تصاحب کند!

غافل از آنکه از زمانی که راه مردم را ترک کرد، برای  این نویسنده ی سابق همه چیز ازدست داده ، کسی تره ای خرد نمیکند!

درفراخوان منتسب باین نویسنده ی سابق درهم ریخته ، آمده است :

” وینستون چرچیل زمانی گفته بود «دوستان آمریکایی ما بسیار باهوش و پیگیرند؛ آنها می توانند برای هر مسأله بغرنج، راه حل عملی پیدا کنند. البته وقتی تمام راه حل های ممکن دیگر را آزمودند و به نتیجه نرسیدند “!

اگر چرچیل چنین فکر میکرد، چگونه بود که در پایان جنگ جهانی دوم، کلید سرکردگی جهان را که تا آن موقع دردستان شریف؟! انگلستان بود ، با سخاوت تمام بدست آمریکا داد؟!

آیا شما به نیابتازطرف او میتوانید جواب سئوا ل رابدهید ؟!

درادامه :

” دستگاه اداری سابق ”دوستان آمریکایی” «تمام راه حلهای ممکن دیگر» را آزمود و شکست خورد. حالا وضع در حال عوض شدن است. از این روست که دولتمردان کنونی با ترس و لرز فراوان و نوک زبانی، دارند سعی میکنند همان حرفی را بزنند که شما چهار دهه است با صراحت و شجاعت تمام زده اید و تکرار کرده اید: برانداختن نظام استبداد مذهبی. پس بکوشیم تا با مشارکت هر چه بیشتر در کارزار همیاری. آتش مقاومت را هر چه بیشتر شعله ور و فروزان نگاه داریم ” !

راه حل های آمریکا ، دست زدن به انواع کودتاها ی ناموفق درایران بعد ازانقلاب بود، رخنه درصفوف سازمان مجاهدین خلق وتشویق وراهنمائی آنها به انجام ترورهای وحشتناکی بود که نتیجه اش ایجاد اختلال جدی در روند روبه جلوی این انقلاب نوپا شد وجنگی که با تحریک صدام براین کشوری که بیش ازهمه به آرامش وثبات داشت ، براه انداخت بهمراه نتایج دردناک آن برای هردوکشور!

آیا آمریکا در این راه حل ها شکست خورده و میخواهد تغییر رویه دهد؟!

وضع از چه جهتی در حال تغییر است؟!

وچرا دولت آمریکائی که  اسلاف شمان کارهایی بنفع رجوی انجام میدادند –  واگر زمانی  نمیتوانستند، تناسب قوا این اجازه را بدان ها نمی داد –  با ترس ولرز ونوک زبانی حرف میزند؟!

بنظر میرسد که آقای هزارخوانی توقعی بیش از قدرت وتوان امریکا از سران این کشور دارد و اینهمه تهدید ازطرف آنها را که برعلیه ایران انجام میشود ، راضی نمیکند!!

عجب وطن دوستی است این آقای هزارخوانی که به چیزی جزدادن زمام امور کشور به مرادش – رجوی خودشیفته ومجهول الوجود- راضی نیست و وظیفه ی آمریکا میداند که انجام این مهم را بعهده بگیرد!

دکترجان!

حیف نان!

صابر

////////////////////////

 

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید