کریم غلامی: رفراندوم کردستان عراق، شکست رویایی تاریخی یا تحقق آن

0
886

در چنین شرایطی، بسیاری معتقد هستند که این رفراندوم سرپوش بالا رفتن اعتراض ها و مخالفت با سیستم سیاسی اقلیم کردستان است. این رفراندوم، چه قبل و چه بعد از آن نتوانسته است موافق و پشتیبانی داخلی و منطقه ای و بین المللی چندانی به دست بیاورد. سه دولت اصلی منطقه یعنی ایران و ترکیه و عراق، نه تنها مخالف این رفراندوم بودند بلکه آن را محکوم نیز کردند. چنانکه حتی بسیاری از کشورهای اروپایی و آمریکا، این رفراندوم را نپذیرفتند. اقلیم قومی کردستان به چهار بخش تقسیم شده است، کردستان در ایران و عراق و ترکیه و سوریه، شرایط کردها در هر کشور به صورت یکسان نیست اما رویدادهای سیاسی و اجتماعی و فرهنگی در یک بخش، بازتاب های خود را در بخشهای دیگر کم و بیش داشته است. اقلیم کردستان عراق، از سال 1991 به بعد در زمینه های مختلف از دولت مرکزی عراق مستقل بوده است. چنانکه در شرایط بسیار سخت و بحرانی و فشار اقتصادی این اقلیم در شرایط بسیار خوبی چه از لحاظ امنیتی و چه از لحاظ اقتصادی داشت. چنانکه این اقلیم خود مختار و دارای دولت و پارلمان محلی با اختیارات بالای داشت. حتی این اقلیم دارای پرچم مستقل خود نیز بود.

رفراندوم کردستان عراق، شکست رویایی تاریخی یا تحقق آن

کریم غلامی، ایران فانوس، 14.10.2017

لینک به منبع

تاسیس یک دولت مستقل کردی یکی از رویاهای کردها بشمار می رود، نمی توان بطور دقیق پیدایش این تفکر یعنی دولت مستقل کردی را مشخص کرد(شاید در دوران امپراطوری عثمانی که جنبش های مختلف کردی در مقابله با عثمانی ها شکل گرفته بود سرچشمه این تفکر باشد) ولی این نکته را می توانم دقیقا مطرح بکنم که در طول تاریخ کشوری به نام کردستان و یا کشوری با قومیت کردی وجودنداشته است.

تا نزدیک به صد سال پیش چیزی به نام کشورهای خاورمیانه مانند عراق و سوریه و عربستان و اردن و لبنان و فلسطین، وجود خارجی نداشت تنها امپراطوری قدرتمند عثمانی بود که بر کل این کشورها حکومت می کرد. بعد از شکست عثمانی ها طبق قراردادی استعماری بین فرانسه و بریتانیا، سرزمین های امپرواطوری عثمانی را میان خود تقسیم کردند. این تقسیم بندی ها، ناشی از خاستگاه نژادی و یا قومی و اقتصادی نبودند بلکه متنی بر نتایج جنگ بوده است. خاندان آل سعود(پادشاهی عربستان) نیز ساخته استعمار انگلیس بودند در حالی که هرگز سابقه پادشاهی و امیری در خاندان آنها وجود نداشت. می توان نتیجه گرفت که مرزها پدیده های مصنوعی هستند که توسط قدرت ها و برای منافع آنها است.

چرا اقلیم کردستان در چنین شرایطی اقدام به برگذاری رفراندوم استقلال می کند. اگر کمی به وضعیت سیاسی و اقتصادی کردستان نگاه بکنیم، شاید بتوان حدس زد که منشاء این خواستگاه کجا است.

اول، به مدت دو سال است که پارلمان اقلیم کردستان به شکل غیر قانونی تعطیل شده است.

دوم، شیوه و زمان برگزاری رفراندوم و احتمال سوء استفاده حزبی(حزب دمکرات کردستان عراق به رهبری مسعود بارزانی)، در حالی که همه مناطق مورد مناقشه برای شرکت در رفراندوم آماده نیستند.

سوم، از دو سال پیش بعد از تعطیلی غیر قانونی پارلمان کردستان توسط حزب دمکرات کردستان عراق، این اقلیم چندان به شیوه دمکراتیک اداره نمی شود.

چهارم، ریاست قانونی مسعود بارزانی به عنوان رییس اقلیم کردستان بیش از دو سال است که به پایان رسیده است.

پنجم، فساد اداری و اقتصادی و بدهی خارجی اقلیم کردستان در حد بسیار بالایی است.

در چنین شرایطی، بسیاری معتقد هستند که این رفراندوم سرپوش بالا رفتن اعتراض ها و مخالفت با سیستم سیاسی اقلیم کردستان است. این رفراندوم، چه قبل و چه بعد از آن نتوانسته است موافق و پشتیبانی داخلی و منطقه ای و بین المللی چندانی به دست بیاورد. سه دولت اصلی منطقه یعنی ایران و ترکیه و عراق، نه تنها مخالف این رفراندوم بودند بلکه آن را محکوم نیز کردند. چنانکه حتی بسیاری از کشورهای اروپایی و آمریکا، این رفراندوم را نپذیرفتند.

اقلیم قومی کردستان به چهار بخش تقسیم شده است، کردستان در ایران و عراق و ترکیه و سوریه، شرایط کردها در هر کشور به صورت یکسان نیست اما رویدادهای سیاسی و اجتماعی و فرهنگی در یک بخش، بازتاب های خود را در بخشهای دیگر کم و بیش داشته است. اقلیم کردستان عراق، از سال 1991 به بعد در زمینه های مختلف از دولت مرکزی عراق مستقل بوده است. چنانکه در شرایط بسیار سخت و بحرانی و فشار اقتصادی این اقلیم در شرایط بسیار خوبی چه از لحاظ امنیتی و چه از لحاظ اقتصادی داشت. چنانکه این اقلیم خود مختار و دارای دولت و پارلمان محلی با اختیارات بالای داشت. حتی این اقلیم دارای پرچم مستقل خود نیز بود.

جنگ عراق در سال 2003 و جنگ داخلی بعد از آن و همچنین جنگ داخلی سوریه، وضعیت دولت های مرکزی را بشدت ضعیف کرده است و از طرفی هم موجب جابجای گسترده قومی شده است. بر اساس آمارها رسمی، دست کم 10 میلیون تن از مرزهای ملیتی خود آواره شده اند و بسیاری از شهروندان این دو کشور نا شهروند شده اند. چنانکه در بالا نیز مطرح کردم فرایند شکل گیری این کشورها نزدیک به 100 پیش صورت گرفته است. اکنون دست خوش تغییر مرزبندی جدیدی شده است.

اینکه در آینده دور و یا نزدیک وضعیت سیاسی این اقلیم چه خواهد شد در هاله ای از ابهام قرار دارد اما به یقین می توانم بگویم که وضعیت سیاسی و اجتماعی کردستان هرگز به حالت سکون و سابق و آرام خود باز نخواهد گشت. کردستان عراق، هر چند دارای قومیت یکسان و زبان یکسان است، ولی خواستگاه سیاسی یکسانی ندارند و بطور عمده می توان گفت که به دو گروه سیاسی تقسیم می شوند(هر چند که تمایلات سیاسی و اجتماعی گسترده ای در این اقلیم وجود دارد) حزب دمکرات کردستان عراق و جنبش ملی گرای کرد. اگر این اقلیم به عنوان یک کشور به رسمیت شناخته شود، بعید نیست که با جنگ داخلی و یا مناقشات داخلی گسترده ای رو به رو شود. مرگ آقای جلال طالبانی به عنوان رهبر جنبش ملی گرای کرد و رییس جمهور پیشین عراق، تاثیر به سزایی بر این وضعیت خواهد داشت. این رفراندوم، می تواند شروع آشوب هایی در استان های کردی کشورهای ایران و عراق و سوریه باشد. باید دید در آینده چه خواهد شد و روند این حرکت سیاسی به کجا خواهد انجامید.

„پایان“

 

 

 

 

 

 

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید