مرزهای تعامل و یا مرزهای وابستگی فرقه تروریستی مجاهدین

0
118

 تبیین فیلم های اخذ شده از ساختمان وزارت دفاع عراق در بغداد هنگام تسخیر همان ساختمان در بغداد بدست نیروهای بریتانیایی بخوبی نشان می دهد درجه وابستگی سیاسی در سر هرم ، چگونه به مزدوری در فضای سرزمینی و مرزی و به دادن اطلاعات تخلیه شده از تماس های تلفنی با داخل کشور به نفرات درجه دهم به بالای ضداطلاعات ارتش عراق توسط نفر چهارم و پنجم سازمان!! یعنی عباس داوری و مهدی ابریشمچی  منجر می گردد. شاید اینگونه بتوان گفت که این گروه تروریستی ماهیتی جز این در کشور عراق نداشته است. ولی اگر ماجرا را از زاویه ای دیگر نگاه کنیم و مثلا اینگونه فرض نماییم که فرقه رجوی به جهت مشکلات امنیتی و سیاسی با تعاملاتی!! با مسئولین وقت کشور عراق آنها را راضی به اقامت عادی و پناهندگی خودشان  در آنجا نموده اند و اعضا در بغداد و بعضی شهرهای عراق سکنی گزیده اند و دفاتر نمایندگی حزب شان هم پابرجا بوده و زندگی عادی و زن و بچه شان را در کنار هم داشته اند و کاری هم به کشتن سربازان ایرانی نداشته اند و.. .

مرزهای تعامل و یا مرزهای وابستگی فرقه تروریستی مجاهدین

مصطفی آزاد ـ 04.12.2016

مرزهای تعامل و یا مرزهای وابستگی فرقه تروریستی مجاهدین

۱۳ آذر ماه ۱۳۹۵

منبع: سایت نیم نگاه

اغلب کشورهای جهان براساس منافع ملی و استراتژیک خود تعاملات لازم را مطابق طرح و نظام از قبل طراحی شده در قبال کشورهای دوست، رقیب، دشمن و.. با ملل جهان اتخاذ می کنند. تعاملات فرهنگی و سیاسی مبتنی بر جغرافیای سیاسی و تبادلات فرهنگی و اقتصادی و صنعتی لحظه مره بین ملل جهان در حال وقوع هستند. در این بین گروههای سیاسی و بقولی آلترناتیو پیدا میشوند که ادعای جایگزینی برای حاکمیت های سیاسی مورد ادعای خود دارند. فرقه رجوی بعد از خرداد سال ۱۳۶۰ در یک خیزش برای قدرت طلبی بناگاه هویت جدیدی بخود می دهد. برخورد نظامی و ماشین ترورهای کور و انفجارات تروریستی را اقدامات انتحاری همانند سایر گروههای تروریستی در جهان را بر می گزیند.

 دوری این گروه از گفتمان سیاسی و مدنی بجایی می رسد که در بهت و ناباوری صاحبنظران سیاسی و ملی ایرانی ، رهبری این جریان یعنی مسعود رجوی با هواپیمای جت استار عراقی در مرداد سال ۱۳۶۵ در پی دیدار قبلی با طارق عزیز در پاریس برای اقامت ثابت به عراق عزیمت می کند. مورد استقبال خیلی از ژنرال های جنایتکار عراقی در فرودگاه قرار می گیرد.

مزدوری مجاهدین خلق

 بنده عنوان این یادداشت را در اینجا می خواهم معنی کنم که مرزهای وابستگی چگونه آغاز میشود. در چه کیفیتی دیگر تعاملاتی موجود نیست آنچه هست سلطه پذیری و فرمان پذیری ست. مگر میشود پادگان در اختیار گذاشته شده اشرف سابق برای مسعود رجوی را جزیی از خاک ایران وبرای دهها بار از سالن اجتماعات گرفته تا نشست های دیگر در قرارگاه خاک ایران جا زد. بی شک دروغگویی نماد بارز هر شارلاتان سیاسی است که رهبری این گروه تروریستی را نیز شامل میشود.

 همه اعضای سابق و جدا شده از این جریان بخوبی واقفند که حتی در زمان صدام حسین نیز اگر به درب اصلی قرارگاه اشرف نزدیک میشدی هیچ نمادی از ایران و ایرانیت و حدااقل پرچم ایران وجود نداشت. چرا که این گروه به واقع کلمه استقلالی از خود نداشت تا به چنین کاری مبادرت نماید. پس هیچ تعامل سیاسی بین دولت عراق سابق با مجاهدین وجود نداشت و هر چه بود رابطه تاثیرگذاری از ناحیه دیکتاتور عراق بود.

جمیل بصام و جاسوسی و مزدوری منافقین برای صدام حسین

 تبیین فیلم های اخذ شده از ساختمان وزارت دفاع عراق در بغداد هنگام تسخیر همان ساختمان در بغداد بدست نیروهای بریتانیایی بخوبی نشان می دهد درجه وابستگی سیاسی در سر هرم ، چگونه به مزدوری در فضای سرزمینی و مرزی و به دادن اطلاعات تخلیه شده از تماس های تلفنی با داخل کشور به نفرات درجه دهم به بالای ضداطلاعات ارتش عراق توسط نفر چهارم و پنجم سازمان!! یعنی عباس داوری و مهدی ابریشمچی  منجر می گردد. شاید اینگونه بتوان گفت که این گروه تروریستی ماهیتی جز این در کشور عراق نداشته است. ولی اگر ماجرا را از زاویه ای دیگر نگاه کنیم و مثلا اینگونه فرض نماییم که فرقه رجوی به جهت مشکلات امنیتی و سیاسی با تعاملاتی!! با مسئولین وقت کشور عراق آنها را راضی به اقامت عادی و پناهندگی خودشان  در آنجا نموده اند و اعضا در بغداد و بعضی شهرهای عراق سکنی گزیده اند و دفاتر نمایندگی حزب شان هم پابرجا بوده و زندگی عادی و زن و بچه شان را در کنار هم داشته اند و کاری هم به کشتن سربازان ایرانی نداشته اند و.. . حتی می بینیم از این اپسیلون احتراز و دوری از مزدوری هم خبری نیست. بلافاصله مطابق خواسته صدام حسین ، این جریان تروریستی با مشارکت عراق در مسئله کردکشی در نواحی اقلیم کردستان فعلی عراق بنفع صدام حسین دخالت می کند روستاهای کردی را با آتش لوله تانک های اهدایی عراق در هم می کوبد. بعد از آن در قیام انتفاضه شعبانیه در شهر کربلا در سرکوب شهری همپای سازمان اطلاعات صدام مخالفین صدام حسین را به رگبار می بندد. اصلا جیش المجاهدین!! (ارتش مجاهدین) در نگاه عامه مردم بی پناه آن زمان عراق به نهاد سرکوب و خطرناک دیگری تبدیل و اضافه میشود.

مجاهدین خلق

آرش رضایی و فرقه رجوی

معلوم نیست مردم ایران در کجای این معادلات حضور دارند و کجای این نابخردی ها به سرنوشت آنها مرتبط میباشد. به جهت گسسته شدن انگیزه های ملی و میهنی و عمق دار شدن حرکتهای نظامی مجاهدین در وادی اقدامات ضد ایرانی و تروریستی و نهایتا فراموش شدن مردم و جایگاه ندادن به توده های مردمی ، رهبری سازمان همانند قبل بنابه عین اظهارات اش در زمان واگذاری قرارگاه اشرف به نیروهای امریکایی ، لباس زنانه!! میپوشد و رنگ مهییجی بخود گرفته و این بار بصورتی شگفت انگیزتر برای فرماندهان عملیاتی امریکا گربه رقصانی می کند.

 تهییج قومیت ها و قبیله های عراقی علیه هم و صف آرایی سنی ها در قبال شیعیان عراق و تبلیغ اینکه شیعیان عراق مزدور رژیم ایرانند!! و ایجاد اختلال در فضای سیاسی عراق با نوکرپروری اندک نماینده کم سن و سال و بی تجربه عراقی و آنهم با پول های اهدایی صدام حسین ، کارکردهای غیرقابل قبول این جریان شناخته شده تروریستی طی سالیان گذشته و در زمان حضورشان در عراق بوده است.

مجاهدین خلق

 این نکته را لازم میدانم طرح کنم که فرقه رجوی در کمال پررویی هیچ پرداختی به نگاه و سمت و سوی سیاسی مردم ایران ندارد. برای مثال تسخیر موصل به دست نیروهای داعشی را کار انقلابیون عراقی تلقی می کند. و در زمانی که مرتب ادعا می کنند دغدغه آنها سرنوشت مردم ایران هست!! وارد بحث و دخالت در موضوع سوریه و یمن می کنند. مردم یمن را مزدوران ایرانی خطاب می کنند و دفاع از جبهه النصره کاملا عربستانی و تروریست و قصاب مردم سوریه را رزمندگان آزادی سوریه قلمداد می کنند. به استمالت کشورهای دیکتاتور در منطقه همانند عربستان سعودی پناه میبرند و رئیس سازمان اطلاعات آن را به همایش خود در پاریس فرا می خوانند تا او با افشای درست و یا نادرست مرده بودن مسعود رجوی سرفصل جدیدی را برای جهت دار کردن وابستگی های آتی مجاهدین در منطقه و البته در قبال ایران بازگشایی کند. زندگی در شکاف های سیاسی بدون شک هیچ ارتباطی با علم سیاسی نداشته و فراموشخانه دوری و جدایی بیشتر از مردم ایران در فراسوی زندگی نکبت بار مجاهدین خواهد بود.

لینک های مرتبط :

http://www.nimnegah.org/farsi/?p=22221

پیروزی موج عوام گرایی و پوپولیستی ترامپ در امریکا و فرقه رجوی

http://www.nimnegah.org/farsi/?p=22182

وحشت از تغییرات پیش رو

http://www.nimnegah.org/farsi/?p=22059

امیدهای بادکنکی رجوی

دارودسته ی تبهکار رجوی

 

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید