حاج مسعود رجوی سر به نیست کردن “نوح مجدد” در راستای سرنگونی آخوندهای دجال بود یا پروژه شهید سازی؟

0
601

حاج مسعود رجوی سر به نیست کردن “نوح مجدد” در راستای سرنگونی آخوندهای دجال بود یا پروژه شهید سازی؟ 

مجید روحی، ایران اینترلینک، دهم آوریل ۲۰۱۶:…  حاج مسعود رجوی واقعا شرمم می شود وقتی از من ایرانیان در اروپا سئوال می کنند در کدام فرقه بودی و حاج مسعود رجوی  بیشتر شرمنده می شوم وقتی میگویم شما رهبر فرقه بودید که دستانتان به خون یارانتان و جوانان ومردم بی گناه ایران آلوده است. حاج مسعود رجوی من با حرف آقای خزائی که در ارتباط مستقیم که از سیمای آزادی پخش میشد می گفت باید سر و کله خائنان … 

لینک به صفحه فیسبوک آقای روحی

حاج مسعود رجوی سر به نیست کردن نوح مجدد در راستای سرنگونی آخوندهای دجال بود یا پروژه شهید سازی؟

 مجید روحیبا نگاهی به تاریخ و نظری به مرگ بدنامان و دیکتاتورها و جلادان و آدمکشان تاریخ به درستی درخواهیم یافت که اینگونه افراد قبل از دچار شدن به مرگ فیزیکی دچار مرگ عقیدتی و شخصیتی گردیده اند.

فاصله و زمان مرگ شخصیتی تا مرگ فیزیکی در بین این افراد گرچه می تواند متفاوت باشد ولیکن آنچه مسلم است اینست که اینگونه افراد پس از مرگ عقیدتی  شخصیتی اگر سالها نیز همچنان زنده باشند زندگی آنها معمولی و طبیعی نیست و تا رسیدن زمان مرگ فیزیکی در مخفی گاه ها نوعی روزمره گی و زندگی گیاهی توام با ترس و وحشت و نگرانی را سپری می کنند.

درجایی خواندم که اینگونه افراد درحقیقت مرده و جنازه هایی هستند که درانتظار تدفین شدن می باشند.

حاج مسعود رجوی موجودی است تشنه قدرت و معروفیت و برای رسیدن به قدرت حتی در اندازه یک کرسی درمجلس هم حاضر است دست به هر جنایت و کشتاری بزند.

حاج مسعود رجوی را با توجه به تاریخچه زندگی اش می توان چنین تعریف نمود _  حاج مسعود رجوی اوج و نهایت و آخر رذالت _ پستی _ فرومایگی _ دنائت _ شیادی _ دروغگویی _ فریبکاری _ دجالیت_ بی سوادی _ نادانی و حماقت _بزدلی _ پاچه خواری _ سرسپردگی _ مزدوری _ زن ستیزی _ بلاهت _ دریوزگی _ عهد شکنی _ خیانت _ ریاکاری _ بیشرمی و…….

حاج مسعود رجوی جانور کم یابیست که در عمر ننگین و سراسر جنایت و خیانت خود همیشه زائده و سربار بوده است و زندگی خفت بارش به مزدوری و بیکاری و بی عاری سرسپردگی گذرانده سپری شده است.

سابقه ی حاج مسعود رجوی مشحون از فرار، سازشکاری و تن دادن به هر شرایطی برای نجات جان خودش از خطرات و سختی ها است و بر سر این موضوع با هر کس معامله کرده است و نزدیکترین یارانش را نیز به کشتن داده است تا خود جان بدر ببرد.

“نوح مجدد” یکی از ناراضیان فرقه رجوی بود که به دستور حاج مسعود رجوی همیشه در فرقه اش اعضای ناراضی را در حاشیه نگه میداشتن.

نوح مجدد یکی از ناراضیان در فرقه رجوی بود که سر مخالفت با ایدولوژی فرقه رجوی در نشستهای یگان و یا نشستهای عمومی قرارگاه همیشه مورد تهاجم و هر بلای که مسئولین بالای فرقه می خواستند سرش درمی آوردند و همیشه توهین و تحقیر می کردند.

حاج مسعود رجوی در نشستهای عمومی در قرارگاه باقرزاده به آخوندهای دجال انتقاد می کرد و جیغهای بنفش میکشید که آخوندهای دجال  بچه ها و نوجوانان ایران را به روی میدان مین می فرستند در حالی که حاج مسعود رجوی دست آخوندهای دجال را از پشت بسته بود که هنوز سردر ایران به قدرت نرسیده بود و خود حاج مسعود رجوی  دستور به قتل رساندن اعضای اسیر در فرقه اش راصادر می کرد با سناریوهای مختلف برای پروژه شهید سازیش.

نوح مجدد در قرارگاه پنجم مرکز ۳۵ با من بود. فرمانده قرارگاه پنجم زهره قائمی بود و فرمانده مرکز ۳۵ مهری علیقلی بود در اسارتگاه اشرف  که بعد ارتش پنجم را منتقل کردند به العماره جنوب عراق که نام قرارگاه شهید فریبا موزرمی بود

نوح مجدد در مرکز ۳۵ در اسارتگاه اشرف باطری های ماشین را شارژ می کرد. وقتی “فرمان شفابین” خودسوزی کرد . مهوش سپهری نشست گذاشت . نوح مجدد میکروفن را گرفت و از بالا تا پایین فرقه رجوی را شست در همان نشست که به مسئولین فشار آمد و میکروفن را با زور از نوح مجدد گرفتن.

 نوح مجدد لهجه شیرین جنوبی داشت من با نوح مجدد محفل داشتم هر وقت نوح میخواست با من محفل بزند فحشی نبود که حواله حاج مسعود رجوی نکند.  بعد از نشست به نوح مجدد گفتم که حرفهای که زدی در نشست مهوش سپهری به حاج مسعود رجوی حتما میرساند و حاج مسعود رجوی دستور اذیتت کردنت و سر به نیست کردنت را حتما مهر و صادر میکند.  یک دفعه نوح مجدد قاطی کرد شروع کرد به حاج مسعود رجوی فحش دادن و……

نوح مجدد گفت امام حسین با یارانش چنین کاری کرد که حاج مسعود رجوی با من اعضای فرقه اش می کند ؟

 خیلی از اعضای قرارگاه پنجم میدانستند که به دستور حاج مسعود رجوی فرقه اش سر نوح را زیر آب میکند و به قتل می رساند  حال  با چه سناریوی خدا می داند.

مدتی گذشت تو سالن غذا خوری داشتیم کار جمعی انجام میدادیم همه منتظر اخبار بولتن بودن. نفری که مسئول زدن بولتن به تابلو بود بولتنها را چسباند به تابلو.  چند نفری رفتن بولتن را خواندن و آمدن نشستن و مشغول کار جمعی شدن. یک دفعه پچ پچی شد. همه هجوم بردن به سمت بولتن خواندن خیلی ریز آخر بولتن نوشته بود نوح مجدد در عملیات کشته شد.

همه نفرات ناراحت بودن و محفلها شروع شد. خیلی از نفرات قرارگاه میگفتن این سناریوی هست که حاج مسعود رجوی خودش درست کرده. نوح را به دستور حاج مسعود رجوی سر به نیستش کردن و میگویند در عملیات کشته شده.

کشته شدن نوح مجدد برای همه اعضای قرارگاه سوال شده بود.

 نوح مجدد که یکی از ناراضیان سر سخت فرقه رجوی بود. چطور حاج مسعود رجوی اعتماد کرده و فرستادید عملیات داخله ؟

نفری که به عملیات داخله میره و به شهادت می رسد  حاج مسعود رجوی سریع به اعضای قرارگاه پیام می فرستاد و از آن شهید و یا به عنوان یک قهرمان یاد می کرد و برای همه اعضای قرارگاه پیام را می خواندند. چطور شد نوح مجدد در عملیات داخله به شهید شد و حاج مسعود رجوی آن را کشته حساب کرد و هیچ مراسمی نگرفتن و حتی از اون زندگی نامه های دروغین هم برای نوح مجدد نساختن و نخواندن در قرارگاه که به خورد اعضای قرارگاه بدهند.

حاج مسعود رجوی حتی دستور داده بود که نام نوح مجدد را در مزار قسمت یاد بود شهدا ننویسند.

 وقتی نفری در عملیات داخله به شهادت میرسید فرقه رجوی به دستور حاج مسعود رجوی از طریق سیمای آزادی شهادت نفر را پیراهن عثمان می کردند ولی هیچ خبری از شهادت نوح مجدد از سیمای آزادی پخش نشد.

به دستور حاج مسعود رجوی نفری که در عملیات داخله شهید میشد عکسش را در کشورهای اروپایی میدادند دست هواداران و جیره خواران فرقه رجوی برای مظلوم نمایی و فریب دادن مردم و برای مالیکاری که جیب حاج مسعود رجوی پر بشه ولی هیچ عکسی از نوح مجدد دست هواداران و جیره خواران حاج مسعود رجوی دیده نشد.

حاج مسعود رجوی قسم حضرت عباستو قبول کنیم یا دمب خروستو؟

حاج مسعود رجوی شما کدام یکی از این کارها را انجام داده اید بجز این که با تیتر کوچک ته بولتن اون هم ریز که با ذره بین میشد دید خبر به قتل رساندن نوح مجدد را با سناریوی کشته شدن در عملیات داخله.

حاج مسعود رجوی  شما در نشست های عمومی در باقرزاده می گفتید هر نفری که از ایران به فرقه ات می آید هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه گفته است یک عملیات برای فرقه رجوی است.

و حاج مسعود رجوی شما اضافه کردید که من و فرقه ام نمی گذاریم کسی برود توی گلوی خمینی و از فرقه ام جدا شود.

حاج مسعود رجوی سئوال من از شما این است که اعضای ناراضی که می خواستند از فرقه ات  جدا شوند توی گلوی خمینی نمی گذاشتی بروند، حاج مسعود رجوی  خودتان به همین راحتی دستور به قتل رساندن و سر به نیست کردنشان را صادر میکردید؟

حاج مسعود رجوی چرا وقتی کمپ تیف برقرار شد خط شما و فرقه تان هم عوض شد؟ همیشه به آمریکایی ها التماس می کردید که اعضای ناراضی و جدا شده در کمپ تیف را به هر قیمت شده به ایران بفرستند و هر وقت نشست با آمریکایی ها داشتید و به دست بوس آنها می رفتید از اول نشست تا آخر نشست حرفتان شده بود که اعضای ناراضی و جداشده در کمپ تیف را به هر قیمت به ایران بفرستن.

حاج مسعود رجوی این را یک سرهنگ آمریکایی در کمپ تیف به نفرات می گفت و سئوال کرد که چرا حاج مسعود رجوی و فرقه اش اینقدر از شما جداشده ها ترس دارند و همیشه در نشستهای که با ما دارند  میگن به دستور حاج مسعود رجوی شما جداشده ها را بفرستیم ایران و یا انقدر در کمپ تیف نگه داریم که خودتان خسته بشوید بروید ایران؟

سرهنگ آمریکایی  میگفت وقتی ما دلیل جداشدن نفرات کمپ تیف  را از مسئولین فرقه رجوی سوال میکنیم مسئولین فرقه رجوی جواب دادن به چند دلیل ساده این نفرات از فرقه جدا شدن و فرار کردن از فرقه رجوی به کمپ تیف

 یک به خاطرخلع سلاح شدن.

 دو به خاطر زن و ازدواج.

 سه به خاطر اینکه این جداشده ها در کمپ تیف همه معتاد هستن و به دلیل داشتن اعتیاد.

حاج مسعود رجوی واقعا شرم و حیا چیز خوبی است!

حاج مسعود رجوی شما آخر فدا و صداقت هستید یا آخر دروغ و….. ؟

حاج مسعود رجوی من به خاطر شرایط سخت فرقه ات جدا نشدم به خاطر خیانت شما به فدا و صداقتم جدا شدم. حاج مسعود رجوی شما یادتان هست در آخرین نشست چی گفتید که سوار بر تانک اول سمت ایران حرکت میکنید؟ ولی هنوز ترقه در نکردن پا به فرار گذاشتید و خزیدید به سوراخ موش و اعضای فرقه ات را در بیابانهای عراق گوشت دم توپ کردید و خیلی از اعضای اسیر را با سناریوهای مختلف سر به نیست کردید.

حاج مسعود رجوی واقعا شرمم می شود وقتی از من ایرانیان در اروپا سئوال می کنند در کدام فرقه بودی و حاج مسعود رجوی  بیشتر شرمنده می شوم وقتی میگویم شما رهبر فرقه بودید که دستانتان به خون یارانتان و جوانان ومردم بی گناه ایران آلوده است.

حاج مسعود رجوی من با حرف آقای خزائی که در ارتباط مستقیم که از سیمای آزادی پخش میشد می گفت باید سر و کله خائنان را تراشید و در خیابانها گرداند موافقم همین کار را جداشده ها با شما خواهند کرد.

حاج مسعود رجوی سلاح ناموس و شرفتان بود که دو دستی تقدیم آمریکاییها کردید. بنابراین برای مبارزه با این جدا شده ها و دشمنان جدید از همان سلاح همیشگی یعنی مزدور اطلاعاتی و نفوذی خواندن تمامی آنها استفاده کنید. چه فرقی می کند کادر ۳۰ ساله فرقه ات باشد یا ۱ ساله

حاج مسعود رجوی خودتان در نشست عمومی در باقرزاده گفتید هر انسان مبارز و آگاه جنایت یا خیانتی را ببیند و سکوت کند خائن است.

حاج مسعود رجوی اگر من هم خیانتها و جنایتهای و بلاهای که در فرقه تان دیده ام و نفراتی را که به دستور شما حاج مسعود رجوی در فرقه تان سر به نیست کرده اند در قبال آنها سکوت کنم خائن هستم و فرقی با شما ندارم.

حاج مسعود رجوی  تو عمرتان یک حرف راست و درست گفتید : از واکنش طرف بفهمید که چقدر جدی هستید.

در پایان

اگر حاج مسعود رجوی دارای اهداف و ایدئولوژی انسانی و انقلابی مشخصی  بود نه کاخ نشین می شد و نه خیانت کار و مجبور نمیشد اعضای اسیر در چنگالش مثل نوح مجدد را با سناریو سر به نیست کند.

 اگر حاج مسعود رجوی سمت سوی  شعارش  را می دانست یعنی از شکل به محتوا می آمد مثل امروز بی آبرو و بی حیثیت نمیشد.

***

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید