وضعیت حقوق بشر درون سازمان مجاهدین بخش نهم زنده یاد محمد نوروزی ( یکم)

0
710

وضعیت حقوق بشر درون سازمان مجاهدین بخش نهم زنده یاد محمد نوروزی ( یکم)

محمد کرمی، وبلاگ عیاران، دوم آوریل ۲۰۱۶:… محمد میگفت ما آمدیم که بقیه مردم بتوانند در آرامش زندگی کنند ؛ کسی به زندان نیفتد که همسرش چشم به راه بماند , حالا خودمان باید بیخود و بی دلیل طلاق بدهیم که چی بشود ؟شیر آب باز بود و جوی باریکی آب از جلوی ما رد میشد و سکوت بود تا کسی که از جاده میگذشت دور شود. وقتی دور شد محمد نالید که : کاش ما را گرفته بودند و در زندان هر دو با هم اعدام میشدیم الان دیگه … 

لینک به منبع

لینک به قسمت قبلی

وضعیت حقوق بشر درون سازمان مجاهدین بخش نهم زنده یاد محمد نوروزی (یکم)

زنده یاد محمد نوروزی با نام مستعار محمد ترابری برای تمامی نفراتی که تا قبل سال ۱۳۷۰ در قرارگاه اشرف بودند نامی آشنا است . محمد با قدی کوتاه چهره ای شکسته که نمایانگر تحمل فشاردرد ورنج های زیادی بوده . علی رغم مسئولیتش با بچه های پائین رابطه اش خیلی خوب بود . بعد از عملیات فروغ به خاطر انتقاد های که در رابطه با کشته شدن نفرات به تشکیلات داشت ، رده تشکیاتی او را گرفته بودند اما می بایست همان مسئولیت ها را انجام می داد . هراز گاهی که با هم گپی می زدیم دیگر کل تشکیلات و ایدئولوژی سازمان را زیر علامت سوال می برد ، می گفت در سال ۱۳۶۴ با فریب تخت عنوان انقلاب ایدئولوژی میخ کار خودش را کوبید. بعد از پنج سال حالا زیر آب حرف های خودش را هم می زند. این مردک آن موقع می گفت این کار او در هیچ زمان و درهیچ شرایطی قابل الگو برداری نیست . برای یک بار در سازمان اتفاق افتاده آن هم بخاطر انقلاب و مردم و خون شهدا بوده است . برای توجیح کار خود به هر کتاب اسمانی که وجود داشت متوسل شد . الان می گوید همه باید طلاق بدهند و به دروغ باز به هر کتاب آسمانی که هست متوسل می شود . بعد از تغیر سازماندهی دیگر خیلی کمتر او را میدیدم به خصوص زمانی که مسله پراکندگی نیروها پیش آمد. خیلی وقت بود از او خبری نداشتم تا یک روز یکی از بچه ها خبر فوت او را به من داد ، باور نمی کردم که به حالت عادی فوت کرده باشد که بعدا معلوم شد خود کشی کرده است . خاطرات او را از آقای بهزاد علی شاهی که یکی از دوست های صمیمی محمد بود و از نزدیک در جریان خیلی از موضوعات وی بود پیگیری می کنیم :

( محمد اهل خراسان بود و احتمالا قوچانی با همسرش به سازمان پیوسته بود و همسرش که خیلی هم او را دوست داشت مریم آزاد منجیری بود. هر دو ساده, بی غل و غش و مهربان و چنان از نظر اخلاقی شبیه به هم که در وهله اول فکر میکردی برادرو خواهرند . بار اول بعد از عملیات فروغ او را دیدم شاید نزدیک یکسال بعد از عملیات که من تنزل رده داشتم و از فرماندهی گردان ادوات شده بودم فرمانده یک تانک کاسکاول و فرمانده گردان ما همین محمد بود ؛ آنموقع ها زنها را داشتند وارد کارهای نظامی میکردند قبلش فقط در کار پشتیبانی بودند , بعدها هم که در کل از قسمتهای مردان جدا شدند و به پشت سیمهای خاردار و خاکریزها کوچ داده شدند . اما آن روزها نه , محمد به من گفت دو فرمانده تانک دیگر هم میآیند و یکان ما هر سه تانکش فرمانده خواهد داشت. پرسیدم که چه کسانی هستند ؟ گفت دو تا خواهر ترانه و مریم و این مریم همان همسرش بود . بعدها هم او را دیدم و از آن به بعد محمد چه شورو شوقی داشت و دائم در جنب و جوش بود. من با وجودیکه رده و مرتبه نظامی ام پایین آمده بود و از فرماندهی گردان شده بودم فرمانده تانک و خودم فکر میکردم که خیلی از این بابت به من سخت خواهد گذشت , اما چنان با محمد اخت شدم که برایم تحت فرماندهی او کار کردن راحت بود و دلچسب .زندگی این زوج برایم الگو بود و ته دل حسرتش را میخوردم اما برای اینکه همیشه با هم شاد باشند بارها دعا کرده بودم و از ته دل بارها از خدا خواسته بودم که به پای هم پیر شوند, نه اینکه دعای من گیرا نباشد و نه اینکه خدا نخواسته باشد اما دست پلیدی در کار بود که اینچنین نشد ؛ دستی که بسیاری از سرنوشت ها را که خیلی ها برایش دعا کرده بودند سیاه کرده بود و باز هم در کار بود

من و محمد را برای نشست های انقلاب بردند سری سوم نشست ها بود بحث طلاق بود و انبوهی سفسطه در این مورد؛ تا نمی پذیرفتی نشست برای تو تمام نمیشد و نشست خسته کننده بود و به شدت اعصاب آدم را به هم میریخت . من برای خلاص شدن پذیرفتم و استدلال قلبیم این بود که من که کسی را ندارم و برایم علی السویه است و بعد از چند ماهی به یگان برگشتم اما محمد هنوز نه زنش را دوست داشت ؛ با هم صحبت کردیم میگفت که ما با هم تصمیم گرفتیم که به سازمان بپیوندیم ما به خاطر هم آمدیم ؛ ما با هم قسم خوردیم تا آخر با هم باشیم و الان نمیگذارند که حتی با هم این تصمیم را بگیریم ؛ میگویند مریم بحث انقلاب را پذیرفته و نمی خواهد تو را ببیند . میگفت اگر خودش بخواهد من اینقدر او را دوست دارم که روی حرفش حرفی نخواهم زد و دیگر اصلا به زن و زندگی فکر نمیکنم اما دلم میخواهد آخرین بار هم از خودش بشنوم ؛ میخواهم آخرین خاطره را برای بقیه عمر داشته باشم .

جاده باریکی که اصطلاحا جاده ابریشم میگفتیم به طول هفتصد متر از آسایشگاه به سالن غذاخوری میرفت ؛ سمت راست جاده یک ردیف درخت خرزهره بود که برگهایش درهم و پر بود ؛ بعد از شام لای برگ خرزهره ها نشستیم که کسی ما را نبیند چون جرمی بزرگتر از صحبت دو نفره نبود

محمد میگفت ما آمدیم که بقیه مردم بتوانند در آرامش زندگی کنند ؛ کسی به زندان نیفتد که همسرش چشم به راه بماند , حالا خودمان باید بیخود و بی دلیل طلاق بدهیم که چی بشود ؟شیر آب باز بود و جوی باریکی آب از جلوی ما رد میشد و سکوت بود تا کسی که از جاده میگذشت دور شود. وقتی دور شد محمد نالید که : کاش ما را گرفته بودند و در زندان هر دو با هم اعدام میشدیم الان دیگه هیچکی نمیتونست ما را از هم جدا کند .نمیدانم چرا یاد این شعر شاملو افتادم ؛ شاید همیشه فکر میکردم که این شعر بهشت را توصیف میکند و زیر لب برایش خواندم :

یله بر نازکای چمن
رها شده باشی
پا در خنکای شوخ چشمه ئی،
و زنجره
زنجیره بلورین صدایش را ببافد.
در تجرد شب
واپسین وحشت جانت
نا آگاهی از سرنوشت ستاره باشد
غم سنگینت
تلخی ساقه علفی که به دندان می فشری.
همچون حبابی نا پایدار
تصویر کامل گنبد آسمان باشی
و روئینه
به جادوئی که اسفندیار.
مسیر سوزان شهابی
خط رحیل به چشمت زند،
و در ایمن تر کنج گمانت
به خیال سست یکی تلنگر
آبگینه عمرت
خاموش
در هم شکند.

نوشته به فلم : اقای بهزاد علی شاهی

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

آرشیو موضوع : حقوق بشر

محمد حسین سبحانی: به یاد حلبچه

محمد حسین سبحانی: به یاد حلبچه

پس از گذشت سال ها تصاویر تلویزیونی خود گویای عمق این جنایت است. سطح کوچه های خاکی و خانه ها با خاک یکسان شده اند، این شهر دورافتاده و عقب نگاه داشته شده ی کردستان پر از اجساد مردان، زنان …

درد های امروزی نشانه هایی از سالیان رنج و شکنجه در مجاهدین

درد های امروزی نشانه هایی از سالیان رنج و شکنجه در مجاهدین

درد های امروزی نشانه هایی از سالیان رنج و شکنجه در مجاهدین کریم غلامی، ایران فانوس، دهم مارس ۲۰۱۶:…  طی یک ماه گذشته به دلیل عفونت ریه هایم حدود ۳ هفته در بیمارستان بستری شدم. در مقاله های که قبلا نوشته ام در رابطه با این موضوع توضیح داده ام. ولی در این نوشته می …

شرح زندان و شکنجه در فرقۀ رجوی از زبان مریم سنجابی یکی از قربانیان و شاهدان

درد های امروزی نشانه هایی از سالیان رنج و شکنجه در مجاهدین

در اینجا میخواهم ابتدا اسامی نفراتی که بعنوان زندانبا ن و شکنجه کردن دوستان خودشان دست داشتند افشا کنم وسپس به خاطر ثبت در تاریخ اسامی نفراتی که قربانی این عمل شوم رجوی شدند را اعلام کنم. تعدادی از زندانبانان که در شکنجه افراد زندانی نیز دست داشتند عبارت بودند از: فاضل موسوی،حسن حسن زاده محصل(دو تن از مسؤلین ستاد …

حاج مسعود رجوی از اسرای جنگی زیر شکنجه برگه نفوذی میگرفتی در راستای سرنگونی بود?

درد های امروزی نشانه هایی از سالیان رنج و شکنجه در مجاهدین

حاج مسعود رجوی از اسرای جنگی زیر شکنجه برگه نفوذی میگرفتی در راستای سرنگونی بود? مجید روحی، ایران اینترلینک، بیست و ششم فوریه ۲۰۱۶:… محمد تعریف میکرد در پروژه رفع ابهام سال ۷۳ و ۷۴ زیر شکنجه بود به دستور حاج مسعود رجوی و از محمد زیر شکنجه برگه ای گرفته اند که نوشته بود نفوذی هستش …

وضعیت حقوق بشر درون سازمان مجاهدین بخش ششم خودکشی فائزه اکبریان

وضعیت حقوق بشر درون سازمان مجاهدین بخش ششم خودکشی فائزه اکبریان

وضعیت حقوق بشر درون سازمان مجاهدین بخش ششم خودکشی فائزه اکبریان محمد کرمی، وبلاگ عیاران، پاریس، بیست و پنجم فوریه ۲۰۱۶:… تمام زنان را جمع می کنند و مادرش را هم به عمد به این نشست می اورند نام واقعی این نشست ها دادگاهی کردن فرد است . در این دادگاه ها هر آچه لایق …

مروری مختصر بر فرقه های مخرب کنترل ذهن (۹)

مروری مختصر بر فرقه های مخرب کنترل ذهن (۹)

مروری مختصر بر فرقه های مخرب کنترل ذهن (۹) ابراهیم خدابنده، ایران اینترلینک، هفدهم فوریه ۲۰۱۶:…  بسیاری پرسیده اند که چگونه میتوان فرقه بودن یک گروه را تشخیص داد چون ممکن است هر کس از هر گروهی که خوشش نمی آید، یا به دلیل اینکه در آن گروه بوده و حالا با آن اختلاف پیدا کرده …

مهدی خوشحال: جنگ پناهجویان

مروری مختصر بر فرقه های مخرب کنترل ذهن (۹)

بحران پناهجویی در آلمان جدی است. اما این روزها این بحران به حربه و جنگ تبلیغاتی بدل شده است. روزی نیست رسانه های آلمانی از بسته دوم پناهجویی و سخت تر شدن قوانین، هشدار ندهند. طی هفته های گذشته، فرانک والتر اشتاین مایر وزیر خارجه آلمان، به تهران و ریاض سفر کرد تا چاره ای برای بحران سوریه …

رنجنامه خانم نرگس ایرانپور در فراغ برادر اسیرش

رنجنامه خانم نرگس ایرانپور در فراغ برادر اسیرش

توان در زانوانم نیست، از زمانی که احمدم، برادر کوچکم  را دیدم، در پشت دیوارهای اشرف و مقابل درب اسد از راه دور، خیلی دور… ولی با وجود فاصله ی زیاد او را شناختم، جیغ زدم، فریاد زدم ولی او را بردند … بردند اما تا آخرین لحظه چشم از من بر نداشت. خدای من به کدامین …

وضعیت حقوق بشر درون سازمان مجاهدین بخش پنجم خذف کردن مینو فتحعلی

وضعیت حقوق بشر درون سازمان مجاهدین بخش پنجم خذف کردن مینو فتحعلی

وضعیت حقوق بشر درون سازمان مجاهدین بخش پنجم خذف کردن مینو فتحعلی محمد کرمی، وبلاگ عیاران، پاریس، پانزدهم فوریه ۲۰۱۶:…  خانم مینو فتحعلی قربانی تشکیلات رجوی بود اما سازمان مجاهدین برای فرار از پاسخ گوئی وی را شهید جنگ آمریکا و عراق اعلام کرد. سال ۱۳۷۲ رجوی، مریم همسرش را رئیس جمهور مادام العمر انتخاب …

کودکان سرباز

کودکان سرباز

در پیش‌نویس کنوانسیون حقوق کودک سازمان ملل، “کودک سرباز” به کسی گفته می‌شود که کمتر از ۱۸ سال سن دارد و به عضویت ارتش یا نیروهای شبه‌نظامی در می‌آید. این تعرف تنها شامل کسانی نمی‌شود که اسلحه به دست می‌گیرند یا مین خنثی می‌کنند، بلکه مواردی چون آشپزی، باربری، پیام‌رسانی، جاسوسی، سوءاستفاده جنسی و ازدواج اجباری را نیز …

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید