کریم غلامی:از اردوگاه اشرف تا اردوگاه پناهندگی (قسمت سی ام)

0
686

از اردوگاه اشرف تا اردوگاه پناهندگی (قسمت سی ام) 

کریم غلامی، ایران فانوس، بیست و دوم مارس ۲۰۱۶:… ر منطقه ای به نام امام ویس که یک پادگان ارتش عراق در آن قرار داشت، با اجازه ارتش آمریکا به تصرف مجاهدین در آمد. این پادگان کاملا خالی بود و باقی مانده ارتش عراق بعد از سقوط بصره از آنجا فرار کرده بودند. البته چند پادگان دیگر نیز در آن محل قرار داشت که همه این پادگان ها توسط مردم عراق غارت شده بود. در این پادگان مرکزی که من در آن بودم، سلاح های سنگین خود … 

لینک به منبع

لینک به قسمت قبلی:

از اردوگاه اشرف تا اردوگاه پناهندگی (قسمت سی ام)

بعد از امضای قرارداد آتش بس مابین سازمان مجاهدین و ارتش آمریکا، نزدیک به یک ماه مجاهدین در محل هایی که پراکنده شده بودند باقی ماندند و در این مدت ارتش آمریکا اقدام به خلع سلاح مجاهدین کرد. در همان روز های اول خلع سلاح، مجاهدین همه سلاح های سنگین خود را که شامل تانک و نفربرهای زرهی و توپخانه و سایر سلاح های سنگین دیگر بود را تحویل دادند. تحویل سلاح های سنگین، اولین شوکی بود که به اعضاء وارد شد. عمده افراد که هنوز در خواب غفلت بودند، متوجه شدند که چه کلاه گشادی به سرشان رفته است و اولین سئوال اعضای مجاهدین این بود که چرا ما تسلیم شده ایم و مرز سرخ سلاح کجا رفت؟

قبل از اینکه بخواهم ادامه بدهم، باید به چند نکته اشاره بکنم و توضیح بدهم تا بهتر بفهمیم که چرا به مجاهدین شوک وارد شد و مرز سرخ چیست و غیره:

تا قبل از سال ۲۰۰۳ یعنی اسفند ۱۳۸۱ بالای نود درصد اعضای مجاهدین اعتماد کورکورانه نسبت به حرفها و قولهایی که مسعود رجوی به آنها داده بود، داشتند و می توان گفت که در سحر و جادوی مجاهدین در خواب و غفلت بودند. کمتر کسی به موضوعی اعتراض می کرد و یا در رابطه با درستی و غلط بودن آن سئوال می پرسید. به همین دلیل وقتی که دیدند از سرنگون کردن رژیم ایران خبری نیست و رهبری عقیدتی پا به فرار گذاشته، یکی در فرانسه و دیگری در سوراخ موش و مجاهدین بی قید و شرط تسلیم ارتش آمریکا شده اند و سازمان مجاهدین و ارتش آزادیبخش در عراق منحل اعلام شده و همه سلاح ها تحویل ارتش آمریکا شده است. این شوک همه را از خواب غفلت پراند و از همان موقع اعتراض کردن و نا فرمانی و سئوال کردن شروع شد. این آغازی بود برای از هم پاشیدن مجاهدین بطور فیزیکی، چنانکه بسیاری از همان روزهای اول تعیین هویت با ارتش آمریکا مجاهدین را ترک کردند و در مجموعه ای به نام “تیف” در کنار اشرف ماندند هر چند شرایط آنها بسیار دشوار بود و ریل پناهندگی آنها به درازا کشید و عمدتا هم بخاطر مشکل تراشی هایی بود که مجاهدین ایجاد کرده بودند. ولی آنها افراد آزادی بودند که خودشان برای خودشان تصمیم می گرفتند که چگونه به زندگی خود ادامه بدهند.

اصطلاح “مرز سرخ” در مجاهدین زیاد به گوش می خورد، مرز سرخ مرز و یا خط و یا محدوده ای است که هیچ فردی نباید از آن عبور بکند و عبور از مرز سرخ، یعنی پشت سر گذاشتن این محدوده که دیگر قابل بازگشت نیست. برای همین هرگز فردی نباید از مرز سرخ رد بشود. بطور مثال خیانت کردن یک مرز سرخ است و هیچ فردی نباید خیانت بکند و در صورت خیانت، دیگر آن فرد هیچ اعتباری ندارد و دیگر او هرگز نمی تواند به موقعیت قبلی خود باز گردد. البته رهبران مجاهدین همیشه مرز سرخ خیانت را رد کرده اند و آنها نه تنها یکبار بلکه بارها و بارها به مردم ایران و اعضای مجاهدین خیانت کرده اند. از آنجایی که همه چیز در سازمان مجاهدین بی محتوا و بی ارزش است و کلمات و اصطلاحات هم فقط جنبه بازی را دارد، بخصوص بعد از انقلاب ایدئولوژیک، همه مفاهیم بیشتر مسخره بازی بود تا یک موضوع جدی. به عنوان مثال، یکی از مرز سرخ های مجاهدین در انقلاب ایدئولوژیک درونی”مرز سرخ شورای رهبری” بود. یعنی هیچ فردی نبایستی نسبت به یکی از اعضای شورای رهبری، حس جنسی داشته باشد و اگر این مرز سرخ پاره شود، دیگر نبایستی قابل برگشت باشد. ولی همانطور که گفتم، مسخره بودن این مرز سرخ در این است که افراد روزانه نسبت به اعضای شورای رهبری(البته نه همه آنها چون بسیاری از آنها چنان تنفر انگیز و زشت بودند که با هیچ دارویی فرد نمی توانست نسبت به آنها حس جنسی داشته باشد) حس جنسی داشتند و آخر هفته یعنی روز پنج شنبه بایستی این موارد “فاکت” را می نوشتند و می خواندند. این چه مرز سرخی است که روزانه در مجاهدین پاره می شود، ولی باز همچنان به عنوان مرز سرخ باقی است.

سلاح در مجاهدین به دلیل اینکه استراتژی آنها یک مبارزه مسلحانه برای سرنگون کردن حکومت جمهوری اسلامی است، به عنوان مرز سرخ شناخته می شد. در سازمان مجاهدین (سازمان مجاهدین قدیمی) چند مرز سرخ بیشتر نداشت. به عنوان مثال خیانت کردن و لو دادن همرزمان و فرار از صحنه مبارزه بود. سلاح نیز در سازمان مجاهدین یک مرز سرخ بود که هر مجاهد باید یک سلاح داشته باشد و در غیر این صورت مجاهد بودن او زیر علامت سئوال است و حتی مجاهدی که در اروپا و یا آمریکا مستقر بود، باید یک سلاح به نام او در پایگاه های نظامی ثبت شود. دقیق تر بگویم، مجاهد بدون سلاح دیگر مجاهد نیست.

برای همین، اولین سئوال اساسی که اعضای مجاهدین از رهبران مجاهدین کردند این بود که مرز سرخ “سلاح” کجا رفت و چرا ما سلاح های خودمان را تحویل دادیم؟ در این میان، پاسخ مسعود رجوی بسیار شوک آور بود. او مثل بقیه حرفهایی که قبلا زده و بعدها آن را منکر شده و مسئولیت آن را به گردن نگرفته بود، اینبار نیز کما فی السابق منکر چنین حرفی شد و گفت که هیچ وقت سلاح مرز سرخ مجاهدین نبوده است. ولی از آنجایی که بدجوری گند زده بود، مجددا حرف خود را لاپوشانی کرد و گفت: “من صاحب سلاح را به خود سلاح ترجیح دادم!” و حال سئوال اینجا است که اگر صاحب سلاح یعنی اعضای مجاهدین برایت مهم هستند، چرا مسعود رجوی خودش فرار کرد و اعضای خودش را در یک معامله کثیف تحویل ارتش آمریکا داد تا از پیگرد ارتش آمریکا خلاص شود.

در منطقه ای به نام امام ویس که یک پادگان ارتش عراق در آن قرار داشت، با اجازه ارتش آمریکا به تصرف مجاهدین در آمد. این پادگان کاملا خالی بود و باقی مانده ارتش عراق بعد از سقوط بصره از آنجا فرار کرده بودند. البته چند پادگان دیگر نیز در آن محل قرار داشت که همه این پادگان ها توسط مردم عراق غارت شده بود. در این پادگان مرکزی که من در آن بودم، سلاح های سنگین خود را تحویل ارتش آمریکا داد. صحنه رقت انگیز بود. یک مراسم خداحافظی با این سلاح ها گذاشتند و خیلی ها گریه می کردند. آنها بجای اینکه به حال خود گریه کنند که مسعود رجوی چه کلاه بزرگی به سر آنها گذاشته است و آنها را دم تیغ قرار داده و خودش و زنش فرار کرده اند، به از دست دادن سلاح ها گریه می کردند.

مدت کوتاهی از استقرار مقر ما و چند مقر دیگر در آن پادگان ارتش عراق نگذشته بود که به دستور ارتش آمریکا قرار شد که همه قرارگاه های مجاهدین تخلیه شده و همگی به اشرف بروند. مجاهدین هم باقی مانده وسایل قیمتی مثل سالن های بزرگ پیش ساخته را باز کرده و با خود به اشرف بردند. وقتی که وارد اشرف می شدیم، وضعیت مجاهدین مانند نیروهای شکست خورده ای بود که در حال عقب نشینی بودند. دور تا دور قرارگاه اشرف را ارتش آمریکا محاصره کرده بود. جلوی هر در ورودی چند تا تانک ایستاده بود و دو تا هلیکوپتر بطور مدام روی اشرف در حال پرواز بود. بقیه سلاح ها هم مجاهدین در همان هفته اول برگشت تحویل ارتش آمریکا دادند.

ادامه دارد

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

چگونه باید با داعش جنگید؟

چرا روز جهانی زن شکل گرفت؟ زنان همچنان در کشاکش نابرابری جنسیتی

حملات تروریستی پاریس در 13 نوامبر که منجر به کشته شدن 129 نفر و زخمی شدن صدها نفر شد، جامعه بین المللی را به لرزه در آورد. در روزهای پس از این حادثه بحث های گسترده ای حول استراتژی مبارزه با داعش، بحران مهاجران سوری و …

مزدا پارسی:مجاهدین بکارید و تروریسم برداشت کنید

چرا روز جهانی زن شکل گرفت؟ زنان همچنان در کشاکش نابرابری جنسیتی

مجاهدین بکارید و تروریسم برداشت کنید مزدا پارسی، انجمن نجات، مرکز فارس، بیست و ششم نوامبر ۲۰۱۵:… در آوریل ۲۰۱۲ ، روزنامه نگار سرشناس امریکایی سیمور هرش پرده از راز دیگری برداشت ، وی در مقاله ی تحقیقی که در نیویورکر به چاپ رساند با عنوان ” مردان ما در ایران” ،افشا کرد که تا پیش …

ابراهیم خدابنده:مروری مختصر بر فرقه های مخرب کنترل ذهن (۱)

ابراهیم خدابنده:مروری مختصر بر فرقه های مخرب کنترل ذهن (۱)

مروری مختصر بر فرقه های مخرب کنترل ذهن (۱) ابراهیم خدابنده، ایران اینترلینک، بیست و پنجم نوامبر ۲۰۱۵:… حدود ۶۰ الی ۷۰ سال است که پدیده ای با عنوان “کنترل ذهن مخرب فرقه ای” نظر دانشمندان علوم انسانی و اجتماعی و همچنین روانشناسان را به خود جلب کرده است. امروزه این پدیده به “تهدید اصلی هزاره …

ابراهیم یزدی: سعادتی را باقی‌مانده‌های ساواک لو دادند

ابراهیم یزدی: سعادتی را باقی‌مانده‌های ساواک لو دادند

محمدرضا سعادتی، از اعضای کادر مرکزی سازمان مجاهدین خلق (منافقین) در اردیبهشت ماه سال ۱۳۵۸ در تهران دستگیر شد. اتهام اولیه او جاسوسی برای شوروی و انتقال پرونده تیمسار احمد مقربی به آن کشور بوده است؛ پرونده‌ای که در دوره دولت موقت در ماه‌های ابتدایی پیروزی انقلاب اسلامی موجی از جنجال و هیاهو را به راه انداخت و …

داستان دو زن که سفیر شدند

داستان دو زن که سفیر شدند

۴۰ سال پس از تعیین اولین سفیر زن تاریخ ایران، اولین سفیر زن تاریخ جمهوری اسلامی انتخاب شد. سال ۱۳۵۴ مهرانگیز دولتشاهی راهی دانمارک در شمال اروپا شد و سال ۱۳۹۴ مرضیه افخم عازم مالزی در جنوب آسیا می شود. دولتشاهی پس از کسب عنوان اولین نماینده زن مجلس تاریخ ایران، اولین دیگری را به نام خود …

میلاد آریایی: خشونت رها شده !؟

داستان دو زن که سفیر شدند

اولین مبتکر عملیات انتحاری که نام عملیات مقدس فدایی را بر روی آن گذاشتند اول بار توسط همین مجاهدینی سازماندهی و اجرا گردید که اکنون رهبران همان زمان اش در خاک فرانسه و پاریس پایگاه و بارگاه دارند. و شگفتا …

مصاحبه محمد حسین سبحانی با سیاوش رستار آخرین فرد جداشده از مجاهدین در آلبانی

مصاحبه محمد حسین سبحانی با سیاوش رستار آخرین فرد جداشده از مجاهدین در آلبانی

 مسعود رجوی و مریم رجوی با این تفاصیل و با این پرچم ادمها را فریب میداد، ادمها را اسیر میکرد، چیزهای اتفاق می افتاد که خیلی معذرت میخواهم که ادم نمی تونه تصور کنه…

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید