تغییرات اجتماعی باین سادگی ها نیست آقای رجوی!

0
601

تغییرات اجتماعی باین سادگی ها نیست آقای رجوی! (+ زن در دیدگاه رجوی) 

انجمن نجات، مراکز گرمانشاه و آذربایجان شرقی، دوازدهم مارس ۲۰۱۶:…  رجوی ازکجا میداند که این سرویس های خارجی و یا اراذل و اوباش ، قدرت را دو دستی باو خواهند سپرد! اگر واقعا هم این اعتقاد را دارد، باید قبول کند که رهبر اراذل و اوباش است و یا گماشته ی سرویس های اطلاعاتی بیگانه وباید دراین مورد به مخاطبین خود جواب دهد! تجربه ی بی مروت زندگی نشان داده که با وجود شرایط لازم، آن دسته ازتغییرات اجتماعی … 

تغییرات اجتماعی باین سادگی ها نیست آقای رجوی!

انجمن نجات، مرکز آذربایجان شرقی
لینک به منبع

ازنقطه نظر این فرقه ی عهد عتیق – که البته مانند داعش والقاعده وطالبان برای تبلیغ و ترویج عقاید پوسیده اش از تکنولوژی مدرن هم به وفور و گشاده دستی استفاده میکند – تغییرات اجتماعی خیلی ساده ودر حد ترقه درکردن عده ای نوجوان در یک چهارشنبه ی سوری است!

ازاین روست که اینهمه نیرو برای هرچه ویرانگرتر کردن این روز بسیج کرده تا این تغییرات اجتماعی انجام گیرد!! و با تبدیل این آتش بازی های مهیب به شورش عمومی و تغییرات اجتماعی وآنهم تا سطحی که حکومت سرنگون گردد وآنها براریکه ی قدرت نشسته و رجوی برنامه های اشرف نشان خود را درمحدوده ی جغرافیایی وسیع تری برقرار سازد بهمین سادگی!

باوجود اینکه این دعوت های چند دهه ای این فرقه ی فریبکار وخودفریب ، نتیجه ای برایشان نداشته، بازهم دست ازاین مسخره بازی ها وفراخوان دادن های خود نمیکشند و میپندارند که ممکن است قانون احتمالات این بار بنفع آنها عمل کند!

اگر با این خوشبینی رجوی همراه شده و فرضا ماهم قبول کنیم که ممکن است ، نتیجه ی این آتش افروزی ها و ترقه بازی ها این بار؟!همان خواهد شد که رجوی میخواهد ( شورش کور) ، بازهم خیری ازآن عاید مردم نخواهد شد!

شورش های کور یا بشدت سرکوب میشوند ویا افتادن مهار کنترلشان بدست سرویس های خارجی واراذل واوباش ، نتیجه ای جز ویرانی کشور ونابودی زیر ساخت ها نخواهد داشت !

رجوی ازکجا میداند که این سرویس های خارجی و یا اراذل و اوباش ، قدرت را دو دستی باو خواهند سپرد!

اگر واقعا هم این اعتقاد را دارد، باید قبول کند که رهبر اراذل و اوباش است و یا گماشته ی سرویس های اطلاعاتی بیگانه وباید دراین مورد به مخاطبین خود جواب دهد!
تجربه ی بی مروت زندگی نشان داده که با وجود شرایط لازم، آن دسته ازتغییرات اجتماعی که با برنامه های دقیق وبشدت مطالعه نشده انجام گرفته، نتیجه ی خوشی نداشته وازاین روست که مردم با استفاده ازاین تجارب تلخ ودرعین حال گرانقدر، ازاین نوع شورش های کور حمایت نخواهند کرد!

اگر این نوع شورش ها از اقبال مردمی سود نمیبرد، چرا رجوی اینهمه روی آن مصر است ؟!

جواب این سئوال این است که رجوی که درتمامی عرصه های سیاسی- اجتماعی پذیرای شکست های تلخی شده و هیچ نوع پیروزی ای را دراین چهار دهه تجربه نکرده، بس چه کار باید بکند؟

چه کند بینوا همین دارد!

یا اینکه برسر عقل بیآید وبا یک انتقاد از عملکرد ویرانگرش، طمع ازقدرت و… بکشد که باتوجه به شخصیت او ومیزان گناهان کرده اش، انجام این کار برایش مقدور نیست !
اودچار یک جبر اجتماعی – شخصی خود ساخته شده و لیاقت غلبه براین جبر را ندارد!

سعید

زن در دیدگاه رجوی

انجمن نجات، مرکز کرمانشاه
لینک به منبع

“اثبات هژمونی زنان با اسلحه “

رهبری فرقه مجاهدین طی سالیان با سوار شدن برشعارهای پر طمطراق آزادی و برابری زنان با مردان و دادن آوانس مثبت به زنان و انبوهی ترفندهای پوشالی برای فریب افکار عمومی و وانمود کردن به اینکه آنها (فرقه رجوی ) جنبشی هستند که از لحاظ بها دادن به آزادی زنان از همه جلوتر هستند از هیچ چیز فروگذار نکردند .

اما این رنگ و لعاب و ترفندها نتوانست حتی اعضا و کادرهای سرسپرده و گوش به فرمان را هم قانع کند . رهبری فرقه مجاهدین برای اثبات هژمونی فرمالیستی زنانه در مناسبات

تشکیلاتی اش دست به خلق و تولید بندی دیگر در انقلاب درونی با نام (بند دال) زد .

فلسفه ی این بند این بود که بند دال یعنی آببندی زن و مرد در فرقه بطوریکه بدون اصطکاک و تضاد در کنار هم قرار گیرند و بدون تناقض جنسی و نگاه جنسی با هم کار کنند .چون این فقط در تئوری بود و اعتقادی پشت آن نبود لذا در عمل و پراتیک نبود و بیشتر تضاد و تناقض به داخل دستگاه فرقه ای سرازیر می شد . استراتژی رجوی در این کار این بود که با این شعار زنان را در راس امورات قرار دهد و سپس از ضعف و ضعیفگی آنان (عقیده رجوی) استفاده کرده و موقعیت خود را هرچه بیشتر در فرقه دگم کند .

وقتی تقابل ها – تضادها و نافرمانی ها به اوج رسید و مردان در فرقه به پوشالی بودن این تئوری پی بردند رجوی برای کنترل اوضاع یک روز صبح درشروع کار روزمره تشکیلاتی قانونی وضع کرد که زنان از بالاترین تا پایین ترین رده در تشکیلات سلاح کمری به کمر ببندند و تا شب حتی در بستر خواب هم آنرا ازخود جدا نکنند تا مردان از آنها حساب ببرند و اینگونه هژمونی و ریاست زنانه را بپذیرند . درواقع رهبری فرقه با این ترفند جنگی را بین جنس زن و مرد راه انداخت تا خود از این فرصت به دست آمده جایگاهش را مستحکم تر کند .او می گفت مردان تاریخا با گردن کلفتی اهداف خود را پیش برده اند اما زنان چون ضعیفه بوده اند از پذیرش مسئولیت می ترسند و لذا بایستی به آنها مسئولیت داد تا ازترس جنگیده و مسئولیت پذیری بالایی را به رهبری بدهند و اینگونه با ایجاد تضاد جنسیتی توسط رجوی زن و مرد را به جان هم انداخت .در واقع استراتژی رجوی جنگ با جنس مرد بود به انگیزه زیر( او می گوید نرینه وحشی) یعنی جنس مرد وحشی است علت این نامگذاری هم این است که مردان در مقابل قدرت طلبی و دیکتاتوری و شهوت رانی بی انتهای او تقابل کرده بودند .

رهبری فرقه مجاهدین در این سناریوی مفتضحانه کاری کرد که مرتجع تر از دوران کوتاه حکومت طالبان در افغانستان بود . گویا طالبان ها برای اعزام یک زن به سازمان ملل قصد داشتند زنی را از کشور دیگری قرضی بفرستند . رجوی هم همین کار را در مناسبات خود کرد.

اوآنچنان در اعماق قوانین فرقه ای مادون هم بود که وقتی زن و مردی قرار بود با خودرویی مسافت ۱۰۰ متر را در بیابان و در میان انبوه جمعیت مانورکننده نظامی تردد کنند نمی توانستند هر دو در یک کابین بنشینند الزاما بایستی زن یا مرد در قسمت پشت وانت یا کامیون ایستاده و نفر دوم یا جنس دوم در پشت فرمان باشد .

به زنان ماموریت داده شده بود تا هر زن یک مرد را از جنس مردانگی به وادی زنانه و ترس و جیب خالی بودن بکشاند. یعنی اینکه یک زنی که چند روزبه تشکیلات آمده بود و تازه وارد بود را روی سر مردی که هم بند و هم دوره خود رجوی بود می گذاشت تا آنقدر تحقیر شود تا فکر تقابل و گردن کلفتی در مقابل رجوی به سرش نزند .

البته این شق عیان و روشن علیه مردان حساب می شد اما واقعیت این بود که با این ترفند آنچنان از وجهه زنان سوء استفاده می شد وبه عنوان ابزار و آلت دست علیه مردان به کار گرفته می شدند که از دید رجوی زنان اساسأ آدم به حساب نمی آمدند.

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید