علی جهانی: دوستان و دشمنان از نظر فرقه رجوی

0
159

به چند نمونه از دوستان و دشمنان از دید رجوی رهبر فراری ؛ که خودش را رهبر عقیدتی مادام العمر این سازمان فرقه گرا می پندارد ؛ اشاره ای گذرا می کنم :یکم: از نظر رجوی در میان کشورها؛تمامی کشورهایی که ضد منافع ملی مردم ایران هستند و از راه حل های خشونت آمیز علیه ایران حمایت می کنند و  همچنین نوکری و مزدوری سازمان را می پذیرند  ؛ نظیر عربستان سعودی و اسرائیل و کشور عراق در زمان صدام حسین دیکتاتور ؛ جزو دوستان محسوب می شوند و بقیه کشورها که خواهان رابطه مسالمت آمیز با مردم ایران هستند ؛ مماشات گر و جزو دشمنان محسوب می شوند و همچنین در این رابطه دولت منتخب مردم عراق و بطور خاص اقای نوری المالکی و حیدر العبادی که خواستار خروج سازمان از عراق شده اند ؛ دشمن محسوب می شوند دوم: در میان شخصیت ها ؛ تمامی ورشگستگان و باز نشستگان سیاسی از افراطی ترین جناحهای جنگ طلب آمریکا که عمدتا صهیونیستی هستند و با گرفتن پول های زیادی حاضرند برای سازمان لابی گری کرده و …

دوستان و دشمنان از نظر فرقه رجوی

علی جهانی ـ 29.02.2016

سران فرقه رجوی و بطور خاص رهبری این سازمان فرقه گرا همواره استدلال شان اینست که هر کس که با ماست جزو دوستان و هر کس که بر ماست جزو دشمنان محسوب می شوند و بر اساس این استدلال سخیف این گروه تروریستی فرقه گرا دوست و دشمن خود را مشخص می کند و همچنین بر این اساس حتی کسانی که کوچکترین انتقادی به تشکیلات سازمان و بطور خاص به رهبری سازمان داشته باشند دشمن محسوب شده و طبق فتوای رهبر عقیدتی سازمان مستحق کشته شدن هستند. لذا  بر همین اساس در زیر به چند نمونه از دوستان و دشمنان از دید رجوی رهبر فراری ؛ که خودش را رهبر عقیدتی مادام العمر این سازمان فرقه گرا می پندارد ؛ اشاره ای گذرا می کنم :
یکم: از نظر رجوی در میان کشورها؛تمامی کشورهایی که ضد منافع ملی مردم ایران هستند و از راه حل های خشونت آمیز علیه ایران حمایت می کنند و  همچنین نوکری و مزدوری سازمان را می پذیرند  ؛ نظیر عربستان سعودی و اسرائیل و کشور عراق در زمان صدام حسین دیکتاتور ؛ جزو دوستان محسوب می شوند و بقیه کشورها که خواهان رابطه مسالمت آمیز با مردم ایران هستند ؛ مماشات گر و جزو دشمنان محسوب می شوند و همچنین در این رابطه دولت منتخب مردم عراق و بطور خاص اقای نوری المالکی و حیدر العبادی که خواستار خروج سازمان از عراق شده اند ؛ دشمن محسوب می شوند
دوم: در میان شخصیت ها ؛ تمامی ورشگستگان و باز نشستگان سیاسی از افراطی ترین جناحهای جنگ طلب آمریکا که عمدتا صهیونیستی هستند و با گرفتن پول های زیادی حاضرند برای سازمان لابی گری کرده و یا در مراسم های مختلف سازمان شرکت کنند و بعنوان سخنران تکراری نظرات دیکته شده سازمان را تکرار کنند دوست محسوب می شوند و همچنین نمایندگان یاغی در کشور های مختلف اروپا و بلوک شرق که تعداد شان به تعداد انگشتان دست هم نمی رسد و حاضرند با دریافت هزینه از سازمان تحت عنوان کمیته ایران آزاد که دست ساز و من در آوردی سازمان هست ؛ از این سازمان فرقه گرا حمایت کرده و نظرات سازمان را طوطی وار تکرار کنند ؛ جزو دوستان به اصطلاح مقاومت محسوب می شوند و بقیه شخصیت های سیاسی و انقلابی ایرانی و خارجی که این سازمان فرقه گرا را قبول ندارند جزو دشمنان محسوب می شوند
سوم: در میان گروهها ؛ تمامی گروههای تروریستی نظیر گروههای تروریستی سوریه و گروه تروریستی داعش و بازماندگان حزب منحله بعث عراق تحت عنوان عشایر انقلابی عراق دوست محسوب می شوند و تمامی گروههای سیاسی داخل و خارج کشور و اپوزیسیون داخل و خارج کشور که طرفدار اصلاحات و راه حل های مسالمت آمیز هستند و راه حل های خشونت آمیز و جنگ طلبانه سازمان را قبول ندارند و همچنین انتقاد می‌کنند ؛ از اینکه سازمان خودش را تنها آلترناتیو می داند و از بقیه گروهها می خواهد که رهبری عقیدتی رجوی را بپذیرند ؛ جزو دشمنان محسوب می‌شوند و رجوی خواستار حذف فیزیکی آنها هست
چهارم: در میان نیروهای سازمان هم کلیه کسانی که مخالف سیاست های رجوی هستند و مخالف طلاق های اجباری تحت عنوان انقلاب کذایی مریم بوده و خواستار جدایی از سازمان شده اند جزو مزدور و دشمن محسوب می شوند و در این رابطه آن دسته از افرادی که بعد از بیش از بیست سال تلف کردن بهترین دوران عمر خود یعنی دوران جوانی شان در این سازمان فرقه گرا ؛ رهایی پیدا کرده و اکنون بعنوان منتقدان سازمان مشغول فعالیت های حقوق بشری و روشنگری علیه جنایات و خیانت های رجوی هستند ؛ نه تنها دشمن محسوب می شوند بلکه اقای رجوی فرمان قتل آنها را صادر کرده است و بقیه نیروهایی که بدون چون و چرا و چشم بسته رجوی را بعنوان رهبر عقیدتی مادام العمر و مریم رجوی را هم به عنوان رییس جمهور مادام العمر و برگزیده مقاومت قبول دارند و حاضر شده اند که به طلاق های اجباری تحت عنوان انقلاب کذایی مریم تن بدهند ؛ انقلابی و فدایی مسعود و مریم محسوب می شوند. که در این رابطه شکنجه گران و سران فرقه رجوی نظیر مهدی ابریشم چی که در طراحی و عملیات تروریستی نقش اساسی را داشته اند و بقول معروف در انقلاب مریم ذوب شده اند ؛ جزو سوگلی های مسعود و مریم محسوب می شوند.
پنجم: و اما در این میان مهمترین دشمنان در حال حاضر از نظر رجوی خانواده های زندانیان گرفتار در این فرقه هستند که بطور خاص از بعد از سرنگونی رژیم صدام حسین با آمدن به عراق و تحصن در کنار درب قلعه اشرف در گذشته و اکنون هم در کنار درب کمپ لیبرتی خواستار ملاقات با عزیزان شان هستند که در میان این خانواده های شریف پدر و مادر پیر و بسیار سالخورده به چشم می خورند که عمدتا بیش از بیست سال هست که از دیدن عزیزان شان محروم بوده اند که در این رابطه سران فرقه نه تنها اجازه دیدار به این خانواده های محترم که برای دیداری کوتاه با عزیزان شان که در کشور نا امن عراق در کمپ لیبرتی گرفتار شده اند ؛ و تمامی مشکلات و خطرات امنیتی را به جان خریده اند و به عراق آمده را نمی دهند بلکه با الفاظ رکیک و زشت خانواده ها را مزدور خطاب می کنند و در این رابطه رجوی خانواده ها را الدنگ و مریم رجوی خانواده را کانون فساد و مهدی ابریشم چی خواستار انفجار این کانون خانواده  که جزیی از همین خلق قهرمانی هست که سازمان به دروغ خود را حامی آن می داند و مدعی است که می خواهد آزادی را برایش به ارمغان بیاورد ؛شده است که این نشانگر اوج دشمنی هیستریک رجوی با کانون گرم خانواده می باشد و همچنین کسانی از خانواده ها که حاضر شده اند که فرزندان خود را در اختیار رجوی قرار داده تا در راستای مقاصد سیاسی خاص خود قربانی کند و همچنین آن دسته از خانواده ها که حاضر باشند مورد اخاذی سازمان قرار بگیرند دوست محسوب می شوند .
بله دوستان این منطق و معیار سازمان فرقه گرای رجوی هست در مورد دوست و دشمن و یک زمانی که تضاد و دشمن اصلی امپریالیسم جهانی به سرکردگی آمریکا بود و سازمان با هدف مبارزه با همین هدف  توسط بنیان گذاراران سازمان تاسیس شده بود اکنون نه تنها دیگر آمریکا دشمن نیست و بایستی با حرکت موازی با آن حرکت کرد بلکه دشمن و تضاد اصلی اکنون خانواده های نیروهای گرفتار سازمان در کمپ لیبرتی کشور عراق هستند که تنها خواسته بر حق شان دیدار با عزیزان شان می باشد. و چرخش سازمان از یک سازمان انقلابی به یک سازمان تروریستی و فرقه گرا را نشان می دهد که چنان در اوج استیصال و سردرگمی قرار گرفته است که از دیدار خانواده ها با عزیزان شان وحشت دارد و خانواده ها دشمن اصلی محسوب می شوند. چونکه این سازمان فرقه گرا در آستانه فروپاشی پاشی کامل قرار گرفته است و در شرایط بسیار اسف بار و وخیمی قرار گرفته است که سرنوشتی جز نابودی و اضمحلال کامل در انتظارش نیست و این سرنوشتی هست که رهبری سازمان برای این سازمان فرقه گرا و قرون وسطایی رقم زده است و هیچ راه گریزی از این سرنوشت فلاکت بار برایش متصور نیست.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

آرشیو موضوع : انجمن های مدافع حقوق بشر

 

 

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید