حاج مسعود رجوی از اسرای جنگی زیر شکنجه برگه نفوذی میگرفتی در راستای سرنگونی بود?

0
347

حاج مسعود رجوی از اسرای جنگی زیر شکنجه برگه نفوذی میگرفتی در راستای سرنگونی بود?

مجید روحی، ایران اینترلینک، بیست و ششم فوریه ۲۰۱۶:… محمد تعریف میکرد در پروژه رفع ابهام سال ۷۳ و ۷۴ زیر شکنجه بود به دستور حاج مسعود رجوی و از محمد زیر شکنجه برگه ای گرفته اند که نوشته بود نفوذی هستش و برای ترور مسعود رجوی به ارتش شکست خورده پیوسته از اردوگاه عراق و حاج مسعود رجوی محمد را بخشیده و به محمد اف داده. و چند تا دیگه از اسامی نفرات اسرای جنگی ایران را فرقه رجوی زده بود … 

لینک به منبع

لینک به صفحه فیسبوک آقای روحی

حاج مسعود رجوی از اسرای جنگی ایران در فرقه ات زیر شکنجه برگه نفوذی میگرفتی در راستای سرنگونی بود?

مجید روحیدرماندگی و دریوزگی حاج مسعود رجوی و تعریف و تمجید از افرادی که فریب کلمات رنگی حاج مسعود رجوی و فرقه اش را خوردند و با طناب پوسیده ی حاج مسعود رجوی و فرقه اش به ته چاه رفتند و هیچ وقت برنگشتند . حاج مسعود رجوی ملعون تا توانست جوانان ایران زمین را به کام مرگ فرستاد تا بتواند با سوار بر خون آنان به قدرت برسد

وقتی که در ورودی فرقه رجوی بودم یکی از مسئولین که زبان عربی بلد بود و در خدمت استخبارات عراق برای گرفتن اطلاعات از نفرات اسرای جنگی ایران در زیر شکنجه، با افتخار  تعریف میکرد که چطور اسرای جنگی ایران را در اردوگاه های عراق شکنجه میکرد و با دروغ مجبور میکرد که نفر زیر شکنجه انتخاب کند بیاد عضو فرقه رجوی شود.

وقتی وارد ارتش شکست خورده حاج مسعود رجوی شدم فیلمی از اسرای جنگی که هم اسیر فرقه رجوی شده بودن و هم اسرای که با دروغ از اردوگاه های عراق اورده بودن در ارتش شکست خورده حاج مسعود رجوی را می دیدیم  و مسئولین فرقه تا می توانستن دروغ سر هم میکردن و به خورد ما میدادن و حاج مسعود رجوی رو جایگاهشو با خدا عوض میکردن.

در یگان ما دو تا از نفرات اسرای جنگی ایران بودن که مسئولین فرقه از اردوگاه عراق با کلک و دروغ و شکنجه مجبور کرده بودن که فرقه رجوی را انتخاب کنند و بیایند عضو فرقه رجوی بشوند.

که یکی از اسرای جنگی ایران در یگان ما نامش محمد بود و با هم سر پست میرفتیم و محفل میزدیم محمد در پروژه رفع ابهام بود در سال ۷۳ و ۷۴ محمد یکی از ناراضیانی بود در فرقه که تحت نظر بود و همیشه به من میگفت مواظب باش سرت را زیر آب نکنند فرقه رجوی چون از زندانی و شکنجه شدن من خبر داشت.

محمد میگفت اگه همین الان صلیب سرخ یا یک نهاد دولتی بیاید در فرقه سوار ماشینش میشم و میگم من را به هر قیمت شده از فرقه ببرند بیرون.

محمد تعریف میکرد در پروژه رفع ابهام سال ۷۳ و ۷۴ زیر شکنجه بود به دستور حاج مسعود رجوی و از محمد زیر شکنجه برگه ای گرفته اند که نوشته بود نفوذی هستش و برای ترور مسعود رجوی به ارتش شکست خورده پیوسته از اردوگاه عراق و حاج مسعود رجوی محمد را بخشیده و به محمد اف داده.

و چند تا دیگه از اسامی نفرات اسرای جنگی ایران را فرقه رجوی زده بود در روزنامه ای که خود فرقه طراحی کرده بود به نام  اعترافات نفرات نفوذی که قصد ترور حاج مسعود رجوی را داشتن.

و حاج مسعود رجوی در نشست عمومی روزنامه دست سازش را بلند میکرد و به همه نشون میداد و میگفت این افتخارات و پیروزی فرقه رجوی هست. بعد حاج مسعود میگفت که ما در فرقه زندان و شکنجه نداریم خود نفرات به حقانیت فرقه پی بردن و اعتراف کردن که نفوذی هستن و برای ترور من امده بودن و من همه اینها رو بخشیدم.

باید از حاج مسعود رجوی سوال کرد اسیر جنگی که برای وطنش میجنگید و اسیر عراق میشه و مسئولین فرقه میروند در اردوگاه های عراق نفر اسیر جنگی ایران رو شکنجه میکنند تا اطلاعات بگیرن و بدهند به استخبارات عراق و نفر اسیر جنگی را مجبور کنند که بپیونده به ارتش شکست خورده حاج مسعود رجوی  و در ارتش شکست خورده حاج مسعود رجوی دستور شکنجه و زندانی کردن نفر رو بدن در پروژه رفع ابهام تا از نفر کاغذ بگیرن که نفوذی هستی. حاج مسعود رجوی واقعا خنده ات نمیگیره از کارهای که میکنی و بعد جلوی یارانت که سال ۷۳ و ۷۴ در زندان بودن به دستور خودت شکنجه شدن و از آنها زیر شکنجه کاغذ نفوذی گرفتید و بعد با کمال پرویی میگی در نشست عمومی که فرقه ات زندان و شکنجه نداره؟

حاج مسعود رجوی این زندانها چیست و با دستو چه کسی ساخته شده بود ؟؟؟؟؟

* سال ۱۳۶۴

زندانی کردن بیش از ۷۰۰ تن از نیروهای فرق در منطقه کردستان عراق واقع در شهرک ساوک و کهریزه و پایگاه غیور و زندانی کردن اعضای دفتر سیاسی و اعضای شورای مرکزی فرقه از جمله علی زرکش به همراه ۱۷ تن دیگر و صدور حکم اعدام برای تک تک آنها که  پس از بازجویی اولیه همگی را به زندان شهر سلیمانیه منتقل کردند

* سال ۱۳۶۴

زندانی کردن بیش از ۵۰ تن از اعضای معترض در زندانهای شهر سلیمانیه عراق ، زندان پایگاه مصباح و غیور، و خانه های امن در شهر کرکوک

* سال ۱۳۶۹

زندان دبس واقع در حومه شهر کرکوک

زندان دبس با دژ قلعه های که بیش از ۵۰۰ تن اعضای معترض را در خود جاداده بود. از جمله حماسه و مقاومت زندانیان باید به اعتصاب ۷ شبانه روزی آنها اشاره کرد و باید به شرایط سخت و طاقت فرسای زندان هم اشاره کرد

سال ۱۳۷۱

زندان و خانه های امن در سطح شهر بغداد از جمله

زندان محمد ضابطی

زندان سعادتی

زندان سیفی

زندان اکبرزادگان

زندان ملک مرزبان

زندان معروف بنام پایگاه اعضای شورای ملی مقاومت در نزدیکی سفارت آمریکا

زندان جلال زاده

زندان میرزایی

زندان دکتر محمد طبا طبایی

زندان رضائی

و………………..

* سال ۱۳۷۳ و ۱۳۷۴

زندان اسرای عملیات مروارید؛ این زندان روبروی شمع آب خیابان ۴۰۰ قرار داشت. سال ۷۳ در این زندان شکنجه های وحشیانه اعمال می شد که چندین نفر از جمله قربانعلی ترابی در همین زندان بر اثر شکنجه های طلاقت فرسا جان باختند. بعد از آمدن آمریکاییها به داخل اسارتگاه اشرف به دستور حاج مسعود رجوی سران فرقه سعی کردند شکل و ساختار اولیه این زندان را عوض کنند و به همین خاطر اقدام به تخریب کامل این قلعه کوچک و صاف کردن محل آن با بولدوزر نمودند و شروع به ساختن یک سالن پیش ساخته در جنب این زندان کردند.

* زندان قلعه محمود قائم شهر جنب تعمیرگاه زرهی در ضلع جنوب

* زندان ضلع شرق کنار اسکان که قبلا محل اسکان سران فرقه بود که بعد به زندان انفرادی تبدیل شد این زندان با دیوار بلوکی و خاکریز از مجموعه اسکان جدا شده بود.

* زندان مهمانسرا

زندان مهمانسرا قدیمی ترین زندان فرقه رجوی بود که در سال ۱۳۶۵ و در آغازین سالهای تاسیس پادگان ایجاد شد. علت نامگذاری ان بدین جهت بود پیش از تبدیل به زندان محل پذیرایی از گروههای کارگران عراقی بوده است که جهت عملیات عمرانی ساخت پادگان بدانجا می‌آمدن

* زندان اصلی

اصلی ترین زندان مستقر در فرقه رجوی  سمت راست مدیریت مهندسی، در حاشیه ضلع شرقی پادگان اشرف قرار داشت که طی سالهای ۱۳۶۷ تا ۱۳۸۱ صدها تن از اعضای ناراضی در آن نگهداری می‌شدند. محل دقیق این زندان که با دیوارهای ۷ متری و سیم خاردار محصور شده درست در انتهای خیابان ۱۰۰ و چسبیده به ضلع شرقی پادگان است

* زندان جنوب شرقی

این مجموعه‌ها در ضلع جنوب شرقی پادگان اشرف وجود داشت

* زندان زنان

این زندان در جنب درب شرقی انبارهای مسقف و در کنار جاده‌ای آسفالته قرار داشت در سالهای دهه هفتاد برای زنان زندانی استفاده می‌شد

حاج مسعود رجوی در همه نشستهای عمومی همواره به دروغ مدعی بود که در سر در فرقه اش نوشته شده است ” فدا و صداقت ” ولی نه تنها  حاج مسعود رجوی ذره ای بویی از فدا و صداقت نبرده بود

حاج مسعود رجوی خجالت هم خوب چیزی است

حاج مسعود رجوی از اینهمه دروغ و دغل و فریبکاری و دجالی و توهین به عقل و شعور دیگران شرم نمی کنی

حاج مسعود رجوی  سر کی می خواهید کلاه بگذاری؟

جز سر اندک افراد باقی مانده در لیبرتی و آلبانی و اندک ایرانیان بی خبر از ماهیت و کارهای این فرقۀ نابکارت؟

حاج مسعود رجوی با ادعا های آزادی و جامعه بی طبقه توحیدی زندان هایی برای اعضای اسیر فرقه اش ساخته بود که دست جنایتکارانی چون هیتلر را از پشت بسته بود و برای حاج مسعود رجوی تنها چیزی که مهم بود بقای خودش بود

حاج مسعود رجوی باید عرض کنم مگر شما نبودید که هنوز نه به بار بوده و نه به دار، حکم زندان و شکنجه و اعدام در فرقه ات را به نقل محافل و نشست‌ها تبدیل کردی و می‌گفتی که هرکس خواست از فرقه ات جدا شود، حکمش زندان و شکنجه و اعدام است

حاج مسعود رجوی مگر شما نبودید که در نشستها مختلف همه را مجبور کردید که گزارش بنویسند که هرکس برید و خواست از فرقه جدا شود، حکمش زندان و شکنجه و اعدام است و خودش پیشاپیش حکم اعدام خود را امضاء کند

حاج مسعود رجوی در نشستهای عمومی میگفتید در ایران فردا خبری از زندان و شکنجه و حکم اعدام نخواهد بود ایران فردا را حاج مسعود رجوی بهتر است که لااقل فعلا بی‌خیال شوید

بی‌زحمت حاج مسعود رجوی فکری به حال فسیل شدگانی بکنید که در لیبرتی و آلبانی گیر افتاده‌اند و هر روز و شب، شخصیت، فکر، اعتماد به نفس، انسانیت، عواطف، عقل و شعور و همه چیزشان را زندانی و شکنجه و اعدام می‌کنی

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید