دانشیان و گلسرخی در بیدادگاه نظامی شاه

0
232

به نوشته ی «تاریخ ایرانی» برخلاف تصور ساواک اما خسرو گلسرخی که در ابتدا کمترین ارتباطی با موضوع پرونده نداشت در دادگاه بیش از دیگران مقاومت نشان داد. وی وقتی برای دفاع از خود پشت تریبون قرار گرفت، گفت: «من در دادگاهی که نه قانونی بودن و نه صلاحیت آن را قبول دارم از خود دفاع نمی‌کنم، به عنوان یک مارکسیست خطابم با خلق و تاریخ است هر چه شما بر من بیشتر بتازید من بیشتر بر خود می‌بالم چرا که هر چه از شما دور‌تر باشم به مردم نزدیکترم و هر چه کینه شما به من و عقایدم شدید‌تر باشد لطف و حمایت توده مردم از من قوی‌تر است حتی اگر مرا به گور بسپارید که خواهید سپرد، مردم از جسدم پرچم و سرود می‌سازند.» عباس سماکار می‌گوید: اگر مقاومت واقعا جانانه خسرو گلسرخی و کرامت دانشیان نبود، هم ساواک به اهدافش نزدیک می‌شد و هم جامعه به یقین در مورد حدسش در مورد ما و ماهیت این پرونده می‌رسید.

مردم پیروز خواهند شد
دانشیان و گلسرخی در بیدادگاه نظامی شاه

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
چهارشنبه  ۲٨ بهمن ۱٣۹۴ –  ۱۷ فوریه ۲۰۱۶

اخبار روز: خسرو گلسرخی و کرامت دانشیان دو تن از نام آوران چپ ایران در سال های حکومت سلطنتی در روز ۲۹ بهمن ۱٣۵۲ به دستور دادگاه نظامی در برابر جوخه های اعدام قرار گرفتند. محاکمه ی گلسرخی و دانشیان که به طور مستقیم از تلویزیون ایران پخش شد، و دفاعیات پرشور آن ها، نام این دو انقلابی چپ ایران را در تاریخ مبارزات مردم ایران علیه استبداد و در راه آزادی و عدالت اجتماعی جاودانه ساخت.
خسرو گلسرخی و کرامت دانشیان در روز ۱۰ مهر ۱۳۵۲ توسط سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) دستگیر شدند. بازداشت شدگان عبارت بودند از طیفور بطحایی، خسرو گلسرخی، کرامت‌الله دانشیان، عباسعلی سماکار، رضا علامه‌زاده، رحمت‌الله جمشیدی، شکوه فرهنگ‌رازی، ابراهیم فرهنگ‌رازی، مریم اتحادیه، مرتضی سیاهپوش، منوچهر مقدم سلیمی و فرهاد قیصری. golsorkhi-daneschian
رژیم شاه برای اولین بار تصمیم به برگزاری دادگاهی علنی برای مبارزین مارکسیست ایرانی گرفت. اتهام گروه ترور شاه و گروگان گیری اعضای بلندمرتبه ی دربار سلطنتی اعلام شده بود. عباس سماکار یکی از اعضای گروه که ابتدا به اعدام و سپس حبس ابد محکوم شد، درباره ی دلایل محاکمه ی علنی این گروه که از تلویزیون سراسری پخش شده می نویسد:
حدس ساواک در آن موقع این بود که هیچکدام از ما مقاومت چندانی در دادگاه نکنیم و این ماجرا با خوبی و خوشی و با دادن چند تا حکم اعدام در مرحله اول و بعد هم بخشش شاهانه و محکومیت‌های ده پانزده ساله و پایین‌تر و بعد از چند سال هم آزاد کردن، یک وجه انسانی به رژیم بدهد که حتی کسانی را که نسبت به جان شاه سوء قصد کرده اند چندان در زندان نگاه نداشته و آزاد می کنند. علت این برداشت ساواک هم این بود که در وهله اول تعداد زیادی از اعضای گروه ما از خودشان ضعف نشان دادند و فورا اعتراف کردند…
سماکار می نویسد: ساواک حدس می‌زد که مقاومت در دادگاه حداکثر توسط یکی دو نفر صورت بگیرد. به خصوص روی کرامت دانشیان زیاد حساب می‌کرد. چون که کرامت در مقابل توهین‌های بازجو‌ها دست به مقابله زده بود. در مورد خسرو گلسرخی ساواک چون فکر می‌کرد که خسرو در هیچ کدام از این طرح‌ها شرکت نداشته، حداکثر مقاومتش یک دفاع حقوقی باشد و بگویدمن اصلا شرکت نداشتم و این حرف‌ها بیخود است.
به نوشته ی «تاریخ ایرانی» برخلاف تصور ساواک اما خسرو گلسرخی که در ابتدا کمترین ارتباطی با موضوع پرونده نداشت در دادگاه بیش از دیگران مقاومت نشان داد. وی وقتی برای دفاع از خود پشت تریبون قرار گرفت، گفت: «من در دادگاهی که نه قانونی بودن و نه صلاحیت آن را قبول دارم از خود دفاع نمی‌کنم، به عنوان یک مارکسیست خطابم با خلق و تاریخ است هر چه شما بر من بیشتر بتازید من بیشتر بر خود می‌بالم چرا که هر چه از شما دور‌تر باشم به مردم نزدیکترم و هر چه کینه شما به من و عقایدم شدید‌تر باشد لطف و حمایت توده مردم از من قوی‌تر است حتی اگر مرا به گور بسپارید که خواهید سپرد، مردم از جسدم پرچم و سرود می‌سازند.»
عباس سماکار می‌گوید: اگر مقاومت واقعا جانانه خسرو گلسرخی و کرامت دانشیان نبود، هم ساواک به اهدافش نزدیک می‌شد و هم جامعه به یقین در مورد حدسش در مورد ما و ماهیت این پرونده می‌رسید.
پخش مستیم محاکمه و دفاعیات گلسرخی و دانشیان، در سطح جامعه بازتاب وسیعی یافت و ضمن مطرح کردن بیشتر نیروهای چپ ضربه ی کاری بر ساواک و حکومت شاهنشاهی وارد کرد.
در دادگاه اول، ۷ نفر از دستگیرشدگان یعنی گلسرخی، دانشیان، سلیمی، بطحائی، سماکار، علامه‌زاده، جمشیدی به اعدام محکوم شدند، اتحادیه و سیاهپوش به پنج سال حبس و سه نفر شامل شکوه فرهنگ، ابراهیم فرهنگ و قیصری هر یک به ۳ سال حبس محکوم شدند. در دادگاه تجدیدنظر که در سه شنبه دوم بهمن ماه ۱۳۵۲ تشکیل شد، حکم اعدام دو نفر از محکومین دادگاه اول یعنی سلیمی به ۱۵ سال و جمشیدی به ۱۰ سال تغییر پیدا کرد و پنج نفر از متهمان شامل بطحائی، گلسرخی، دانشیان، سماکار و علامه‌زاده همچنان به اعدام محکوم شدند. به فرمان شاه که در روزنامه‌های روز ۲۸ بهمن ماه ۱۳۵۲ انتشار یافت، سه نفر از محکومین یعنی بطحائی، سماکار و علامه‌زاده از مجازات اعدام عفو و به حبس ابد محکوم شدند، اما حکم اعدام دانشیان و گلسرخی هیچ تغییری نکرد و آنان را یک روز بعد از عفو ملوکانهٔ شاه، در بامداد ۲۹ بهمن ۱۳۵۲ در میدان چیتگر تهران تیرباران کردند.

________________________________________

آرشیو موضوع : تحقیق و پژوهش

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید