حاج مسعود رجوی! برای مارک زدن هایت مدرک هم داری؟

0
682

حاج مسعود رجوی! برای مارک زدن هایت مدرک هم داری؟

مجید روحی، ایران اینترلینک، دهم فوریه ۲۰۱۶:…  داشتم تو اینترنت دنبال جوک خنده دار میگشتم که یکی از سایتهای فرقه رجوی را دیدم صفحه را باز کردم و چند مطلبش را خواندم درباره جداشده ها بود که مرغ پخته را هم به خنده در می آورد. دستگاه دروغ پرداز رجوی ها دیگر برایشان مهم نیست که چه چیزی را در سایت های کثیف خود سر هم می کنند مهم این است که فقط سطور کثیف سایت های خود را پر کنند. فرقه ها …

لینک به منبع: ایران اینترلینک

 

لینک به صفحه فیسبوک آقای روحی

حاج مسعود رجوی اگر مدرکی داری علیه جداشده ها چرا به دادگاهی شکایت نمیکنی و مارک میزنی به دروغ

داشتم تو اینترنت دنبال جوک خنده دار میگشتم که یکی از سایتهای فرقه رجوی را دیدم صفحه را باز کردم و چند مطلبش را خواندم درباره جداشده ها بود که مرغ پخته را هم به خنده در می آورد. دستگاه دروغ پرداز رجوی ها دیگر برایشان مهم نیست که چه چیزی را در سایت های کثیف خود سر هم می کنند مهم این است که فقط سطور کثیف سایت های خود را پر کنند.

فرقه ها همه دارای ویژگیها و خصیصه های مشترک هستن.د در میان همه فرقه ها میبایست برای فرقه رجوی حساب ویژه ای باز کرد. این فرقه رجوی با همه تمایز دارد و یک فرقه عجیب و نادر در طول تاریخ بشری است و بالاخص تروریسم خشن و کور در فرقه رجوی یک تصویر بغایت وحشی از این جریان در اذهان عمومی ایجاد کرده و خاطره بدی از آن درحافظه جامعه نقش بسته است. مسعود و مریم رجوی پیام آور مرگ و نیستی هستند و تقدس خود را از همین ایدئولوژی کاسبکارانه شان بدست آورده اند. هر چه نفرات اسیر در فرقه شان را بیشتر به کشتن بدهند سایه سیاهشان بیشتر و خون در رگهای تبلیغاتی شان بیشتر جاری میشود.

مسعود و مریم رجوی برای هیچکس ارزش انسانی قائل نیستند و در مرام و ایدئولوژی شان جایگاهی برای انسان وجود ندارد چه برسد به حقوق انسان.

در یک کلام می گوییم که مسعود و مریم رجوی دروغگو هستند، بی جرأت هستند، عوامفریب و فریبکارند، خیانتکار و جنایتکارند و وطن فروشی و خود فروشی ذات و ماهیت و هویت مسعود و مریم رجوی هست. شیطانهای مجسم، هزارچهره های مکار، روباه های حیله گر.

مسعود و مریم رجوی کلیله و دمنه یا روباه و شغالهای قرن معاصرند. مسعود و مریم رجوی مکار هر بار قرآن را بر سر نیزه کرده اند تا به فریبکاری شان ادامه دهند. هر بار خودشان از مهلکه گریخته اند و اعضای اسیر در فرقه شان را هیزم معرکه های خود کرده اند. راستی اینهمه کینه توزی را در قاموس کدام انسان می توانید پیدا کنید؟

مسعود و مریم رجوی دشمنان تاریخی اعضای اسیر در فرقه شان و جداشده ها از فرقه شان هستند.

تشکیلات مسعود و مریم رجوی از نظر کیفیت خشونتی که در رابطه با منتقدان مخالفان و حتی موافقان سیاسی اما مستقل خود وارد می کنند با دیگر سازمان ها و احزاب سیاسی کاملا متفاوت است. برای شناخت دلایل این خشونت و اینکه چرا منقد مخالف و موافق مستقل سیاسی خود را مزدور و اطلاعاتی و دشمن می شمرند باید ساختار ایدئولوژیک و تشکیلاتی آنها را شناخت. ساختاری که هر چند از ابتدای تاسیس تا سال شصت و چهار بر مبنای سانترالیزم دمکراتیک بود اما از بعد از سال شصت و چهار و انقلاب ایدئولوژیک در صحنه سازمانها و احزاب سیاسی کاملا نو است.

سرچشمه ایدئولوژی مسعود و مریم رجوی با اینکه در ابتدا منبع مذهبی ملی و مارکسیستی داشت و در این رابطه نظر به جامعه بی طبقه توحیدی داشت اما از بعد از انقلاب ایدئولوژیک تنها سرچشمه سیستم ارزشی فرقه رجوی رهبر عقدیتی است. سیستمی که در آن همه سنتهای اجتماعی فرهنگی سیاسی و قضایی مورد قبول در یک تشکیلات مدرن برداشته شده است. این ایدئولوژی از همان ابتدا با مقوله طلاق و ازدواج رهبر آنچنان متفاوت از ارزشهای انسانی و اخلاقی مورد قبول در فرهنگ و سنت های اجتماعی ما عمل می کند که هیچکدام از معیارهای فرهنگی سنتی قضایی اخلاقی رایج در جامعه نمی تواند برای توضیح این رفتار و رفتارهای پس از آن و یا در پیش بینی این رفتارها به ما کمکی نماید.

انقلاب ایدئولوژیک نه تنها دفتر هر گونه تصور پیدایش گرایش یا فراکسیون، آنچنان که در احزاب کلاسیک می تواند وجود داشته باشد، را در فرقه رجوی برای همیشه بست بلکه همزمان با انکار فرد و حقوق فردی و رد دمکراسی در تشکیلات همه اعضا و عناصر تشکیلات را در یک توده بی هویت مطیع فرمان رهبر یگانه و قدرتمند مسعود رجوی نمود.مجید روحی

انقلاب ایدئولوژیک همچنین نقطه آغاز پدیده ایجاد و گسترش کیش شخصیت مسعود رجوی بود بهمین منظور از بعد این انقلاب تلاش برای ارائه تصویر قهرمانی افسانه ای و ما فوق طبیعت از رهبر و نسبت دادن هوش سرشار و خلاقیت فوق العاده و ارزشها و کیفیت هایی که او را تا ماورای انسان و تا حد پرستش بالا می برد در دستور کار قرار گرفت. آنچنانکه سیل نامه ها، شعرها، ترانه ها و شعارها در ستایش مسعود و مریم رجوی تمامی تبلیغات فرقه رجوی را به خود اختصاص داد.

تا این زمان نیز همواره تلاش شده است که سطح آموزش سیاسی و آگاهی توده ها ی تشکیلاتی در حد همین تبلیغات نگاه داشته شود.

با رفتن به خاک عراق و استفاده از امکاناتی که کمپهای بسته بطور گسترده فراهم می نمود کار تربیت و پرورش اعضا برای اطاعت مطلق از مسعود رجوی آغاز شد.

بعد از عملیات فروغ جاویدان که به کشته و مجروح شدن هزاران عضو فرقه رجوی و هوادار فرقه رجوی ختم شد مسعود رجوی با اندختن مسئولیت همه تقصیرات و اشتباهات به گردن اعضای اسیر در فرقه اش در واقع زمینه را فراهم نمود تا در کار تربیت اعضای اسیر در فرقه اش برای اطاعت مطلق از مسعود رجوی یک گام کیفی بزرگ بر دارد. در این راه او با صدور فرمان طلاق همه زوجها حل کردن اعضای اسیر فرقه اش در تمامیت ایدئولوژی خود را هدف قرار داد تا نه تنها اعتقادات و ایده های سیاسی و فعالیتهای اجتماعی اعضا، بلکه تمامی ارزشها ی عاطفی وعلایق زیبایی شناسانه و تمامی زوایای زندگی شخصی آنها را نیز به خدمت و تحت تسلط خود درآورد.

این همه آن چیزی است که مسعود رجوی با انواع شیوه ها از جمله شیوه های پلیسی و شیوه های مبتنی بر لو دادن در تشکیلات فرقه اش بوجود آورده بود.

درباره عناصر ناراضی و مسئله دار و همه آنهایی که که بهر صورت نتوانستند اطاعت مطلق مسعود رجوی را بصورت فعال و با روح و روان پذیرند تحقیر و خشونت به شکل را ه حل عام بکار گرفته شد.

بدینگونه می توانیم بفهمیم چرا از نظر مسعود رجوی منتقد و مخالف و موافق مستقل با مزدور و اطلاعاتی و بازجو شکنجه گر رژیم فرقی ندارند.

در سیستم فرقه رجوی هر گونه نظر دادن و ابراز عقیده مطلقا خطرناک است و از همین رو مسعود رجوی با تمسخر به صاحبان آن عقاید می فهمانند که او از هر گونه اظهار نظر و ابراز عقیده ای بی نیاز است.

اگر عمیق تر و دقیق تر نگاه کنیم می بینیم که در ایدئولوژی مسعود رجوی ارزش هر انسان تنها بسته به میزان اطاعت و اجرای نقشی که او بر عهده اش نهاده است تعریف می شود و گرنه هیچگونه ارزشی ندارد و در واقع وجودش غیر ضروری و اضافی است.

مسعود رجوی در تمام این سالها در نشستهای عمومی فرقه اش انواع و اقسام دین ها و خدا و مذهب و مقدسات را بطور وسیع مورد استفاده قرار داده است تا به خود ویژگی های الهی داده و چون پیامبران بنماید.

در سیستم خود محور خودسر استبدادی و دیکتاتوری اگر افراد تحت حکومت اطاعت نکنند مسعود رجوی مستبد آنها را تنبیه می کند یا می کشد

از سال ۱۳۷۰ که اعضاء جدا شده از فرقه رجوی در دنیای آزاد شروع به بیان واقعیت های موجود درون تشکیلات فرقه رجوی کردند ، همواره از جانب مسعود رجوی و مریم قجر عضدانلو مورد قضب بودند . همیشه بدترین تهمت ها و افتراها را به اعضاء جداشده که با مسعود رجوی چنگ در چنگ شده اند بیان شده . این سوز و گداز ها بحدی رسید که در سال ۱۳۷۴ در نشست های موسوم به حوض شخص مسعود رجوی حکم اعدام این اعضاء را صادر کرد.

اگر به سابقه اعضای جداشده از فرقه رجوی نگاهی انداخته شود میانگین سن تشکیلاتی این اعضاء مینیم سابقه ۱۰ سال است و ماکزیمم ۳۵ سال است این اعضای جدا شده از فرقه رجوی همان کسانی هستند که زمانی تمام جوانی و هستی خود را کف دست گذاشته بودند ، به امید و آرزوی آن که به جامعه ایده الی که برای مردم ایران می خواستند برسند. اما مسعود رجوی با عمل کرد هایش به اعتمادها خیانت کرد.

مسعود رجوی همچنین برای جلوگیری از خروج افراد ترفندهای زیادی بکار بست در این رابطه برای نرفتن افراد به خارج ، غرب و بورژوازی را دشمن معرفی نموده و برای نرفتن به داخل ایران از خبرهای داخلی روز از جمله قضیه زندانی کردن و شکنجه و اعدام و اسید پاشی را به میان آورد تا با ترساندن و ارعاب اعضا ، راه خروج را بصورت کامل ببندد و از این ترفندها سالیان سال استفاده کرده است تا بدین صورت به حیات ننگین اش ادامه بدهد.

یکی دیگر از بحث های مسعود رجوی جارو کردن شغالها در اروپا بود که منظورش باز جداشده ها بودن و به قتل رسانده جداشده ها.

مسعود رجوی در زمستان ۷۴ رسماً از اعضای اسیر در فرقه خود خواسته بود که در صورت شکست خوردن، همه منتقدان جداشده از فرقه اش را در هرکجا که هستند ترور کنند. ادعای محاکمه منتقدان جداشده از فرقه رجوی، آنهم به جرم همکاری در جنایت (با توجه به دستور تشکیلاتی مسعود رجوی به اعضای خود جهت اقدامات تروریستی علیه منتقدان و جداشده ها)، به معنای اعدام خیابانی آنان می باشد که مفهوم آن در جهان امروز چیزی جز اقدامات تروریستی نیست.

به نظر می رسد که شکست های پی در پی، مسعود رجوی را هر روز برای کشتار منتقدان جری تر می کند اما مسعود رجوی باید بداند که با اینگونه تهدیدات نمی تواند خللی در اراده منتقدان در افشاگری و روشنگری هرچه بیشتر آنان وارد آورد. مسعود رجوی یک تشکل در حال فروپاشی را نمایندگی می کند که خود عامل اصلی قتل عام بازماندگان در عراق و متلاشی شدن تشکیلات خویش است.

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید