آیا گوبلز ایرانی از گوبلز آلمانی چیزی کم دارد؟

0
1133

 تحریریه سایت ایران قلم اعتقاد دارد که اگر سازمان مجاهدین خلق در هر زمینه ای دچار پسرفت و عقبگرد بوده است، اما در زمینه تبلیغاتی در آموزشهای درون فرقه بسیار بسیار کارکشته شده اندد. آنها از ماکیاول یاد گرفته اند که ” هدف وسیله را توجیه می کند” بنابراین از نظر آنها تنها عامل تعیین کننده برای یک امر تبلیغاتی، راست یا دروغ بودن آن نیست، بلکه قابل پذیرش کردن و باوراندن آن اهمیت دارد. اگر لازم باشد برای باوراندن آن باید دروغ گفت،  یا پول به پای دانشجویان لهستانی ریخت، یا اگر لازم شد عضو فرقه باید خود را بسوزاند تا با شانتاژ تبلیغاتی رهبری فرقه خود را نجات دهد. برای رساندن مطلب، به نمونه دیگری از شگردهای تبلیغاتی سازمان مجاهدین خلق در عراق در سال 1370  اشاره می کنیم:

آیا گوبلز ایرانی از گوبلز آلمانی چیزی کم دارد؟

 

01.07.2008

یاداشت روز ـ تحریریه سایت ایران قلم

لینک به منبع

info@iran-ghalam.de

iran-ghalam@hotmail.de

www.iran-ghalam.de

آدولف هیتلر دیکتاتور  رهبر حزب نازی در سال 1933 یکی از اعضای حزبش را به نام ژوزف  گوبلز را مامور پیشبرد برنامه های تبلیغاتی حزب نازی و دولت وقت آلمان کرد. گوبلز تمام امکانات تبلیغاتی کشور آلمان را در خدمت اهداف تبلیغی حزب نازی درآورد و از این طریق به تدریج این مفهوم را به اعضای حزب نازی و سپس مردم آلمان القا کرد که رهبرشان قدرت خدایی دارد و هیتلر شایسته است، و اساسا در تقدیر است که رهبری جهان را بر عهده گیرد.

این مقدمه را از بابت اهمیت و کارکرد تبلیغات دروغین و تکراری در اندیشه و تفکر هیتلر و گوبلز بازگو کردیم تا به خبری که در روزهای اخیر در رسانه های معتنبر منتشر شده است ، نگاهی بیندازیم. رادیوفردا به نقل از رسانه های لهستان گفت:

” گروهی از دانشجویان لهستانی برای گشت و گذار سه روزه در پاریس به خرج یک سازمان غیر دولتی ایرانی در برلین روز جمعه رهسپار فرانسه شدند، اما برای این تفریح مجانی دو روزه یک شرط وجود دارد: شرکت در تظاهرات سازمان مجاهدین خلق در نزدیکی فرودگاه شارل دو گل در پاریس. روزنامه لهستانی «ویبورچا» گزارشی را منتشر کرده است که بر پایه آن «چند هزار دانشجوی لهستانی» برای گشت و گذار با «یک هدف سیاسی» به پاریس رفته اند.  ”

http://www.radiofarda.com/Article/2008/06/28/f2_Polish_student_MKO.html

همچنین تلویزیون 24 فرانسه در همین ارتباط و خریداری کردن دانشجویان لهستانی و افغانی  توسط سازمان مجاهدین خلق برای پرکردن صندلی های سالن گردهمایی آنها در پاریس در تاریخ 28.06.2008 گفتار و تصاویر تکان دهنده ای از سبک کار فرقه گرایانه و گوبلزی مجاهدین پخش کرد:

گزارش تلویزیون شبکه 24 فرانسه :

مجاهدین برای شوی سالانه شان این بار خواسته اند که قوی تر نشان دهند.به همین دلیل تورهای اتوبوس لهستانی،افغانی و … را بحرکت در آوردند. مجاهدین برای پر کردن سالن شان هزینه مسافرت هزاران دانشجوی لهستانی و … را پرداخت کردند.  پرتیراژترین روزنامه لهستانی اظهار میدارد که این دانشجویان از طریق یکدیگر و به صورت شفاهی از برنامه این سفر به پاریس مطلع شدند.6 یورو برای تمامی هزینه ها و حضور و غیاب فردی ، تنها شرط شرکت در گردهم آیی مجاهدین است.

http://www.iran-ghalam.de/2Haupt/2770.MoJahedin-tajam-France24.30.6.08.HTM

همچنین تلویزیون 24فرانسه از تجمع فرقه تروریستی سازمان  مجاهدین گزارش داد:

در داخل سالن ، مریم رجوی که چهره محبوب مجاهدین است با ایجاد فضای احساسی اشک شرکت کنندگان را جاری میکند. اما در انتهای سالن فضا به این شکل متشنج نیست و در واقع بسیار هم آرام است.یعنی جایی که جوانان لهستانی و … بدون تفاوت نشسته اند.

( خط کشی زیر متن از تحریریه سایت ایران قلم می باشد )

البته در آوردن اشک و جاانداختن آنچه قدرت خداگونه رهبری فرقه اعلام میشود، علاوه بر تردستی سخنران در امر برانگیختن احساس و هیجان، نیاز به شلوغی و جمعیت نیز دارد. شما فرض کنید که آیا سخنرانی مریم رجوی در اجتماعی ( بدون دانشجویان لهستانی و شهروندان افغانی و … ) دیگر آن فضا  و شرایط برای برانیگختن احساس و درآوردن اشک کارایی لازم را خواهد داشت؟ آیا مشابه  همین قطره های اشک ریخته شده از فضای ساخته شده توسط فرقه مجاهدین شعله های آتش و خودسوزی های پاریس را بعد از دستگیری رهبر فرقه در پاریس  نیافروخت؟

تحریریه سایت ایران قلم اعتقاد دارد که اگر سازمان مجاهدین خلق در هر زمینه ای دچار پسرفت و عقبگرد بوده است، اما در زمینه تبلیغاتی در آموزشهای درون فرقه بسیار بسیار کارکشته شده اندد. آنها از ماکیاول یاد گرفته اند که ” هدف وسیله را توجیه می کند” بنابراین از نظر آنها تنها عامل تعیین کننده برای یک امر تبلیغاتی، راست یا دروغ بودن آن نیست، بلکه قابل پذیرش کردن و باوراندن آن اهمیت دارد. اگر لازم باشد برای باوراندن آن باید دروغ گفت،  یا پول به پای دانشجویان لهستانی ریخت، یا اگر لازم شد عضو فرقه باید خود را بسوزاند تا با شانتاژ تبلیغاتی رهبری فرقه خود را نجات دهد.

برای رساندن مطلب، به نمونه دیگری از شگردهای تبلیغاتی سازمان مجاهدین خلق در عراق در سال 1370  اشاره می کنیم:

در مهرماه سال 1370 براساس دستورالعمل مسعود رجوی خطاب به مریم رجوی و فهیمه اروانی  و سیدالمحدثین مقرر می شود که در سالگرد طلاق های اجباری در سازمان مجاهدین خلق ، یعنی 26 مهر ماه ، رژه گسترده ای با حضور لابی های خارجی ، خبرنگاران و رسانه های مختلف برگزار شود.

در این رژه نظامی مجاهدین که با صد ها تانک و نفر بر و خودورهای زرهی  و دیگر ادوات لجستیکی و مهندسی با مشارکت ارتش صدام حسین برپا شد. سازمان برای این تعداد تانک، نفر بر و ماشین های مهندسی و همچنین یگان های نیروهای پیاده به تعداد کافی نفر نداشت. می دانید چه شد؟

بعد از آمدن این تضاد به ستاد فرماندهی مجاهدین و بحث بر روی آن مسعود رجوی راه حلی را ارائه داد که جوهر آن از گذشته تا به حال،  در تمام روشهای تبلیغاتی مجاهدین پیدا و هویداست.

براساس راه حل مسعود رجوی مقرر می شود که کلیه یگان های پیاد و زرهی و خودروها بعد از عبور از جلوی جایگاه محل استقرار رهبری فرقه که مهمانان خارجی و  خبرنگاران در این محدوده مستقر بودند مجددا،بعد از عبور از چشم خبرنگاران و مهمانان خارجی  به انتهای ستون رژه بروند و مجدداً تانک ها ، نفربرها و خودروها و لودرها  ماشین های مهندسی و … را در تیم بندی ها و سازماندهی که از قبل شده بود ، سوار شده و دوباره از جلوی رهبری فرقه و خبرنگاران رژه بروند. یعنی با این روش ماکیاولیستی که بر مبنای آن هدف وسیله را توجیه می کند،هر فرد  در قرارگاه اشرف برای آن رژه نظامی که اتفاقا سر و صدای تبلیغاتی زیادی نیز در شکورهای اروپایی ایجاد کرد، چندین ماموریت اجرا کرد. یکبار در یگان پیاده رژه می رفت. یکبار خدمه نفربر می شد. یکبار راننده لودر. یکبار هم توپچی تانک.  ضمن اینکه کارگران سودانی و عراقی هم کارهای پشت صحنه و تدارکاتی را برگزار می کردند. این  رژه بیش از 5 ساعت طول کشید تا ابتدای ستون به انتهای آن برسد.

اکنون شما تصور کنید و خودتان را بجای آن خبرنگار یا مهمان خارجی در آن رژه بگذارید. آیا می توانستید به این ترفند تبلیغاتی گوبلز ایرانی پی ببرید؟ آیا گوبلز ایرانی از گوبلز آلمانی چیزی کم دارد؟ خبرنگاران خارجی در این رژه نظامی در سال 1370 بعد از رفتن به کشورهایشان نوشتند:

ده ها هزار جنگجو در مقابل مسعود رجوی و مریم رجوی رژه نظامی رفتنند.

اما بعد از سرنگونی رژیم صدام حسین و شمارش و بازجویی افسران آمریکایی از نیروهای مجاهدین مشخص شد که کل تعداد نیروهای سازمان 3500 نفر بوده است. ده ها هزار نفر کجا، 3500 نفر کجا؟

اکنون نیز مطمئن باشید که اگر دانشجویان لهستانی و شهروندان افغانی و مجاری  و افراد متقاضی کار و پول و تفریح از کشورهای مختلف را از تعداد اعلام شده تجمع مجاهدین در پاریس کم کنید، بدون تردید، تاکید می کنیم بدون تردید، از 2000 نفر ایرانی بیشتر نخواهد بود که آن نیز از سراسر جهان توسط پول های به سرقت رفته مردم عراق به پاریس رسیده اند.

اکنون شما این 2000 نفر را مقایسه کنید با تعداد ایرانیان حاضر در اروپا که بیش از یک میلیون نفر تخمین زده می شوند. چه در صدی می شود؟

مطلب در ارتباط:

ــ چگونه مجاهدین روسها و اکرائینی های تبعیدی در آلمان را برای پانزده اویرو به پاریس بردند ( یونگه ولت آلمان )

ــ ضیافت بزرگ مجاهدین خلق ـ گزارشات تصویری از ضیافت مجاهدین در فرانسه ( تلویزیون شبکه 24 فرانسه )

ــ فریب بزرگ مجاهدین را نقش بر آب کنید ( کانون رهایی )

ــ دانشجویان لهستانی در تظاهرات سازمان مجاهدین خلق ( رادیو فردا )

ــ فریب هزاران دانشجوی لهستانی توسط مجاهدین خلق ( نشریه لهستانی گازتا )

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید