به کمیته ای از خانواده ها اجازه تحقیق بدهید

0
200

به کمیته ای از خانواده ها اجازه تحقیق بدهید (+ مسعود رجوی مسئول اول کشتار)

انجمن نجات، مرکز آذربایجان شرقی، هشتم نوامبر ۲۰۱۵:…  ما بعنوان گروهی از اعضای خانواده های گرفتار شدگان درلیبرتی ، ضمن اعلام نگرانی ازاین وقایع، چاره ای جز تکرار پیشنهادات قبلی خود دایر براینکه: ۱- درانتقال این افراد نهایت سرعت معمول داده شود تا باچنین مشکلات وفجایعی که هراز چندگاهی درآنجا میگذرد ، مواجه نگردند. ۲- درطول پروسه انتقال ، کمیته ای ازاعضای خانواده های داوطلب تشکیل شده …

به کمیته ای متشکل ازاعضای خانواده های ساکنین لیبرتی ، اجازه تحقیق و دخالت داده شود!

لینک به منبع

دراطلاعیه ی دیروز دبیرخانه شورای باصطلاح ملی مقاومت ایران آمده است:

” امروز، جمعه ۱۵آبان برای هشتمین روز متوالی نیروهای عراقی از ورود مواد غذایی، دارو، سوخت و دیگر نیازهای اولیه ساکنان جلوگیری کردند. از آنجایی که همه زیر ساختها و سیستمهای حیاتی کمپ با برق کار می‌کند و برق لیبرتی به‌طور کامل توسط ژنراتورها تأمین می‌شود، جلوگیری از ورود سوخت تأثیر خود را بر همه امور کمپ از جمله سیستمهای گرم کننده و سرد کننده و پخت و پز و… می گذارد “.

در توضیح خبر آمده است که این مشکل باطلاع دولت عراق و نماینده سازمان ملل متحد رسانده شده وتاکنون هیچ ترتیب اثری داده نشده است.

این خبر ممکن است راست یا دروغ باشد اما مسئله دراینجاست که باند رجوی اینقدر دروغ گفته وخود را به صفت چوپان دروغگو متصف کرده که نمیتوان میزان صحت وسقم قضیه را دریافت!

بنابراین ما بعنوان گروهی از اعضای خانواده های گرفتار شدگان درلیبرتی ، ضمن اعلام نگرانی ازاین وقایع، چاره ای جز تکرار پیشنهادات قبلی خود دایر براینکه:

۱- درانتقال این افراد نهایت سرعت معمول داده شود تا باچنین مشکلات وفجایعی که هراز چندگاهی درآنجا میگذرد ، مواجه نگردند.

۲- درطول پروسه انتقال ، کمیته ای ازاعضای خانواده های داوطلب تشکیل شده وبرای مدت معین ومحدودی که این اسرای رجوی منتقل میشوند ، با استقرار در جنب این کمپ ، برامور معیشتی آنها نظارت داشته ومانع نقض احتمالی حقوق آنها گردند.

۳- کمیته ی منتخبین خانواده ها باید اختیارات نظارت بر رفتارهای گماشتگان رجوی هم داشته باشند و درهمراهی با نیروهای بین المللی ، مانع تضییع این حقوق توسط باند رجوی هم باشد.

گروهی از خانواده های اسرای رجوی درلیبرتی عراق

استان آذربایجان شرقی

ایران

رونوشت:

مسئول کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد در عراق جهت مساعدت.

بازهم رجوی مسئول اول کشتار لیبرتی است!

لینک به منبع

آقای محمد اقبال از پرنویسان باند رجوی است و برخلاف اعتراضی که به استعمال ادبیات لمپن مآبانه دارد، خود درنوشته هایش به حد وفور ازاین ادبیات جریان های افراطی ومرتجع، بهره زیادی میبرد!

او دریک مقاله ی بلند بالا وخسته کننده اش کوشیده که ثابت کند که گویا این لیبرتی نشینان ازسر آزادی بی حد وحصری که رجوی به آنها داده ، یکباری هم هوس رفتن به زیارت کربلا را هم داشتند که نیروهای عراقی مانع شان شدند؟؟!!

دراینجا سئوال میشود که آیا اگر مامورین عراقی اجازه دهند که همه ی این افراد مشرف شوند، چه درصدی ازآنها به اردوگاه بازمیگردند؟!

نکند آن چند نفر که اجازه خروج داشتند خیلی خودی بودند وبرای ایجاد تنش درعراق وارتباط گیری ها با سلفی ها و… ( عشایر انقلابی عراق ) ماموریت داشتند؟!

رهبر شما که اجازه ی حضور افراد در جلوی کمپ ودیدار خانواده ها را نمیدهد ، بادیدن سروکله یک مامور صلیب سرخ، شیپور جمع زده میشود که چشم نامحرم صلیب سرخ؟! به آنها نخورد، چگونه اجازه خواهد داد که این اسرا ازاردوگاه خارج شوند.

هدف اصلی این مقاله آقای اقبال، تبرئه ی مسعود رجوی از اتهام سنگینی است که هم اعضای خانواده های قربانیان او وهم دوستان سابق شان که ازاین مناسبات استبدادی رها شده اند ، براو وارد کرده اند.

عنوان مقاله ی مورد بحث ” خود فروختگان به وزارت و پس خوری انجمن نجاست ” نام دارد ودرپاراگرافی ازآن میخوانیم:

” …اکنون و بعد از چهار سال وقتی نگاه می کنم، بازهم موضوع بسیار ساده است: افرادی در لیبرتی هستند، محاصره و در زنجیر و بی دفاع. خوب رژیم ولایت فقیه آنها را کشته و پاره پاره می خواهد و یا تسلیم شده؛ بنابراین این رژیم اولین مانع انتقال است، سیاست مماشات هم درست در همین راستا حرکت می کند. اعضای نیروی تروریستی قدس در خارجه، همان شاعرکان و پلیدکان و توابکان و سایرین نیز به شکلهای مختلف مجری و منفذ همین سیاست هستند “.

این هموطن ما بدون اینکه به زندان واقعی ساکنان کمپ لیبرتی اشاره کند که توسط آموزه های شیطانی ودستگاه مغزشوئی رجوی پدید آمده و علت اصلی اقامت آنها درآنجاست ، نعل وارونه زده ودیگران را متهم بانجام این کار کرده وطوری وانمود میکند که انگار کسی میتواند مبارزه کند که لزوما باید ساکن عراق باشد و غیر ساکنین درعراق اساسا قادر به مبارزه نیستند!!

اگر غربی ها شما را بخاک خود راه نمیدهند ، ممکن است باین دلیل هم باشد که شروط شما- مخصوصا انتقال جمعی واقامت دریک پادگان مستقل وتحت ریاست رجوی – واقعا هم غیر قابل پذیرش است واین مسئله مانع اصلی انتقال آنهاست.

رجوی دقیقا خواسته هایی از کشور های ثالث دارد که ازاول هم میداند پذیرفته نخواهد شد. چرا که حضور پادگانی شما بدان شکل وشمایلی که رفت، سودی مثلا برای آمریکا که همسایه ایران نیست ودرمرزهایش قادر به استفاده خرابکارانه ازشما نمیباشد، ندارد.

تنها امکان عملی حضور دسته جمعی شما در خارج ازکشور ، عراق تحت تسلط صدام بود که با سرنگونی اش، علت وجودی حضور جمعی شما هم ازبین رفت !

آقای اقبال بازهم فرافکنی کرده و تلاش دارد یک مسئله ی بغلط طرح شده را حل کند:

” …چرا رژیم مانع انتقال است؟ چون مقاومت را آلترناتیو خود می بیند. از مقاومت، از دورترین هوادار مقاومت وحشت دارد، می ترسد. وگرنه شلیک هشتاد موشک به درون یک زندان نیم کیلومتر مربعی از سوی یک رژیم حاکم که مدعی است باید در تمامی امور بین المللی و منطقه یی طرف حساب قرار گیرد، چه معنایی دارد؟ بنا به اخباری موثق هم که از درون رژیم می رسد، ارزیابی وزارت خارجه روحانی این است که این عملیات «به زیان جمهوری اسلامی» تمام شده. نتیجه گیری ارگانهای رژیم این است که «باید به سوی طرح مسأله خانواده ها رفت و موضوع را به روی خود مجاهدین برد “.

بازهم وقتی مدرکی دردست نیست، اخبار موهن ودرعین حال موثقی؟! است که بطور معجزه آسایی ازدرون رژیم درز میکند و به داد رجوی ها میرسد !

شما هرگز نتوانسته اید مدرکی دال برعدم رضایت انتقال اسرای رجوی درلیبرتی به کشورهای دیگر ، ارائه نداده اید و حرف مفت میزنید وبازهم میخواهید بطور عجیبی ثابت کنید که شرط لازم وکافی آلترناتنیو بودن ، حضور درعراق است که البته ما درد شما را خوب میفهمیم و میگوییم که آن موقعیت زمانی ازدست رفته است!

درجواب آن قسمت ازادعای عجیب وغریب شما درمورد خانواده ها باید گفت که پای منطق شما بشدت لرزان است!

وقتی خانواده ها میخواهند فرزندانشان درعراق نباشند وکشته نشوند وازطرف دیگر رژیم هم با ممانعت ازانتقال آنها باعث کشته شدنشان میشود، چرا باید این دو با هم وحدت عمل داشته باشند؟!

سئوال مهمی است، نیست؟!

بازهم نشان قدرتمند بت پرستی است که این بار ازافکار آقا محمد تراوش میکند:

” اما… اما… خبری از تسلیم نیست، قربانش بروم مسعود رجوی در اوج مماشات، انگشت بر روی رگ گردن مبارکش گذاشت و فریاد برآورد: «سرنگونی سرنگونی سرنگونی». اگر این رزمندگان آزادی اهل تسلیم بودند که از سالها پیش این راه برایشان باز بود “.

اینکه میخواهی قربان رجوی بروی ، به خودت مربوط است اما رگ گردن او چرا باید مبارک باشد ، ابدا با منطق بشری سازگار نیست و این صفت مبارک درموارد انگشت شماری توسط ادیان به اولیا اله داده شده ودر زندگی پرنقص انسان ها ، ادعای وجود این قداست ، کاری جز بت پرستی وتبلیع آن نیست وبا این وصف ، شما ابدا نباید از دیدن برچسب چسبناک فرقه برروی نام خود ، خشمگین شوید وبلکه بهتر است که بخاطر این برخورد صادقانه ای که با شما میشود، خشنود هم باشید!

صابر

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید