نامه آقای حسین نژاد به رئیس دانشگاه الازهر ـ محکومیت تروریسم توسط بنیانگذار ترور در منطقه!!

0
977

محکومیت تروریسم توسط بنیانگذار ترور در منطقه!! 

قربانعلی حسین نژاد، پیوند رهایی، بیست و نهم اوت ۲۰۱۵:… اینجانب مترجم کتاب شیخ جلال گنجه ای با عنوان “مرز بین اسلام و بنیادگرایی تروریسم” از فارسی به عربی هستم و او را خوب می شناسم. من سالیان دراز مترجم ارشد سازمان مجاهدین خلق ایران و ویترین سیاسیش شورای ملی مقاومت ایران بودم که این شیخ خودش را رئیس کمیسیون مذاهب آن می نامد. به اطلاع شما می رسانم که دیگر نه شورای مذکور وجود …

 

لینک به منبع

نامه حسین نژاد مترجم ارشد عربی سابق سازمان مجاهدین به رئیس دانشگاه الازهر – قاهره

ادعای محکومیت تروریسم توسط بنیانگذار ترور و انفجار در منطقه!!

چگونه فرقۀ رجوی کشته های عملیاتش در عراق را که خودش اسامی و عکسهایشان را منتشر کرده و از خارجه به عراق برده بود به عنوان اعدام شده در ایران جا می زند؟!

بسم الله الرحمن الرحیم

جناب شیخ دکتر احمد الطیب رئیس دانشگاه الازهر – قاهره،

با درود و احترام،

نامۀ اخیر شیخ جلال یوسف گنجه ای به حضرتعالی را خواندم لذا تصمیم گرفتم با نوشتن این نامه به شما آنجناب را در جریان واقعیتهایی پیرامون ادعاهای نویسندۀ این نامه و وابستگیهایش قرار داده و دروغها و فریبکاریهای خودخواهانۀ او را افشا کنم.

اینجانب مترجم کتاب شیخ جلال گنجه ای با عنوان “مرز بین اسلام و بنیادگرایی تروریسم” از فارسی به عربی هستم و او را خوب می شناسم. من سالیان دراز مترجم ارشد سازمان مجاهدین خلق ایران و ویترین سیاسیش شورای ملی مقاومت ایران بودم که این شیخ خودش را رئیس کمیسیون مذاهب آن می نامد. به اطلاع شما می رسانم که دیگر نه شورای مذکور وجود خارجی دارد و نه کمیسیونی به نام کمیسیون مذاهب در این شورا و نه هر گونه مقاومتی در قبال رژیم ایران، و این شورا که ویترین سیاسی سازمان مجاهدین خلق ایران بود سالها است که به دنبال جداشدن اکثر شخصیتها و اعضای آن و نیز اعضای سازمان مذکور فروپاشیده و منحل شده که از جملۀ آنها اینجانب هستم که بعد از سی سال عضویت به عنوان مترجم ارشد این سازمان و رهبری آن در فرانسه و عراق از آن جدا شدم زیرا این سازمان ضربه ای کاری بر مبارزۀ آزادیخواهانۀ مردم ایران و جنبش آزادی و دموکراسی به شیوه های مسالمت آمیز وارد کرد که علت آن تروریسم و عملیات ترور و انفجار و خشونت در ایران و همکاری نزدیکش با رژیم صدام حسین و ارتش او در جنگش علیه میهنشان ایران بود.

جناب شیخ الازهر،

به این مناسبت به اطلاع آنجناب می رسانم که در یکی از عملیات جنگی عراق علیه ایران که نیروهای مجاهدین خلق در آن شرکت کرده بودند فرزند شیخ جلال گنجه ای به نام مرتضی گنجه ای در روز ۱۹ ژوئن سال ۱۹۸۸ در نتیجۀ اصابت ترکش خمپاره در میدان جنگ کشته شد چنانکه برادر اینجانب محرم حسین نژاد نیز در همان عملیات که در منطقۀ «مهران» واقع در مرز ایران و عراق انجام شد و سازمان آن را «عملیات چلچراغ» نامید کشته شد و با شیخ جلال گنجه ای با هم از فرانسه به عراق رفته و در تشییع و دفن اجساد کشته شدگانمان در آن موقع در شهر کربلای عراق شرکت کردیم زیرا در آن سال من و خانواده ام با این شیخ و خانواده اش در یک خانه در حومۀ پاریس زندگی می کردیم و با هم در داخل تشکیلات سازمان مجاهدین در دفتر آن در فرانسه به کار مشغول بودیم و فرزند کوچکترش را که با پدر و مادرش در حالیکه کوچک بود از ایران خارج شده و آن موقع در پاریس زندگی می کرد دیده بودم و می شناختم.

ولی وقتی دیدم که این شیخ در نامه اش به آنجناب دروغ آشکار و رسوایی را نوشته مبنی بر اینکه رژیم ایران پسرش را اعدام کرده است!! بسیار تعجب کرده و شوکه شدم زیرا پسر او به دستور پدرش شیخ جلال برای شرکت در آن عملیات نظامی از فرانسه به عراق رفت و در آن عملیات در حالیکه ۱۷ سال بیشتر نداشت کشته شد.

برایم این سؤال مطرح است کسی که ادعا دارد یک روحانی مسلمان است چگونه می تواند دروغ بگوید و چنین دروغ رسوا و آشکاری را روز روشن به قلم بیاورد. وی این دروغ را خطاب به جنابعالی شیخ الازهر مرجع اعلای مسلمانان و در نامه ای که به صورت علنی برای همگان و افکار عمومی مسلمانان منتشر شده نوشته است که یک گناه کبیره و توهین به مقدسات و شخصیتهای مسلمین و توهین به شعور آنان و قدرت فهم و درک افکار عمومی است به علاوۀ اینکه وی به عنوان یک پدر ایرانی مقیم فرانسه فرزند نوجوان خودش را از پاریس به عراق فرستاد تا در جنگ در کنار نیروهای عراقی علیه میهنش شرکت کند و درحالیکه هنوز به سن بلوغ نرسیده کشته شود و اینک با کمال وقاحت گناه خودش را به گردن رژیم ایران می اندازد تا چهرۀ گنهکار خودش را با این دروغ که فرزندش به دست رژیم اعدام شده است!! سفید سازی کند… و علیرغم همۀ اینها وی وقاحت و خودخواهی را به جایی رسانده که در یک گفتگوی مطبوعاتی خود از پاسخ ندادن حضرت عالی به نامه اش و بی توجهی کنفرانس شما در مورد بنیادگرایی و تروریسم تحت پوش اسلام به پیشنهادهای مسخره اش که توسط رهبری بنیادگرای تروریست سازمان به او دیکته شده است ابراز خشم و شکایت می کند رهبریی که در رأس «عوامفریبان برای استفاده از تهمت!! تکفیر و تفسیق» (عبارتی که در نامۀ این شیخ به شما با عربی کاملا غلط مانند سایر جملات این نامه به طوریکه فکر نمی کنم هیچ عرب باسوادی آن را بفهمد هر چند که او ادعا می کند روحانی است و «در عراق فقه» را تلمذ!! کرده در نزد کسانی که در این نامۀ مضحکش از آنان نام برده است) قرار دارد. وی در حالی این عبارت را به کار می برد که رهبری سازمانش اتهام کفر و فسق را علیه هر کس که مخالف او است و از این رهبری جدا می شود وارد می کند و او را لعن کرده و و تهدید به قتلش می کند.

شما می توانید لیست کشته شدگان عملیات یادشده را در لینگ زیر ببینید لیستی که در سایت رسمی سازمان مجاهدین خلق ایران منتشر شده است و در آن نام مرتضی گنجه ای فرزند کوچکتر شیخ جلال گنجه ای در ردیف ۲۸ و نیز عکس او در میان عکسهای کشته های آن عملیات در مربع سوم زیر همان لیست دیده می شود:

http://www.mojahedin.org/events/5334/

لازم به یادآوری است که فرزند بزرگتر جلال گنجه ای هم اکنون در کمپ لیبرتی پادگان سابق آمریکایی ها در بغداد به سر می برد پادگانی که امروز به زندانی برای اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران تبدیل شده که پناهجویان زیر نطر سازمان ملل متحد می باشند و سازمان ملل می کوشد آنها را از عراق منتقل کند ولی رهبری سازمان مجاهدین بر نگهداشتن آنها در آنجا زیر خطرات مرگ آفرین اصرار می ورزد.

به این علت و به علل دیگر از جمله ارتکاب جنایتهای تروریستی وحشتناک علیه دو ملت ایران وعراق و اعمال خشونت توسط سازمان مذکور و کارها و مواضع این سازمان علیه عرف و اخلاق مردم مسلمان ایران از جمله مجبور کردن اعضا بر طلاق همسرانشان و ممنوع کردن ازدواج به جز برای رهبران و مجبور کردن مردان به تقدیم همسرانشان به رهبر و تقدیس رهبر به عنوان ولی و مرشد عقیدتی مادام العمر، این سازمان پایگاه مردمی خود را در داخل ایران از دست داد تا اینکه امروز در آستانۀ فروپاشی و انحلال قرار گرفته و کسی جز اندک افرادی پناهنده پراکنده در عراق و اروپا و آمریکا باقی نمانده اند که از جملۀ آنها همین شیخ می باشد که از سازمان مذکور ارتزاق و تأمین مالی می شود سازمانی که سرمایۀ عراق اعم از پول نفت و سلاح و جنگ افزار و ماشینها و… را در زمان صدام حسین با فریب و نیرنگ غارت کرد و جنایتهای وحشیانه ای را در داخل تشکیلات سازمان در حق اعضا و نیز در حق مردم عراق با مشارکتش در کنار نیروهای رژیم صدام در کشتار کردها در شمال عراق مرتکب شد و من به عنوان مترجم ارشد این سازمان در عراق بر همۀ این غارتها و کشتارها و سرکوبها شاهد بودم.

همچنین این سازمان یعنی سازمان مجاهدین خلق ایران نخستین سازمانی است که دست به عملیات تروریستی و ترور و انفجار و عملیات انتحاری که آنها را عملیات مقدس می نامد در دهه های هشتاد و نود میلادی زد و این سازمان سر افراطی گری و بنیادگرایی و ترویسم زیر پردۀ دین و اسلام و مبتکر و الهام دهندۀ چنین عملیات خشونت و تروریسم به نام مذهب در منطقه می باشد و درست به همین دلیل این سازمان در آغاز از گروه تروریستی داعش با نامهایی مانند «عشایر انقلابی که شهر موصل عراق را آزاد کردند» دفاع می کرد و از کارهای آنها ابراز خوشحالی کرده و عوامل این گروه تندرو افراطی زیر پردۀ اسلام را می ستود و بیانۀ جنگی آن را بازپخش می کرد چنانکه در لینگ زیر در سایت رسمی این سازمان به زبان فارسی می بینید:

http://www.mojahedin.org/news/139413/

همچنین رهبر این سازمان مسعود رجوی که به دنبال سرنگونی رژیم صدام حسین از انظار مخفی است اخیرا در پیامی که توسط این سازمان پخش و منتشر شد دستور قتل همۀ جداشدگان از سازمان و مخالفین آن را هر جا باشند صادر نمود.

حضرت دکتر احمد الطیب،

از همین رو، این سازمان و همکاری کنندگان با آن و مسئولان آن از جمله شیخ جلال کنجه ای که از مسئولان بالای این سازمان (سازمان مجاهدین خلق ایران) می باشد صلاحیت صحبت کردن از محکومیت تروریسم و افراطی گری و بنیادگرایی و خشونت را ندارند و نمی توانند به دیگران بویژه علمای مسلمین درس مبارزه با تروریسم و بنیادگرایی بدهند زیرا علمای مسلمین بویژه ریاست محترم الازهر خودشان به منافع مسلمانان و جهان اسلامی آگاه تر و داناتر هستند و آنها خود تجارب کافی برای اتخاذ موضع مناسب در قبال تروریسم و افراطی گری زیر پوش اسلام و برای افشا و از بین بردن این پدیدۀ شوم که چهرۀ اسلام و مسلمانان را خدشه دار کرده است دارند.

سلامتی دائم وموفقیت و پیشرفت آنجناب در خدمت به اسلام و مسلمانان را از خداوند متعال خواستارم.

علی حسین نژاد

از جدا شدگان سازمان مجاهدین خلق ایران – پاریس

۲۳ ربیع الاول ۱۴۳۶ هـ

۱۴ ژانویه ۲۰۱۵ م

رساله منشق عن منظمه مجاهدی خلق الإیرانیه إلى شیخ الجامع الأزهر الشریف

بسم الله الرحمن الرحیم

سماحه الشیخ الدکتور أحمد الطیب رئیس الجامع الأزهر – مشیخه الأزهر الشریف – القاهره’

السلام علیکم ورحمه الله وبرکاته’

قرأت رساله الشیخ جلال یوسف کنجئی الأخیره إلى سماحتکم فقررت أن أکتب هذه الرساله إلیکم لأن أحیط سماحتکم علما بحقائق عن مزاعم کاتب تلک الرساله وانتماءاته وکشفا لأکاذیبه وتضلیلاته المشحونه بالأنانیه.

إنی مترجم کتاب الشیخ جلال یوسف کنجئی بعنوان “حدود الإسلام مع التطرف الإرهابی” من الفارسیه إلى العربیه وأعرفه جیدا وکنت مترجما أقدم لسنوات عدیده فی منظمه مجاهدی خلق الإیرانیه وواجهتها السیاسیه المسماه بالمجلس الوطنی للمقاومه الإیرانیه الذی یسمی هذا الشیخ نفسه برئیس لجنه المذاهب فیه. أحیطکم علما بأنه لم یعد هناک وجود للمجلس المذکور ولا لجنه تسمى بلجنه المذاهب فیه ولا وجود لأیه مقاومه تجاه النظام الإیرانی وأن هذا المجلس الذی کان الواجهه السیاسیه لمنظمه مجاهدی خلق الإیرانیه قد انهار وانحل منذ سنوات بعد انفصال أغلبیه الشخصیات والأعضاء منها ومن المنظمه المذکوره بینهم أنا الذی انفصلت عن المنظمه بعد أن کنت لمده ثلاثین سنه عضوا ومترجما أقدم لها ولقیادتها فی فرنسا والعراق’ لأن تلک المنظمه وجهت ضربه قاضیه للنضال التحرری للشعب الإیرانی وحرکته من أجل الحریه والدیمقراطیه بالطرق السلمیه وذلک بسبب ممارستها الإرهاب وشنها عملیات الاغتیال والتفجیر والعنف البغیض فی إیران وتعاونها الوثیق مع نظام صدام حسین وجیشه فی حربه ضد وطنهم إیران.

فضیله شیخ الجامع الأزهر الشریف’

بالمناسبه أحیطکم علما بأنه وفی إحدى العملیات الحربیه العراقیه ضد إیران والتی شارکت فیها قوات مجاهدی خلق قتل ابن الشیخ جلال کنجئی وهو مرتضى کنجئی یوم ۱۹ یونیو (حزیران) عام ۱۹۸۸ نتیجه إصابته بشظیه من قذائف الهاون فی ساحه الحرب کما قتل شقیقی أیضا وهو محرم حسین نجاد فی تلک العملیه ذاتها التی وقعت فی منطقه “مهران” على الحدود الإیرانیه العراقیه وأسمتها المنظمه بـ “عملیه الثریا” وکان الشیخ جلال کنجئی شارک بجانبی أی شارکنا معا فی تشییع ودفن جثث قتلانا آنذاک فی مدینه کربلاء العراقیه بعد أن سافرنا معا من فرنسا إلى العراق لهذه الغایه لأنی وعائلتی کنا نعیش مع الشیخ وعائلته فی منزل واحد فی تلک السنه فی ضاحیه العاصمه الفرنسیه باریس وکنا نعمل معا داخل التنظیم أی فی مکتب المنظمه فی فرنسا آنذاک وکنت أرى وأعرف ابنه الأصغر الذی کان یعیش مع والده ووالدته آنذاک فی باریس بعد أن کان قد خرج من إیران صغیرا.

ولکنی اندهشت وفوجئت بأن هذا الشیخ یطلق فی رسالته إلى سماحتکم کذبه سافره بأن النظام الإیرانی هو الذی أعدم ابنه!! فیما کان ابنه قد ذهب من فرنسا بأمر من والده الشیخ جلال إلى العراق للمشارکه فی العملیه العسکریه المذکوره هناک حتى قتل فیها فیما لم یکن عمره یتجاوز ۱۷ عاما.

إنی أتساءل کیف یمکن لمن یدعی أنه رجل دین مسلم أن یکذب ویطلق هکذا کذبه سافره وواضحه فی وضح النهار؟ والأدهى أنه یطلق هذه الکذبه السافره خطابا لسماحتک شیخ الأزهر الشریف مرجع المسلمین الأعلى وفی رساله منشوره علنا للعموم وللرأی العام الإسلامی مما یعد ذنبا کبیرا وإهانه لمقدسات وشخصیات المسلمین واستخفافا لذکائهم واستهانه لعقول الرأی العام إضافه إلى ذنبه کوالد إیرانی مقیم فی فرنسا أرسل ابنه المراهق من باریس إلى العراق لیشارک فی الحرب بجانب القوات العراقیه ضد وطنه وهو لم یبلغ سن الرشد حتى قتل وحالیا یلقی ذنبه بکل وقاحه على عاتق النظام الإیرانی فی محاوله لتبییض وجهه المذنب کاذبا بأن ابنه أعدم على ید النظام!!… ورغم کل ذلک ذهب فی الوقاحه والأنانیه إلى أنه یعبر فی حدیث صحفی له عن غضبه وشکواه من عدم رد فضیلتکم على رسالته وعدم اهتمام مؤتمرکم حول التطرف والإرهاب المغطى باسم الإسلام بمقترحاته المثیره للسخریه والمملاه علیه من قبل قیاده المنظمه المتطرفه الإرهابیه التی ترأس “الدیماغوجیین لاستخدام تهمه!! التکفیر والتفسیق” (کما ورد فی رساله هذا الشیخ إلیکم بصیغه ردیئه للغایه من حیث اللغه العربیه مثل بقیه العبارات فی هذه الرساله بحیث لا أعتقد أن یفهمها أی عربی متعلم وذلک رغم ادعائه أنه رجل دین “تلمذ الفقه! فی العراق”! أی تلمذ فی الفقه عند من أسماهم فی رسالته المضحکه) فیما توجه قیاده منظمته تهمه الکفر والفسق ضد کل من یعارضها وینفصل عنها وتلعنه وتهدده بالقتل.

ویمکن لکم مشاهده قائمه القتلى فی تلک العملیه فی الرابط التالی وهی نشرت فی الموقع الرسمی لمنظمه مجاهدی خلق الإیرانیه وهناک اسم مرتضى کنجئی الابن الأصغر للشیخ جلال کنجئی وهو الاسم الـ ۲۸ فی قائمه الأسماء کما تشاهد صورته ضمن صور قتلى العملیه فی المربع الثالث تحت القائمه المذکوره:

http://www.mojahedin.org/events/5334/

یذکر أن الابن الأکبر لجلال کنجئی یعیش حالیا فی مخیم الحریه (لیبرتی) وهو معسکر الأمریکان السابق فی بغداد والذی بات الیوم سجنا لأعضاء منظمه مجاهدی خلق الإیرانیه الذین یعتبرون طالبی اللجوء تحت إشراف الأمم المتحده التی تعمل على نقلهم من العراق ولکن قیاده المنظمه تصر على إبقائهم هناک تحت مخاطر الموت.

ولهذا السبب ولأسباب أخرى بما فیها ارتکاب المنظمه المذکوره جرائم إرهابیه بشعه ضد الشعبین الإیرانی والعراقی وممارستها العنف وأعمالها ومواقفها ضد أعراف وأخلاق الشعب الإیرانی المسلم ومنها إجبار الأعضاء على طلاق أزواجهم وزوجاتهم ومنع الزواج إلا للقاده وإجبارهم على تقدیم زوجاتهم للقائد وتقدیس القائد باعتباره المرشد العقائدی مدى الحیاه فقدت هذه المنظمه شعبیتها داخل إیران حتى باتت الیوم توشک على الانهیار والانحلال ولم یبق منها إلا لاجئون متفرقون قلائل فی العراق وأروبا وأمیرکا ومنهم هذا الشیخ الذی یرتزق ویقتئت من المنظمه المذکوره التی نهبت ثروه العراق من النفط والمال والأسلحه والأدوات الحربیه والسیارات وغیرها فی عهد صدام حسین بالاحتیال علیه وارتکبت جرائم بشعه داخل التنظیم وبحق الأعضاء وکذلک بحق الشعب العراقی بمشارکتها لقوات نظام صدام فی قتل الأکراد فی شمال العراق وأنا کنت شاهدا کالمترجم الأقدم لهذه المنظمه فی العراق على کل ذلک من النهب والقتل والقمع والتعذیب النفسی والجسدی.

کما إن هذه المنظمه أی منظمه مجاهدی خلق الإیرانیه هی أول منظمه مارست الإرهاب وعملیات التفجیر والاغتیال والعملیات الانتحاریه التی تسمیها بالعملیات المقدسه الجهادیه فی ثمانینیات وتسعینیات القرن الماضی فی إیران وهی رأس التطرف والإرهاب المغطى باسم الدین والإسلام ومبدعه وملهمه هکذا عملیات عنف وإرهاب باسم الدین فی المنطقه. ولهذا السبب بالذات کانت هذه المنظمه تدافع دوما فی البدایه عن تنظیم داعش الإرهابی تحت مسمیات مثل “العشائر الثوریه التی حررت مدینه الموصل العراقیه” وتعرب عن فرحتها لذلک وتمتدح عناصر هذا التنظیم المتطرف المغطى باسم الإسلاموتعید نشر بیانه الحربی کما ترون فی الرابط التالی فی موقعها الرسمی باللغه الفارسیه:

http://www.mojahedin.org/news/139413/

کما إن قائد هذه المنظمه مسعود رجوی الذی اختفى عن الأنظار بعد سقوط نظام صدام حسین أصدر مؤخرا أوامره فی خطاب بثته ونشرته المنظمه بقتل کل المنفصلین والمنشقین عن المنظمه ومعارضیها أینما کانوا.

سماحه الدکتور أحمد الطیب’

على ذلک لا تتأهل هذه المنظمه والمتعاونون معها والمسئولون فیها ومنهم الشیخ جلال کنجئی الذی یعتبر من کبار المسئولین فی المنظمه (منظمه مجاهدی خلق الإیرانیه) أن یتحدثوا عن إدانه الإرهاب والتطرف والعنف وأن یعلّموا الآخرین خاصه علماء المسلمین درس مکافحه الإرهاب والتطرف لأن علماء المسلمین خاصه مشیخه الأزهر الشریف هم أدرى وأعلم بمصالح المسلمین والعالم الإسلامی ولهم بما یکفی من التجارب فی اتخاذ الموقف المناسب حیال الإرهاب والتطرف المغطى باسم الإسلام وتعریه هذه الظاهره الشریره الضاره لسمعه الإسلام والمسلمین والقضاء علیها فی العالم. أسأل المولى القدیر أن یدیم لکم الصحه والعافیه وینعم علیکم بالنجاح والتقدم فی خدمه الإسلام والمسلمین والله الموفق وهو المستعان. والسلام علیکم ورحمه الله وبرکاته.

علی حسین نجاد

من المنشقین عن منظمه مجاهدی خلق الإیرانیه – باریس

۲۳ ربیع الأول ۱۴۳۶ هـ

۱۴ ینایر (کانون الثانی) ۲۰۱۵ م

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید