من قلم و زبان صدها پدر و مادری هستم که هیچ جز فرزندانشان نمی خواهند

0
118

اطلاعیۀ شماره 2 مصطفی محمدی

من قلم و زبان صدها پدر و مادری هستم که هیچ جز فرزندانشان نمی خواهند

باز می آیم پاسداران رجوی!!

مصطفی محمدی ـ پیوند رهایی ـ 12.07.2015

به نام خدایی که  ما را آفرید و یاری دهنده و استوار کنندۀ گام هایی ست که در راه حق بر داشته می شود إن تنصروا الله ینصرکم ویثبت أقدامکم.

وسپاس خدایی را که مرا و دیگر پدران و مادران را در راه عشق حقیقی و مطلق یاری نموده و  گام هایمان را استوار تر و قلب مان را به نور حق روشن گردانید وقسم به جلال و بزرگیش که جز او از هیچ کس نهراسیده و نمی هراسم و می بینم  که دوستان و همراهان بسیاری همراه و هم گام من گشته اند تا من این راهی را که سرانجامش عشق است طی کنم.

اینک اعلام میکنم که نه از مریم قجر خیانت کار رذل می هراسم و نه از مسعود رجوی خونخوار جنایت کاری که بارها قصد جانم نموده است و دستور قتلهای زنجیره ای مخالفانش در خارج کشور را از سوراخ موش خود به ربات مجری فرامینش و عروسک خیمه شب بازی اش مریم قجر صادر می کند.

 به مسعود رجوی می گویم من مصطفی محمدی همچنان  ایستاده ام به مزدورانت و فالانژها و ساندیس خورانت بگو بیایند. آره من هم مثل تو و به تو بیا بیا می گویم و من ای پاسداران رجوی بعد از آنهمه زخم و شکنجه به دست شمایان با دخترم و یارانم باز می أیم و باز می آییم.

 من ایستاده ام و گفتم که من قلم و زبان صدها پدر و مادری هستم که هیچ جز فرزندانشان نخواسته و نمیخواهند و وابسته به هیچ ارگان و حزب و سازمانی نیستند و چیزی جز عشق یعنی زبان و حس مشترک تمام دنیا و تمام  پدران و مادران دنیا و تمام آحاد بشر یعنی جز عشق همۀ مخلوقات خدا حتی حیوانات به فرزندشان  چیزی ندارند  و این مهم را نمیشود حتی با نقشه و دسیسه و پول و تکنیک و تاکتیک و ایدئولوژی سازمانی و شستشوی مغزی از بین برد و یا کم رنگ و بی رنگ نمود.

شاید آن روز که به من و حوریه دخترم حمله ور شدید ما را دست خالی دیدید اما ای نادانان! خداوند بر دلهاتان مهر نهاده و این است که نمی بینید  و نمی شنوید (خَتَمَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَهٌ)دستان من در دستان خداست و در قلب من و دخترم نور عشقی ست که هادی ماست و کور کننده ی شما مزدوران که دست های کثیف و آلوده تان را به دختری بی دفاع دراز نمودید و حادثه ی فرخندۀ مظلوم دخترک افغانی را خواستید دوباره تکرار کنید دختری که به دست کور دلان و احمق ها و جنایتکاران داعشی همچون شما حامیان داعش و از جنس شما کشته شد ولی خداوند با ما و حافظ و نگهبان ماست ( فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ).

 نه نترسیدم و نمیترسم جز از خدا چرا که کارم را یک وظیفه و مسئولیت انسانی و خدایی می دانم از این رو تنها حافظم خدای رحمان و رحیم است. (الَّذِینَ یُبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّهِ وَیَخْشَوْنَهُ وَلَا یَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ وَکَفَى بِاللَّهِ حَسِیبًا).

 من راوی داستان مظلومان در بند و اسیر سازمان جهنمی رجوی هستم داستان مردان و زنانی که در سیاهچال مجاهدین اسیر شده و هیچ کس دردشان را لمس نمی کند و به فریادشان نمی رسد و هنوز دنیا به طور کامل درد آنان را درک نکرده و باورشان نشده است. اما من پدر سمیه و محمدم  دردهاشان را دیده ام شنیده ام لمس کرده ام و پا به پای ی آنان رنج کشیده ام.

من راوی داستان ندا و یاسر و فروغ وآلان و مرجان و آسیه و فرخنده و دیگر مظلومانی هستم که فقط خدا میداند چه بر سر آنها آمد و آوردند.

 دنیا باید به روایت داستان فرقه ای بنشیند که یکی از بزرگترین فرقه های افراطی و مرتجع و تروریست جهان می باشد که در لباس مذهب  دست به ترور و جنایت میزند و این اولین و آخرین در تاریخ دنیا نبوده و نیست و شاید در تاریخ اروپا و دیگر کشورها هنوز هم رد پای این جانیان و خسارات وارده از سوی آنان به چشم میخورد و قرن هاست که مردم دنیا زخم خوورده و مجروح از این نوع فرقه های هستند که لباس مذهب به تن نموده و شعار توخالی  آزادی و خدا و خلق خدا را می دهند.

والبته دنیا میداند که در هیچ مذهب و مکتبی عشق به خانواده و پدر و مادر و تشکیل خانواده گناه محسوب نمیشود.

 هفته های گذشته من و حوریه به اور رفتیم و دیروز همراهمان پدری بود که همانند من زخمی این سازمان مخوف جهنمی ست. او قربانعلی حسین نژاد پدر زینب  حسین نژاد اسیر سالیان مجاهدین است. دختر او زینب را سران فرقۀ رجوی در حالیکه زیر سن قانونی بود با فریب و نیرنگ از همین اورسوراواز به لیبرتی بردند و اوهم خواهری همچون حوریه دارد سرا پا عشق و دلتنگ و مشتاق دیدار خواهری که هرگز در عمرشان همدیگر را ندیده اند و بارها در تلاشش برای دیدن خواهر دربندش در عراق در حالیکه تا دم در لیبرتی رفت و در چند قدمی خواهرش قرار گرفت بوسیلۀ سران فرقۀ رجوی ناکام ماند.

 اکنون پدران و مادران و افراد خانواده های همۀ این عزیزان آنچنان که بسیاری شان آمادگی شان را به من اعلام نموده اند حضورشان را در صحنۀ رها کردن عزیزانشان از اسارت مسعود رجوی به دنیا و به این تروریست ها اعلام کنند.

 در هر  کجای دنیا و ایران که هستید حضورتان را به عزیزانتان و پیامتان را به گوش مردم دنیا برسانید خدا با ماست. پدر زینب حسین نژاد حضور خویش را در شهرداری و پلیس و جای جای اور اعلام نمود و ایستاده در کنار من، ما و همه ی پدران و مادران.

ما همگی یک چیز میخواهیم: آزادی عزیزانمان از چنگال رجوی و در این راه خدا با ماست و حمایت همه ی پدران و مادران دنیا.

 درود خداوند بر تمام مردم آزاده ی دنیا و درود و سلام  بر عزیزانی که با   پیام ها و تماس هایشان مارا حمایت  نموده اند و در کنار ما هستند سَلَامٌ عَلَیْکُمْ بِمَا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ.

مصطفی محمدی

11 ژوئیه 2015- 20 تیر 1394

لینک به منبع: پیوند رهایی

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید