مهدی خوشحال: انقلابی در راه است

0
346

ماههای اول به دلایل آموزش و انقلاب ایدئولوژیک، چندان مجالی نبود ولی بعد از گذشت چندین ماه به مسئولین قسمت مراجعه کردم تا پولی که دستم باقی مانده بود تحویل شان بدهم. در کمال تعجب دیدم که جمله مسئولین از تحویل پول طفره می روند تا این که سرانجام مبلغ را به کسی که نفر رابط نیرویی مابین کردستان ایران و عراق بود، تحویل دادم تا آن مقدار پول را در ایران خرج کند. با خود فکر می کردم که این مقدار مبلغ کمی نیست و با زحمت از دوستان و یاران در ایران جمع آوری شده و می بایست به درد سازمان بخورد، چرا کسی از گرفتنش امتناع می ورزد.

انقلابی در راه است

مهدی خوشحال ـ ایران فانوس ـ 25.06.2015    سال ۱۳۶۴ قبل از این که از تهران به سمت عراق حرکت کنم، مسئولم از من خواست تا محض احتیاط هر چه پول در اختیار دارم در ایران باقی بگذارم و با دست خالی با قاچاقچی حرکت کنم. ولی از آنجایی که قدری محافظه کار بودم و چندان اطمینانی به مسئولینم نداشتم، مبلغ ده هزار تومان را با خود برداشتم تا اگر اتفاقی و مشکلاتی در طول راه پیش آمد از آن پول استفاده کنم. وقتی به کردستان عراق رسیدم، ماههای اول به دلایل آموزش و انقلاب ایدئولوژیک، چندان مجالی نبود ولی بعد از گذشت چندین ماه به مسئولین قسمت مراجعه کردم تا پولی که دستم باقی مانده بود تحویل شان بدهم. در کمال تعجب دیدم که جمله مسئولین از تحویل پول طفره می روند تا این که سرانجام مبلغ را به کسی که نفر رابط نیرویی مابین کردستان ایران و عراق بود، تحویل دادم تا آن مقدار پول را در ایران خرج کند. با خود فکر می کردم که این مقدار مبلغ کمی نیست و با زحمت از دوستان و یاران در ایران جمع آوری شده و می بایست به درد سازمان بخورد، چرا کسی از گرفتنش امتناع می ورزد.

سالها که در سازمان به سر بردم و با پول سر و کار نداشتم و به گمانم مسئولین بالاتر نیز مثل من هستند، مسایلی را از مسئولین بالاتر دیدم که با باورهای سابقم در تناقض کامل بود. در قسمتی که کار می کردم، مسئول بالایش شخصی به نام سرور بود. او مسئول اطلاعات بود و چیزی از جیمزباند کمتر نداشت. ماشینی که زیر پایش بود، آخرین مدل تویوتای لندکروز بود و همسرش بهنام که مسئول روابط خارجی سازمان بود، چیزی در حد زنش بود. آنها کودکی به نام مجید داشتند که لباس مارک دار و دوچرخه و وسایل بازی اش را پدرش از آمریکا به عراق می آورد و این در حالی بود که کودکان دیگر مجاهدین، از حداقلهای امکانات و وسایل بازی محروم بودند.

سالها بعد که به علل پیچیدگی و فساد رهبران سازمان فکر می کردم و آنچه که از اسناد دستگاه امنیت عراق دیده بودم، فهمیدم که یکی از دلایل سادگی و صداقت ما و پیچیدگی و فساد رهبران مجاهدین، به ویژه مریم و مسعود رجوی، در ارتباط با پولهایی بود که آنان به دست آورده و استفاده می کردند و ما هنوز در حسرت و غبطه آن ده هزار تومان پولی بودیم که از جیب خالی مردم محض امانت به ما رسیده بود.

اینها را گفتم تا به اینجا برسم، مجاهدین خلق مانند بسیاری از تروریستهای دیگر که برای دولتهای مختلف کار می کنند، پولهایی که به دست می آورند و خرج می کنند، همه راههای درآمد و هزینه و مخارج شان، سیاه و نامشروع است. آنان کار نمی کنند، منابع مالی مشروع و شناخته شده ندارند، ضمناً جملگی بخشی از اتاق فکر و منابع مالی و خرید و وسایل و امکانات خود را به کشورهای غربی انتقال داده اند که در این کشورها همه شهروندان می بایست از هر حیث به ویژه دخل و خرج شان، تحت نظر و کنترل باشند و مطابق قانون عمل کنند.

تا امروز و این تاریخ حدوداً نیمی از معاملات و دخل و خرج شهروندان اروپایی از طریق کارت اعتباری صورت می گیرد که باصطلاح تماماً سفید و تحت کنترل اداره مالیات است. با پیشرفت تکنولوژی و زمان و جوامع بشری و ارگانهای مالیاتی، تا امروز سودی که نصیب دولتها و زیانی که نصیب خلافکاران و گردانندگان کار و پول سیاه شده است، قابل مقایسه با دوران هرج و مرج و گذشته نیست. اگر سود دولتها و زیان صاحبان پولهای سیاه و کثیف، به همین منوال به پیش برود، در آینده ای نه چندان دور، شاید حدود دو تا پنج سال آینده، اسکناس به عنوان ابزاری برای معاملات و خرید و فروش و درآمد و هزینه، از بازار و دور جامعه خارج شده و به جایش همان کارت اعتباری که به طور صد در صد قابل کنترل از جانب دولتها و اداره مالیات است، جایگزین شود.

در مدل و متد جدید، روابط کار و معامله و خرید و فروش و درآمد و هزینه انسانی در جامعه، سودی که به جیب ادارات مالیه و دولتها می شود و زیانی که نصیب خلافکاران خواهد شد، قابل مقابسه با دنیای کنونی نیست. از یاد نبریم که هم اکنون بسیاری از اسکناسهایی که در دست دولتها و مردم در گردش و جاری است، می تواند بابت کارها و اعمال نامشروع استفاده و هزینه شود، همچون جابجایی قدرتها، کودتاها، رشوه دادنها، خرید و فروش کالاهای غیر قانونی، کار سیاه و بدون مالیات، جنگ و دیکتاتوری، تروریسم، قاچاق کالاهای ممنوعه، خرید و فروش سلاح و مواد مخدر، فاحشه خانه ها و قمارخانه ها و دهها نوع از این دست که باعث خسران جامعه و سود سوداگران ثروت و قدرت خواهد شد.

هزاران سال بود که بشر برای تسهیل در معاملات و خرید و فروش، از سکه و زر و اسکناس و معاملات پایاپای استفاده می کرد که در مجموع این امور می توانست سوء استفاده ها و خسرانها و بیماریها و ثروتهای نامشروع و تباهیهایی در روابط انسانها باقی بگذارد. از این پس و با حذف اسکناس و ابزار خرید و فروش، به طور صد در صد جامعه و روابط انسانی رو به رشد و تعالی و به مثابه انقلابی قوی تر از هر گونه انقلاباتی که تا کنون تجربه شده است، خواهد شد.

با حذف پول مارک و جایگزینش یورو در کشور آلمان، بیش از ۱۳ میلیارد مارک در جیب و قلک و صندوق و گوشه و کنار باقی ماند و از دور خارج شده و از ثروت عمومی کاسته شد. با حذف اسکناس که بی شک طی تکامل بازار و چند سال آینده اتفاق خواهد افتاد، پولهایی که دست پولداران غیر قانونی و گروههای تبهکار و تروریست، باقی خواهد ماند و از دور خارج خواهد شد، قابل مقایسه با ۱۳ میلیارد مارک سال ۲۰۰۰ در آلمان نیست.

در این نوشتار مختصر، سودهایی که با حذف اسکناس از جیب و دخل مردم اشاره شد، اما زیانهایی را هم هر چند اندک شاهد خواهیم بود.

روزگاری بود که کودکان نابالغی بودیم و هنوز حساب و کتاب و بانک و کارت اعتباری و پول سیاه و سفید، خلق نشده بود. سن مان تقاضای داشتن اسکناس و کار و انباشت ثروت و غیره را نمی داد. ایام عید به خانه های مردم برای سلام روز نو که می رفتیم، پاداش و عیدی مان تخم مرغ و یا سکه های پولی بود که صدای سکه ها در جیب و یا حین انداختن به قلک و ساختن رویایی در آینده، همواره صدایش و یادش تا سال بعد در خاطره و ذهن مان باقی می ماند. این که جایگزین چنین شادیها و لذتها و زیباییها و رویاهای کودکانه را چه چیزی پر خواهد کرد، باید صبر کنیم تا ببینیم خرد انسانها و تکامل جامعه چه راههایی را پیدا کرده و پیشنهاد خواهد کرد.

لینک به منبع : ایران فانوس

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید