علی جهانی: آیا سازمان فرقه گرا ی رجوی می تواند ضد بنیاد گرایی باشد؟‏

0
911

حالا آیا با این تفاسیر که گفتم سازمان فرقه گرای مجاهدین می تواند در عین اینکه به راه حل های خشونت آمیز و تروریستی اعتقاد دارد و بدان اصرار می ورزد و عمل می کند و دارای اندیشه فرقه گرا یا نه و قرون وسطایی می باشد ؛ می تواند ضد بنیاد گرایی باشد؟  و آیا خنده دار و مضحک به نظر نمی رسد که یک سازمانی که خودش بنیاد گراست و تمامی ویژگی های اندیشه بنیاد گرایی را دارد ؛ بیاید به دروغ مدعی ضد بنیاد گرایی شده و خواستار تقویت جبهه ضد بنیاد گرایی گردد؟  و مگر میشود با داشتن افکار بنیاد گرایی و فرقه گرایی به جنگ بنیاد گرایی رفت و خواستار تقویت جبهه ضد بنیاد گرایی شد؟

آیا سازمان فرقه گرا ی رجوی می تواند ضد بنیاد گرایی باشد؟‏

علی جهانی ــ 19.03.2015    مقدمتا قبل از اینکه وارد این بحث شوم و به این سوال پاسخ دهم لازم می دانم که خدمت شما خوانندگان محترم و عزیز عرض کنم که اصولا ویژگی های بنیاد گرایی چیست و فرد بنیاد گرا چه کسی می تواند باشد.  همانطور که همگان مطلع هستند؛  بنیاد گرایی از زمان قرون وسطی در دین مسیحیت وجود داشته است و بعد ها ادیان دیگر مثل دین اسلام هم افرادی بدان روی آورده اند که این افراد گروه هایی افراطی هستند که اندیشه های بنیاد گرایی دارند؛ و اما ویژگی های بارز بنیاد گرایی از نظر اینجانب عبارتند از: باور نداشتن به تغییر ؛ نداشتن منطق و اعتقاد نداشتن به گفتگو و بحث و تبادل نظر ؛ اعتقاد نداشتن به راه حل های مسالمت آمیز و اصلاح طلبانه و همه مسایل را به روش های خشونت آمیز و اقدامات تروریستی می خواهند حل و فصل نمایند ؛ تحمل شنیدن کوچک ترین انتقاد از جانب دیگران را ندارد ؛ فرقه گرا بودن و عدم اعتقاد به واقعیت های موجود در این جهان امروزی و سیر مداوم در دنیای حقیر و تنگ و تاریک غیر واقعی ؛  نگرش و نگاهی ارتجاعی و عقب مانده و واپسگرا نسبت به زنان و خلاصه اینکه بنیاد گرایی و یک فرد بنیاد گرا کسی است که تفکرات ایده آلیستی دارد و به شدت ذهن گرا می باشد و با دنیای واقعیت ها و رئالیست به شدت مخالف است و با آن سر جنگ و دعوا دارد و برای پیشبرد و گسترش اندیشه قرون وسطایی اش از هیچ جنایتی فرو گذار نمی کند و دست به کشتار و شکنجه و تجاوز و قتل و غارت و چپاول و خونریزی انسان های بی گناه می زند.
حالا با این مقدمه و با این تعریف و ویژگی هایی که بر شمردم ؛ آیا سازمان مجاهدین خلق می تواند یک سازمان ضد بنیاد گرایی باشد؟
همانطور که همگان مطلع هستند سازمان مجاهدین خلق همواره شعار های توخالی و پوچ و بی محتوای ضد بنیاد گرایی سر می دهد و اخیراً هم که خانم مریم رجوی رییس جمهور مادام العمر و برگزیده شوهر فراری اش طی سخنرانی در خیمه شب بازی که به مناسبت روز جهانی زن در برلین راه اندازی کرده بود با تکرار این شعارها خواستار تقویت جبهه ضد بنیاد گرایی شده بود.
بله خوانندگان محترم ؛ سازمان مجاهدین خلق در حالی ادعای دموکراتیک بودن و ضد بنیاد گرایی بودن می کند که با اندیشه فرقه گرا یا نه اداره می شود و در مناسبات قرون وسطایی خود سرکوب شدید و خفقان و سانسور شدید وجود دارد و با نیروهای مخالف و معترض به شدت برخورد می کند.
همچنین در حالیکه تا بن استخوان به استراتژی ترور و خشونت و مبارزه مسلحانه و خشونت گرایی و اقدامات تروریستی معتقد است و از گروههای تروریستی نظیر داعش تحت عنوان عشایر انقلابی عراق حمایت می کند و نه تنها هیچ اعتقادی به راه حل های مسالمت آمیز و اصلاح طلبانه ندارد بلکه به همه اشخاص و گروههای سیاسی اصلاح طلب و صلح جو مارک سازشکاری و خیانت می زند.
همچنین در حالیکه رجوی مدعی دموکراتیک بودن و مدافع حقوق بشر می باشد در مناسبات فرقه گرا یانه ای که دایر کرده است نقض فاحش حقوق بشر بیداد می کند.
بله دوستان عزیز رجوی در حالیکه شعار ضد بنیاد گرایی سر می دهد تحت عنوان رهایی زنان آنان را مورد اذیت و آزار جنسی قرار می دهد و این زنان نگونبخت را مجبور به ترک شوهر و فرزندان خود کرده است و از آنان تحت عنوان شورای رهبری برای خودش یک حرمسرا راه اندازی کرده است.
همچنین آقای رجوی تاب و تحمل شنیدن کوچک ترین انتقاد از جانب دیگران را ندارد و چندی پیش در یک نوار صوتی که از مخفیگاه خود که برای نیروهای مستقر در کمپ لیبرتی عراق پر کرده بود منتقدان و بطور خاص جدا شدگان از این سازمان فرقه گرا را تهدید به قتل کرده است و فرمان قتل آنها را صادر کرده است
و همچنین در حالیکه رجوی شعار ضد بنیاد گرایی سر می دهد؛  هیچ اعتقادی به تغییر و نو آوری و تکنولوژی های جدید ندارد و هنوز در افکار سیاسی سال شصت زندگی می کند و واقعیتهای جامعه امروز ایران را درک نمی کند و بدان باور ندارد.
حالا آیا با این تفاسیر که گفتم سازمان فرقه گرای مجاهدین می تواند در عین اینکه به راه حل های خشونت آمیز و تروریستی اعتقاد دارد و بدان اصرار می ورزد و عمل می کند و دارای اندیشه فرقه گرا یا نه و قرون وسطایی می باشد ؛ می تواند ضد بنیاد گرایی باشد؟  و آیا خنده دار و مضحک به نظر نمی رسد که یک سازمانی که خودش بنیاد گراست و تمامی ویژگی های اندیشه بنیاد گرایی را دارد ؛ بیاید به دروغ مدعی ضد بنیاد گرایی شده و خواستار تقویت جبهه ضد بنیاد گرایی گردد؟  و مگر میشود با داشتن افکار بنیاد گرایی و فرقه گرایی به جنگ بنیاد گرایی رفت و خواستار تقویت جبهه ضد بنیاد گرایی شد؟
بنابراین خوانندگان محترم ملاحظه می فرمایید که این شعار ضد بنیاد گرایی بودن سازمان مسعود و مریم هم؛ همانند سایر شعار های توخالی و پوچ و بی محتوایش تا کجا بی محتوا می باشد که هیچ شنونده ای آنرا باور نمی کند ؛ شعار هایی نظیر: جامعه بی طبقه توحیدی ؛ آزادی و دموکراسی و حقوق بشر ؛ رهایی زنان و از این قبیل شعار های توخالی و پوچ و بی محتوا که هیچ کس را نمی فریبد و فقط برای مصرف داخلی و روحیه دادن به نیروهای وا رفته و روحیه باخته خودش و لاپوشانی وضعیت اسف باری که در کشور ناامن عراق بدان گرفتار شده می باشد ؛ و همچنین بدین وسیله می خواهد شکست استراتژی ترور و خشونت و به گل نشستن کشتی این استراتژی از دور خارج شده اش را بپوشاند که البته واقعیت ها بسیار سر سخت تر از آن هستند که رجوی بتواند با افکار قرون وسطایی اش آنها را انکار کند و بپوشاند.

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید