علی جهانی : نامه ای به دوستان عزیزم در آلبانی

0
234

بی شک شما هم انبوه زیادی سوال خطی و استراتژی و ایدئولوژیک داشته و دارید و بقول سران سازمان مجاهدین تناقضات داشته و حمل تناقض کرده اید سوالاتی که هیچگاه سران سازمان و بطور خاص رهبری سازمان حاضر به پاسخگویی نبوده و نیست و نخواهد بود و به نظر من یکی از دلایل اصلی که رجوی بعد از سرنگونی حکومت صدام حسین به مخفیگاه رفته است و حاضر نیست به هیچ قیمتی آنجا را ترک کند…

نامه ای به دوستان عزیزم در آلبانی

علی جهانی ــ 10.02.2015    با سلام و عرض ادب خدمت شما دوستان عزیز و قدیمی که تازگی به کشور آلبانی منتقل شده اید . اگر چه  مخاظب این نامه کلیه عزیزان مستقر در آلبانی می باشد ولی بطور خاص مایل هستم  و امیدوار هستم دو دوست عزیز س ـ ح و همچنین ن ـ ر  بتوانند این نامه را بخوانند . به دلیل مصلحت هایی که وجود دارد اسم این دو دوست گرامی را با حروف خلاصه نوشته ام که مطمئنا خودشان متوجه خواهند شد.  دوستان عزیز ! من از صمیم قلب خوشحال شدم و از اینکه توانستید به سلامت کشور ناامن عراق را ترک کرده و به یک کشور امن منتقل شوید به شما عزیزان تبریک عرض می کنم و امیدوارم که در زندگی جدید تان همواره خوشبخت و موفق باشید
دوستان عزیز هدف من از نوشتن این نامه اولا ابراز خوشحالی و عرض تبریک به شما عزیزان هست و بعد هم بعنوان یک دوست کوچک و قدیمی نکاتی را بعرض شما عزیزان برسانم. بله دوستان عزیز من و شما چه سختی ها ی در مناسبات قرون وسطایی رجوی تحمل کردیم روز های سختی همچون تحمل مهیب ترین بمباران هوایی در جنگ عراق و آمریکا در زمان سقوط صدام حسین و در جنگ خلیج فارس و زندگی سنگری و تحمل تحریم و شاهد کشته شدن دیگر دوستان ما بودیم و همچنین همه ما نشست های اجباری و تفتیش عقاید تحت عنوان عملیات جاری و غسل هفتگی بودیم که بیشترین فشار روحی و روانی را برای ما به همراه داشت و کار های پوشالی نظیر علف کنی در بیابان های عراق و بیگاری کشیدن ما که بیشترین فشار های جسمی را به ما وارد می کرد و موجب انواع عوارض و بیماری ها مثل کمری شدن را به همراه داشت را شاهد بودیم .
دوستان عزیز بی شک شما هم انبوه زیادی سوال خطی و استراتژی و ایدئولوژیک داشته و دارید و بقول سران سازمان مجاهدین تناقضات داشته و حمل تناقض کرده اید سوالاتی که هیچگاه سران سازمان و بطور خاص رهبری سازمان حاضر به پاسخگویی نبوده و نیست و نخواهد بود و به نظر من یکی از دلایل اصلی که رجوی بعد از سرنگونی حکومت صدام حسین به مخفیگاه رفته است و حاضر نیست به هیچ قیمتی آنجا را ترک کند فرار از پاسخگویی به انبوه سوالات شما می باشد
دوستان عزیز همه ما از روز اول برای اهداف والایی به سازمان پیوستیم ولی کم کم متوجه شدیم که رجوی قدرت طلب و هوس ران دنبال اهداف و مقاصد سیاسی خاص خودش هست و برای جان نیروهای سازمان هیچ ارزشی قائل نیست و حاضر هست برای رسیدن به اهداف شوم خود همه نیروهای سازمان را به کشتن دهد و در این رابطه همه ما شاهد حوادث دلخراش و جانگداز کشته شدن افراد سازمان در کمپ لیبرتی و اشرف توسط گروههای تروریستی در عراق بودیم که مسبب اصلی رجوی بود که به بهانه حفظ اشرف و حفظ اموال اشرف و تحریک نیروهای عراقی و گروههای تروریستی باعث کشته شدن دوستان عزیز ما با آن وضع تاسف بار شد
دوستان عزیز همه ما شاهد نشست های اجباری رجوی و سوءاستفاده از شعایر مذهبی نظیر عاشورا توسط رجوی بودیم که چطور با سوء استفاده از شعایر مذهبی منتقدان و جداشدگان سازمان را تهدید به قتل کرده و اخیراً هم همزمان با آغاز دور جدید انتقال شما به کشور آلبانی فرمان قتل جدا شدگان را صادر کرده است تا بدین وسیله شما را بترساند که اگر به کشورهای اروپایی منتقل شدید مبادا به فکر جدا شدن از سازمان و افشاگری علیه عملکرد فرقه گرا یا نه سازمان مجاهدین باشید
دوستان عزیز همانطور که همه شما بخوبی می دانید که رجوی در کشور آلبانی هم دست از سر شما بر نمی دارد و حتی شنیدم که پول اندک پناهندگی شما را می خواهد از شما بگیرد و شما را کاملا تحت کنترل خود داشته باشد و این فکر را به شما القا کند که دیگر سن شما بالا رفته است دیگر قادر نیستید روی پای خود بایستید و بدین وسیله بذر نا امیدی را در دل شما بکارد ؛ ولی من بعنوان یک دوست کوچک به شما توصیه میکنم که حالا که از لیبرتی و کشور ناامن عراق نجات پیدا کرده اید و در دنیایی آزاد هستید برای آینده زندگی خود تصمیم گیری کنید و امید وار به زندگی باشید چون من هم اول برآیم سخت بود که این تابویی سازمان از جدا شدن برای من درست کرده بود بشکنم و به همین دلیل هم با اینکه یک بار قبلا به اروپا آمده بودم و قصد جدایی داشتم ولی بخاطر همین تبلیغات دروغین سازمان که جدا شدن از سازمان را تابو کرده بود جسارت جدا شدن از سازمان را نداشتم و لذا بعد از دو سال و نیم دوباره توسط سازمان به عراق و مناسبات قرون وسطایی رجوی برگرداننده شده و آن همه سختی ها و تهدیدات امنیتی در زمان سقوط صدام حسین را تحمل کرده و بعد با رفتن به کمپ آمریکاییها بنام تیف و کار کردن برای آمریکاییها با ساعتی یک دلار و تحمل سختی ها ی کمپ تیف بعد از حدود سه سال توانستم خودم را از کشور نا امن عراق و مناسبات قرون وسطایی سازمان نجات دهم و به دنیای آزاد برسم و اکنون خوشبختانه به زندگی عادی برگشته و از بابت شکر گزار خدای متعال هستم و می خواهم به شما عرض کنم که چیزی که باعث شد تمام سختی ها و تهدیدات در داخل مناسبات و کمپ آمریکایی تیف را تحمل کنم و روزانه بعضا چهارده ساعت برای آمریکایی ها کار طاقت فرسا با مزد اندک ساعتی یک دلار انجام دهم تا هزینه آمدنم به اروپا را در بیاورم تنها امید به زندگی و آینده بود و این امید به زندگی و آینده رمز موفقیت من بود. بنابراین دوستان عزیز شما هم اکنون که قدم به دنیای آزاد گذاشته اید ؛ گوش به دروغ پردازی های سازمان ندهید و از زندگی نا امید نشده و برعکس نظر سازمان که می خواهد بذر نا امیدی را در دل شما بکارد به زندگی و آینده امیدوار باشید که آینده مال شماست و با امید به آینده می توانید تابوی جدا شدن از سازمان را در ذهن خود شکسته و بر تمامی مشکلات فایق آمده و به زندگی دلخواه خود برسید
دوستان عزیز در پایان ضمن ابراز خوشحالی مجدد و تبریکات خالصانه و از صمیم قلب خودم بخاطر آزادی شما از کشور نا امن عراق ؛ امیدوارم که زندگی بهتری را شروع کنید و برای تک تک شما عزیزان بهترین ها را آرزو میکنم و در این رابطه از هیچ کمکی دریغ نخواهم کرد و حاضرم تمام تجربیات خود را در اختیار شما عزیزان قرار دهم
به امید روز های بهتر برای شما عزیزان
ارادتمند شما ، علی جهانی

نامه سرگشاده کانون ایران قلم به آقای ادی راما نخست وزیر محترم آلبانی + ترجمه

نامه سرگشاده کانون ایران قلم به آقای ادی راما نخست وزیر محترم آلبانی + ترجمه
نجات یافتگان می خواهند به جای ” مرگ ” از ” زندگی ” سخن بگویند

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید