مجیزگویی سیستماتیک تبلیغ در مجاهدین

0
400

مجیزگویی سیستماتیک تبلیغ در مجاهدین

علی شیرزاد، فریاد آزادی، ششم ژوئن ۲۰۱۸:…  و آنهایی هم که اهل مجیزگویی نبودند میبایست انواع واقسام فشارها راتحمل وبعنوان نیروی درجه سه وچهاروبا صدها توهین وتحقیروتوسری خوری روزگاررامیگذروندند وهرچه سابقه بیشتربود این فشارها بیشتربود وفرقی هم نمیکرد کی باشی انچیزی که مهم بود تعریف وتمجید ومجیزگویی ازرجوی ها بود وشاخص … 

مجیزگویی سیستماتیک تبلیغ در مجاهدین

علی شیرزاد، فریاد آزادی
لینک به منبع

یکی دیگرازشیوه های روانی که درمیان نیروها تبلیغ میشد مجیزگویی ازرجویها بود مریم رجوی ازشوهرش تعریف وملت رابه سمت تملق وچاپلوسی هل میداد ومسعود رجوی هم ازبنده منزل وملت را به سمت پابوسی هدایت میکرد این شیوه درهرنشستی صدها باراجرا میشد این راهم یاداوری کنم که جدای ازانها قبل ودرحین نشست توسط زنهای شورای رهبری وسایرفرماندهان چه باصداکردن بعضی ازنفرات وچه باشوخی وجدی ان راتبلیغ میکردند مثلا شما جگرگوشه های رهبری هستید بروید پشت بلندگووبا برادروخواهررابطه بزنید اینطوری مجاهد ترمیشید اگرتناقض دارید مستقیم برهبری بگویید وقتی هم نفرات پشت بلندگومیرفتند بخصوص نفرات پایین که ازچیزی خبرنداشتند رجوی اون بالا یه چیزی ازطرف میپروند ومیگفت نفرمربوطه فکرمیکرد ازعلم غیب استفاده کرده دیگه نمیدونست کامپیوترپایین قرارداره وزنها برایش مینویسند اینطوری طرف احساساتی شده ورجوی میشد امام روزکه ازهمه چیزخبرداره وباید پرستیده بشه وشروع میکرد به جفنگ بافی اندرباب رجوی وهرجا هم چنین فضایی نبود فرماندهان مرد همین نقش رابازی ودرپشت بلندگو به مشمئزترین ووقیحانه ترین شکل وعوامفریبانه ترین فرم همین راجا میانداختن چون اگرنمیکردند که معمولا ازقبل به انها ماموریت داده میشد با انواع واقسام موضوعات روبروبودند مثلا غیرمستقیم به طرف مربوطه اخم میکردند ویا مثلا یه کاری را با یکی دیگرمیخواستند انجام بدهند مسولیت همان کاررابه نفرپایین ترمی سپردند وگوشش را میکشیدند

انهایی که درحرام لقمگی ومجیزگویی به نان ونوایی رسیده بودند برایشون سخت وبلافاصله با گزارش نویسی وابرازندامت وغلط کردم گویی هزارباره درجمع وپنهان واشکاروتعهد به جایگاه قبلی برمیگشتند وانهایی هم که اهل مجیزگویی نبودند میبایست انواع واقسام فشارها راتحمل وبعنوان نیروی درجه سه وچهاروبا صدها توهین وتحقیروتوسری خوری روزگاررامیگذروندند وهرچه سابقه بیشتربود این فشارها بیشتربود وفرقی هم نمیکرد کی باشی انچیزی که مهم بود تعریف وتمجید ومجیزگویی ازرجوی ها بود وشاخص تنظیم رابطه وبقول رجوی مجاهد بودن وانقلاب کرده همین داستان بود ولاغیربحث ایدئولوژی وتشکیلات وتوانمندی ومسول بودن حرفی مفت وکشک وپوشال بود توانمندی درمراحل پایانی بود که مدنظربود انقدرادمهایی با توانمندی های بالا ومسول وبفکرملت وصادق بودند که بدلیل همین شاخصی که گفتم نابود شدند وکارهای ساده فقط به انها میدادند مثل زمین جارو کردن نگهبانی وکارهای یدی سخت وطولانی وایزوله وازطرف دیگرمسئله داروحلقه ضعیف وطعمه خمینی وبریده وووو ازانها یاد میشد وحتی سلام علیک معمولی راهم ازانها دریغ وجلوگیری میکردند وانواع حرفها وتهمتها واتهامات رادرپشت سروپیش بقیه نثاراو کرده سکه یک پولش میکردند انقدردرخفا واشکارلجن مال میکردند که طرف مقابل اززندگی سیرمیشد بله شاخص دردرون نیرویی که ادعای انقلابی بودن میکرد اینها بود وتنظیم رابطه ها اینطوری شکل میگرفت ننگ ونفرین برزوج رجوی که بانیروی خود چنین میکرد.

علی شیرزاد ۲۰۱۸ / ۰۶ / ۰۵

——————–

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید