خاطرات تلخ در فرقه رجوی + دو مطلب دیگر

0
890

خاطرات تلخ در فرقه رجوی + دو مطلب دیگر

 بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، بیست و نهم سپتامبر ۲۰۱۷:… فرقه رجوی در تازه ترین اقدام کثیف خود به بهانه های واهی اقدام به قطع مستمری برخی افراد نموده است. در محل کمیساریا در آلبانی بنام رمسا اعضا برای گرفتن کارت آبونه اتوبوس مراجعه میکنند، آنهم تنها در زمانبندی مشخص شده از طرف رمسا، همه افراد بایستی در زمان محدودی مراجعه و در کریدور شبه نوبت بایستند … 

خاطرات تلخ در فرقه رجوی

محمد علی قدرتی (مستعار)
لینک به منبع

زمانی که در فرقه رجوی بودم، چیزی که من و تمام نفرات را شکنجه می کرد و اعصاب همه را خراب می کرد نشست های لایه ای بود که روزانه برگزاری می کردند. از شروع نشست تا پایان نشست تماما یک شکنجه روحی بود چون مدام از طرف مسئول نشست فحش و دعوا بود.

خیلی از افراد بعد از پایان نشست سر درد و ناراحتی معده می گرفتند چون فقط نشست جنگ و دعوا و فحش دادن به نفرات بود و به اجبار هم باید نفرات گزارش از خودشان در این نشست ها می آوردند و تازه اسم آن را گذشته بودند داوطلبانه، ولی چه داوطلبانه ای، که از روی اجبار و فشار می باید گزارش می نوشتیم و دروغ برای خودمان تولید می کردیم.

کسانی که در فرقه رجوی بوده اند این شرایط را به خوبی درک می کنند. الان که در یک دنیای آزاد زندگی می کنم می ببینم چطور سال ها عمر ما را بر باد دادند و هر روز با یک بحث و نشست های لایه ای ذهن افراد را درگیر می کردند و روزانه چطوری افراد را شکنجه روحی می کردند و این بحث ها و نشست ها تمامی نداشت و هر بار با یک ترفند تازه و یک بحث جدید ذهن افراد را درگیر می کردند.

مریم رجوی در آن دنیا چطور می خواهد جواب این هم ظلم را که بر تک تک افراد در مناسبات فرقه ای خودش روا داشته بدهد؟ هر زمان خاطرات تلخ آن دوران به یادم می آید می ببینم چطور عمر خودم را با دروغ و فریب بر باد دارم.

واقعا امیدوارم که دوستان اسیر در فرقه رجوی هر چه زوتر نجات پیدا کنند.

انسان تازه بعد از نجات پیدا کردن از دست فرقه رجوی متوجه دروغ و فریب آنها می شود.

محمدعلی قدرتی – تیرانا – نجات یافته از فرقه رجوی

قافیه چو تنگ آید

علی نجاتی (مستعار)
لینک به منبع

همانطور که هموطنان عزیز میدانند، فرقه رجوی دست به اقداماتی زد تا به این وسیله افراد جدا شده را با عناوین مختلف تحت فشار قرار داده و آنها را تحت سیطره خود داشته باشد و اجازه ندهد تا افراد حتی خارج از مناسبات این فرقه زندگی راحت و آزاد خود را داشته باشند.

از آنجا که متأسفانه مسئولین کمیساریای عالی پناهندگان در آلبانی تنها به فکر پر کردن جیب خود میباشند، سازمان مجاهدین خلق با در دست گرفتن پرداخت مستمری ها، جداشدگان را تحت فشار قرار میدهد و هر ماه پس از چندین روز به تعویق انداختن پرداخت ماهانه آنها، آنهم پس از دو ساعت روضه خوانی و اینکه پول نداریم و شما باید به ما کمک مالی بکنید، افراد را تحت فشار قرار می دهد و از طرفی از تک تک افراد راجع به خانواده آنها و اینکه آیا کسی به آنها مراجعه کرده است یا خیر سئوالاتی از این قبیل می پرسد و بدنبال جاسوسی و خبرچینی از دیگران میباشد.

فرقه رجوی در همین راستا جاسوسانی نیز از میان همین جداشدگان اجیر کرده است تا از افراد در محلها و اماکن عمومی عکس و فیلم بگیرند و با گزارش دادن به این فرقه کثیف زندگی انگلی خود را به پیش ببرند با این امید که فرقه زمانیکه مطمئن شد کمیساریا حتی کوچکترین توجهی ندارد و به راحتی میتواند پول افراد را قطع کند آنها بتوانند مستمری خود را از این فرقه در قبال خوش رقصی و جاسوسی دریافت نمایند. البته این افراد امروز نمی دانند که فردا فرقه آنها را مانند دستمال کاغذی بعد از استفاده دور خواهد انداخت.

این افراد غافل از این هستند که این فرقه که حتی به خانواده اعضای خود رحم نمیکند و انها را الدنگ و کثیف و مزدور میخواند، خود همین افراد را هم مجبور می کند تا در رابطه با خانواده خود کثیف ترین الفاظ را که لایق رهبران فرقه است بکار ببرند و در همین راستا افرادی مانند سرفراز رحیمی و شهرام نصیری که در ظاهر خود را ضد فرقه نشان می دهند و شکرالله و مهدی درچه و مهدی سلیمانی که هفتگی با جواد خراسان ومنوچهر دیدار دارند و گزارش افراد را در بیرون به این سازمان از طریق تشکیلاتی که به عنوان شبکه جاسوسی فرقه شناخته میشوند میدهند و توسط همین افراد است که فرقه اعضای جدا شده را تحت فشار قرار میدهد و به آنها دیکته می کند که با چه کسانی حرف بزنند و رابطه داشته باشند وبا چه کسانی نداشته باشند و به سادگی و با تهدید به اینکه مستمری ماهانه قطع می شود و به کمیساریا هم ربطی ندارد و کمیساریا هم کاری نمیتواند بکند اقدام به قطع کردن پول افراد می کنند.

فرقه رجوی در تازه ترین اقدام کثیف خود به بهانه های واهی اقدام به قطع مستمری برخی افراد نموده است. در محل کمیساریا در آلبانی بنام رمسا اعضا برای گرفتن کارت آبونه اتوبوس مراجعه میکنند، آنهم تنها در زمانبندی مشخص شده از طرف رمسا، همه افراد بایستی در زمان محدودی مراجعه و در کریدور به نوبت بایستند و این ساختمان تنها دو آسانسور دارد. جاسوسان این فرقه لعنتی برای خوش رقصی و عزیز کردن خودشان بدلیل سوار شدن یکی از نفراتی که بقول این فرقه مزدور است و کسی نباید با وی رابطه داشته باشد در یکی از طبقات، در حالیکه افراد دیگری هم در همان آسانسور بودند، پول افراد را قطع کرده است که این موضوع بیانگر بی عملی کمیساریا و دولت آلبانی است و اینکه فرقه با عناوین و بهانه های مختلف تنها بفکر سربه نیست کردن افراد جدا شده است تا مانند خاری در چشمش نباشند و از طرفی در دنیای آزاد نیز کماکان بر آنها کنترل داشته باشد. فقط مانده است که توسط جاسوسان خود در بیرون نیز برای این افراد نشست غسل و عملیات جاری و دیگ بگذارد و جاسوسان خود را به عنوان فرمانده نفرات معرفی کند.

این است دموکراتیک ترین سازمان ایرانی و آزادیخواه ترین آنها و سرمایه رنج و خون مردم ایران و تنها سازمانی که ریشه مردمی دارد و کاملا مستقل است و تنها آلترناتیو جمهوری اسلامی محسوب می شود.

به رجوی باید گفت بجای جفنگیاتی که می بافی اول جواب خون های ریخته شده و رنج های برده شده طی سی سال گذشته این افراد را که همه عمر و جوانی خود را به پای تو داده اند و حالا باید اینطور اذیت و آزار ببینند را بده و بعد دم از خلق و آزادی بزن.

قافیه چو تنگ آید – شاعر به به جفنگ آید

علی نجاتی – نجات یافته از فرقه رجوی در آلبانی

خاطراتی در مورد اعتصاب غذا در لیبرتی

زینال شهیدی (مستعار)
لینک به منبع

بعد از ۱۰ شهریور سال ۹۲ و کشتار افراد در قرارگاه اشرف، رجوی ملعون در پیامی به نفرات لیبرتی دستور اعتصاب غذا داد. او در ذهن کوچک خودش تصور میکرد که با کشتن افراد در این اعتصاب غذا برگ سیاسی رو میکند و خبرهای جهان روی این اعتصاب متمرکز میشود.

ولی نه اینکه این اعتصاب همه دوز و کلک بود وهمه شناخت کافی از موارد ظاهرسازی رجوی داشتند و میدانستند که رجوی دارد سوء استفاده میکند، تحویلش نگرفتند.

رجوی در ذهن کثیف خودش میخواست جهان را به سوی خودش بکشاند و حتی شده با دادن تعدادی کشته در این راه از ده شهریور حداکثر استفاده را بکند. من در خصوص این اعتصاب غذا مقاله هایی خواهم نوشت و اینکه چه کثافت کاریهایی در این مورد بوجود آمد. فقط این را میخواهم بگویم که افراد در این اعتصاب چه دهن کجی به مسعود رجوی کردند.

اول اینکه هر هفته نفرات اعتصاب کننده را عوض میکردند تا فشاری به افراد نیاید چون ادامه اعتصاب غذای نفرات باعث شکستن آن میشد. نمیخواهم کار نفرات اعتصاب کننده را زیر علامت سوال ببرم اما این دستور رجوی خیلی خنده دار بود.

افراد از روی ظاهر چیزی نمیخوردند ولی مواقعی که برای کار فردی به مقرات میامدند اکثر قریب به اتفاق نفرات در جاهای خلوت یا در حمام ها دلی از غذا در میاوردند که این کارشان دهن کجی به رهبر کبیر فرقه بود.

میگفتند چرا نفرات بالا که این دستور را از طرف مسعود آورده اند خودشان پیش قدم نمیشوند و ما باید این کار را بکنیم؟ بقدری این اعتصاب کثافت کاری و از روی اجبار بود که تند تند نفرات را عوض میکردند و از روی ظاهر تعدادی که وضعشان خراب بود را در سیمای خودشان نشان میدادند و خود من از نزدیک به این کار ملعون میخندیدم و میگفتم که تو دهنی از افراد خوردی.

خنده دار بود که نفرات اعتصاب کننده فرقه بعد از قریب به ۱۱۰ روز سر حال و شاداب بودند در حالیکه بابی ساندز ایرلندی بعد از ۷۵ روز اعتصاب غذا که در زمان خودش یک رکورد هم بود در گذشت. این موضوع مورد تمسخر جوامع بین المللی هم شده بود و بخاطر همین اهمیتی نمیدادند و رهبر فرقه هم که دید سوتی داده با بزرگ نمایی تو خالی همیشگی خودش اعتصاب غذا را موفقیت آمیز و فتح المبین دیگری قلمداد کرد و تمام شدن آنرا اعلام نمود. این بین افراد تبدیل به جوک شده بود.

نجات یافته از فرقه رجوی در تیرانا – آلبانی – زینال شهیدی

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید