با تنگ تر شدن قافیه،باند رجوی، شاه پرست وباستانگرا هم شده است!

0
161

از :رضا اکبری نسب سرابی

عنوان : با اجازه ی استاد سابقم مهندس بهزاد وبا آرزوی کمک به انتشار این درد دل شاگر سابق اش
با سلام، مسلما که دوستان به شرایط مکانی من- زندگی درایران ومحیط حساسیت برانگیز تبریز- محذورات مرا درکم نویسی درک کنند.
با سپاس:

با تنگ تر شدن قافیه،باند رجوی، شاه پرست وباستانگرا هم شده است!
۰۹/۰۸/۱۳۹۵
بمناسبت زاد روز کوروش- یکی از خونریزان نام آور تاریخ- عده ای از مردم که بعضا اتوموبیل های شیک شان نشان میداد که ازچه قشری ازجامعه هستند- درپاسارگاد- محل دفن ادعایی کوروش – که درآسیای میانه کشته وسر بریده شده اش درآنجادلیلی برای وجود مقبره اش در پاسارگاد دلیلی نمیگذارد- گرد آمدند.
اپوزیسیون ایرانی غیر سلطنت طلب درمجموع، اقبالی به این گردهم آیی نشان ندادند ولی باند رجوی که مستاصل تر ازگذشته است ، درتبعیت ازپدر معنوی خود ماکیاول وبا فراموش کردن اینکه زمانی شعار جامعه ی بی طبقه را داده وهنوز هم گاهی میدهد- واین شعار نافی کوروش پرستی وشاه دوستی باید باشد- ، وارد ماجرا شد وخواست که ازاین نمد موهوم ، کلاهی برای خود تهیه کند وبیانیه ای بنام شورای ملی؟! مقاومت صار نماید.
دربیانیه موصوف این فرقه ی مدعی و درعین حال منحط میخوانیم:
” صبح امروز جمعه ۷ آبان ( ۲۸ اکتبر) دهها هزار تن از مردم شهرهای مختلف در اعتراض به سیاستهای ضدملی و ضد ایرانی رژیم آخوندی در سالروز تولد کوروش کبیر در آرامگاه وی در پاسارگاد دست به تظاهرات زدند. تظاهرکنندگان کوروش را افتخار هر ایرانی و پدر و بنیانگذار حقوق بشر خواندند “.
اولا اینکه درمورد تعداد این حاضران که به ده ها هزار نفر برسد، باید گفت که چه عرض کنم!
ثانیا برابر تحقیقات سی ساله ی آقای ناصر پور پیرار که ماحصل این تحقیقات طی چند جلد کتاب با نام ” پلی برگذشته …” است، ملیت ایرانی این جنگ سالار مورد خدشه قرار داده والبته کسی هم جرات نقادی این کتاب را پیدا نکرده است!
ثالثا علم تاریخ ابدا نمی پذیرد که مرد جبار ، خونخوار و پادشاهی- مانند هرپادشاهی ازهر ملیتی- وآنهم در ایام شکوفایی برده داری ، طرفدار حقوق بشر باشد. چرا که حقوق بشر مولود نظام سرمایه داری رقابتی قرون قبل از قرن ۲۰ بوده و باانحصاری شدن سیستم سرمایه داری ، علت وجودی خود را بعضا حتی ازلحاط فرمال ( صوری)هم بتدریج ازدست میدهد و با حمایت غرب حقوق بشری؟؟!! از تروریزم وداعشی ها، این ادعا به ثبوت رسیده است!
درادامه:
” تظاهر کنندگان شعار می دادند: «آزادی اندیشه با ریش و پشم نمی شه»، « ایران وطن ماست، کورش پدر ماست»، «حکومت آخوندی فقط ظلم، فقط جنگ» و…”.

عدم وجود ریش وپشم و … رابطه ای با آزادی ندارد و ما میدانیم که پیام اوران حقوق بشر ( اصحاب دائره المعارف و نظریه پردازان نام آور قرن ۱۸ و۱۹ ) عموما دارای پشم وریش بوده ودرعین حال بیشترین دفاع را ازحقوق انسان ها کرده و مسئله ی حقوق بشر رابصورت دقیق وعلمی تئوریزه کرده اند و درعوض شاهان پهلوی تاهرجا که دلتان بخواهد خود راازوجود ریش وپشم پاک میکردند ودرعین حال جبار و خونریز بودند ومانند هیتلر و … بی ریش وپشم ، عمل میکردند.
همچنین:
” …اما هیچیک از این تمهیدات نتوانست مانع برگزاری این تظاهرات اعتراضی شود. صفهای طولانی ماشینها و انبوه تظاهرکنندگان نشانه خشم و انزجار مردم ایران از این رژیم ضدایرانی است. بی تردید فاشیسم دینی حاکم بر ایران با همبستگی آحاد مردم سرنگون خواهد شد. این رژیم توان ایستادگی در مقابل اراده مردم برای دستیابی به دموکراسی و حاکمیت مردمی ندارد” .
کسی که با توسل به کوروش که شاهکارش راندن قهارانه ی مردم بومی بابل وسپردن عنان آن بدست تجار حریص یهود باشد ، نمیتواند به دموکراسی دست یابد و این مردم جمع شده دربهترین حال، نا آگاهانی بیش نیستند وشاید تعدادی ازانها اقدام به یک حرکت سلبی نموده اند … و منطقی تر آنست که گفته شود، فرد دموکرات باید خط ومرز عمیق بین خود وکوروش وپرستشکاران او را نگه دارد!
واقعیت این است که درراستای رشد وشکوفایی سیستم سرمایه داری دراروپا ومیل آن به تصرف سرزمین های دیگران لازم بود که برای توجیه غارت کشورهای پیرامونی دست به نژاد سازی و تعریف نژاد برتر وپست تر زده میشد ، مستشرقانی پیدا شدند که برای مردم مستعمرات ونیمه مستعمرات، تاریخ نوشتند ودر این میان صهیونیزم موفق شد که آرزوهای خود را بعنوان حقیقت درتاریخ به ثبت برساند که کوروش یکی از نمونه های این تاریخ سازی است!
ما چرا دلیل اینهمه تجلیل ازکوروش را که رسانه های صهیونیستی تبلیغ میکنند ، به پشت گوشانداخته ورابطه ی علت ومعلولی را دراین هیاهو مشاهده نکنیم؟!
آنها باید این موضوع را که غارت شدگان ازنژاد پست هستند وغارتگران ازنژاد برتر، به توجیه استعمار واستثمار می پرداختند که الحق خوب هم انجام وظیفه نموده ودایره ی برد تبلیغاتی آنها اینقدر وسیع بود که داشمندان ومحققان شوروی سابق را هم درموارد زیادی دچار کج روی کردند.
برابر اسناد موجود، دردوران پهلوی اول که با دستان سرجاسوسان زبر دستی مانند اردشیر ریپورتر چرخانده میشد، سنگ نوشته هایی خلق شد که با توجه به متن موجود منشور کوروش ، تصور آفریدن چنین سنگ نوشته ای دردوران پهلوی اول، چندان نادرست نیست!
درهر صورت تاریخ سنگ نوشته ی جنجالی مورد بحث هرچه که باشد، این نظر که فرمان آزادی کوروش فرمان آزادی ثروتمندان یهود بوده ، غیر قابل خدشه میباشد و ما به چه دلیل باید به سنگ نوشته ی حقیقی یا قلابی که نفع بشریت درآن نیست، اهمیتی این چنینی بدهیم؟!
جالب اینکه تلویزیون بی بی سی هم کوشید که با پخش تصویر یک عرب ایرانی، یکی ازدلایل حضور این افراد را درحمایت ازاقوام ایرانی غیر فارس بداند وبدین ترتیب دم خروسی را که تشدید اختلافات مذهبی- اتنیکی درایران ودرجهت تکه پاره کردن آن میباشد ، نمایان ساخت!!
درخاتمه ی این یادداشت کوتاه باید با تاسف زیاد ودلی پردرد، گلایه ام را ازاستاد سابق خود ( آقای مهنس بهزاد کریمی) که بدون پرداختن جدی به کنه موضوع به بیان حاشیه های مسئله پردخته، به سمع ونظر ایشان برسانم واز مشاهده ی راه های رفته اش که اغلب رو به قهقرا بوده ، خون گریه کنم!
رضا اکبری نسب
تبریز
ایران
۷۶۹۵۰ – تاریخ انتشار : ۱۷ آبان ۱٣۹۵

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید