ندای حقیقت: دو پدر شجاع بدنبال آزادی دختران اسیر در فرقه رجوی

0
90

دو پدر شجاع بدنبال آزادی دختران اسیر در فرقه رجوی

ندای حقیقت، هفتم سپتامبر ۲۰۱۵:… رهبران فرقه رجوی حتی مانع دیدار و صحبت من با دخترم زینب که هر دو در داخل سازمان و در کمپ اشرف بودیم می شدند و تنها سالی یک بار در عید نوروز به مدت فقط یک تا دو ساعت به ما اجازه دیدار و صحبت آنهم تحت کنترل و مراقبت می دادند که در عید نوروز سال ۹۱حتی این دیدار را نیز از ما دریغ کردند و اکنون من بیش از(جهار) سال است که دخترم زینب را که هم اکنون در کمپ لیبرتی …

لینک به منبع

دو پدر شجاع بدنبال آزادی دختران اسیر در فرقه رجوی

مصطفی محمدی و قربانعلی حسین نژاد

تلاش های خستگی ناپذیر دو پدر شجاع و دل شکسته که روزگاری خود اسیر فرقه تروریستی رجوی بودند قابل تقدیر است واحترام وقدردانی هر آزاده ای را برمی انگیزد

بر اساس خبرها آقای مصطفی محمدی بیش از۱۲سال است که برای آزادی دخترش سمیه محمدی تلاش می کند و هم چنین آقای حسین نژاد که پس از چندین سال تلاش برای نجات خویش از فرقه مخوف رجوی بالاخره در سال ۱۳۹۱ موفق به فرار شد. از همان ابتدای آزادی اش دست به تلاش های گسترده برای نجات دختر اسیرش زینب زد.

آقای مصطفی محمدی در طی این ۱۲ سال شجاعانه اقدامات و افشاگری های گسترده ای در خصوص برملا نمودن چهره واقعی سازمان مجاهدین نموده و این دو پدر به خوبی به افکار عمومی نشان دادند در پس پرده چهره مدعی آزادی و مبارزه نمای آن شیادان چه ظلم ها و بی رحمی ها نهفته است.

اقای محمدی در یکی از مصاحبه های اخیر ش سازمان مجاهدین را اینگونه وصف نمود:

…براى مبارزه با یک پدر و یا خانواده ها سازمان میخواهد بگوید که به اصطلاح ارتششً که از سمیه و سمیه ها تشکیل شده حتى با خانواده ى خودش میجنگد اما این روش به یارى خدا روشى ست براى نابودى خود سازمان چرا که با دست خویش گور خود را میکند آخر کدام مذهب و مکتبى این را باور دارد که پدران و مادران و فرزندان مقابل هم بایستند براى خدا و خلق

خوب این که کاملا خود ش بر ضد دین و اخلاق و مذهب است کجاى دنیا باور میکنند که پدرى سال ها تلاش بى وفقه نماید براى آزادى دخترش و دخترش او را مزدور بنامد این ها مردم را چه فرض کرده اند مگر مردم مانند این ها نادان و احمقند

و هم چنین اقای حسین نژاد که حدود ۴ سال است علیرغم تلاش ها و درخواست های خود و دختر دیگرش موفق به یک دیدار و تماس حتی ۵ دقیقه ای هم نشده دریکی از مقالاتش چنین نوشته:

متاسفانه دختر بزرگم زینب (۳۴ ساله) هم اکنون در کمپ لیبرتی است. او ۱۷ سالش بود که بعد از انتقالش به فرانسه بعد از بمبارانهای سال ۷۰ عراق در جنگ کویت بار دیگر در سال ۷۴ توسط رهبران سازمان به عراق برگردانده شد. دختر کوچکم مونا (۳۰ ساله) که در ۲۰ روزگی در سال ۶۱ او را در نزد مادرم در ایران گذاشتیم و کشور را ترک کردیم اکنون متأهل و تحصیلکرده می باشد و در ایران زندگی می کند.

رهبران فرقه رجوی حتی مانع دیدار و صحبت من با دخترم زینب که هر دو در داخل سازمان و در کمپ اشرف بودیم می شدند و تنها سالی یک بار در عید نوروز به مدت فقط یک تا دو ساعت به ما اجازه دیدار و صحبت آنهم تحت کنترل و مراقبت می دادند که در عید نوروز سال ۹۱حتی این دیدار را نیز از ما دریغ کردند و اکنون من بیش از(جهار) سال است که دخترم زینب را که هم اکنون در کمپ لیبرتی بسر می برد ندیده ام و در حال حاضر از او هیچ خبری ندارم. موقعی که در بغداد بودم توسط دفتر کمیساریای عالی پناهندگان ملل متحد و وزارت حقوق بشر عراق تلاش کردم من و خواهرش مونا که از ایران برای دیدار با ما آمده بود و این دو خواهر در عمرشان همدیگر را ندیده اند دیداری با او داشته باشیم ولی رهبران سازمان به او اجازۀ این دیدار و حتی اجازۀ یک تماس تلفنی را هم ندادند …

این است آیین و شریعت آزادی خواهی! و مردم داری سازمان مجاهدین خلق که در اساسنامه و قانونش از اولین قدم بی قانونی و شیادی حرف اول را می زند.

به گروگان گرفتن فرزندان خانواده ها،به دام انداختن و عضو گیری با حقه و نیرنگ، زندانی کردن اعضا ناراضی و اجازه خروج نداشتن از سازمان تروریستی … از مظاهر و آیین مردم دوستی رهبران فرقه رجوی است. که با شیادی و شیطنت و وقاحت تمام همچنان دم از مبارزه و آزادی می زند.

با درود به این دو پدر شجاع که خستگی ناپذیر بر تلاش ها و فعالیت های خود ادامه می دهند ارج می نهیم.

***

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید