ماجرای نتانیاهو وخواهر مریم مقاومت وکشف پایگاه اتمی تازه !

0
116

مسعود _ چند تا خبرنگار محلی بخرین _ چند تاهم امریکایی بازنشسته از دور خارج ارزون قیمت
مریم_ ولی ارزون باشن کشش نداره ها _بولتن و جولیانی خوبند _ البته تماس گرفتیم خیلی قیمت رابرده اند بالا
مسعود_ این دوتا خیلی دیگر ضایع وتکراری شدند _غیر از این دوگاو پیشونی سفید دیگه کسی دم دست ندارین _ کندی چی شد ؟
مریم_ کندی روبورس نیست _هم بیرونش کرده اند وهم معتاد وخلافکاره نمی شه
مسعود _ پس این لابی ها اینقدر پول می گیرند چه غلطی می کنند ؟ می تونی با برادر نتان هم مشورت کنی اون تودست وبالش ازاین سناتورهای یک با مصرف داره

ماجرای نتانیاهو وخواهر مریم مقاومت وکشف پایگاه اتمی تازه !
الف مینو سپهر ــ 06 .03. 2015       مقدمه _ با نزدیک شدن امکان توافق ویا تفاهم بین ایران وکشورهای ۵+۱ تب نتانیاهو وخواهر مریم چنان بالاگرفت که هردو دربیمارستان بستری گردیدند _ پزشکان پس از معاینه و ازمایشات متعدد و دقیق این افراد اعلام نمودند که علائم ابتلا به ” جنون گاوی ” رادراین دومشاهده نموده اند _ ولی اینکه چگونه این دو از فرسنگ ها دور باهم تله پاتی وهماهنگی دارند ماجرای دیگری دارد _ حقیقت این است که بهمان مقدار که نتان یاهواز همسرخرافاتی اش ” سارا ” حرف شنوی دارد خواهر مریم هم گوش بفرمان” مسعود” است که درفرسنگ ها دور درگوشه ای _ زیرزمینی مخفی شده ومشغول فرمان دادن به موسسان اول ودوم وسوم به بعد درباره ” چگونگی راه های سرنگونی ” است
باهم به گفتگوی مخفیانه وفوق سری این دوذوج که توسط منابع فوق سری به بیرون درز کرده است توجه کنیم
نخست_ گفتگوی مریم ومسعود ساعت ده صبح زنگ تلفن درمخفی گاه زیرزمینی مسعود به صدا درمی آید
مسعود _ الو مریم سلام کاری داشتی این کله سحری منو از خواب بیدارکردی ؟ داشتم خواب میدان آزادی رو می دیدم
مریم _ پاشو برادر لنگ ظهره توهم تواین هیروویری خوب مثل خرس قطبی می خوابی ها
مسعود : خوب بنال کار واجبی داشتی ؟
مریم: مگه خبر نداری مماشات گرها دارند با ایران به توافق نزدیک می شوند همین الان نتان بامن تماس گرفت وگفت شما چرا ساکتید ؟ داره کار از کار می گذره ها ” بجنبید ” به مسعود بگو حرکتی بکنه
مسعود _ خوب چرا بمن زنگ زدی ؟ به همون بچه های تبلیغات بگو فورا برند تو اینترنت یک ” سایت زیر زمینی ” کشف کنند
مریم _ کجا باشه ؟ اسمشو چی بگذاریم ؟
مسعود _ جایش اصلا مهم نیست ولی مثل دفعات پیش ” گاوداری” و”زاغه مهمات ” و مرغداری از آب درنیاد _ بگوبیشتر دقت کنند
مریم _ دقیقا بگو کجا ؟ اسمش را هم نگفتی
مسعود _ مثل همیشه یا دراطراف تهران ویا نطنز واراک وقم _فرق چندانی که نداره _ اسمش هم سعی کنید تکراری نباشه مثلا جمارانی _ لویزانی _ شمشکی چیزی تواین مایه ها
مریم _ خوب بگو کی ها اعلام کنند ؟
مسعود _ مهدی کچل ومحدثین نباشند فقط چون گند می زنند _ بده دست زنم سونا و علیرضا که تاحالا بهتراز همه شرح داده اند _چایش هم امریکا باشه دیگه دفتر شورا
مریم _ از کی ها دعوت کنیم بیان جلسه معرفی ؟
مسعود _ چند تا خبرنگار محلی بخرین _ چند تاهم امریکایی بازنشسته از دور خارج ارزون قیمت
مریم_ ولی ارزون باشن کشش نداره ها _بولتن و جولیانی خوبند _ البته تماس گرفتیم خیلی قیمت رابرده اند بالا
مسعود_ این دوتا خیلی دیگر ضایع وتکراری شدند _غیر از این دوگاو پیشونی سفید دیگه کسی دم دست ندارین _ کندی چی شد ؟
مریم_ کندی روبورس نیست _هم بیرونش کرده اند وهم معتاد وخلافکاره نمی شه
مسعود _ پس این لابی ها اینقدر پول می گیرند چه غلطی می کنند ؟ می تونی با برادر نتان هم مشورت کنی اون تودست وبالش ازاین سناتورهای یک با مصرف داره
مریم _ اتفاقا برادر نتان منندز را پیشنهاد داده وگفته حسابی روبورسه ولی خیلی گرونه
مسعود_ چقدر قیمت داده مگه ؟
مریم_ منندز قیمتش خیلی بالاست گفته از دم خونه با لیموزین ضد گلوله وبیست تا محافظ فقط خودش دقیقه ای ۲۰۰۰۰ دلار
مسعود _ نه قیمت خیلی بالاست بااین پول ما می تونیم ۳۰ راس آخویدال وشیلتون وغزالی واستیو نسون وبومادرا بخریم ولش کن
مریم _ پس سالن را چطوری پرکنیم ؟ از مقاومت بیاریم ؟
مسعود _ نه به جعفرزاده بگوبره ده بیست تا از بی خانمان های نیویورک را جمع کنه _ نهار بده وسرو وضعشونو درست کنه ببره تو کنفرانس _ هم کسی نمی فهمه اینا کین هم ارزون تموم میشه
مریم_ باشه همین کارومی کنیم_ مهم خبره که الان موقشه _ سعی می کنم ارزون تمومش کنم
مسعود _ خوب کاری نداری بری بمیری ؟
مریم _ نه بعدا باهات تماس می گیرم _ مر اقب خودت باش _ شب ها درها رو خوب قفل کن _ خدا حافظ
دوم _ گفتگوی نتان وسارا
نتان _ صبح به خیر سارا دیشب خوب خوابیدی ؟
سارا _ نه همش خواب می دیدم _ انگار حرف های اون رماله وفالگیره داره درست درمیاد
نتان _ کدوم حرف ها عزیزم
سارا _ مگه بهت نگفتم؟ دیروز فالگیر ورمال معروف اورشلیم اومده بود اینجا و آخ آخ آخ
نتان _ نه نگفتی _ چی می گفت ؟
سارا _ خبرهای بدی می داد _ می گفت تو طالع شما یک اژدهای هفت سر می بینم که داره یواش یواش به تو نزدیک میشه
نتان _ منظورش چی بود از اژدها ؟ مگر اصلا اژدها وجود داره عزیزم
سارا _ منظورش این بود که ممکنه دیگه تونخست وزیر نشی وروزگار ماسیاه بشه
نتان_ خوب نگفت چیکارباید بکنیم؟
سارا _ چرا گفت توباید حتما بروی گنگره امریکا تا اژدها ساکت بشه
نتان _ خوب برم چی بگم؟ عزیزم
سارا _ بگو توافق بی تووافق من یک راه حل تازه کشف کرده ام
نتان _ چه راه حلی توضیح بده لطفا
سارا _ خوب گوش کنم طرف می گفت اگر توبری گنگره هم فاله وهم تماشا _ هم میری سرخط اخبار که برای آینده سیاسی ات خوبه وهم این راه حل منو که اون رماله گفته تو کنگره وای پک اعلام می کنی
نتان _ چه راه حلی عزیزم زود تربنال خسته شدم
سارا _ بگو توافق بی توافق بس کنید وهمه تون برین خونه چون بد است _ خیلی بد است
نتان_ خوب عزیزم اینکه راه حل نشد _ قبول نمی کنند _امریکایی ها ممکنه ناراحت بشن ها
سارا _ عیبی نداره این رماله می گفت _ما می تونیم جلوشون به تنهایی وایسیم وامریکا روبی خیال شیم
نتان _ اخه فکر نمی کنی بدون هماهنگی وکمک امریکا ما حتی شعارهم نمی تونیم بدیم؟
سارا _ببین نتان مگر تاحالا هرچی من گفتم درست از آب درنیامده ؟ یادته گفتم تو دوباره نخست وزیر مشی ؟ یادته بهت گفتم این زنیکه لیوی زیپنی فقط بدرد جاسوسی می خوره ونه کابینه بیرونش کن وگرنه کودتا می کنه ؟
یادته گفتم “سرزمین های موعود تاچند وقت دیگه تومشت ماست ؟
نتان_راست گفتی عزیزم منهم که هرکاری توبگی انجام میدم چون تو یک ادم معمولی نیستی واز پشت پرده ها خبر داری
سارا _ آفرین پسر گلم حالا برو گم شو از جلوی چشام بگذار متن نطق تو تو کنگره را بنویسم _ درضمن یک تلفن هم به این مریم خواهر مقاومت بزن تاحالا چندبار تماس گرفته برات پیام گذاشته
نتان _ چشم عزیزم می روم تماس بگیرم تونوشتن کمی دقت کن رابطه ما با امریکا را یادت نره
سوم _ گفتگوی تلفنی خواهر مریم وبرادر نتان
نتان _ خواهر مقاومت _ فرانسه ؟ درست گرفتم من نتان هستم
مریم _ سلام برادرنتان بله خودم هستم مریم مقاومت _ چند بار تماس گرفتم دردسترس تشریف نداشتید
نتان _ کاری داشتید خواهر مقاومت ؟
مریم_ فقط یک کمی براتون زحمت داشتیم می خواستم ببینم سایت جدید خدمتتوتونیست ؟
نتان_ نه متاسفانه دستمان خالی است شما که خودتون استاد پیداکردن سایت اتمی شدین
مریم_ درسته بچه ها گاهی تو گوگل MAP یک چیزهایی پیدا می کنن ولی مماشات باور نمی کنه ومارو مسخره می کند
نتان _ خوب همین جوری که الکی نیست خواهر شما گند زدین به این کارهای تکراری وبی نتیجه _مرغداری _ گاوداری وزاغه مهمات راکه نمیشه ” سایت اتمی جازد “
مریم _ باشه ممنونم فقط ما یک کمک ازشما می خواهیم لطفا نه نگوئید که بجان سارا دلخور میشم
نتان _ چه کمکی خواهر ؟
مریم_فقط به رابرت مرداک سفارش کنین مراسم معرفی مارا پوشش خبری بده همین
نتان _ باشه فقط خرج داره _ گرون تموم میشه ها
مریم_ خرجشو میدیم فقط می خواهیم خیلی صدا کنه
نتان _ باشه شما هرچرت وپرتی که خواستین بگین منهم به منشه امیر سفارش می کنم تو BBC ورادیوفردا _من وتو_ ورادیو اسرائیل مطرح کنه
مریم_ خیلی ممنون شماهمیشه به ما لطف داشتین برادر نتان یاهو
نتان _ خوب کار دیگری نداری بری بمیری ؟
مریم_ نه این لطف های شمارا هیچوقت فراموش نمی کنم واز طرف خود م وهفت کچلون مقاومت تشکر می کنم
نتان _ شالوم_ برم سارا صدام کرد .
چهارم_ گفتگوی مریم ومسعود بعد ازبرگزاری کنفرانس اتمی درامریکا
تلفن مسعود به مریم
مسعود _ مریم بازهم که گند زدید _ کی طرح این سایت اتمی را نوشت ؟
مریم _ سلام توحیدی برادر چرا عصبی هستید یک کار جمعی بود ویک ماه بچه ها شب وروز نشستن روش فکر کردند تو نت زحمت کشیدن
مسعود _ آخه کودن این عکس فتوشاپی صندوق نسوز چی بود ؟ حسابی آبروریزی شد
مریم _ کار این جعفرزاده احمق بود یک هفته گشته وگشته تا اینوپیداکرد بما گفت درب انفجاریه
مسعود _ آخه گوساله های احمق تر از من اینو هربچه مدرسه ای ببینه می فهمه قلابی وفتو شاپه
مریم_ منهم کلی فحش بهش دادم _ حیف که امریکا راهم نمی دهند وگرنه می رفتم یکی می زدم توسرش
مسعود _ خوب حالا این برنامه رسوا چقدر آبخورد ؟
مریم_ روی هم رفته با دستمزد منشه امیر _ کامبیز فتاحی _ هانا کاویانی _ حسن وناصر اعتمادی _ جمشیدچالنگی _ نگین شیر آقایی _ صادق صبا _ علی جوانمردی وسیامک دهقانپور و خرج ۲۸ بی خانمان نیویورک شد ۸۰۰/۰۰۰۰ دلار _خوب دراومد نه ؟
مسعود _ مریم تو همین جوری دلارهای سید الرئیس را به باد بده _ یا خرج خودت کن یا حقوق بده
مریم_خوب توخودت ۲۰ سال پیش منو کردی رئیس مقاومت باید فکر هزینه هاشوهم می کردی
مسعود_ خوب بسه خفه شو زر نزن این نمایش که خیلی مسخره بود برو به فکر برگزاری کنفرانس اروپا باش
مریم_ سعی می کنم این دفعه خود بالاسر این احمق های کودن تراز خودم باشم تا اینجوری گند نزنند
مسعود _ حالا کاری نداری بری بمیری ؟
مریم_ نه برادر مسعود رهبر عقیدتی ام _ فعلا خدا حافظ برم ببینم این ربابه مشدی آقای احمق تر از من از لیبرتی چیکارادارد اینقدر زنگ می زنه
………………………………..
الف .مینوسپهر _نویسنده _ پژوهشگر وتلاشگر حقوق بشر وزنان ۲۰۱۵/۰۳/۰۴

لینک به منبع

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید