حامد صرافپور: آقای رجوی! نظر شما در مورد آقایان محمد شمس، باستان سیر و …چیست؟

0
220

 جای عجب نیست که مسعود رجوی در اوج توهم تلاش کرده تا در این پیام با خواندن آیه ای از قرآن، خود را به عنوان “عیسی مسیح” جلوه داده و آندرانیک را یکی از “حواریون”‌ خود معرفی کند. البته رجوی پیش از این هم خود را به جای پیشوایانی چون علی ابن ابوطالب و حسین ابن علی گذاشته بود و حتی پا را فراتر گذاشته و خود را “امام زمان” معرفی نموده بود.

آقای رجوی! نظر شما در مورد آقایان محمد شمس، باستان سیر و سایر هنرمندان منتقد و جداشده چیست؟

حامد صرافپور ــ 28 فوریه 2015 مسعود رجوی بعد از مرگ آندرانیک به مدیحه گویی همیشگی خاص خود پرداخته و با کلماتی قلمبه سلمبه وی را مورد ستایش قرار داده است. از مداحی های او که بگذریم، باید از رجوی پرسید اگر آندرانیک تا به این حد مورد پسند شما بوده، چرا تاکنون که او زنده بود هرگز مورد تمجید قرار نمی گرفت؟ چرا برای شما فقط هنرمندان مرده ارزش دارند و “زندگان” هرگز مورد لطف کلامی شما قرار نمی گیرند و صرفاً تا وقتی مبلغ و متملق گوی شما هستند مورد “لطف مالی” شما بوده و حمایت می شوند؟
ما فراموش نکرده ایم وقتی که شما ادعا می کردید: “ما شاعر و هنرمند مجاهد نمی خواهیم، ما مجاهد شاعر و هنرمند می خواهیم… ما دکتر مجاهد نمی خواهیم بلکه مجاهد دکتر می خواهیم و…”
حال چگونه است که شما امروز به مدیحه سرایی آندرانیک مشغول شده اید و با “آندو” خواندن این شخص می خواهید خود را با او یکدل جلوه دهید؟
راستی نظر شما در مورد هنرمندانی که در طی بیست سال گذشته از شما جداشدند چیست؟ نظر شما در مورد آقایان اسماعیل وفایغمایی، محمد شمس، شاپور باستان سیر و دیگر نمونه ها چیست؟ آیا هرکسی از شما جدا شده و یا منتقد شود باید توسط شما و از زبان چماقداران مورد ناسزا قرار گیرد و هرگاه نوبت مدیحه سرایی شود شما خود مستقیم به صحنه می آیید؟ چرا لمپن بازی ها را مستقیم برعهده نگرفته و بردوش دیگران می اندازید؟ آیا از رسوایی بیشتر در هراس هستید؟

جای عجب نیست که مسعود رجوی در اوج توهم تلاش کرده تا در این پیام با خواندن آیه ای از قرآن، خود را به عنوان “عیسی مسیح” جلوه داده و آندرانیک را یکی از “حواریون”‌ خود معرفی کند. البته رجوی پیش از این هم خود را به جای پیشوایانی چون علی ابن ابوطالب و حسین ابن علی گذاشته بود و حتی پا را فراتر گذاشته و خود را “امام زمان” معرفی نموده بود. همچنانکه در قضیه طلاق های اجباری، خود را به جای پیامبر بزرگ خدا نشسته و با استعاره و کنایه از همگان خواسته بود تا “زنان، مادران، دختران و همسران” خویش را به عقد ایشان در آورند که شرح آن خود داستان مفصلی است.البته مریم قجرعضدانلو وی را فراتر از “حسین” هم خوانده و مسعود هم در سال های اخیر گاه و بیگاه خود را به جای خدا نشانیده است. لذا جای شگفت نیست. اما وی تصور می کند الان همه جهان حول ایشان در حال تحول است و با انواع خیالپردازی، فرقه خود را محور کل هستی می انگارد. البته برای کسی که بیش از یازده سال در مخفیگاه بسر برده و بعثی ها و داعش را نزدیکترین متحد خود می خواند انتظاری هم بیش از این نیست. فقط مانده که پناه حمایت جان مک کین، رودی جولیانی و سایر صهیونیست ها و نئوکان های جنگ افروز ظهور مجدد نموده و خود را المسعود الرجویه معرفی کند و خلافت خود را تشکیل دهد. آرزویی که البته زودتر از ابوبکر بغدادی به گور خواهد برد.
حامد صرافپور
28 فوریه 2015
9 اسفند 1393

لینک به فیس بوک آقای صرافپور

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید