حمید علی اکبری: هدف گمراهان فرقه رجوی چیست؟

0
492

سازمانی که به انواع عملیات های تروریستی در داخل و خارج مبادرت جسته و نیز آزادیهای فردی را از انسانها سلب، عشق را ممنوع و تاریکی را ساری کرده و به روی مردم خود آتش گشوده و سازمانی که روح انسانها را تسخیر و دربند کرده و به انواع میکروبها و عفونتهای روانی بیمار ساخته و بیماری عصبی را در سطح جامعه محدودش ساری و جاری ساخته و مدام به تهدید و ارعاب پرداخته تا کسی جرات اعتراض و حق خواهی نداشته باشد

هدف گمراهان فرقه رجوی چیست؟
حمیدعلی اکبری ـ 07.02.2015
به زبان ساده، اگر هدف برقراری عدالت است که ظاهراً اعضای این گروهک برنامه و شعاری غیر از این نیز ارائه نمی دهند و در طول سالیان گذشته علی رغم فتنه ها و کارکرد و هیاهویشان پشت تریبون های تزویر و ریا، دلیلی غیر از این نیز رو نکرده اند، کاری مشکوک و خطرناک کرده اند. این هدف، یعنی عدالت خواهی، هدفی متعالی است که در طول حیات بشر همه انسانهای آزادیخواه و عزتمند به دنبال آن بوده و برایش مبارزه کرده اند و از کسی شنیده نشده است که علیه آن بایستد، اقدام کند و حرف بزند. اما دلیل اینکه هدف، کار و برنامه آنها (مجاهدین) مشکوک و خطرناک است چیست؟
اول اینکه در جامعه ای که طیف عظیم آن جهت تحقق عدالت بسیج شده و حول محور رهبری فرزانه، تمام تلاششان در جهت تحقق عدالت برای آحاد مردم صورت می گیرد، دیگر نیازی به له له نیست. پس نتیجتاً وجود له له می تواند مرموز و اخلالگرانه باشد. همچنان که همگان می دانند رهبری، دولتمردان و آحاد مردم ایران، کل یوم اللیل را صرف تحقق این امر خدا پسندانه و انسانی می نمایند و نیز همگان می دانند که اگر حملات متواتر و فشارهای نفس بُر دنیای استکبار و نیز ظلم بی حد و حساب و کشتارهای وحشیانه سران قوم یهود علیه مسلمانان و زیاده طلبی هایشان در پایمال کردن حقوق ایشان نبود، آن هدف عالی (تحقق عدالت) یقیناً و کلاً در جامعه ساری و جاری گشته بود. لذا نیازی به عدالت خواهی و دلسوزی هیچ گروه و گروهکی نیست آنچه که نیاز واقعی و لازم به نظر می رسد، آنهم در شرایط بین المللی خاص امروزه، این است که چوب لای چرخ کُن ها موی دماغ نشوند چون تولید هزینه های غیرقابل جبران، هم برای مردم هم برای کشور و هم برای دین اسلام می کنند و البته باز آنچه که نیاز هست، نیاز به معاونت و مساعدت دولتمردان مصلحی هست که در جبهه مسلمانان و عدالت جویان و مردم، به رهبری صاحب ولایت، در سطح جامعه بین المللی حضور دارند.
پژوهشگران و اندیشمندان علوم سیاسی معتقدند گروههای خشونت طلب و ستیزه جو محصول ایدئولوژی دگماتیک و رهبری خودکامه هستند
حال اگر کسی بپرسد که چه اشکالی دارد آنها (مجاهدین و حتی همه اپوزیسیونها) نیز در پی عدالت باشند، در مقابل، این سوال لاینحل مطرح می شود که این عدالت خواهی با وجود اینهمه نیروی متخصص و متعهد در کشور از طرف ایشان (مجاهدین و غیره) چه لزومی دارد؟ و به چه قیمتی می خواهد برای مردم ایران تمام شود؟ سازمانی که رهبر عقیدتی اش ذهن بیماری در جهت انتقام و کشتار دارد، سازمانی که حق زندگی مسلم زناشویی را از یارانش گرفته و نامش را جهت توجیه عادلانه به نظر رسیدن، طلاق ایدئولوژیک گذاشته و رهبرش را جهت هر گونه لذت جوئی و عیاشی مستثنی کرده است.
سازمانی که به انواع عملیات های تروریستی در داخل و خارج مبادرت جسته و نیز آزادیهای فردی را از انسانها سلب، عشق را ممنوع و تاریکی را ساری کرده و به روی مردم خود آتش گشوده و سازمانی که روح انسانها را تسخیر و دربند کرده و به انواع میکروبها و عفونتهای روانی بیمار ساخته و بیماری عصبی را در سطح جامعه محدودش ساری و جاری ساخته و مدام به تهدید و ارعاب پرداخته تا کسی جرات اعتراض و حق خواهی نداشته باشد و همه همچون رباطهای لمس، بی فکر و احساس، زامبی گونه در خدمتش باشند و… با وجود هزاران مورد دیگر این گروهک چگونه می تواند صلاحیت داشته باشد در پی عدالت بوده و جهت عدالت مبارزه و حتی تبلیغ نماید؟ و در انواع سخنرانی ها و نشست هایش از دور برای مردم موعظه کرده و از عدالت و آزادی و دین مداری حرف بزند.
دزدی ، خشونت و ترور در اندامواره فکری رهبری و سران فرقه مجاهدین مبدل به مفاهیم مقدس شده است
در دنیای مدرن و عصر تحولات دموکراتیک فرقه های ستیزه جویی همچون مجاهدین خلق و القاعده دچار فروپاشی خواهند شد
آیا این همه یاوه گویی و تلاش کاری بیهوده مرموز و هزینه بر نیست در شرایطی که مردم ایران به دلیل حق مسلم شان در وضعیت نامطلوب و انواع معاصده های ناعادلانه اقتصادی هستند میزان هزینه های این صف کشی ها و دشمنی ها برای مردم ایران چقدر خواهد بود، مقوله ایست که اگر هزاران صفحه نیز در موردش بنویسی باز کم خواهد آمد.
با نگاهی گذرا به سابقه مجاهدین و با بررسی موارد فوق و سایر، آن واقعیتی که حقیقت دارد و آن این است که هدف ایشان رسیدن به اریکه قدرت می باشد، بارز و آشکار می گردد. آری هدف ایشان، رویای نشستن بر تخت قدرت و رسیدن به ثروت بی حد و حساب ایران و نهایتا جنون ثروت و قدرت و نعوذبالله ادعای خدایی و مالکیت بر همه است ادعایی که برای رسیدن به آن سالهاست قربانی می کنند و قربانی می گیرند. درست است، آنها رویایشان این است که به قدرت برسند و بر تخت رهبری ایران تکیه دهند لذا بهانه عدالت جویی و آزادیخواهی و دین مداری و راستی و درستی بهترین گزینه برای توجیه کارهایشان و اغفال کننده ترین جهت نیرنگ علیه مردم جامعه هستو اما زهی خیال باطل چون آنچه که جالب است بسیار اهمیت دارد این است که آنها در جامعه ایران دیگر هیچ آبرو و احترامی ندارند و کسی خواهانشان نیست و حقه ها و انواع حیل ملو نشان کارساز نمی باشد.البته این موضوع را خود نیز می دانند اما قدرت طلبی و عشق به ثروت بی حد و حساب و صد البته کینه جوئی و انتقام به قدری ذهن بیمارشان را آشفته کرده که هیچ حقیقتی را نمی بینند و یا نمی خواهند دیده و قبول نمایند لذا مدام آب غربال می کنند و بر طبل بی پرده می نوازند و عذاب مردم را هزار چندان می کنند. زهی خیال باطل که بزودی به دست همین مردم و نیروهای حزب اللهیش منزوی شده، متلاشی و به طور کامل نابود خواهند شد که این وعده الهی است.
امروز در ایران کسی ادعا نمی کند که عدالت به طور کامل تحقق یافته و جامعه به آمال و آرزوهای مد نظرش رسیده است. لیکن در جامعه ما باتمام نقص هایی که شاید وجود داشته باشد جریانهای انقلابی وجود دارند که با استعانت از احکام الهی و قرآن و ایده های اسلامی و رهنمودهای رهبر فرزانه شان سخت در تلاشند تا جامعه را از این همه ارعاب بین المللی و فشارهای اقتصادی خارجی و نیز افکار آشفته و منحرف و فتنه جوی داخلی به ساحل نجات رهنمون سازند و آنها همان طور که ذکر شد به حبل المتین خداوند در روی زمین که همان خط ولایت و هدایت گری رهبری عادل و فرزانه هست تکیه زده و از آن منبع عظیم هدایت و آرامش و طمانینه و پیکر مسلم عدالت و آزادی، نشئه می گردند و انرژی می گیرند و لذا همیشه و در همه حال قرص و محکم در تحقق هدفشان که همان برقراری اسلام ناب محمدی و عدالت علی وار و دموکراتیک می باشد، ایستاده و پافشاری می کنند و با امید به اینکه روزی همه استثمارگران و زورمداران خارجی و داخلی و منافقان را شکست دهند ثانیه های عمرشان را نیز در جبهه با آنها سپری می کنند شیطان لحظه به لحظه در صف مقابل رزمندگان همیشه در صحنه کار را روز به روز بر یاران انقلاب سختر می کند اما این وعده الهی است که نهایتا حق پیروز است و در صحت تمامی مشاعر شرعیه و عرفیه همگان، محرز و واضح است که حق از آن حزب اله است و منافقین و هزار صفتان از بین رفتنی هستند و چنانچه لزوماً هر کسی به رهبری اقتداء کند و پیرو خط عدالت جویی ایشان باشد قطعا نیازی به عدالت خواهی منافقان هزار چهره و بیمار و حریص نخواهد بود که ثمری جز هزینه، یاس، بیماری، گرفتاری، کشتار، ترور، ارعاب و تهدید ندارند.
به امید روزی که ساده لوحانشان توبه کنند و دغل بازانشان به سزای اعمالشان برسند.
و من اله توفیق

منبع : سایت نیم نگاه

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید