پول خون

0
330

پول خون

تحریریه ایران فانوس ـ 27.01.2015
اطلاعیه چهارم بهمن ماه سال ۱۳۹۳ شورای ملی مقاومت، کمیسیون امنیت و ضد تروریسم، به نام “فراخوان مجدد چاکران ولایت به اقامه دعوا و پیگرد قضایی در مورد ادعای مرگ های مشکوک، طلاق های اجباری و کلاهبرداری مالی” در سایت همبستگی، در اصل یک خودافشاگری و به سیم آخر زدن رهبری شکست خورده مجاهدین است که تا دیروز در ازای همین افشاگریها مخالفین و جداشدگان را با بدترین اتهامات مواجه و حکم مرگ صادر می کرد. لابد حال که سمبه مخالفتها در داخل و خارج پر زور شده و رهبری ترمز بریده قبل از این که تاریخ و مردم حکم کنند، می بایست برای خود نیز حکم مرگ صادر کند.
شورای ملی مقاومت که در سال ۱۳۶۰ با بودجه مالی و حمایت سیاسی مجاهدین خلق در فرانسه آغاز به کار کرد، دو سال بعد در حین فروپاشی، اکثر اعضاء و گروههای موثر این شورا حداکثر تا سال ۱۳۶۳ عطای خود را به لقای شورا بخشیده و جملگی با یک عذر و بهانه هژمونی طلبی مجاهدین، شورا را ترک کردند. آقای خانبابا تهرانی که در حال ترک شورا بود، به خیالش منوچهر هزارخانی آنچه که پشت سر می گوید، حق خروج دارد رو به او گفت، می دانی که از این امامزاده خیری بر نمی آید، هزارخانی که آدم حاضر به جوابی بود جواب داد، من هم امیدی به این امامزاده ندارم، اما چه کنم مشکل خانوادگی و مشکل مالی دارم، اگر در بیرون قادر بودم مشکل مالی ام را حل و فصل کنم، مطمئن باشید از شما زودتر از این امامزاده دل می کندم.
سالها گذشت. شورا به کار و بارش ادامه داد. یکی از اعضای شورا به نام فریدون گیلانی یکی از شبها وقتی فهمید که عماد رام خواننده، ماهانه ۵۰۰۰ مارک می گیرد و او با سمت نماینده رهبری مجاهدین در آلمان و مسئول اطلاعات و نوشتن علیه کسانی که کار مجاهدین نبوده و سفارشی از جانب رهبری شورا برای گیلانی صادر می شد، متناقض شده و همان شب شروع به افشاگری علیه شورا و مجاهدین کرد. البته نه به سبک بعضی از اعضای شورا که از پند و نصایح شروع می کنند و رهبری مجاهدین و شورا را انتقادپذیر و اصلاح پذیر می دانند!
لازم به ذکر است، هر دو آقایان شورا که اسم برده شد، کتابی علیه بریدن و جداشدن از مجاهدین خلق نوشته اند. یعنی، عضو شورا ظاهراً داشت مبارزه با حکومت جمهوری اسلامی می کرد، اما در اصل بازوی رهبری برای مهار و فشار و تحمیق و حفظ و نگهداری و تشویق و ترغیب نیروهای مجاهدین در چنگال رهبری مجاهدین و به سوی جبهه های مرگ بود.
در این بین رهبری مجاهدین هم برای همه آنهایی که در خارج برایش ظاهراً علیه جمهوری اسلامی اما در اصل علیه مجاهدین دربند، سخنوری و قلمفرسایی می کردند، جز پول و زن سرمایه دیگری برای بذل و بخشش نداشت که البته موضوع زن را که از انقلاب ایدئولوژیک و بحث آقاجمال، جملگی زنان را برای جذب و حفظ نیرو آزاد کرده بود و تا کنون اینجا و آنجا درز نکرده و عمیقاً افشاء نشده، به فرصتی دیگر بدل می کنیم. اما موضوع پول جایش همین جاست.
رهبری مجاهدین، پس از این که به عراق عزیمت کرده و به تشکیل ارتش پرداخت و جنگ صد برابر کرد، طبیعی بود که در ازای هر کشته و از هر طرف، پول و پول خوبی دریافت کند و او همه میلیاردها دلار پولی که از صدام حسین و دیگران گرفت را برای خود و زنش هزینه نکرد، بلکه به دیگران به ویژه مجاهدین در خارج، مجاهدین شرمنده، شورایی ها، لابی ها، وکلا و صدها و صدها دیگر باج داد به بهانه این که این پولها را از خلق قهرمان گرفته و حال می بایست در راستای آزادی خلق قهرمان هزینه شود.!
با این وصف، کانون ایران فانوس اعتقاد دارد، در دستهای خون آلود رهبری مجاهدین که هیچگاه از جنگ و خونریزی و کشتن ابایی نداشته و دل نکنده، جز خون و پول خون هیچ چیزی دیگری نبوده و نخواهد بود لذا، هر آنکس از مجاهد تا شبه مجاهد و غیر مجاهد از پولهای خونین رجوی استفاه کرده باشد ضمن عذرخواهی از مردم ایران می بایست به همان مقدار به افشای چهره و دستان خون آلود رجوی همت گمارد، نه از نوع نقد و اصلاح بلکه از نوع افشاگری حقایق، هر آن چه که دیده و شنیده و تجربه کرده است. همچنین، همه پولهای باقیمانده در دستان خونین رهبری مجاهدین که بسیاری سبیل تا سبیل ردیف نشسته و برای خوردن و بردنش نقشه دارند، در اصل اموال مردم عراق است که باید به آنها مسترد شود در غیر این صورت می بایست به خانواده کشته شدگان جنگ عبث مجاهدین با جمهوری اسلامی، برسد و در هیچ امر نظامی و سیاسی و تبلیغاتی و سخنوری و ساندیس خوری و باجدهی به این و آن، هزینه نشود چون تماماً نامشروع و از جنس خون است.
کانون سیاسی ـ فرهنگی ایران فانوس

http://iran-fanous.de/tahririe%2032.html

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید