یاد داشتی برای دوستان + دیباچه و در باره بلیندا مکنزی

0
292

یاداشتی برای دوستان.

اسماعیل وفا یغمائی

25.01.2015

esmaeelvafa_aryam
منبع (دریچه زرد)
لینک به منبع (پژواک ایران)

اسماعیل وفا یغمایی دوستان بسیار با تلفن یا میل و کامنت سئوال کرده اند چرا سر بسته سخن میگویم و چرا مفصل توضیح نمیدهم.
رفقا!
مسئله من در گام نخست تلاش برای جلوگیری از حراج خانه زنی است که چهل سال است کاری جز کمک به درماندگان ندارد.من بعنوان یار زندگی این خانم وارد این مساله نشده ام بلکه بعنوان یک انسان که از ناجوانمردی و سفلگی برآشفته است نوشتم و گفتم. از خانم مکنزی شنیدم که قرار است ملاقاتی صورت گیرد وتنی از کسانی که طی سالهای گذشته منجمله با محمل سرپرستی هزاران کودک و پرداخت مخارج پانزده بیمارستان در ایران! (خانم مکنزی میتواند این را گواهی کند) از کمکهای مختلف این خانم در سالهای گذشته منجمله هدیه۳۰۰۰۰ سیصد هزار پوند(پولی که بعنوان هدیه و نه قرض)به غیر از این سیصد و شصت هزار پوند برخوردار شده اند بسراغ او بروند. من امیدوارم کلاشان حماقت را از حد نگذرانند و به زنی که تمام ثروتش را در راه نجات کودکان پرداخته و کمکهای فراوان به کلاشان نموده بیش از این ناجوانمردی و بی صفتی نکرده وطلب او را بپردازند. پس از آن تصمیم با خانم مکنزی است و من علاقه ای ندارم کارهای فراوان خود را در سنی که فصل سوم عمر است رها کرده و به این پرونده بپردازم و وارد پرونده کلاشیها بشوم. ولی اگر جز این بشود مطمئن باشید شما را در جریان ریز وقایع قرار خواهم داد. در ضمن من نیز ماجرای قرض و بامبول بعنوان مریضهای لیبرتی را که دیروز علم کرده اند بهانه ای بیش نمیدانم. لیبرتی با سرگذشت خونبارش مطبخ میهمانیهای سیاسی و اکسیونهای خارج کشوری است و بس. قبلا توضیح داده ام . ذلسوزیهای اینچنینی احمق فرض کردن همگانست و بس. حضراتی که چندی قبل اعلام کردند در صورت قبول آمریکا تمام مخارج جابجائی رزمندگان لیبرتی را تمام و کمال شخصا بپردازند چطور امروز از هفثصد هزار دلار قرض سخن میگویند. یا دروغ نگوئید یا حافظه خود را تقویت کنیدو بریز بپاشهای خارج کشوری وشلیک توپ و پرداختهای کلان از پول انسانهای شریفی چون خانم بلیندا مکنزی را متوقف کنید حتما وضع مالی تان بهتر خواهد شد.با تشکر
اسماعیل وفا یغمائی

دیباچه و در باره بلیندا مکنزی
لینک به منبع (دریچه زرد)
لینک به منبع (پژواک ایران)
بلندا مکنزیبلیندا مکنزی زن زندگی کنونی من است. الان سال پانزدهم است که با هم هستیم . البته نه همیشه. سفر ما را به هم میرساند و دوباره هریک به سوئی میرویم که من شاعرم و او فعال پرنفس کمک به درماندگان.او را بسیاری میشناسند. در میان ایرانیان بخصوص شمار زیادی از ایرانیان انگلستان به دلیل یاریهای فراوانش به ایرانیانی که حول مجاهدین وشورا بودند از سال ۱۹۹۷ چهره شناخته شده ای ست و در میان انگلیسیها به دلیل اینکه سالیانست بخاطر نجات کودکان و مستمندان مبارزه میکند چهره ای اشناست. او از خانواده بسیار ثروتمندی بوده ولی تمام ثروتش را در راه نجات دیگران نثار کرده است.گاهی که او را با خواهران و برادرش در کنار هم می بینم در مقایسه با آنها که همه از بزرگان جامعه انگلستانند او را بمثابه درختی میبینم که تمام برگ و بارش را نثار دیگران کرده و بی برگ و باری او لباس زیبائی روحی اوست. ایمان مذهب معمول را ندارد ولی همیشه مرا بیاد انسانهای مقدس میاندازد. از تمام دار و ندار بسیار آغاز عمرش تنها خانه ای برایش مانده سرشار کتاب که با اجاره دادن یک طبقه اش زندگیش را میگذراند .
یک طبقه این خانه اکثر اوقات در اختیار بی خانمانان است که چند ماهی یا چند روزی را در آنجا میگذرانند و سر و سامان که گرفتند میروند.در پانزده سال گذشته من شاهد کاروانی از انسانهای بی پناه بوده ام که از این خانه عبور کرده اند.در شرایط حاضر سه خانواده یا فرد در طبقه دوم وسوم زندگی میکنند ومنتظرند تا سرو سامانی بگیرند و بروند. بلیندا بجز از یک تن که مستاجر اوست ،از دیگران اجاره نمیگیرد.حتی گاهی غذایشان را هم تامین میکند.
بارها اتفاق افتاده که در شرایط اضطراری حتی محل زندگی من و خود را در اختیار دیگران قرار داده و وقتی من اعتراض کرده ام باز هم به نفع درماندگان مسئله را حل کرده وحرف مرا گوش نکرده و نپذیرفته است.خوشی این زن همینهاست ودر فرصتی شنیدن موسیقی شوپن،و سه سنجاب کوچک و یک روباه که در باغش زندگی میکنندو گربه اش .صبح نخستین کارش غذا بردن برای سنجابها و روباه و گربه است و بعد میرود تا در دادگاهی از مظلومی دفاع کند یا در تظاهراتی بنفع کودکان ستمدیده شرکت نمایدو اگر در سفر باشد حتما زنگ میزند که کسی غذای سنجابها و روباه و گربه را برساند. بجزاین مشغله هاسرپرستی دختر هنرمند(نقاش) بیمارش نیز بر عهده اوست. بارها اتفاق افتاده که دیدم در نیمه شب در حال گریستن است چرا که در دادگاهی موفق نشده دفاعی موثر از انسانی درمانده بکند یا کودکی را نجات دهدو یا جائی برای کسی که در خیابان میخوابد پیدا کند.
این خانه، به دلیلی که بتدریج توضیح میدهم، قرضی که از بانک برای کسانی گرفته در خطر حراج قرار دارد. تاریخ سر رسید بانگ تابستان ۲۰۱۶ است و حضرات اعلام نموده اند انشالله پس از سرنگونی حکومت آخوندی پول مسترد میشود.من این را بر نمی تابم بخصوص که پای بدعهدی و رذالت تقطیر شده و توجیه شده توسط احتمالا سیاست و ایدئولوژی در میان باشد.
در طی این پانزده سال من هیچ کاری برای او نکرده ام ولی او فراوان چه از زاویه هنری به دلیل دانستن پنج زبان فارسی، انگلیسی، آلمانی،ژاپنی و فرانسه، و چه از زاویه اینکه من فراغتی برای نوشتن داشته باشم،و چه زوایای دیگر تامین جا و امکان زیستن و نیز یاری فراوان در نجات پسرم از جهنم بازداشتگاه تیف به من یاری رسانده.
من بر سر این ماجرا که می خواهد آرامش اندک زندگی این زن شریف را بر هم زند بدون توجه به اینکه نتیجه چیست تا آخرین نفس و تا آخرین رمق با هرچه بتوانم مبارزه خواهم کرد و به اوباشی (که سالها نان و نمک این زن شریف را خورده، از امکانات مادی او استفاده کرده، خروارها دروغ برای توجیه درخواستهایشان با او گفته و من در صورت لزوم از همه چیز و نیز علت استعفای خود از شورا را که مشخصا دلیلش دخالت در زندگی من و او و برای بار دوم متلاشی کردن زندگی شخصی من بود خواهم نوشت) که قصد آزار این زن شریف وفرشته اسا را دارند میگویم که سوگند میخورم فقط وقتی آخرین نفس را بر آورم سکوت خواهم کرد. یا این ماجرای رذیلانه از نقش رذالت و بیشرافتی پاک خواهد شد و یا سیمای زشت کسانی که به هیچ قاعده و قانونی جز پلیدیهای خود پایبند نیستند در روشنی قرار خواهد گرفت و نشان داده خواهد شد چه اهریمنانی نقاب فرشته بر چهره دارند و چه گندابی خود را دکان عطاران نامیده است و چه سامانه ای میخواهد مثلا زمام سرنوشت ملتی را در دست گیرد.همچنین این فرصتی است تا بعنوان یک نویسنده و شاعر در حد توان برخی از زوایای زندگی این زن شریف را بازگو کنم و بنویسم وقلب پاکیزه ای را که مطلقا تاکید میکنم مطلقا برای دیگران میتپد و همیشه مرا به حیرت واداشته و شرمنده ام کرده به دیگران نیز معرفی کنم.
من نه برای بلیند مکنزی بلکه برای این قلب نجیب و انسانی است که خشمگینم و با تمام نفرت آب دهان خود را به چهره آزارندگان او پرتاب میکنم و به آنها میگویم فارغ از هر داوری در این محکمه یا آن محکمه مطمئن باشید داوری مردم در باره هرکس برترین داوریهاست وداوری خواهید شد و اطمینان دارم ناجوانمردی و بی صفتی نسبت به این انسان شریف هرچه بیشتر شمارا به گندیدگی ایدئولوزیک وسیاسی و انسانی دچار خواهد کرد. شک نکنید.
اسماعیل وفا یغمائی
۱۶ ژانویه ۲۰۱۵ میلادی

توضیح
تاکید میکنم که در این قضیه من شخصا هیچ نفع مادی ندارم. در زندگی مشترک از شروط من( علیرغم مخالفت او) اگرمان و اینکه من از خانه و زندگیو امکانات مادی او هیچ سهمی نداشته باشم بود و این را در اداره مربوطه ثبت رسمی کردیم و سند آن موجود و قابل انتشار است
(پایان)

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید