این عهد وپیمان ها خلاف مصالح مردم است!

0
180

راستش من نمیخواستم درمورد کسی که براثر کرونا  وآنهم دراروپا درگذشته چیزی بنویسم. میلیون ها انسان براثر این بیماری مهلک- که بنظر میرسد که بیشتر ازهمه چیزحاصل دستکاری های زیادی طمع ورزان علاج ناپذیر( سرمایه سالاران)  برعلیه طبیعت است – فوت کرده اند وکل بشریت دراین مورد داغدار است. اما باند رجوی در مورد این مرگ بی افتخار زیادی نوشتند ومن نخواستم که اینقدر مرده خواری کرده وازاین مرگ بعنوان سکوی پرشی برای تبلیغ بنفع توجیه جنایت های مسعود سوء استفاده کنند.

این عهد وپیمان ها خلاف مصالح مردم است!

حمید تبریزی ـ 30.05.2021

راستش من نمیخواستم درمورد کسی که براثر کرونا  وآنهم دراروپا درگذشته چیزی بنویسم.

میلیون ها انسان براثر این بیماری مهلک- که بنظر میرسد که بیشتر ازهمه چیزحاصل دستکاری های زیادی طمع ورزان علاج ناپذیر( سرمایه سالاران)  برعلیه طبیعت است – فوت کرده اند وکل بشریت دراین مورد داغدار است.

اما باند رجوی در مورد این مرگ بی افتخار زیادی نوشتند ومن نخواستم که اینقدر مرده خواری کرده وازاین مرگ بعنوان سکوی پرشی برای تبلیغ بنفع توجیه جنایت های مسعود سوء استفاده کنند.

صحبت از حمید خلاق دوست است که هوادار یا عضو مجاهدین بوده وبعد ازآزادی از زندان بنفع او فعالیت هایی داشته وسرانجام بعد از ناآرامی های انتخابات 1388 وبا درنظر گرفتن خطر دستگیری ، ازایران گریخته ودراروپا پناه گرفته وسرانجام دراردیبهشت ماه سال جاری مبتلا به بیماری کرونا شده ودرگذشته است.

درمیان مقالات متعدد رجویست ها که خاص این موضوع است،با چنین پاراگراف هایی برخورد میکنیم:

 ” قاصد اشرف؛  سالها سرموضع شرف و پایداری زیست و تا آخرین نفس بر عهد و پیمانش استوار بود.”

یعنی درزمانی که اعضای خانواده های بردگان رجوی حق چنین مراجعاتی را به داخل اشرف وملاقاتی کوتاه با فرزندانشان نداشتند، او درموقع لازم به اشرف میرفت و اطلاعات جمع کرده اش برعلیه کشور خودش را دراختیار این فرقه ی تبهکار بگذارد.

خلاصه تر اینکه او جاسوس رجوی بود واین اطلاعات او درنهایت  دراختیار دشمنان خارجی ریز ودرشت ایران قرار میگرفت.

آیا او که کمپ اشرف ومناسبات موجود درآنرا دید ، به این عمل که چرا طلاق های اجباری و … درکار بوده اعتراضی نکرد؟

یا اینکه او بخاطر تحقق این طلاق های اجباری با نتایجی شرم آور بود که کارش به زندان کشیده بود؟

دوباره :

“عشق بیکرانش به سازمان مجاهدین خلق و برادر مسعود و شادابی، تبسم زیبایی که حتی در شرایط سخت پیوسته بر لبان خود داشت”.

سازمان مجاهدین خلق اولیه با سازمان مجاهدین استحاله یافته ی 40 سال اخیر تفاوت ماهوی دارد ونویسنده ی پاراگراف فوق باید اعلام کند عاشق کدام سازمان؟

البته روشن است که داشتن عشق بیکران به رجوی بوالهوس وجنایتکار نافی داشتن عشق به مجاهدین اولیه است.

سپس :

” او که بعد از قیامهای سال ۸۸ تحت پیگرد بود مخفیانه خود را به خارج کشور رساند و پس از آن به عنوان یک اشرف نشان استوار و پایدار پیوسته در صفوف اشرف نشانها و هواداران مجاهدین در صفوف مجاهدین حضور داشت… “.

با این وصف جزو کسانی بوده که تظاهرات مدنی مردم را به خشونت کشاند و اعتراضات شرکت کنندگان دراین گردهم آیی های انتخاباتی را بضرر این افرا د تبدیل کرد وزمانی که سنبه را پرزور دید ، کشور را برای خدمت به رجوی وآنهم در فاز جدید ترک کرد و کارنامه اش را سیاه تر نموده ودر نهایت پذیرای مرگی شد که هیچ انسان وطندوست وباوجدانی را متاثر نساخت !

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید