علی شیرزاد : ده فرمان اسارت وبندگی مجاهدین

0
672

ده فرمان اسارت وبندگی مجاهدین

 علی شیرزاد، فریاد آزادی، چهارم دسامبر ۲۰۱۷:… درمحوردوم ملت راازجهنم ولعن ونفرین بزرگ خودش که خداباشد میترساند همان جایی که وقتی ادمی قران رامیخواند ازشکنجه هایی که قرار است درانجابشود بدن انسان بجای اینکه موهایش سیخ شود موهایش تماما میریزدازبس وحشتناک وضدانسانی وضدحقوق بشریست همان جایی ست که بقول اخوند دستغیب زنها را … 

لینک به منبع

ده فرمان اسارت وبندگی مجاهدین

شنیدم مجاهدین نیروهای خود راباامضا ده ماده به اشرف سه منتقل کرده اند

این ده ماده نشات گرفته ازده فرمان موسی پیام اورقوم یهوداست که مجاهدین درموقع تاسیسهای سازمان ازنفرات خود تعهد میگیرند میخواهم کمی روی این ماده ها متمرکز بشویم وببینیم درمحتوا چی رابیان کرده ودردرون خود ازکدام تفکرواعتقادی دفاع میکند

قبل ازهرچیزی نمیدونم یک سازمانی چندبارمنحل وبازتاسیس میشود همین انحلال وبازتاسیس بیانگرفروپاسی ست که درطی سالیان هرجا احساس ان بوده اقای رجوی واردشده وباگرفتن تعهد دوباره سازمان رابازتاسیس وخودرابرای مدتی رها کرده است ولی فرقش دراین است که این باربرخلاف گذشته دیگردرعراق نیست وریزش نیرویی به جاهای باریک کشیده شده است وحامیان بین المللی چهره بزک کرده اورامیخواهند ودستها نسبت به عراق ازهرنظربسته وزیرفشارجداشده ها وخانواده قرار دارد وکارهای عراق رادیگرنمیتواند بکند ازخیلی مسایل درونی واعتقادی دست کشیده درحدی که خودش برای یه عده زن دست وپا میکند وبنگاه طلاق راتبدیل به بنگاه عقد وازدواج کرده است واینهم یعنی پشت وپازدن به همه چیزودهن کجی به انقلاب مریم ولگدزدن به قبراقای رجوی ست

دراین ده ماده چند نکته وجود دارد

محور اول پایبندی به سرنگونی واماده کردن خود درجمیع جهات است همان کاری که درطی این سالیان بقول خودش مشغول ان بوده وهرسال هم نوید انراداده وخودش درمعرض فروپاشی وسرنگونی قرارگرفته است

درمحوردوم ملت راازجهنم ولعن ونفرین بزرگ خودش که خداباشد میترساند همان جایی که وقتی ادمی قران رامیخواند ازشکنجه هایی که قرار است درانجابشود بدن انسان بجای اینکه موهایش سیخ شود موهایش تماما میریزدازبس وحشتناک وضدانسانی وضدحقوق بشریست همان جایی ست که بقول اخوند دستغیب زنها رابخاطردیدن یک تارمو توسط نامحرم چند میلیون سال ازگیسوان ومردها راهم بخاطردیدن همان تارموازبیضه های مبارکش اویزان میکنند وخودخداهم میگوید قیرداغ ابجوشان وسوزوندن بااتش وووو درانتظاراست حال باید پرسید توکه ملت راازهمین میترسانی واخوندهم عینا همین حرفها رامیزند ممکن است بگویی پس چرادستغیب ومدنی واخوندهای دیگررامنفجرکردی وعملیات انتحاری رادرجهان باب وراه انداختی که الان داعش راه تورادامه میدهد ۰

ولی نگفته کسانی که امضا میکنند وبه سوگندجلاله پایبند میمونند به بهشت میروند چرادراینجا سکوت است معلوم نیست همان بهشتی که پدرومادرم رابخاطریک خطا بیرون کردندوماهم افتخاران راداشتیم سالها بخاطرپایبندی به سوگندجلاله دردرون ان زندگی کنیم والان هم مثل پدرومادرم ازان بیرون شدم وازنعمتهایش محروم

ای ازتبارهرچه سیاهی سرشتتان           رنگ جهنم است بهشتتان

همان بهشتی که برای هرمردی یک میلیون حوری درنظرگرفته شده ومنتظرند تامردی وارد وانها به سروصورتش بوسه بزنند ودراین بهشت سراسرتناقض دستگاه خداوند تبارک وتعالی هیچ اشاره ای نکرده است که چه چیزی درانتظارزنان است ودراین باره سکوت است ممکن است رهبری مجاهدین طرفدارحقوق زنان بما بگوید درماده دو غیرمستقیم به ثابت قدمهای مرد حوری دادی به زنها چه میدهی ؟ اوهم سکوت است به همین دلیل ماده ای برای ثابت قدمها نیاورده است چون درجهنم همه یکسانند وشکنجه میشوند ولی دربهشت تناقض وجود داردبرای همین به این قسمت نپرداخته چون جوابگوی تناقض دستگاهش نمیتواند باشد ازطرف دیگرمیشد یازده ماده که باده فرمان موسی درتناقض ویکی بیشتربود واقای رجوی نمیتوانست بگوید بالهام ازموسی ده ماده اوردیم بگذارید همین جا یاداوری کنم درمقدمه ها وابتدای بحثها نوشتم (درسال۷۳درگزارشی به خانم رجوی نوشتم که بنده خدای شکنجه گرراقبول ندارم ونمیپرستم ) واین شده بود وردزبان خانم رجوی دربحثهای دودستگاه وسنگ قبروانقلاب همیشه میگفت خدای شکنجه گربله بنده این خدارانمیپرستم که جهنمش شکنجه وبهشتش سراسرتناقض؛ وبه بیان دیگربه خانم رجوی گفتم که اعتقادات وحرفهایت راقبول ندارم وباب میلم نیست ومرزم را دربالاترین نقطه که خداباشد باهاش کشیدم چونکه خدایش همان خدای اخوند شیعه وسنی ست ونمیشود باخدای مشترک باطرف مقابل جنگید دراینجا قصد ورود ندارم فقط ته ماده دو رابازکردم

درمحورسوم گفته است هرکس اهلش نیست پی کاروزندگی شخصی خودش برود (یعنی حق تعیین سرنوشت رابرای کسانی که نمیخواهند بمانند برسمیت شناخته ومیگوید میتوانید بروید ) سوالی که دراینجا مطرح است اینه پس چرانمیگذاری جداشده هایی که میخواهند دونبال زندگی وسرنوشت خود بروند ازداخل مجاهدین خارج شوند ؟ وانها رادرخروجی نگه داشته وجداشده هایی که بیرون امدند رااذیت میکنی مگه سوگند جلاله رازیرپا نگذاشتند طبق گفته خودت به لعن ونفرین گرفتارشده وبه جهنم یا شکنجه گاه خدا میروند تو این وسط چی میگی ؟ واقعیت اینه که حرفش اینه که طبق گفته خدا درهمین جهان میبرمتون شکنجه گاه ؛پولتون راقطع؟ باکمیساریا زدوبند؛ ومحاصره تون میکنم ؛ وباشکنجه روحی پدرتون رادرمیاورم ؛ به من پشت میکنید ؛ خمینی میگفت توبه کنید اعدام بشوید شاید خدادران دنیا ازگناهان شما منافقین بگذرد ۰اقای رجوی میگوید شکنجه روحی محاصره قطع مستمریی که سازمان ملل میدهد واگه شکست خوردم نیروهایم شما رامیکشند اینهم ماده سوم

درماده چهار میگوید جداشده ها مرداروبریده ازمبارزه ودنبال جنسیت وفردیت رفته اند پس مستحق هربرخوردی هستند چون ادم نیستند مردارند ومردارهم به جنازه حیوانات گفته میشود وانها را جنازه حیوان میداند نه انسانی که حق دارد زندگی خودراانتخاب کند

درماده پنج میخواهد اماده بشود تابه ایران پروازکند؛ امیدواریم

درماده شش پذیرفتن تعهد را مبارزه ایدئولوژیک باارتجاع وبورژوازی میداند باارتجاع رانوشتیم که درمحتوا یکی ست که انرا کوتاه درجهنم وبهشت مقایسه کردیم ببینیم بابورژوازی چطورمیخواهد بجنگد هرجنگی ماده بیرونی ومیوه خود را دارد ببینیم میوه مبارزه با بورژوازی بکجا رسیده دردرون که محضرهای طلاق شده عقد وازدواج دربیرون هم شده نشست وبرخواست با ادمخوران بورژوازی مثل مک کین جولیانی بولتون ودعا برای بقدرت رسیدن خانم رایس وبوش وترامپ وخواستارازسردمداربورژوازی برای حمله به ایران ؛ با حمایت اعراب ونابودی کشوروملت ۰ودرسیاست بین المللی بستن چشمها دربرابرجنایتها درکشورهای دیگروهمسو کردن خود با اقا وخانم بورژوا

درماده هشت هم خواهان درهم کوبیدن سمبلهای ارتجاع شده که براساس ماده های قبل منظورش جداشده ها هستند

ودرماده نه خواستارشده که به اشرف سه بروند منظورش همان زندان جان وتن است که راه انداخته وادمها راازاولین وپایه ای ترین حقوق که ازادی ورفت وامد درجامعه است رامنع کرده پس میبینیم که این ده ماده همان تایید وامضا ازطرف اعضای نگون بخت وبخت برگشته است برای ببند کشیدن ودراسارت ماندن خودشون ماکه هروقت ازاین تعهدات دادیم گرفتارتروبااذیت وازاروطلبکاری بیشترروبرو شدیم وشب روزمون بیشتربهم دوخته شد وازانسانیت خود تهی تروروح وروانمون درکمای بیشتری فرو رفت وازهرچه طبیعه وماوراطبیعه بود بیشتر بیزارشدیم ودراین جهان پهناورتنهاتروخود رابیشترگم کردیم دلمون گلین وروحمون به سنگ تبدیل شد

بی شک اگر که تیغ شما ذوالفقاربود             هرچهارفصل سال بهاربود

اما به حکم سفسطه بیداد کرده اید               ابلیس رازاشک خداشاد کرده اید

بله اشرف سه همان استادیومهای یونان است که برده رابه گلادیاتورتبدیل میکند بااین تفاوت که گلادیاتورهای انزمان واقعی بودند ولی دربرده داری نوین اقای رجوی خیالی وپوشالیند زیرا انها میجنگیدند هم نوعان خود وبردگان دیگررامیکشتند تا به ازادی برسند ومیرسیدندولی دراینجا گلادیاتورها هم نوعان خود رامیکشند له وپایمال میکنند ولی هرگزبه ازادی نمیرسندوروزبروزدرمنجلاب اسارت وحقارت بیشترفرو می روند زیرا که رسیدن به ازادی مثل قدیما نیست رسیدن به ازادی نه ازکشتن بلکه ازنجات خود ازپوشالی بودن میگذرد

منتظرمیمانیم تاببینیم چه تعدادی به تعهد پشت پا زده وسوگند خودرا زیرپا گذاشته وخود راازاسارت که گرفتاران هستند بیرون میکشند وازپرورشگاه برده گان بی روح به جهان انسانی قدم میگذارند که تاروپودش با دلها وروح وروان وعواطف بهم بافته شده است

علی شیرزاد: اروپا ۰۳/۱۲/۲۰۱۷

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید