پنج مطلب رسیده از کمپهای مجاهدین خلق (فرقه رجوی) در تیرانا، آلبانی

0
304

پنج مطلب رسیده از کمپهای مجاهدین خلق (فرقه رجوی) در تیرانا، آلبانی 

 بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، بیستم اکتبر ۲۰۱۷:…  فعلا نفرات نجات یافته را دریاب که اینجا در آلبانی سنگ قبرت را نگذارند، سرنگونی پیشکش. آن تعداد هم که باقی مانده اند از دید مردم آلبانی آدمهای فرسوده و خموده ای شده اند که در خیابانهای آلبانی با آن لباسهای عراقی که دارند مشخص هستند و مسخره می شوند. آنان تناقضاتی دارند که به زور خودشان را میکشند تا نفسی بیاید و زنده بمانند. این است سر نوشت یک … 

کمیساریای عالی پناهندگی سازمان ملل متحدLegal representative meets with UNHCR in Tirana to clarify the status of MEK defectors (aka MKO, NCRI, Rajavi cult …)

به کجا چنین شتابان؟

مجید آتش افروز (مستعار)
لینک به منبع

محمدرضا شفیعی کدکنی می پرسد: “به کجا چنین شتابان؟”

و همچنین سعدی علیه الرحمه می فرماید: “دیر آمدی ای نگار سرمست”.

چرا این را نوشتم؟ علت دارد. به یاد دورانی افتادم که خودم در آن مناسبات فرقه ای رجوی گیر کرده بودم و مجبور بودم درست مثل خودشون دروغ بگم. چون شب و روز تمام فرماندهان به این عادت کرده بودند و راه خلاصی نداشتم.

بگذریم، برویم سر اصل مطلب که چرا همیشه مریم رجوی شتابان و البته نهایتا دیر میرسد؟ هر خبری از آمریکا می رسد به دنبال جشن گرفتن و یا نشست گذاشتن است تا بهره آنرا ببرد. او خوب میداند که وقتی دیر حرکت بکند از قافله عقب میماند و سعی میکند شتاب کند اما همیشه در آخر دیر است.

مریم رجوی تلاش می کند تا در چشم نیروها بالا برود و همچنین در انظار دیگران مثل مک کین و بولتون و سایر لات و لمپن های آمریکایی توجهی جلب نماید و بتواند لبخند رضایتی دریافت کند و صراحتا بگوید که دیگر از امپریالیسم تنفری ندارد و هر چه هست دوستی است.

درست مثل دوران عراق و زمان جنگ که با دولت صدام هم موریانه وار یا باید گفت موزیانه وار حرکت کرد که همین که صدام ساقط شد بلافاصله آمریکا عزیز گردید و حالا هم ناگفته نماند که این حرکت برای به دست آوردن قدرت فردی خودش و آن ملعون است که باید گفت زهی خیال باطل.

فعلا نفرات نجات یافته را دریاب که اینجا در آلبانی سنگ قبرت را نگذارند، سرنگونی پیشکش. آن تعداد هم که باقی مانده اند از دید مردم آلبانی آدمهای فرسوده و خموده ای شده اند که در خیابانهای آلبانی با آن لباسهای عراقی که دارند مشخص هستند و مسخره می شوند.

آنان تناقضاتی دارند که به زور خودشان را میکشند تا نفسی بیاید و زنده بمانند. این است سر نوشت یک تعداد اسیر و درمانده، ولی خبر ندارند که مریم رجوی دارد با چه کسانی قدم بر میدارد و پای چه میزهایی با آمریکایی های جنگ طلب می نشیند. این است “نبرد با آمریکا”؟

رجوی میخواهد خون مردم را توی شیشه بکند که خودش به قدرت برسد و ا لبته هیچ گاه به این قدرت نخواهد رسید و بار کج هرگز به منزل نمی رسد.

آلبانی – تیرانا
نجات یافته از فرقه رجوی
مجید آتش افروز

نشانه هایی از مرگ مسعود رجوی

زینال شهیدی (مستعار)
لینک به منبع

یکی از چیزهایی که ذهن بعضی ها را درگیر کرده این است که آیا سرکرده فرقه یا همان رهبر خودانتصابی و مادام العمر و بلامنازغ فرقه زنده است یا مرده؟

من یادم هست که تا چند سال پیش این ملعون زنده بود و در اشرف و در لیبرتی نشست صوتی و نوشتاری می گذاشت و شکی در این موضوع نبود که خودش است. ولی بعد از صحبتهای ترکی فیصل در کنفرانس همبستگی پاریس و این که دو بار کلمه مرحوم را بکار برد سوالات زیادی پیش آمد که شاید او به اشتباه این حرف را زده ولی ترکی فیصل یکی از نفراتی است که در دنیا حساب ویژه ای برای او قائل هستند و به هیچ عنوان نمیاید دروغ بگوید که وجهه خودش را بخاطر یک انگل خراب کند.

این یک بعد قضیه است. بعد بعدی قضیه این است که الان شیوه ای که دارند در تشکیلات انجام میدهند و دارند عملیات جاری را کم کم برمیدارند و انتقاد از خود که مرزسرخ مسعود بود را کمرنگ می کنند یا اینکه خیلی وقت است این مردک نشست نمیگذارد و پیام صوتی نمیدهد و تشکیلات هم دارد از هم میپاشد. این نشانه چیست؟

او گفته بود که اگر تشکیلاتمان از بین برود انتقاد از خود برداشته نمیشود وانقلاب ایدئولوژیک همیشه هست و غسل هفتگی دائمی است. ولی الان از این حرفها خبری نیست. او سر این موضوع دروغ هم نمیگفت و انقلاب ایدئولوژیک برایش همه کار میکرد. لذا این نشان دهنده این است که این ملعون به درک واصل شده و نایب او مریم رجوی سکان فرقه را بدست گرفته است و البته دارد همه چیز را بای می دهد.

حتی شنیده ها حاکی از این است که میخواهد نفرات ازدواج هم بکنند که درگیر شوند و نتوانند فرقه را رها کنند. به این شکل است و این کارهایی است که روزانه در فرقه انجا م میشود.

من که سالها در این فرقه بودم وقتی میشنوم که چه کارهایی انجام میشود شاخ در میاورم و این نشان دهنده این است که شک نکنید رهبر فرقه رجوی ملعون مثل دیکتاتوهای دیگری همچون صدام حسین و قذافی در جای نامعلومی به خاک سپرده شده اند

عاقبت همه دیکتاتورها همین است. مریم رجوی درس بگیر. مرگ تو هم دور نیست. هیچ کدام از این نفرات نزدیک تو مانند مژگان پارسایی، زهرا مریخی، صدیقه حسینی و زهره اخیانی تف هم به قبرت نمی اندازند.

جدا شده از فرقه رجوی در تیرانا – زینال شهیدی

فکر میکنه بر بام جهانه، ولی واقعا در ته چاهه

مجید آتش افروز (مستعار)
لینک به منبع

بازم از تازه های فرقه بگیم که چگونه عمر آدمها را بر باد سرنگونی موهوم میدن. این روزها فرار از فرقه زیاد شده و سازمان به هر بهانه ای پول افراد را قطع می کنه، تا ببینیم نوبت ما کی میرسه که پول ما رو هم قطع بکنن و اینها باید منتظر انفجار نفرات و آوار شدن روی سرشان باشند.

مریم رجوی باید بدونه که بعد از ناپدید شدن آن گور به گور شده دیگر باید دست از مبارزه برداره و کم حرف از سرنگونی بزنه، چون در آلبانی باید خودش سرنگون بشه، چون مردم ایران خوب دیدند که عمر جوانها را گرفته اند و در اینجا بدون هیچ پولی آنها را در خیابانها رها می کنند. این همان مردم داری مریم بود که ما معنی مردم داری را هم فهمیدیم. مگر اینها نبودند که برای شما دست به هر کاری زدند؟ پس چرا باید در آخر خط به این گونه آنها را به امان خودشان رها کنید؟ تا کی میخواهید چهره کریه خودتان را مظلوم نشان بدهید؟ با این کارهایی که شما میکنید معلوم است که چقدر قدرت پرست هستید که حتی همان فرماندهانتان از کارهایتان می ترسند و پا به فرار از دستگاه کثیفتان می گذارند.

این شما هستید که باید سرنگون بشوید تا دوستان در زنجیر ما آزاد زندگی بکنند. هر چند هم که ما هنوز کاملا آزاد نیستیم و ما در گرو آن پول کثیف شما گیر کرده ایم و شما باید بگویید که چه توافق کثیفی سر ما انجام داده اید که دولت آلبانی و کمیساریا هم از ما پشتیبانی نمی کنند و در همه امور کار شکنی می نماید. یک روزی این توافق بیرون میزند و مشخص میشود شما چه غلطی کرده اید و چه معامله ای با آقای گوترز انجام داده اید که جای خودتان را خوش می بینید. باید منتظر تلافی ها باشید.

با آن مزخرفاتی که به خورد ما در بحث انقلاب دروغینتان دادید باید بدانید که تمام این چرندیات در بیرون از مناسبات کثیف شما خنده دار است و ظرف چند روز از ذهن ما پاک شد. چون به این کار همه میخندند و میگویند این کارها مال آدمهایی است که در سکت هستند و نه آدمهای انقلابی واقعی. دست شما هم در این جامعه رو است و بیخودی نگویید که ما در جهان یک هستیم و حرف اول را میزنیم و بر بام جهانیم. آن که دروغ نمی گوید و در راه خدا قدم برمیدارد شما نیستید که در راه خود پرستی حرکت میکنید و تا میتوانید حتی به خودتان دروغ می گویید که خودتان هم باورتان شده کسی هستید. ولی دیگر تمام شد و باید چشم بر واقعیت بیرون باز کنید و بگذارید نفرات با دنیای آزاد واقعی روبه رو بشوند، بعد میفهمند شما چه اعجوبه هایی هستید که دروغهای خودتان هم باورتان میشود. ولی این بار از دست بورژوازی خلاصی نیست چون خود شما دمتون به دنیای رهبری بورژوازی که امریکا باشه وصله.

مریم رجوی وقتی با مک کین قدم بر میداره معلومه که کجا گیره چون دیگه راهی نداره و باید این بحث را برای دیگران کرد تا بدونن. ولی برای خودش و مک کین و امثالهم این چرت پرت ها را باید کنار بگذارد و صراحتا بگوید که دیگر راه پس و پیش ندارد و چاره ای ندارد جز اینکه دوباره به این مزخرفات رو بیاورید.

وعده ما در اینجا یعنی در آلبانی برای سرنگون شدن فرقه رجوی

آلبانی – تیرانا
نجات یافته از فرقه رجوی
مجید آتش افروز

پایان فرقه رجوی در آلبانی

محمد علی قدرتی (مستعار)
لینک به منبع

همگی شاهد هستیم که آمار نجات یافتگان در آلبانی روز به روز بالاتر می رود. رجوی هم از همین می ترسید که با هزار نیرنگ و فریب حاضر به خروج از اشرف و از عراق نبود.

به خوبی یادم هست بعد از حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳، مشخص بود که دیگر داستان مسعود رجوی بعد از سرنگونی صدام تمام شده است. ولی رجوی هر بار با ترفندها و دروغ های خودش نفرات را برای مطامع خودش به کشتن می داد و البته همین طور روز به روز زیر فشار خانواده ها عقب نشینی می کرد.

از روز بعد از سرنگونی صدام مشخص بود پرونده مجاهدین خلق هم بسته شده است، ولی چیزی که رجوی نمی خواست قبول کند این بود که دیگر عراق جای ماندن نیست و باید همه خارج شوند و هر کس به دنبال سرنوشت خودش برود.

بالاخره همه به آلبانی آمدند. رجوی نمی خواست به هیچ عنوان سایه اش را از سر نفراتی که به اسارت گرفته بود کم کند. با فشار و دروغ تلاش می کرد و می کند که نفرات را نگاه دارد و تا می تواند از حربه مستمری ماهیانه استفاده می کند. اما باز هم نتوانسته است جلوی ریزش نیروی مستمر را بگیرد.

سوال منطقی از مریم رجوی این است که آیا ارزش آنرا دارد؟ البته مریم رجوی و ایضا مسعود هرگز اهل منطق نبوده اند و بر اساس تمایلات کودکانه شان عمل می کنند.

چرا رجوی جلوی انتخاب آزاد افراد را برای زندگی خودشان می گیرد؟ چرا اینقدر از ارتباط فرد با دنیای بیرون و ارتباط با خانواده خودش هراس و وحشت دارد؟

چرا اساسی ترین حقوقی انسان را در خصوص اعضای فرقه اش رعایت نمی کند؟ چرا دم از آزادی می زند اما نفرات خودش را اسیر و گروگان گرفته است؟

ولی مریم خودش گفت که آلبانی دیگر عراق نیست. رجوی زیر چتر حمایت صدام حسین هر بلائی خواست سر نفرات آورد و اجازه نداد کسی جدا شود. صدام سقوط کرد و از آن زمان فرقه رجوی در سراشیب سقوط افتاد. اینجا تیرانا نقطه پایان فرقه است. دیگر نمی شود با دروغ و نیرنگ هم افراد را ترساند و حفظ کرد.

حال رجوی هر چقدر هم می خواهی باز دروغ بگو و جلوی جداشدن افراد را با هزار فشار و فریب بگیر، ولی باور کن فرقه ات به نقطه پایان رسیده است.

با امید به اینکه تمامی اسیران فرقه رجوی پا به دنیای آزاد بگذارند.

نجات یافته از فرقه رجوی در آلبانی
محمدعلی قدرتی

باز تحلیل “جرقه و جنگ” رجوی

اکبر حسنی (مستعار)
لینک به منبع

ارباب رجوی به خلیج‌ فارس گفته خلیج عربی و همچنین گفته ۸۰ میلیون ایرانی تروریست هستند و ظاهرا بحث در جهان بالا گرفته است.

اما رجوی به این کارها کاری نداره و دوباره رفته بالای چهارپایه و گفته که “جرقه و جنگ” در راهه و آمریکا به ایران حمله می کنه و بعد ما میریم به تهران. البته روش نمیشه بگه که نهایتا میشیم زائده ارتش آمریکا درست مثل ارتش خصوصی صدام.

باز خدا میدونه چقدر بحث و فحص و دوباره کله پزی بخواد راه بندازه که آقا رفتیم برای گرفتن حکومت ایران. باز هی حرافی و حرفای حوصله سربر. طرف خیال میکنه همون جایگاه قبلی رو توی ذهن ها داره. رجوی یادش رفته که نفرات روز روشن در همان لیبرتی توی محفل های خصوصی خودشون، او و مریم رو مسخره می کردند.

بعد خیال میکنه الان دیگه کسی به مزخرفاتش گوش میده. نخیر اوضاع عوض شده.

البته این آش دست ‌پخت خودشه. از بس دروغ به خورد نفرات داد، از بس پاچه نفرات رو به بهانه‌های مختلف گاز گرفت، از بس پا روی گلوی نفرات گذاشت، ولی به نور چشمی ها نازکتر از گل نگفت، حالا به همون نورچشمی ها که توی اروپا و آمریکا عکس یادگاری میگیرن بگوید بیان نیروی زمینی ارتش پوشالی اش بشن، بشرطی که بتونه این دفعه هم با حرفای صد من یک غازش سرشون رو شیره بماله.

حتما باز نشست پشت نشست، پروژه خونی پشت پروژه خونی، که این دفعه میرویم که نفرات باید پروژه بخونن که البته مزخرفات رجوی را به اندازه یک پاپاسی قبول ندارند.

مگر پروژه خوانی غیر از این حرفاست؟

پس رجوی ببین، بغیر از اینکه اربابانت تو را فرستاده اند به باتلاق آلبانی، از درون هم پوسیدی، پس میشه بگی چرا الکی دست و پای بیهوده میزنی، و بچه‌های مردم رو علاف خودت کردی؟ باز چند وقت میخوای نفرات رو بازی بدی؟ ولی باور کن همه چیز تموم شده.

البته خودت این بازی با خون رو به اینجا رسوندی که دیگه برای حرفات پشیزه ارزش قائل نباشند. بازم امتحان کن ببین آخرش چی میشه.

گرچه برای همه پر واضحه که کار فرقه تموم شده ولی نمیدونم چرا توی گوش خودت نمیره . به قول معروف “صورتت رو با آب مرده شورخانه شستن از بس که پررو و بی چشم و رویی.

آخرش به همین زودی ها به جای اینکه صورتت رو با آب مرده شور خانه بشورن خودتو رو میشورند یا شاید هم تابحال همین کار را کردن. گرچه برای شستن و پاک کردن تو آب هفت دریا هم کمه، از بس که دستات آغشته به خونه.

اکبر حسنی اسیر آزاد شده از فرقه رجوی در آلبانی

(پایان)

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید