احسان بیدی:هشدار! مزدور تحت تعقیب مسعود رجوی، در تدارک فاجعه انسانی دیگر…

0
361

این خطر هست که مسعودرجوی باز با طرح و اجرای یک حمله موشکی یا مشابه دیگرعلیه بی پناهان کمپ لیبرتی بخواهد مثل گذشته هم صحنه آرام و فضای مذاکره و عبور از خشونت را بهم بزند و هم البته باز تعداد دیگری از ناراضیان را تحت نام “حمله دشمن” به قتل برساند. یادمان نرود که تعدادی از نفراتی که اخیرا از لیبرتی فرار کرده و به نیروهای عراقی پناهنده شده اند میگویند خشم در درون کمپ لیبرتی به نهایت خود رسیده و اعضا و اسرای فرقه فریادشان بلند است که چرا نفرات اعزامی به آلبانی “دستچین” شده و “از ما بهترون” ها هستند و چرا و چرا.

هشدار! مزدور تحت تعقیب مسعود رجوی، در تدارک فاجعه انسانی دیگر. دوستانمان در لیبرتی در خطرند.
احسان بیدی ــ 01.04.2015   سلام خدمت تک به تک کسانیکه این نوشته را میخوانند و سال نوهمگی شما مبارک باشد.
همه ما می دانیم که الان نمایندگان ایران با نمایندگان دیگر کشورهای قدرتمند جهان در حال مذاکره هستند و میخواهند با یک تفاهم و توافقی بقولی با هم کنار بیایند.توافقی که شاید به نفع مردم ایران باشد و شاید هم با توجه به سیاستهای نیروی حاکم برایران نه. نمیدانم راستش و در حال حاضر صورت مسئله ام و حرف اصلی ام و درد عاجلم هم این نیست. پاسخ به سوال را واگذار میکنم به تاریخ که در آینده روشن کند.
و اما درد عاجلم و صورت مسئله ام.
شما بهتر از من مسعود رجوی و مریم رجوی را میشناسید و الان با توجه به اتفاقاتی که دراین چند ماه رخ داده و با توجه به پیشرفتهای سیاسی درمنطقه و بخصوص در عرا ق و آرامش نسبی ای که دارد به عراق برمیگردد و با توجه به اینکه همسو بودن مسعود رجوی با نیروهای ضد مردمی در عراق و سوریه روز به روز بیشتر و عریان ترمشخص شده، واضح است که این روزها مسعود رجوی میداند و به خود میلرزد که اگر این توافق درهرصورتی و شکل و ترکیبی که به سرانجام برسد، خارج از خوب یا بد بودنش برای مردم، یک پیام مشخص برای شخص رجوی دارد و آن هم فاتحه نهایی دستگاه جنایتکار فرقه مجاهدین خلق و جمع شدن بقایای سازمان گروگانگیر رجوی در کمپ لیبرتی عراق است.
اگراوضاع بر همین روال پیش برود و اگر دولت کنونی عراق و مردم کشور بتوانند برنیروهای ضد میهنی خودشان غلبه کرده آرامش وثباتی نسبی را به عراق و در نتیجه به فضای سیاسی آن برگردانند، این یعنی نزدیک شدن و رسیدن روز حسابرسی از مسعود رجوی توسط مردم ظلم دیده و قربانیان جنایات او در عراق. و از انجاییکه مسعود رجوی، این نابغه دهر، در این سالها همه پل های پیش رو و همه پلهای پشت سرش را یکجا خراب کرده، بخوبی میداند که هر گونه حضور خودش و یا حضور فرقه و سازمانش با آن دستهای خونین در عراقی با ثبات برایش بسیار خطرناک است.
بیایید برگردیم به عقب. درگیری های ششم و هفتم مرداد را بیاد بیاورید و زمانی را که رجوی در بحران سیاسی عراق گیر کرده بود و دست داشتنش در ایجاد نارآرامی ها در عراق آن روز افشا شده بود و البته و از طرف دیگر فشار اربابانش که دستور سنگ اندازی در کار دولت سابق و شخص مالکی را داده بودند و زمانی را که بیشترین سعی در دامن زدن به هرج و مرج را داشت و بالاخره بیاد بیاورید سنگ اندازی ها در راه مسالمت آمیز حل مسئله کمپ اشرف توسط سازمان ملل را و کشاندن دولت منتخب عراق به موضع درگیری و جلو فرستادن گروگانهای کمپ اشرف به قصد ریختن خون سربازان عراقی و اعضای گروگان گرفته شده در سازمان و … فقط برای درست کردن پیراهن عثمان و هدیه دادن به اربابان جدیدش در واشنگتن و تلاویو و … و …
و درادامه باز یادمان می آید که حتی دخالتهای ارگانهای بین المللی و نیروهای امریکای هم نتوانست این تنش ها را خاموش کند و حتی به خوبی یادم میاید که آن زمان دولت امریکا از مالکی التزامهای گرفته بود و عراق و دیگر دست اندرکاران داشتند به آن التزامها و راه حل ها عمل میکرند ولی مسعود رجوی در منتهای شنائت و دناعت تهیه یک حمله و یک کشتار دیگر را داد و آنهم حمله موشکی والبته اینبار با کاتیوشا بود که برای تک به تک ساکنین اشرف درآنموقع به وضوع روشن بود که این کار خود مسعود رجوی بود ولا غیر.
برنامه ای که بوضوح از قبل تهیه عملیات آن را دیده بودند و ساعتهای متوالی نشست و مانور و تا جایی که از روزها قبل حتی برنامه های روزمره قرارگاه را برای این کار تغییر داده بودند و آمادگی ها و …
بوضوح بیاد دارم فرمانده های نظامی سازمان را که از قبل محل اثابت موشک ها را میدانستند و آن اماکن را تخلیه کرده بودند تا خسارتی به اموالشان وارد نشود و در عوض چند نفری از ناراضیان را مستقر کرده بودند که کشته و زخمی شوند.
بماند……….
وهمه شما باز به خوبی بیاد دارید که مسعود رجوی برای اثبات مزدوری خودش و اینکه باز خون بگیرد تا زمان بخرد و تا برای هزارمین بار گوش به فرمان بودن و نوکری و کاسه لیسی خودش را به اربابانش به اثبات برساند، با توجه به دخالتهای مثبت و راهگشای سازمان ملل و دیگر ارگانها و برای متوقف کردن آنها بار دیگر چنگ و دندان برای سران دولت سابق عراق نشان داد و کاررا به آنجا کشاند که ۱۹ فروردین را خلق کرد و درپی آن رسوایی سیاسی و تشکیلاتی ای که دامنگیرش شد. بله. مسعود رجوی این دیو اشرف کاری جزاین نداشته و ندارد و میبایست خون میگرفت و خون میخورد و درآن سوی جهان مریم رجوی رذل، بزدل، فراری، میبایست کلکسیون قاب عکسهای خودش را تکمیل تر میکرد …….
و باز بماند….
یاد کسانیکه در ۱۹فروردین رفتن بخیر
یاد دوستانمان بخیر
وباز همه شما به خوبی بیاد دارید که چگونه مسعود رجوی در باتلاقی که خودش درست کرده بود دست و پا میزد و آن روزها همه نفرات چه در داخل تشکیلات و چه در بیرون از آن به عمق ماهیت دیوانگی و مالیخولیایی این پیرمرد بی حیا و پر مدعا پی برده بودند. و باز فاجعه ای دیگر و باز مسعود رجوی و باز این بار هم هیچ توجیهی برای به کشته دادن نفرات در ۱۹ فروردین نداشت و پاسخگو نبود و دولت عراق در مقابل سازمان ملل، دول خارجی، مردم عراق و مطبوعات و … تبرعه شد و رجوی محکوم و همه اینها به قیمت جان نفرات.
و باز طولی نکشید که مسعود رجوی برای این که اذهان اعضای فرقه را فریب دهد و برای این که پاسخگوی سقوط و شکست اشرفش یعنی همان مرزسرخ و تمامیت وجودیش نباشد و برای این که پاسخگوی سوال مجامع بین اللی نباشد که پس چه شد؟ و چرا؟ و البته برای این که کیسه خالی اش را در جلوی ولینعمتانش و اربابانش و افسار بدستانش پر نشان دهد و در ورای همه اینها از آنجایی که دولت وقت عراق هشدار داد که ملزم به انجام وظیفه قانونی است و ملزم به تخلیه بقیه کمپ است. بله به دلیل تمامی این مسائل مسعود رجوی داستان آن شهریور خونین را خلق کرد و برای صدمین بار دست به تصفیه حساب خونین درونی زد و باز کشتار ناراضیان و البته برای من، برای شما و برای ما مشخص و واضح بود.
وباز بماند…
دوستان و خوانندگان عزیز. درتمامی این کشتارها مسعودرجوی قبل از وقوع هر یک از این جنایات خودش رسما درسایتهای خودش این خبررا اعلام کرده و در اطلاعیه های احمقانه و بغایت مشمئز کننده ای که صادر می کرد با نام بردن از بالاترین سطوح کشورهای ایران، عراق و بعضا دیگر کشورها مدعی میشد که همه جهان خارج از ذهنش در عراق دچار بحران شده اند و این را به خودش ربط میداد و این که در نتیجه قصد دارند به اشرف و یا لیبرتی حمله کند و جالب اینجا بود که بعد از کمتراز یک ماه و شاید یک هفته این حملات بوقوع پیوستند. رجوی هیچوقت حاضر نشد که توضیح دهد این اطلاعیه های بی ربطش چه ربطی به شقیقه سازمان و کمپ و وضعیت اسفبار بیماران و کهنسالان و درماندگان گرفتار و گروگان در عراق دارد و بمباران کمپ چه بحرانی را از چه کسی به غیر از شخص خود رجوی حل می کند!
و الان دوستان من. چرا این خاطرات را بازمیگویم؟ میگویم که هشدار بدهم. میگویم که اخطار داده باشم. میگویم که مبادا گروه دیگری جان بر سر راه زیاده خواهی ها و بیماری ها و نفس مالیخولیای و عصبی رجوی و زنش بگذارند.
دوستان من. گویا باز وحی جدیدی بر مسعود رجوی نازل شده. باز مدعی است که شخص خامنه ای میخواهد با موشک به کمپ ترانزیت لیبرتی حمله کند.
میدانم که دیگر حنای مسعودرجوی رنگی ندارد. نه برای من، نه برای شما و نه برای گرفتاران در کمپ لیبرتی. ولی چه کنند؟ و چه کنیم؟
این تهدید جدی است وهمه شما بهتر از من ازشرایطی که پیش رو داریم یک تحلیل جامع دارید….
وبی شک این فقط یک حرف نیست که الان بصورتی برنامه ریزی شده در تمامی سایتهای سازمان تکرار میشود.
با توجه به شکست حزب ها و افرادی که دوستان و یاران غار مسعود رجوی در عراق بودند.
وبا توجه به اینکه با نیروهای ضد مردمی دست دردست بوده و هست و این نیروها در حال پاک شدن از صحنه عراق هستند.
و ازآنجایی که روند خروج الباقی نفرات از لیبرتی به کشورهای دیگر بدون این که به کسی آسیب برسد به جریان افتاده. و از آنجایی که رجوی در سری های قبلی تعدادی از مزدورانش را با نام مستعار (مدارک افراد و گروگانهای دیگر) به آلبانی فرستاده و اگر پای نفرات اصلی به آلبانی برسد گند تمام این کارهایش در می آید
و با توجه به توافقی که قرار است صورت بگیرد.
و با توجه به ثبات نسبی در عراق.
وبا توجه به اینکه الان مردم عراق خشمی عمیق از شخص مسعودرجوی در دل دارند.
و بسیار دلایل منطقی دیگر.
این خطر هست که مسعودرجوی باز با طرح و اجرای یک حمله موشکی یا مشابه دیگرعلیه بی پناهان کمپ لیبرتی بخواهد مثل گذشته هم صحنه آرام و فضای مذاکره و عبور از خشونت را بهم بزند و هم البته باز تعداد دیگری از ناراضیان را تحت نام “حمله دشمن” به قتل برساند.
یادمان نرود که تعدادی از نفراتی که اخیرا از لیبرتی فرار کرده و به نیروهای عراقی پناهنده شده اند میگویند خشم در درون کمپ لیبرتی به نهایت خود رسیده و اعضا و اسرای فرقه فریادشان بلند است که چرا نفرات اعزامی به آلبانی “دستچین” شده و “از ما بهترون” ها هستند و چرا و چرا.
باز بماند….
تقاضای من از تک تک شما دوستان این است که تا حد امکاناتتان و به هر طریق که میدانید این دسیسه جدید را برای افکار عمومی و بالاخص برای مسئولین سازمان های مربوطه از جمله سازمان ملل و دولت عراق و سازمان های حقوق بشری افشا کنید تا شاید تاثیری داشته باشد و شاید جلوی وقوع یک فاجعه دیگر توسط رجوی را گرفته باشیم.
به امید رهایی همه اسرا از چنگالهای خونین مزدوران مسعود رجوی و مریم رجوی
احسان بیدی
تیرانا، آلبانیا.
(پایان)

منبع : ایران اینترلینک

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید