محمد رضا روحانی: آى دزد آی دزد – ۵ ادبیات امنیتى

0
195

کمسیون بى صاحب ضد امنیت وترور شورا که معلوم نیست چرا و چگونه به اسرار یک ملاقات خصوصى رهبرى عقیدتى دست پیدا کرده هم دروغ مى گوید و هم فراموشکار است خوشبختانه من نیازى ندارم که سندى آرائه کنم خودشان زحمت لازم را کشیده اند . مى نویسند روحانى در دیدار خصوصى « در خواست کمک مالى …» کرد. همه مى دانیم که استالین به بریا ، هیتلر به گوبلز ، خمینى به ریشهرى، خامنه اى به فلاحیان وشاه به نصیرى صورت جلسه ملاقات خصوصى خود را نمى داد . پس چطور شد کمیسیون پنهان شده ضد امنیت وتروریزم شورا به گنجینه خصوصى رهبر نقب مى زند؟

آى دزد آی دزد -۵
ادبیات امنیتى
محمدرضا روحانی ـــ 24 فوریه 2015  کمیسیون ضد امنیت وتروریزم شورا با زبانى که شایسته تقلید از رهبر عقیدتى است در باره نگارنده ابراز مرحمت ادیبانه فرموده و نوشته اند که « مستمراً در دستگاه شاه وشیخ ،علاوه بر مسؤول شورا با سخیف ترین الفاظ پاچه دو نفر را به دندان گرفته است یکى نماینده سازمان چریکهاى فدائی خلق ایران در شورا (رفیق مهدى سامع ) و دیگرى نماینده سازمان مجاهدین خلق ایران ( برادر مهدى ابریشمجى…»
آن موجود مفقود الاثرى که جرات ندارد نام خود را زیر نوشته اش بگذارد، مخفى، غیرعلنى، پنهانى، زیر زمینى، غایب و قایم است مى تواند مطمئن باشد که در شان خود نمى دانم تا پاسخ او را به سبک مورد پسند مقامات عالیه اى که او را به مراتب شامخ رسانده اند بدهم . به ما آموختند که ادب از که آموختى از بى ادبان . نتیجه آنکه جواب ایشان دادن خموشى است . شهید بلخى معاصر وممدوح رودکى که از حکیمان بزرگ خراسان بود سروده است که
با ادب را ادب سپاه بس است بى ادب با هزار کس تنهاست
البته وقتى طرف صحبت اصلى ما آقاى مسعود رجوى است موجبات خشم پیروان و مقلدین او فراهم مى شود. آنان ناچارند به نیابت مخاطب ما وظایفى را انجام دهند . این البته ناشى از قصور و تقصیر کسى نیست بلکه نتیجه مستقیم انتخاب خود آنان است که گفته اند .
اتکاى تو بر چماق امیر بیش باشد که بر خداى کبیر
نگارنده نا سوتى است اما نا گزیر به مقلدین مقام معظم رهبر عقیدتى که لابد لاهوتى هستند و از بام تا شام مشغول سازماندهى زندانیان جان بدر برده از جنگ خمینى علیه یکدیگرند تا همبستکى ملى را در عالیترین وجوه آن به نمایش بگذارند، توصیه مى کند جرآت کنند و از مقامات عالیه استدعا کنند که چون ایشان مخترع اسلام ناب مدرنى براى استقرار جامعه بى طبقه توحیدى هستند بد نیست گاهى به کتاب آسمانى خود عنایتى داشته باشد و بخوانند که ً فمن یعمل ذره خیراً یره ومن یعمل مثقال شریره ً و پس هر کس ذره اى نیکى کند نتیجه آن را خواهد دید و کسى که ذره اى بدى کند نتیجه آنرا مى بیند و البته
از مکافات عمل غافل مشو. گندم از گندم بروید جو ز جو
ماهى مسکوف
کمسیون ضد امنیت شورا آنگاه سر از جلسات خصوصى رهبر عقیدتى در مى آورد . آدم یاد شنود گذاشتن در کتابخانه ولى فقیه ، خانه رفسنجانى و اطاق خواب وزیر احمدى نژاد مى افتد. معلوم است اخبار ٢٢ سال قبل را مى توان دستکارى کرد و به کار برد و هنوز به درد پرونده سازى مى خورد که نگارنده « در تابستان ٧٢ بطور جداگانه و انفرادى در دیدار خصوصى با مسؤول شورا ….» مطالبى را عنوان مى کنند. خبر ملاقات ما دو نفر دروغ نیست . آقاى رجوى مسؤول شورا مرا براى صرف نهار دعوت کرد . نهار بسیار مطبوعى خوردیم . آقاى رجوى گفتند
– آقا رضا شما شمالى هستید امروز نهار ماهى دجله و فرات را خواهى خورد.
– اجداد من از این نعمت بهره برده اند و امروز نوبت من است
– شما مگر عراقى هستید؟
– نه آنوقت که عراق متولد نشده بود اجداد مازندرانى من در نجف درس مى خواندند . مادر بزرگ پدرى من معلم زبان فارسى در حرمسراى حاکم ولایت بود. در دربار عثمانى و نزد کارمندان عالیرتبه آنان فارسى دانستن وسیله فخر فروشى بود . راستى نام این ماهى چیست ؟
– مسکوف . بعد نهار خوردیم . واقعاً نهار و ماهى لذیذى بود . امیدوارم آن گرسنگانی که چشم به رهبر عقیدتى داشتند و دارند تا از محل «خون شهدا» نان و نمک رهبرى را بخورند و از آن محروم مانده اند، آقای رجوى را نفرین نکنند.
قرار داد وام
حافظه آقای رجوى خوب بود با این همه محورهاى صحبت خود را روى یک یاد داشت نوشته بودند . من از این نظم بسیار خوشحال شدم . راجع به مشکلات فراوان حضور «یک مشت دانشجو که زندان و بعد تشکیلات را دیده اند ….» در اروپا واین که آقاى. ه- م -د که «جاى دکتر کاظم و برادر بزرگ من هستند قول دادند به آنها همه چیز از لباس پوشیدن تا غذا خوردن را بیاموزد تا این « کادرها» بتوانند با مردم معاشرت کنند صحبت کرد و از من خواست که دست از لجبازى بکشم . به فکر ادامه کار در شرکت خانوادگى خود نباشم دفتر و دستک را جمع کنم . چون قاتل بختیار پس از کشتن او مستقیماً به ساختمان محل سکونت من آمد و دو سه طبقه پایین تر از آپارتمان من مخفى شد. و اینکه براى من و آقاى ه-م-د حداقل ۵ نفر باید شبانه روز مراقب باشند سخن گفت و تعهد به اینکه «یک لقمه نان داریم با هم مى خوریم» و«شما متعلق به زن و بچه و خودتان نیستید . مقاومت به شما نیاز دارد». «چند تا حقوقدان مثل شما داریم» و گفت و گفت و گفت تا بالاخره من با قید اینکه من از دبیرخانه شورا وام مى گیرم و هر وقت داشتم مسترد مى کنم پذیرفتم . قبل از این من مدت کوتاهى به کار مشاوره حقوقى پرداختم بعد به ترتیب در روزنامه فروشى، رختشویی ، لباس فروشى و عمده فروشى کار دستى و بالاخره مدیریت دو شرکت کار کردم. کسب و کار را معلق کرده بودم بس از موافقت شرکا آنرا تعطیل کردم.
اداى دین
ایام تبعید از اجازه نامه استثنائی کار که کانون وکلاى دادگسترى پاریس با توجه به سوابق کار من در ایران صادر کرده بود استفاده نکردم . تمام مراجعه کنندکان من پناهندگان بی‌پناهی بودند که نانى بر سفره نداشتند . طى سى وسه سال گذشته این افتخار را داشتم که هر وقت ، هر کس، از هر خانواده سیاسى از من کارى خواست به ویژه در أمور پناهندگی به رایگان و البته با کمال خوشحالى اداى دین کردم . در امور اختلاف مالک ومستاجر ، ارث، وصیت ، اختلافات خانوادگى ، مشکلات تجارتى ، ازدواج، طلاق، در خواست کمکهاى اجتماعی ، بیمه بیکارى تا جایى که مى دانستم آرائه خدمت کردم. البته در این بین «برادران وخواهران» جاى ویژه خود را داشتند. بى هیج تعارف وتکلفى از بام تا شام ، وقت وبى وقت مراجعه مى کردند. در همین جا به همه آنان اطمینان مى دهم که خشونت غیر انسانى رهبر وحواریون او نمى تواند مرا به شکستن سوگند حرفه اى وا دارد. اسرار آنها را با خود به خاک خواهم برد .
هم فراموشکارى هم دروغگویى
کمسیون بى صاحب ضد امنیت وترور شورا که معلوم نیست چرا و چگونه به اسرار یک ملاقات خصوصى رهبرى عقیدتى دست پیدا کرده هم دروغ مى گوید و هم فراموشکار است خوشبختانه من نیازى ندارم که سندى آرائه کنم خودشان زحمت لازم را کشیده اند .
مى نویسند روحانى در دیدار خصوصى « در خواست کمک مالى …» کرد. همه مى دانیم که استالین به بریا ، هیتلر به گوبلز ، خمینى به ریشهرى، خامنه اى به فلاحیان وشاه به نصیرى صورت جلسه ملاقات خصوصى خود را نمى داد . پس چطور شد کمیسیون پنهان شده ضد امنیت وتروریزم شورا به گنجینه خصوصى رهبر نقب مى زند؟
حالا فکر کنیم این خبر را کمیسیون ضد امنیت و ترور شورا جعل نکرده است در این صورت باید پرسید که آخرین سند پیوست دهها قبض را چرا آرائه دادند؟ در آن سند مى خوانیم که روحانى به خط خود نوشته که « به عنوان وام از دفتر شورا در باریس دریافت کردم با این شرط که هر وقت امکان باز پرداخت آنرا یافتم وام دریافتى را مسترد نمایم . اگر قبل از اداى دین اجل به سراغم آمد و ماترکى هم در کار بود وراث این تعهد را از محل ان انجام دهند …»
در جلسه خصوصى مسئول شورا با ذکر قتل شهید کاظم رجوى ، شهید دکتر بختیار وووو موارد گوناگون دیگر مرا به حفظ جانم تشویق مى کرد تا دست از خانه وکسب کار بکشم وبه عنوان یک کادر حرفه اى تمام وقت بروم به اور و در بنگالها زندگى کنم . دبیر خانه شورا براى فراهم آمدن امکان فعالیت به من وام بدهد .
بیست ویکسال ونیم در مجله شورا، نشریه مجاهد، ایران زمین، وهمبستکى، رادیو و صدا وسیماى آزادى در امریکا واروپا و آسیا ۳۶۵ روز و۲۴ ساعته در حد لیاقت ، وجدان و دانش خود کار کردم. قریب دو هزار صفحه تحقیقات حقوقى مقالات، گزارشها، مصاحبه ها، سخنرانى ها ، همراه صد ها ساعت برنامه هاى رادیویى و تلویزیونى در باره مسائل اجتماعى،سیاسى، اقتصادى وحقوقى ایران بخشى از اداى دین من است نسبت به وجدان خود ، انسانیت وملت ایران ، قرار این بود که «هر یک از ما ( چه فرد یا گروه ) تا کجا بخواهد و بتواند به این همکارى در چهارچوب موجود ادامه دهد بر عهده تصمیم خود مختارانه خوداوست ….»
(مسعود رجوى شورا شماره یک آبان ۱۳۶۳صفحه۲ )
حالا مسؤول شورا یا مسؤول بى نام ونشان کمیسیون ضد امنیت وتروریزم براى فرار از مشکلات موجود به هر کارى دست مى زند تا گرد وخاک کند . ومردم بدانید «استعفاى ما آزمایش انهاست »
http://www.pezhvakeiran.com/maghaleh-53130.html
آقاى تهیه کننده فراخوان یادت باشد که تنها یک راه نجات وجود دارد هر چند مى دانم که قلم کشان بسیجى ولباس شخصى را به میدان هرزه درایى خواهى فرستاد اما باز هم آرزو مى کنم که به سروده « حجت زمین خراسان » ناصرابن خسرو قبادیانى گوش فرا دهى که قریب ۹۵۰ سال قبل سرود :
نکوهش مکن چرح نیلوفرى را. برون کن ز سر باد خیره سرى را
محمدرضا روحانی
۴ – اسفند ۱۳۹۳ و ادامه دارد
منبع:پژواک ایران

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید