رحمان محمدیان

خاطرات رحمان محمدیان از اسارت در زندان های صدام حسین و رجوی قسمت ششم

من تلاش کردم که به آنها کمی آرامش بدهم و گفتم اینطور که می گویند نیست و عراق نمی تواند از پل عبور کند...

خاطرات رحمان محمدیان از اسارت در زندان های صدام حسین و رجوی ـ قسمت پنجم

کمی از غروب گذشته بود که ما به اندیمشک رسیدیم و چند ساعتی تخلیه تانکها و تجهیزات وقت برد ولی ما که پیاده بودیم...

رحمان محمدیان: “سخنگوی مرحوم” بعد از ایران و عراق، دستور تشکیل کانونهای شورشی در لبنان را هم داد

حالااما هذیانهای جدید این باصطلاح سخنگوجای تامل دارد و البته فرافکنی هم زیاد دارد. چطور؟ اول؛  مثالهای شیرین فارسی با این مصداق که: - یارو...

خاطرات عبدالرحمان محمدیان از اسارت در زندان های صدام حسین و مسعود رجوی قسمت دوم

قضیه این بود که دوستمان که دوران دانشجویی در تبریز با کمک دوستانش جزوه ای تحت عنوان «حاشیه نشینان شهر تبریز» نوشته و منتشرکرده بودند که...

خاطرات رحمان محمدیان از اسارت در زندان های صدام حسین و مسعود رجوی ـ مقدمه، موش کتاب خور

مقداری از خاطرات جبهه و جنگ در هنگام اسارت بدست نیروهای عراقی افتاد و یا در سنگرجبهه باقی ماند که اصلا بعد از اسارت...

رحمان محمدیان:بازهم کوه موش زایید ! جیغ بنفش فرقه رجوی از گزارش بی بی سی

توجه داشته باشید که جملات کوتاه و بافاصله است و هیچکدام وصل به بعدی نیست ولی رجوی که خود را در زمینه کتابت و...

خاطرات رحمان محمدیان از مهرماه در فرقه رجوی ـ سیمرغ خانم و خروسش

القصه، 26 مهر روز مبارک و عروج مریم خانم و یا بقول خودشان مریم رهایی را هر ساله جشن می گرفتند و خدا می...

رحمان محمدیان : باز هم دروغ و خیانت، شعارهای مضحک رجوی در نیویورک

شعارها و خواسته های آنان بود که فارغ از اینکه اصلا بعضی از اینها شدنی هست یا نه، چقدر مضحک بود ! کرسی ایران...