علی هاجری: شهریور خونین 92 و اهداف مسعود رجوی

0
333

 رجوی دو هدف را دنبال میکرد . هدف اول این بود که اگر به هر دلیل اتفاقی در عراق افتاد اشرف را از دست ندهد و بقول خودش به کانون استراتژیک نبرد  برگردد،  به این منظور که حکومتی مثل ایاد علاوی و خلاصه کسی که با رژیم ایران سر سازگاری نداشته و مایل به بودن مجاهدین در عراق است بعنوان کارت علیه رژیم . هدف دوم از آنجایی که رجوی خوب میدانست بخصوص از سال( ۱۳۸۸) که دولت عراق تا سال (۱۳۹۰) دوبار به ساکنان اشرف حمله کرد پس الان هم به این تعداد ممکن است حمله کند به همین منظور برای استفاده سیاسی میخواست از این افراد به عنوان طعمه استفاده کند . در سال( ۱۳۹۱) چند بار به لیبرتی حمله راکتی شد و همچنین در سال (۱۳۹۲) رجوی قبل از  کشتار اشرف در دهم شهریور ۱۳۹۲ گفت عجیب است که چرا حمله روی لیبرتی متمرکز شده در صورتیکه براحتی میشود به اشرف حمله کرد رجوی چرا این حرف را زد حتما بر اساس شواهدی بوده و یا اینکه خبر داشته است ولی بروز نمیداده و میخواسته رد گم کند . بعد از قتل عام در اشرف و برای فریب کاری سازمان مجاهدین مدعی شد که نیروهای عراقی سر سپرده مالکی و رژیم ایران چندین بار از بالای خاکریز محل استقرار مجاهدین را شناسایی کرده اند و همچنین آب و برق اشرف را قطع کرده اند . اگر اینچنین بوده است که بنظر من بوده چرا رجوی از سازمان ملل و نیروهای آمریکایی کمک نگرفت که این تعداد نیرو را از اشرف خارج کند و به لیبرتی منتقل کند ؟

شهریور خونین 92 و  اهداف مسعود رجوی

علی هاجری، تیرانا ـ سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ 14.09.2020

لینک به منبع

Ashraf_Iraqi_Police-Rajavi 260-410

ده سال پس از سقوط دولت عراق فرقه رجوی کماکان مصر بود که در عراق بماند لذا چندین بار درگیریهای خونینی بین دولت عراق از یکطرف و طرف دیگر فرقه مجاهدین ، که در همین راستا تعداد زیادی کشته و مجروح شدند تا اینکه دولت وقت آمریکا تصمیم به جابجایی فرقه از اشرف در استان دیالی به کمپ سابق آمریکاییها در کنار فرودگاه بغداد گرفت به اسم لیبرتی . عمده اعضای فرقه منتقل شدند ولی در حین جابجایی باز فرقه رجوی مانع تراشی کرد و باز تعدادی در اشرف بمدت صد روز ماندند و پس از صد روز آن تعداد را به لیبرتی منتقل کردند . رجوی نمیخواست اشرف را از دست بدهد لذا تصمیم گرفت حدود 100 نفر را در اشرف مستقر کند آنهم بعنوان حافظ اموال .رجوی در عراق به اندازه کافی قرارگاه و اموال بعد از اشغال عراق جا گذاشته بود و اموال اشرف یک هزارم آن نمیشد پس چرا تصمیم گرفت که 101 نفر را در اشرف مستقر کند؟

رجوی دو هدف را دنبال میکرد .هدف اول این بود که اگر به هر دلیل اتفاقی در عراق افتاد اشرف را از دست ندهد و بقول خودش به کانون استراتژیک نبرد  برگردد،  به این منظور که حکومتی مثل ایاد علاوی و خلاصه کسی که با رژیم ایران سر سازگاری نداشته و مایل به بودن مجاهدین در عراق است بعنوان کارت علیه رژیم .

هدف دوم از آنجایی که رجوی خوب میدانست بخصوص از سال( ۱۳۸۸) که دولت عراق تا سال (۱۳۹۰) دوبار به ساکنان اشرف حمله کرد پس الان هم به این تعداد ممکن است حمله کند به همین منظور برای استفاده سیاسی میخواست از این افراد به عنوان طعمه استفاده کند . در سال( ۱۳۹۱) چند بار به لیبرتی حمله راکتی شد و همچنین در سال (۱۳۹۲) رجوی قبل از  کشتار اشرف در دهم شهریور ۱۳۹۲ گفت عجیب است که چرا حمله روی لیبرتی متمرکز شده در صورتیکه براحتی میشود به اشرف حمله کرد رجوی چرا این حرف را زد حتما بر اساس شواهدی بوده و یا اینکه خبر داشته است ولی بروز نمیداده و میخواسته رد گم کند . بعد از قتل عام در اشرف و برای فریب کاری سازمان مجاهدین مدعی شد که نیروهای عراقی سر سپرده مالکی و رژیم ایران چندین بار از بالای خاکریز محل استقرار مجاهدین را شناسایی کرده اند و همچنین آب و برق اشرف را قطع کرده اند . اگر اینچنین بوده است که بنظر من بوده چرا رجوی از سازمان ملل و نیروهای آمریکایی کمک نگرفت که این تعداد نیرو را از اشرف خارج کند و به لیبرتی منتقل کند ؟

آیا جان انسانها از مشتی آهن پاره بی ارزش تر بود ؟ رجوی با اینکه میدانست ولی میخواست از خون این تعداد استفاده سیاسی را بکند لذا منتظر ماند و حرفی نزد تا واقعه ( ۱۰)  شهریور به واقعیت پیوست شاید که با ریخته شدن خون این تعداد به مقصود خود یعنی ماندن در عراق را مهر کند . رجوی خوب میدانست که خط خود را به چه شیوه پیش ببرد بعد از قتل عام دستور اعتصاب غذا را صادر کرد تا شاید از این نمد کلاهی برای خود  درست کند لذا تعداد زیادی را وارد این جهنم خود ساخته کرد و نزدیک به هشتاد روز همه را گرسنگی داد و بعضی را راهی بیمارستان کرد ولی در نهایت هیچ چیزی بدست نیاورد و مجبور شد تمام دستگاه شعبده بازی را جمع کند و بعد از مدتی شروع به پخش برنامه ایی با نام ارتش آزادیبخش ملی ایران افشا میکند را از تلویزیون خود پخش کرد که مثلا ما از این توطئه خبر داشتیم و یا اینکه اطلاعات ما از درون ایران بی نظیر بوده و هست . خب اگر حضرات اینقدر اطلاعات داشتید چرا از فاجعه جلو گیری نکردید و چرا باعث مرگ و ناپدید شدن حدود شصت نفر شدید . برای همه کسانی که در این فرقه بودند و هستند خوب واضح است که رجوی کلام اول و آخرش  این بود ما با دادن خون بالا میرویم و با جدا شدن افراد پایین میرویم ، بعد از گذشت حدود 7 سال ببینیم که این فرقه بعد از شهریور 92 و خونهای بعد از آن چقدر بالا کشیده ؟ آیا فرقه در عراق تثبیت شد ؟ آیا رجوی به خواسته خود رسید که دولت آمریکا را متقاعد کند که از عراق اخراج نشود ؟ همه استدلال های رجوی پوچ از آب در آمد و بعد از واقعه اشرف و در پی آن موشک باران لیبرتی فرقه مجبور به فرار شد و از عراق اخراج شد و نام این فرار را هجرت بزرگ نامگذاری کردند و گفتند رژیم در روزهای عاشورا قصد داشته هزاران نفر را برای قتل عام مجاهدین راهی لیبرتی کند . بله همه این اتفاقات از سال (۱۳۸۸) تا آبان ۱۳۹۴ قابل پیشگیری بود ولی این رجوی بود که میخواست از خون اعضای خود تجارت کند شاید که بقول خودش در کنار مرز با دست خالی و روزی که خلق قهرمان ایران انقلاب کنند و فرش قرمز جلوی ارتش آزادیبخش ملی ایران بگسترند و مقدم رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت را گرامی بدارند.

///////////////////////////////////////////////

Ashraf_Iraqi_Police-Rajavi 260-410

موسی دامرودی: 10 شهریور 1392 و قربانیان توهم های رجوی برای رسیدن به قدرت

اگر به پروسه فرقه در زمان صدام حسین نگاهی کوتاه بیندازیم خواهیم دید که در آن زمان فرقه مجاهدین خلق حق کارهای سیاسی و نیرویی در عراق را نداشت و فقط در یک محدودهای که برایش تعیین کرده بودند فعالیت میکرد ولی بعد از سرنگونی دولت عراق و باز شدن فضای سیاسی و سو استفاده از موقعیت بدست آمده فرقه مجاهدین برای جذب نیروی جوان از ایران و عراق .تجمعات و کنسرتها که هیچ انطباقی با ماهیت آن نداشت در عراق برگزار میکرد و این در زمانی بود که نیروهای آمریکایی حفاظت و امنیت کمپ را عهده دار بودند و بعد از انتخابات در عراق همه موارد فوق برچیده شد و کسی حق ورود به اشرف و کار سیاسی و غیره را نداشت و دولت عراق گفت هرگونه همکاری با این گروه تروریستی ممنوع و عواقب خود را دارد ، از سال ۱۳۸۸ تا سال ۱۳۹۰ چندین رشته درگیری و تنشهایی که منجر به درگیری و کشته شدن نفرات فرقه. وجود داشت آنهم عمدتا مقصر سران فرقه بودند چون هر کدام از درگیریها قابل پیش بینی و پیشگیری بود ولی رجوی میگفت ما با دادن خون بالا میرویم و راهمان با خون باز می شود( آری باید به این احمق گفت که با خون بیگناهان خودتان که در میروید مرگ خوب است ولی برای همسایه) .و در همین راستا 101 نفر را هم بقول رجوی حافظ اموال و یکان فدایی ۳۱۳ در کمپ اشرف نگهداشت با وجود اینکه میدانست خطر قتل عام هست؟؟؟

10 شهریور 1392 و قربانیان توهم های رجوی برای رسیدن به قدرت 

موسی دامرودی، تیرانا ـ سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ 08.09.2020

Albania-Musa Damroudi-5-260-410

بعد از هر درگیری شروع به حساب و کتاب میکرد که ما در زمان حکومت صدام حسین اینقدر در سال کشته میدادیم و الان خیلی کمترشده است .مثل بقالی که حساب یک ریال ده شاهی میکرد رجوی هم میگفت مثلا در آن زمان ما سالیانه 3/2 دهم کشته میدادیم و به این شکل میخواست تحلیل های کشکی خودش را توجیه و لاپوشانی کند … رجوی با حرافی نفرات باقی مانده در اشرف را یگان فدایی 313 مینامید اینطوری خودش گرای اشرف را داد گفت چرا بجای زدن لیبرتی اشرف را با افراد کم هدف قرار نمیدهند آیا این حرف تصادفی بود خیر چون رجوی مستمر دنبال تنش آفرینی بود …

شهریور ماه ۱۳۹۲ جنایتی که رجوی در حق بازماندهای اشرف کرد!؟

بعد از روی کار آمدن ائتلاف شیعه در عراق و شکست پروژه های فرقه مجاهدین در عراق دولت وقت عراق خواهان رعایت فرقه از قوانین جدید عراق شد ولی کماکان فرقه مجاهدین در رویای زمامداری صدام حسین سیر میکرد و میخواست مثل دولت قبلی عراق استقلال عمل کامل داشته باشد یعنی آزادانه به هر جا خواست برود ۰

اگر به پروسه فرقه در زمان صدام حسین نگاهی کوتاه بیندازیم خواهیم دید که در آن زمان فرقه مجاهدین خلق حق کارهای سیاسی و نیرویی در عراق را نداشت و فقط در یک محدودهای که برایش تعیین کرده بودند فعالیت میکرد ولی بعد از سرنگونی دولت عراق و باز شدن فضای سیاسی و سو استفاده از موقعیت بدست آمده فرقه مجاهدین برای جذب نیروی جوان از ایران و عراق .تجمعات و کنسرتها که هیچ انطباقی با ماهیت آن نداشت در عراق برگزار میکرد و این در زمانی بود که نیروهای آمریکایی حفاظت و امنیت کمپ را عهده دار بودند و بعد از انتخابات در عراق همه موارد فوق برچیده شد و کسی حق ورود به اشرف و کار سیاسی و غیره را نداشت و دولت عراق گفت هرگونه همکاری با این گروه تروریستی ممنوع و عواقب خود را دارد ، از سال ۱۳۸۸ تا سال ۱۳۹۰ چندین رشته درگیری و تنشهایی که منجر به درگیری و کشته شدن نفرات فرقه. وجود داشت آنهم عمدتا مقصر سران فرقه بودند چون هر کدام از درگیریها قابل پیش بینی و پیشگیری بود ولی رجوی میگفت ما با دادن خون بالا میرویم و راهمان با خون باز می شود( آری باید به این احمق گفت که با خون بیگناهان خودتان که در میروید مرگ خوب است ولی برای همسایه) .و در همین راستا 101 نفر را هم بقول رجوی حافظ اموال و یکان فدایی ۳۱۳ در کمپ اشرف نگهداشت با وجود اینکه میدانست خطر قتل عام هست؟؟؟

حدود یک سال از تخلیه اشرف گذشته بود سران فرقه با اینکه میدانستند که هر از گاهی جلو مقر 49 حرکت های مشکوک وجود دارد ولی هیچ عکسل عملی از خود نشان نمیدادند و حتی خبرها را به نفرات در لیبرتی نمیگفتند چرا که میترسیدند. افراد اعتراض بکنند ، در نشستی رجوی بعداز موشکباران لیبرتی گفت مارا برگردانید به اشرف و تا چند ماه پرسه مصاحبه کمیساریا را بانفرات متوقف کرد و برگشت به اشرف را تیز کرد و به نفرات اشرف هم دستور داده شده بود که اشرف را برای باز گشت از لیبرتی آماده کنند فیلمبرداری و از سیما پخش کردند که توجهات را به اشرف جلب کرد و اتفاق ۱۰ شهریور رخداد.

بله رجوی اینطوری خودش گرای اشرف را داد گفت چرا بجای زدن لیبرتی اشرف را با افراد کم هدف قرار نمیدهند آیا این حرف تصادفی بود خیر چون رجوی مستمر دنبال تنش آفرینی بود زیرا میخواست از کشته ها استفاده سیاسی را ببرد. در مصاحبه آقای کریم قسیم گفتنددر ۱۹ فروردین از کشته شدن نفرات دراشرف ناراحت بودم به محسن رضایی گفتم چرا کاری نمیکنید که همه کشته میشوند. گفت: محسن به من گفت چند نفر کشته را ولش کن ببین چقدر از رسانه ها انعکاس گرفتیم این مهم است؟!

آیا بعد از 10 شهریور رجوی چه چیزی نصیبش شد.

باید گفت هیچ هم چوب را خورد و هم پیاز 59 نفر کشته و مفقود و از طرفی ترک اشرف در کوتاه ترین زمان جا گذاشتن تمامی اموال و غیره در لیبرتی با براه انداختن شو اعتصاب غذا وقتی دید کسی به این کار توجه ای ندارد و هیچ سود سیاسی نداشت. و با سرهم بندی و شارلاتان بازی خاص خودش مدعی شد تعداد زیادی از پارلمانتر و سیاسیون از آمریکا و اروپا خواهان پایان دادن به این اعتصاب شدند در صورتیکه این هم شکستی بر شکستهای قبلی فرقه بود در این میان مثل همیشه تعدادی جان خود را بر اثر ندانم کاری های رجوی از دست دادند ، رجوی باز مثل همیشه از کاری که کرده بود طفره رفت و نفراتی هم که جان سالم از آن داستان بدر برده بودند برای ماهها در قرنطینه نگه داشت که اطلاعاتی درز نکند.

ولی کماکان رجوی این را یک پیروزی و یک فتح المبین به خورد اعضای خود داد. مثل اخراج از عراق را که هجرت بزرگ نامگذاری کرد ، همه چیز قابل پیش بینی و پیشگیری بود ولی رجوی و سران فرقه دنبال خونریزی باز بیشتر بودند و داستان 10 شهریور با نام کهکشان زهره به پایان رسید.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

Albania-Ehsan Bidi-260-410

اعضای نجات یافته از مجاهدین خلق در آلبانی عمل ضد حقوق بشری مقامات آلبانی را در قبال آقای احسان بیدی محکوم می کنند

روشن است که مقامات آلبانیایی دخیل در بازداشت و آواره کردن آقای بیدی در مرز یونان سناریوی فرقه مجاهدین خلق در آلبانی را اجرا کرده اند ، چرا که وحشت […]

khiyanat-be-etemad-MEK-members-Rajavi

مالک بیت مشعل: خیانت رجوی به “اعتماد”

بله فرقه مجاهدین خلق به هزاران اعتمادی که در تشکیلاتشون بود، به معنای واقعی کلمه  خیانت کردند و اخر عاقبت اعتماد ما همین شد که دارید میشنوید و هنوز ادامه […]

Gholamreza shekari 260-410

خاطرات غلامرضا شکری از زندان سازمان مجاهدین خلق : روزهای سیاه ـ قسمت دوم

من درحین اماده شدن بودم که هوشنگ دودکانی صدایم زد و گفت کارت دارن وقتی گفتم کی کار دارد گفتند اف ام کل که دیدم اسدلله مثنی جلوی درب ایستاده رفتم سوار ماشین شدم که بااسدلله به محل مقر اف کل برویم  که دیدم به مسیر دیگری میرود سوال کردم که اینجا نیست گفت نه جابجا شدند و یک کار کوچکی با تو دارند که با خودم گفتم حتما در رابطه با رفتن به داخل ایران است که بخواهم از اعضای خانواده ام را بیاورم که در ذهنم داشتم حرفها را مرور میکردم که رسیدیم به مقر خالی لکشر ۶۰ که وقتی از ماشین پیاده شدم یک نفر بیشتر انجا بیرون نبود و وارد اولین اتاق شدم دیدم خواهری در کار نیست یک نفر که اسم او یادم نیست در اتاق بود که اسدلله به من گفت بشین بعد ان نفر یک برگه را جلوی من گذاشت و گفت این را بخوان و امضا بکن وقتی خواندم چشمم چهارتا شد گفتم خاطرات غلامرضا شکری از زندان سازمان مجاهدین خلق : روزهای سیاه غلامرضا شکری ، تیرانا ـ سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ 21.07.2020 […]

Ali hajari-Albania 260-410

علی هاجری: سال ۷۴ ، طلبکاری جدید رجوی برای مغزشویی بیشتر اعضای در بند

رجوی در این یک ماه بدنبال چه بود فشار حداکثر به اعضا تا نتوانند نفس بکشند و همه را مجبور به اسم نویسی مجدد در ارتش کرد . اما نکته مهم و حائز  توجه این بود که بصورت هیستریک به زندانیان سیاسی تهاجم میکرد همه افراد حاضر در آن نشست مانده بودند که دشمنی این رجوی با زندانیان سیاسی چیست ، مگر همین افراد نبودند که تا پای جان برای او فدا کاری کرده بودند و بقول خودشان از خانه فراری بودند و جای برای استراحت نداشتند پس دشمنی رجوی با افراد چه بود و چرا مستمر فریاد میکشید که شماها چرا زنده ماندید و خمینی شما را اعدام نکرد ؟!!!! رجوی در نشستهای قبل و نقل قولی که فرمانده هان زندانی کرده بودند که هر کسی زنده مانده است به رژیم بای داده و ندامت کرده است و این رجوی را خشمگین کرده بود و مستمر به اینها می تاخت و در جاهایی خود را با عیسی ابن مریم قیاس میکرد و میگفت که حواریون بعد از دستگیری او را انکار کردند سال ۷۴ ، طلبکاری جدید رجوی برای مغزشویی بیشتر  اعضای در بند  علی هاجری، تیرانا ـ سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ 15.07.2020 در سال ۱۳۷۴ […]

Gholamreza shekari 260-410

خاطرات غلامرضا شکری از زندان سازمان مجاهدین خلق : روزهای سیاه

یک چیزهای داشت اتفاق میافتاد که من و دیگران خبر نداشتیم  تا یک روزی بود که همه نفرات را به سالن غذا خوری که در پایین مقر بود و به سالن اف ام دو معروف بود بردند و انجا گفتند یک توجیه داریم که به هر کسی برگه ای دادند و گفتند که هر کسی میخواهد خواهر یا برادرش یا اقوام جوانی که دارد را برای پیوستن بیاورد را در این برگها با مشخصات کامل و ادرس کامل شهر و محله بنویسید که همه مشغول ان شدند و گفتند هر کسی داوطلب است میتواند خودش را برای این کار بنویسد تا بفرستیم که اینجا خیلی شک برانگیز بود  که مشخص بود میخواهند کاری بکنند . دو ماه از این ماجرا گذشت که کم کم دیدیم نفرات مقر دارند کم میشوند که همه به این باور بودند که نفرات خودشان داوطلب شده اند که بروند نیرو از داخل ایران بیاورند که همه ازیک دیگر سوال میکردیم ولی جرات نمیکردیم از فرماندهان سوال بکنیم تا این که روز موعود فرا رسید. خاطرات غلامرضا شکری از زندان سازمان مجاهدین خلق : روزهای سیاه غلامرضا شکری ، تیرانا ـ سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ 12.07.2020 […]

Albania-Hassan shahbaz 260-410

حسن شهباز: رجوی و آن روی سکه

آیا تو چنان که مینمایی هستی؟ اصلا شما راست می‌گویید شما انقلابی،شما در نوک نوک پیکان تکامل، شما همه چیزتون درست ،شما تشکیلات تان مانند مدینه فاضله یا به قول […]

Hassan Heyrani - MKO-maryam Rajavi-260-410

بیمارستان “ننه ترزا ” و “انقلاب خواهر مریم” در آلبانی ـ قسمت دوم

اما من خیلی خجالت کشیدم و لعنت فرستادم که چرا رهبر دیوانه یک جنبش کار را به جایی برساند که چنین اتفاقاتی بیفتد که حرمت انسان را زیر سوال می […]

Hassan Heyrani 260-410

حسن حیرانی: افشای توطئه رذیلانه فرقه رجوی علیه مستمری بگیرانش در تیرانا

اما دلیل اینکار چیست مگرتعداد کل این نفرات که از دفتر فرقه مستمری میگیرند آنهم کسانی با چندین دهه سابقه حرفه ای در این فرقه که الان در کهولت و […]

Albania-Victims of MEK 260-410

ابراز نگرانی و اعتراض اعضای جدا شده از مجاهدین به رییس جمهور آلبانی ـ توطئه فرقه مجاهدین علیه آقای احسان بیدی محکوم است

ما بطور قانونی وارد کشور شما شده وکاری بر خلاف قوانین انجام نداده و به رعایت قوانین ملتزم هستیم. به همین دلیل هم انتظار داریم با ما که سختی های زیادی […]

Albania-RTV Nwes- nejatyaftegan az ferghe Mojahedin khalgh 260-410

تروریست کیست ؟ ما مزدور هستیم یا شما؟

فرقه مجاهدین خلق  آنقدر  بزدل است  که حتی جرات نمی کند حرفهای به اصطلاح رهبر پوشالی انقلاب نوین ایران را رسانه ای کند تا مشخص شود ما تروریست هستم یا او و فرقه […]

Jasoshaye ferghe mojahedin dar albani 260-410

هشدار ! فرقه مجاهدین خلق در صدد شناسایی و اقدامات تروریستی و خشونت طلبانه علیه اعضای جداشده در آلبانی

تعدادی از اعضای سازمان مجاهدین که برای ماموریت تشکیلاتی میان افراد فاصله گرفته از سازمان مجاهدین هستند تا علیه اعضای جداشده در آلبانی جاسوسی و مقدمات ترور و خشونت علیه […]

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید