علی هاجری: فرقه رجوی بداند، این خانواده ها هستند که پیروز میدان خواهند بود

0
28

وقتی دید که تعداد زیادی علیرغم شرایط سخت در کمپ آمریکاییها اشرف را ترک کردند بر آن شد که شرایط دیدار خانوادگی را سخت تر بکند تا آنجایی که دیگر اجازه دیدار را نداد و گفت من اینکار را کردم و همه مسئولیت آنرا می پذیرم بدین سان جنگ بین خانواده‌های اسیران در قلعه اشرف را رجوی آغاز کرد ولی خانواده‌ها خاموش نشدن و پس ننشستند و با تجمع در جلو درب اشرف دنبال حق قانونی خود بودند و دیدار عزیزان خود را مطالبه میکردند تا آنجا فشار را بالا بردند که فرقه مجبور به ترک اشرف شد و به لیبرتی رانده شدند ولی باز خانواده‌ها برای دیدار کوتاه نیامدند و باز عرصه را بر فرقه رجوی تنگ و تنگتر کردند و در نهایت فرقه مجاهدین خلق از عراق اخراج شد و به آلبانی کوچ داده شد …

فرقه رجوی بداند، این خانواده ها هستند که پیروز میدان خواهند بود

علی هاجری، تیرانا ـ سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ 27.06.2020

لینک به منبع

Albania-Ali Hajari-Mojahedin - 260-410

در طول تاریخ دنیا سلاطین و حکمرانان زیادی را به خود دیده چه جبارانی که ترکه بر گرده مردم میکشید و چه کسانی که در طرف مردم بودند و از حقوق مردم جانبداری میکردند ولی هیچیک در ضدیت با خانواده نبودند و همیشه دنبال سعادت و خوشبختی خانواده ها بودند ، حتی در قرون وسطایی هم اینقدر در ضدیت با خانواده نبودند چه رسد در قرن بیست و یکم .

در سال ۱۳۶۸ رجوی و بعد از شکست در پروژه همکاری با ارتش عراق  نابودی خانواده را از  درون فرقه آغاز کرد و با روی کار آوردن مریم همسر خود پروژه را شروع کرد عده ایی در مخالفت فرقه را  ترک کردند و از عراق خارج شدند و عده ایی شرایط را پذیرفتند و تن به خواسته های رجوی و همسر او دادند ،رجوی به چشم خود میدید که اگر دست بکار نشود نه از تاک خبری است نه از تاک نشان و بزودی تشکیلات جهنمی او بر  باد فنا خواهد رفت لذا برای کشتن عاطفه ها و علائق خانوادگی دست به جراحی بزرگی زد در وحله اول همه زنان را از مردان جدا کرد و در وحله دوم عواطف خانوادگی را هم از بین برد تا همه یک‌سویه به او  بپردازند زنان را با الگو برداری از زمان پیامبر اسلام در حریم خود قرار داد و همه ناموس او شدند ، رجوی و همسر و دیگر سران فرقه با نشست های طولانی و با آوردن بندهای مختلف انقلاب مریم شروع به خشکاندن عواطف خانوادگی کردند تا جایی که هیچکس به خانواده فکر نمیکرد و اگر هم فکر میکرد باید آن را گزارش میکرد این مغز شویی سالیان بطول انجامید که به همه القا کرد که در هر لحظه از رهبر تکریم کنند در خواب و بیداری مثل دهه 40 میلادی در زمان هیتلر و در حال حاضر رهبر کره شمالی ،  لحظات زندگی و خانواده خیانت و باز کردن راه دشمن در مناسبات بود و به همه گفته میشد همیشه از دشمن بچینید یعنی فکر کردن به خانواده مساوی است با عملکرد دشمن در تشکیلات فرقه، بله به این صورت تمام وقت باید همه در ذهن و جسم و روح مریم و مسعود را سجده میکردند ،این دوران بگذشت تا سالهای ۱۳۷۹ رجوی بدنبال آتش افروزی بین ایران عراق بود که به یک مرتبه فیل آقا هوای هندوستان کرد و به یکباره خانواده های فراموش شده عزیز آقا واقع شدند همان دشمنان سابق دوستان و عزیز دردانه آن والا مقام شدند به این میگویند دجالگری از نوع اسلام انقلابی دست پخت رجوی بدین ترتیب عده ایی را فریب داد و یا بکشتن داد و به زندان انداخت بعد هم انگار که اتفاقی نیفتاده است اما این دجالیت و فریب کاری بطول نینجامید و در سال ۱۳۸۲ ماهیت ضد خانواده در دستگاه رجوی بیرون زد بعد از سرنگونی دولت عراق خانواده ها برای ملاقات با فرزندان اسیر خود به درب اشرف آمدند در وحله اول رجوی میخواست از این داستان استفاده خود را ببرد ولی وقتی دید که تعداد زیادی علیرغم شرایط سخت در کمپ آمریکاییها اشرف را ترک کردند بر آن شد که شرایط دیدار خانوادگی را سخت تر بکند تا آنجایی که دیگر اجازه دیدار را نداد و گفت من اینکار را کردم و همه مسئولیت آنرا می پذیرم بدین سان جنگ بین خانواده‌های اسیران در قلعه اشرف را رجوی آغاز کرد ولی خانواده‌ها خاموش نشدن و پس ننشستند و با تجمع در جلو درب اشرف دنبال حق قانونی خود بودند و دیدار عزیزان خود را مطالبه میکردند تا آنجا فشار را بالا بردند که فرقه مجبور به ترک اشرف شد و به لیبرتی رانده شدند ولی باز خانواده‌ها برای دیدار کوتاه نیامدند و باز عرصه را بر فرقه رجوی تنگ و تنگتر کردند و در نهایت فرقه مجاهدین خلق از عراق اخراج شد و به آلبانی کوچ داده شد ، فرقه ضد خانواده در بدو ورود به آلبانی از خانواده‌های اسیران در فرقه استقبال کرد ولی همینکه دید دارد قافیه را میبازد باز به شیوه آی دشمن متوسل شد و دشمن و وزارت اطلاعات را پیش کشید و با زدوبند با دولت آمریکا و آلبانی راه ورود ایرانی با پاس ایرانی را بست و در مواردی ملاقات کسانی که با پاس خارجی میآمدند را نیز بست و به این شکل ماهیت ضد انسانی و ضد عاطفه و ضد خانواده را به همه نشان داد ، براستی رجوی و سران فرقه پوسیده مغز با این کار میخواهند به کجا برسند ، و آیا این راه بقای فرقه خواهد بود ،  و آیا این فرقه از دست خانواده ها  رهایی خواهد داشت ؟

Albania-Khanewade -260-410

این رسوایی دامن گیر این فرقه بوده هست و خواهد بود و در تاریخ این کار ضد انسانی ثبت خواهد شد ، رجوی بزعم خود دم از آزادی و دمکراسی و حقوق خلقها میزند ولی در عمل پست ترین و شنیع ترین کار را در قرن بیست و یکم مرتکب میشود و از دیدار پدران و مادران پیر ممانعت بعمل میآورد ، با اینکه رجوی همه عواطف را در درون اعضای خود کشته ولی آیا این را در درون مادران و پدران سالخورده کشته ؟ خیر در این ایام رجوی زخم خورده از تلاش خانواده ها بر آن شد که یک آخوند بدون عمامه را به شو تلویزیونی بکشاند و آه و فغان خود را نسبت به تلاش خانواده علنی کند و بگوید که این پدران و مادران پیر عامل استکبار و وزارت اطلاعات رژیم ایران هستند و به این ترتیب مانع سفر و دیدار آنها شوند ، در اینجا یک سئوال مطرح است آنهم از رجوی ، مگر تو نگفتی در زمان دیکتاتوری شاهنشاهی مادر شما برای ملاقات میآمد پس حالا چرا در فرقه شما که بقول شما هم مدافع حقوق بشر  زنان خانواده و هم انقلاب ترین جنبش در قرون معاصر است اجازه یک ملاقات را نمیدهید ، مگر شما نمیگویید در حکومت دینی و  بقول شما قرون وسطایی هیچ آزادی وجود ندارد و وقتی به یک زندانی اجازه ملاقات با خانواده را نمیدهند شب و روز پای منبر نشینان شما در سیمای به اصطلاح آزادی از آزادی کشی حکومت آخوندی سر میدهید ولی به خودتان که میرسد حق مشروع خود میدانید که هر انگی  را به خانواده ها روا دارید ، ولی این خانواده ها عزم جزم کرده اند که در آخرین ایستگاه فرقه مجاهدین را یکبار دیگر در هم بکوبند و این شمشیر از نیام کشیده را با بیش از یازده هزار امضا به این فرقه نشان داده اند و روز پیروزی آزادی بر ظلمت رجوی نزدیک است و در نهایت این خانواده ها هستند که پیروز میدان خواهند بود.

//////////////////////////////////////////////////

Albania-Parviz heydarzade 260-410

پرویز حیدرزاده: رجوی و سی خرداد 1360

مسعود رجوی مردمی را به صحنه آورد که به سرعت برق و باد پشت آنان راخالی کرد ورفت تا به وطن فروشی به صدام ودیگر دشمنان ایران خوش خدمتی کند ولی بعدها چون می خواست این نامردی خودش را توجیه نماید در هر سال به این روز یک چیزی، یک اسمی که ظاهرش, قشنگ باشد اضافه می کرد. یک سال می گفت ۳۰ خرداد روز قیام علیه جمهوری اسلامی، یک سال می گفت ۳۰ خرداد روز زندانیان سیاسی، یک سالی می گفت ۳۰ خرداد روز ارتش آزادیبخش ملی ایران، سال دیگر می گفت ۳۰ خرداد روز شهدا و همه چیز را به سی خرداد منتسب می کرد؛ سناریو های رجوی در این ایام تمامی نداشت و تلاش می کرد با فرافکنی از اصل داستان بگریزد و پاسخگوی جنایت های خویش نباشد, خودش بهتر از هر کسی می دانست که چه گندی زده و چه فضاحتی به بار آورده است. الان هم در آلبانی  مثل خر در گل گیر کرده و نمی داندچه بکند و هر چیزی را بهانه ای برای استفاده سیاسی بکار می گیرد. سی خرداد اشباهی بود که این فرقه مرتکب آن شد و هزاران نفر بهای حماقت رجوی را پرداختند و این مردک از خون خوری سیرنمی شود و بهمین دلیل در سوراخ موش مخفی شده است…

رجوی و سی خرداد 1360

پرویز حیدرزاده نشلی، تیرانا ـ سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ 25.06.2020

Albania-Rajavi-Cult-260-410

روزهای پایانی خرداد ماه یادآوریکی از مناسبت هایی است که مسعود رجوی آن موش خفته در سوراخ برای خودش دکانی باز کرده بود وبه نام سی خرداد دست به هر کاری می زد و البته سریال مزخرف ۳۰ خرداد رجوی همچنان در حال اجرا است. از جمله این مناسبتها می توان ازدواج و حوس بازی مسعود رجوی را یاد آوری کرد که  ازدواج با مریم قجرعضدانلو و البته قبل از آن ازدواج با فیروزه بنی صدر (جشن چند همسری رجوی) تا  اشک تمساح ریختن و  به راه انداختن عزاداری و غیرو در این اواخر ترکیبی از جشن و عزاداری و روضه خوانی مریم و دلقک های سیاسی همراه بود و هر ساله به این مناسبت در پاریس با جمع کردن پناهندگان آفریقایی بعنوان سیاهی لشگر دریک سالنی به اسم هواداران , البته با دلار نفت عربستان و آمریکا نمایش سیاسی ایجاد می کرد و مثل  آش شعله قلمکار شده بود.

واقعیت این است که مسعود رجوی وقتی دید که دکانش که موسوم به «سازمان مجاهدین خلق» بود در حال بسته و تخته شدن است، با سوء استفاده رذیلانه، بخشی از مردم را که گول شعارهای مردم فریب رجوی و سازمان ضد خلقیش را خورده بودند به خیابان کشید و وادار به درگیر شدن با نیروهای امنیتی کرد می خواست مجلس را تصرف کند و رژیم را به قول خودش سرنگون کند قدرت را بچنگ بیاورد.البته مردمی که در صحنه بودند متوجه شدند که چه کلاه گشادی سرشان رفته است لذا هر کسی که توانسته بود از صحنه گریخت. کسانی که از معرکه جهنمی ساخته رجوی سالم بیرون کشیده بودند، دقیقا همان ها شدند ضد سازمان رجوی.

به همین خاطر هم بود که رجوی در فردای ۳۰ خرداد کذایی خودش که می خواست آن را تبدیل به یک حماسه تاریخی نماید، کاسه کوزه خودش را جمع کرد و در یک فرصت از ایران گریخت(هفتم مرداد ماه همان سال) زیرا دیگر از آن جمعیت چند صد هزار نفری خبری نبود که از رجوی حمایت نمایند. همه در حال فحش و ناسزا گفتن به این ابله بودند که ملتی را دم تیغ داده بود تا خودش در راس حکومتی قرار بگیرد که سرانجامش معلوم نبود.

در این ایام مردم با گوشت و پوست و استخوان خود فهمیدند که نباید گول ظاهر را خورد ، نباید گول حرف های قشنگ این مردک دیوانه را خورد ، زیرا دیگر پشیمانی فایده ای ندارد

مسعود رجوی مردمی را به صحنه آورد که به سرعت برق و باد پشت آنان راخالی کرد ورفت تا به وطن فروشی به صدام ودیگر دشمنان ایران خوش خدمتی کند ولی بعدها چون می خواست این نامردی خودش را توجیه نماید در هر سال به این روز یک چیزی، یک اسمی که ظاهرش, قشنگ باشد اضافه می کرد. یک سال می گفت ۳۰ خرداد روز قیام علیه جمهوری اسلامی، یک سال می گفت ۳۰ خرداد روز زندانیان سیاسی، یک سالی می گفت ۳۰ خرداد روز ارتش آزادیبخش ملی ایران، سال دیگر می گفت ۳۰ خرداد روز شهدا و همه چیز را به سی خرداد منتسب می کرد؛ سناریو های رجوی در این ایام تمامی نداشت و تلاش می کرد با فرافکنی از اصل داستان بگریزد و پاسخگوی جنایت های خویش نباشد, خودش بهتر از هر کسی می دانست که چه گندی زده و چه فضاحتی به بار آورده است. الان هم در آلبانی  مثل خر در گل گیر کرده و نمی داندچه بکند و هر چیزی را بهانه ای برای استفاده سیاسی بکار می گیرد.

سی خرداد اشباهی بود که این فرقه مرتکب آن شد و هزاران نفر بهای حماقت رجوی را پرداختند و این مردک از خون خوری سیرنمی شود و بهمین دلیل در سوراخ موش مخفی شده است.

______________________________________________________________

Albania-Rahmman Mohammasian- 6 -260-410

خاطرات عبدالرحمان محمدیان از اسارت در زندان های صدام و رجوی ـ قسمت 2 ـ آشنایی با سیاست ، از «حاشیه نشینان شهر تبریز» تا « سگ دونی»

قضیه این بود که دوستمان که دوران دانشجویی در تبریز با کمک دوستانش جزوه ای تحت عنوان «حاشیه نشینان شهر تبریز» نوشته و منتشرکرده بودند که به شرح زندگی و مشکلات معیشتی  […]

Albania-Khanewade -260-410

غلامرضا شکری: فرقه مجاهدین خلق هیچ راه گریزی از دست خانواده ها ندارد

خوب ببینید شیادی به این میگویند . و بعد اضافه میکند که برای مقامات البانی نوشته اند و بگویند بچه های ما انجا به گروگان گرفته شده اند واقعا مرغ […]

Albania-ali-hajari 2- 260-410

علی هاجری:بازماندگان از ارابه تکامل هنوز در پیچ و خم تاریکخانه فرقه مجاهدین خلق

 در همین راستا در زمان انتخابات ریاست جمهوری آمریکا رجوی و دارودسته سرگردان بدنبال این بودند که دمکراتها روی کار نیایند و همینطور هم شد و ترامپ قدرت را بدست […]

Nejatyaftegan az mojahedin dar Albani-Reza Eslami 260 -410

رضا اسلامی: خیانت فرقه رجوی در دوران ویروس کرونا، مردم فراموش نمی کنند

دارودسته مجاهدین خلق به عنوان مدافع سرسخت اعمال تحریم ها علیه مردم ایران، کاملاً روشن است که در کجا ایستاده و چه نیات شومی را دنبال می نماید. در واقع […]

ali hajari

علی هاجری: شیون و زاری فرقه مجاهدین در زندان اشرف 3 در آلبانی از فعالیت خانواده های اسیران

 براستی چرا این فرقه که دم از محوریت در عالم میزند اینقدر ضعیف و خار و ذلیل شده است ؟؟؟ به چه دلیل توان و کشش این را ندارد که […]

Rahman mohammadian 2- 260-410

محمد سیدی: عشق را پایانی نیست ، به مناسبت درگذشت مادر فداکار آقای رحمان محمدیان عضو جداشده از مجاهدین خلق در آلبانی

رجوی خانواده را ” الدنگ ” و سد امیال فرقه گرایانه اش می‌داند و در فرقه مجاهدین عشق را حرام و ممنوع کرده است. چه عشق  به جنس مخالف و […]

khanewade-Families_260-410

محمد سیدی: پای خانواده ها به پشت دیوار زندان اشرف 3 در آلبانی خواهد رسید

 اما در هر صورت در این بستر بود که آمریکا با زدوبند و با هدف بکارگیری بیشتر  فرقه مجاهدین خلق آن‌ها را از عراق به آلبانی منتقل کرد. رجوی نیز […]

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید