پروپاگاندا دو هزار سال پیش چگونه بود؟

0
207

یک بار حین مسابقاتی که به افتخار جولیوس سزار برپا می‌شد دنباله‌داری در آسمان پدیدار شد. دنباله‌دارها را آن زمان بدشگون می‌پنداشتند. آگوستوس در حرکتی هوشمندانه اعلام کرد این دنباله‌دار، جولیوس سزار است که به آسمان‌ها عروج می‌کند و بعد مجسمه جولیوس سزار در وسط شهر رم را به ستاره‌ای مزین کرد. آن دنباله‌دار هنوز هم به دنباله‌دار جولیوس معروف است. آگوستوس در تمام دوران حکومتش از هیچ خرجی برای برگزاری جشن و نمایش برای توده‌های رمی فروگذار نکرد؛ پروپاگاندایی موثر در تمام دوران حکم‌رانی‌اش. کمی بعد، آگوستوس جولیوس سزار را خدا خواند و به نام خودش که در آن زمان گایوس جولیوس سزار بود این عبارت را افزود،divi filius، پسر خدا. بعد آگوستوس نام جولیوس سزار ِ اینک مقدس را بر یکی از ماه‌های سال گذاشت، ژوئیه. چند دهه بعد، وقتی آگوستوس هنوز زنده بود، این افتخار نصیب خودش شد و نامش را روی یکی دیگر از ماه‌های سال گذاشتند، آگوست یا اوت. از قتل جولیوس سزار تا شکست مارک آنتونی -سیزده سال بعد- آگوستوس تقریبا بی‌وقفه در جنگ بود، ابتدا در کنار مارک آنتونی بعد رو در روی او …

پروپاگاندا دو هزار سال پیش چگونه بود؟

آگوستوسمجسمه آگوستوس

بر خلاف بیشتر آدم‌ها که با سیر وقایع پیش می‌روند، افراد خیلی کمی استثنائا موفق می‌شوند جریان را تغییر دهند و مسیر تاریخ را عوض کنند. پروپاگاندا معمولا کلید موفقیت این افراد بوده است.

همه ما تحت تاثیر پروپاگاندا هستیم، دیدنش بعضی وقت‌ها آسان است و گاه چنان نهفته که حتی از آن آگاه هم نمی‌شویم.

پروپاگاندا هزاران سال سابقه دارد و یکی از برجسته‌ترین بکارگیرندگان آن در دنیای قدیم، آگوستوس اولین امپراتور روم بود.

واژه پروپاگاندا اغلب به معنایی توهین‌آمیز به کار گرفته می‌شود اما از پروپاگاندا می‌توان استفاده مثبت هم کرد. من این واژه را در معنای وسیع آن به کار می‌گیرم، به معنای فرستادن پیامی با هر وسیله‌ای به قصد تاثیر گذاشتن بر نظر دیگران.

آگوستوس کمی بیش از دو هزار سال پیش امپراتور روم بود و پروپاگاندا را به اشکال مختلفی به کار گرفت؛ در ترفندهای سیاسی، در بناها، مجسمه‌ها، تاریخ، شعر، سکه، برنامه احیای اخلاقی، “نان و سیرک”، در نام و عنوان خودش و حتی در تفسیرش از ظهور یک دنباله‌دار در آسمان.

آگوستوس وقتی تنها رقیبش، مارک آنتونی را ۳۱ سال پیش از میلاد مسیح در نبرد آکتیوم شکست داد، حاکم بلامنازع امپراتوری روم شد و تا زمان مرگ، سال ۱۴ بعد از میلاد مسیح، در همین مقام ماند. مارک آنتونی پس از این شکست خودکشی کرد.

پیش از آگوستوس، رم پانصد سال جمهوری بود، این جمهوری مردم‌سالار نبود، اُلیگارشی بود، یعنی حکومت در دست عده‌ اندکی بود اما طوری طراحی شده بود که هیچ مردی نتواند به تنهایی قدرت را قبضه کند.

پیش از جمهوری، پوشیده در غبار زمان، پادشاهانی در روم حکومت می‌کردند که تا قرن‌ها بعد به خودکامه‌گانی بی‌رحم معروف بودند. آگوستوس همیشه محتاط بود از عنوانی استفاده نکند که نشان دهد او فقط اسمش شاه نیست. او عنوانی متواضعانه برگزید: “شهروند اول”.

مجسمه جولیوس سزار در پارکی در ورشو پایتخت لهستانمجسمه جولیوس سزار در پارکی در ورشو پایتخت لهستان

آگوستوس ۶۳ سال قبل از میلاد مسیح به دنیا آمد و در زمان نوجوانی‌اش، رم درگیر جنگ داخلی خونینی بود. برنده آن نبرد، جولیوس سزار، ۴۴ سال قبل از میلاد مسیح خود را دیکتاتور مادام‌العمر اعلام کرد که باعث شد کمی بعد گروهی از اشراف رم او را به قتل برساندند.

قتل جولیوس سزار و وصیت‌نامه‌اش، همه چیز را برای آگوستوس تغییر داد که در آن موقع حتی اسمش هم آگوستوس نبود، نام او در بدو تولد گایوس اُکتاویوس بود و جولیوس سزار دایی مادرش بود. رابطه جولیوس سزار با نوه خواهرش نزدیک نبود اما تصمیم گرفت او را وارث خود کند و این را در وصیت‌نامه‌اش قید کرد.

آگوستوس در ۱۸ سالگی پول و عنوان جولیوس سزار را به ارث برد. او نامی تازه برگزید، گایوس جولیوس سزار. مارک آنتونی زمانی به طعنه گفته بود: “او پسربچه‌ای است که همه چیزش وام‌دار نام جولیوس سزار است.”

آگوستوس جوانی جاه‌طلب بود و بلوغ سیاسی شگفت‌انگیزی از خود نشان می‌داد اما این هم درست است که در ابتدا موفقیتش را مدیون نام و نسبتش با سزار بود.

سزار در میان شهروندان عادی رم محبوب بود، شاید تا حدی برای اینکه آن‌ها را با نان و سیرک راضی نگه می‌داشت. زمانی که در اجرای وصیت‌نامه و انتقال دارایی‌های جولیوس سزار وقفه افتاد، آگوستوس قرض کرد تا به هر شهروند پولی بدهد و با نمایش‌‌های پر زرق و برق جنگ گلادیاتورها و جانوران وحشی آنها را سرگرم کند، همان سیاست نان و سیرک.

آگوستوسگوستوس

یک بار حین مسابقاتی که به افتخار جولیوس سزار برپا می‌شد دنباله‌داری در آسمان پدیدار شد. دنباله‌دارها را آن زمان بدشگون می‌پنداشتند. آگوستوس در حرکتی هوشمندانه اعلام کرد این دنباله‌دار، جولیوس سزار است که به آسمان‌ها عروج می‌کند و بعد مجسمه جولیوس سزار در وسط شهر رم را به ستاره‌ای مزین کرد. آن دنباله‌دار هنوز هم به دنباله‌دار جولیوس معروف است.

آگوستوس در تمام دوران حکومتش از هیچ خرجی برای برگزاری جشن و نمایش برای توده‌های رمی فروگذار نکرد؛ پروپاگاندایی موثر در تمام دوران حکم‌رانی‌اش.

کمی بعد، آگوستوس جولیوس سزار را خدا خواند و به نام خودش که در آن زمان گایوس جولیوس سزار بود این عبارت را افزود،divi filius، پسر خدا.

بعد آگوستوس نام جولیوس سزار ِ اینک مقدس را بر یکی از ماه‌های سال گذاشت، ژوئیه. چند دهه بعد، وقتی آگوستوس هنوز زنده بود، این افتخار نصیب خودش شد و نامش را روی یکی دیگر از ماه‌های سال گذاشتند، آگوست یا اوت.

از قتل جولیوس سزار تا شکست مارک آنتونی -سیزده سال بعد- آگوستوس تقریبا بی‌وقفه در جنگ بود، ابتدا در کنار مارک آنتونی بعد رو در روی او.

آنتونی و کلئوپاترا، آخرین فرعون بطلمیوسی مصر باستانحق نشر عکسGETTY IMAGES
Image captionآنتونی و کلئوپاترا، آخرین فرعون بطلمیوسی مصر باستان

در این مقطع آگوستوس جنگ‌سالاری بی‌رحم و خون‌ریز بود و دستور قتل مخالفان سیاسی‌اش را صادر می‌کرد و حتی گفته می‌شد با دست خودش چشم کسی را از کاسه در آورده است. او ترس به دل‌ها می‌انداخت.

آگوستوس از پروپاگاندا استفاده کرد تا مارک آنتونی را بخاطر نفوذ معشوقش کلئوپاترا، ملکه مصر بر او تحقیر کند. هوراس به هجو سرود:

“چنین شرمی را که

زنی یک رومی را

به بردگی گرفته،

نسل‌های آینده باور نخواهند کرد.”

پس از شکست مارک آنتونی، آگوستوس دیگر رقیبی نداشت. پیام اصلی او در توجیه حکم‌رانی‌اش این بود که فقط او می‌تواند بعد از این همه جنگ، صلح را به ارمغان بیاورد.

آگوستوس در ۴۵ سال حکومتش از شیوه‌های مختلف پروپاگاندا استفاده کرد و در متقاعد کردن مردم عجیب موفق بود. او چند امتیاز داشت، پول، انحصار ابزار پروپاگاندا و زمان کافی برای فراگیر کردن پیامش.

برای آگوستوس بسیار مهم بود که خود را حاکمی مشروع تصویر کند. نزدیک به پانصد سال بود که یک فرد به تنهایی بر رم حکومت نکرده بود. ژولیوس سزار دقیقا به همین دلیل کشته شد که اعیان رم نپذیرفتند کسی چنین قدرتی داشته باشد.

جولیوس سزار را شصت نفر با ۲۳ ضربه چاقو در سنای رم کشتندحق نشر عکسGETTY IMAGES
Image captionجولیوس سزار را شصت نفر با ۲۳ ضربه چاقو در سنای رم کشتند

اما آگوستوس ترفندی کم‌نظیر از آستین بیرون کشید. استدلال قانع کننده می‌توانست این باشد که قدرت او مطلق است چون مردم این را خواسته‌اند.

او ۲۷ سال پیش از میلاد مسیح در سنای روم نطقی کرد که دیون کاسیوس درباره‌اش نوشت: “او می‌خواست مردم داوطلبانه حاکمیت مطلقش را تائید کنند تا به نظر نیاید که بر خلاف میل باطنی‌شان مجبور به این کار شده‌اند.”

آگوستوس به سنای رم گفت: “خود البته می‌بینید که در توان من هست بر شما حکومت کنم اما دیگر نباید شما را رهبری کنم، خیر، من کاملا ترک مقام می‌کنم و بتمامی همه چیز را به شما وامی‌گذارم.”

همانطور که آگوستوس برنامه‌ریزی کرده بود این نطق با فریاد سناتورها همراه شد که برای “دولت پادشاهی التماس می‌کردند” و همانطور که قرار بود به نظر برسد، آگوستوس مجبور شد که قدرتش را مطلقه کند.

در همین مراسم بود که با تصویب سنا، لقب آگوستوس به “پادشاه” اعطا شد. ۲۵ سال بعد، وقتی آگوستوس هنوز زنده بود، لقبی دیگر به او اعطا شد، پدر ملت.

برنامه آگوستوس تغییر فرهنگ رم و امپراتوری‌اش بود. او از رمی‌ها خواست به ارزش‌های سنتی از دست رفته بازگردند: سادگی، خودکفایی، تربیت سخت‌گیرانه، نظم، خدمت به خانواده، شجاعت، همت و فداکاری.

آگوستوس خود را الگوی این ارزش‌ها معرفی می‌کرد؛ زندگی “معتدل و راحتی” داشت و با اینکه ثروتمندترین مرد زنده زمان بود، با بریز و بپاش متظاهرانه، عیش و عشرت نمی‌کرد. او خود را از نو تعریف می‌کرد، نه دیگر جنگ‌سالاری بی‌رحم.

میدان آگوستوس در رمحق نشر عکسGETTY IMAGES
Image captionمیدان آگوستوس در رم

آگوستوس قانونی وضع و زنا را جرم اعلام کرد. این برایش دردسر عظیمی ایجاد کرد چون اول دخترش جولیا و ده سال بعد نوه‌اش به همین نام، معلوم شد که زنا کرده‌اند. هر دو تبعید شدند.

آگوستوس آداب و رسوم مذهبی را احیا کرد. معابد را به خدایان رومی برگرداند و معابد جدید بنا کرد. در سراسر امپراتوری، حاکمان محلی کاری را که آگوستوس در رم کرده بود تکرار کردند و نیایش‌گاه‌هایی ساختند برای “رم و آگوستوس”. آگوستوس که بعد از مرگش به جایگاه خدایی ارتقا یافت، اجازه نداد کسی در زمان حیاتش او را بپرستد اما این استثنا را قائل شد که قرین کردن نامش با رم مجاز باشد به شرط آنکه مراسم نیایش در رم نباشد.

نه فقط در معابد بلکه در نیایش‌گاه‌های خانگی هم میلیون‌ها نفر برای این آگوستوس اسطوره‌ای و نظرکرده کائنات دعا می‌کردند.

آگوستوس به خود می‌بالید که رم را از شهری خشتی به شهری مرمرین تبدیل کرده است. در زمان حکومت او رم متحول شد و تمام امپراتوری هم از آن تقلید کرد. بناهای‌های باشکوه از جمله آرام‌گاه مجلل خودش، دیگران را به تحسین و شگفتی وامی‌داشت، درست مثل سازه‌های کم‌زرق‌وبرق‌تر اما دگرگون‌کننده‌ای مثل ساختن آبخوری در شهر و شبکه فاضلاب. معماری و بنا یکی از اشکال نیرومند پروپاگاندا است.

آگوستوسحق نشر عکسGETTY IMAGES
Image captionسکه آگوستوس پدر ملت

شاعران هم در وصف جلال و جبروت امپراتور می‌سرودند. ویرجیل حماسه‌ای ملی نوشت، انه‌اید، و تاریخ رم را از بدو تاسیس روایت کرد. نسب آگوستوس را پی‌ گرفت که به خدایان ‌رسید و دوران او را همان طور که از پیش مقدر شده بود محصول عنایت ملکوتی دانست:

“اینک مردی که این همه شنیده‌اید آمدنش پیامبرگونه بوده

اینک این او

سزار آگوستوس

پسر خدا

مردی که سالیان طلایی را به کشتزارهای لاتیوم بازگرداند

و امپراتوری روم را به سرزمین‌های آن سوی ستارگان گسترش داد.”

در سراسر امپراتوری روم، مجسمه‌ها‌ و نقاشی‌ها‌ با شباهتی اسطوره‌ای به آگوستوس، تکثیر می‌شدند، حتی روی جواهر و ظروف غذا و هر وسیله خانگی که تولید انبوه می‌شد. همه سکه‌هایی که دست به دست می‌گشتند تصویر آگوستوس را داشتند. از دیدن هر روزه او گریزی نبود.

آگوستوس دیکتاتوری نظامی بود که با بی‌رحمی قدرت را به چنگ آورد، با انواع پروپاگاندا حکومتش را مشروع و خود را در قالبی دیگر تصویر کرد؛ پدر ملت. میراث او قرن‌ها بعد از مرگش پابرجا ماند.

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید