عباس داوری خود را تا سطح مداح زهرا مریخی تنزل داد!

0
113

من تحلیل دقیق وروشنی از ماهیت دهشتناک گروه های مستبدی مانند مجاهدین خلق دارم ولی دیگر باور نداشتم که یک پیرمرد آذربایجانی زندان کشیده در دوران شاه که قاعدتا دربرابر تک تک اعضای کم سواد و ساده لوح شورای زنانه ی مرکزی سازمان ، یک غول باید باشد ، دست بقلم برده وبا تعریف وتمجید از زهرا مریخی که با اتوکش کردن مریم مدارج ترقی را پیموده ومثلا به مسئول اول کذائی برگماشته شده ، ما آذربایجانی ها را اینقدر سرافکنده سازد!! او به بهانه ی توضیح وارد شدن سازمان مجاهدین “در مدار ایدئولوژیک جدید “  که چیزی ازآن ارائه نمیدهد- به مداحی زهرا مریخی پرداخته و …  زهرا مریخی که حتی یک اثر کلاسیکی نخوانده، نمیتواند یک نظریه پرداز باشد وقادر به تدریس ایدئولوژی درست وحسابی وعلمی نیست.  پس درس های ایئولوژیک او حاصل آموخته هایش درکلاس های مغزشوئی مسعود بوده والبته تکلیف این نوع ایدئولوژی روشن است و جهان ازاین جهات دارای تئوریسین های زیادی در دارالمجانین میباشد! … با این وضع، اگر آقای داوری خود را تبریزی نداند،  ازبابت ملکوک نمودن چهره ی انقلابی این دیار، حقی برگردن ما خواهد گذاشت! 

عباس داوری خود را تا سطح مداح زهرا مریخی تنزل داد! 

حمید  تبریزی ـ 18.09.2019

 

عباس داوری خود را تا سطح مداح زهرا مریخی تنزل داد! 

من تحلیل دقیق وروشنی از ماهیت دهشتناک گروه های مستبدی مانند مجاهدین خلق دارم ولی دیگر باور نداشتم که یک پیرمرد آذربایجانی زندان کشیده در دوران شاه که قاعدتا دربرابر تک تک اعضای کم سواد و ساده لوح شورای زنانه ی مرکزی سازمان ، یک غول باید باشد ، دست بقلم برده وبا تعریف وتمجید از زهرا مریخی که با اتوکش کردن مریم مدارج ترقی را پیموده ومثلا به مسئول اول کذائی برگماشته شده ، ما آذربایجانی ها را اینقدر سرافکنده سازد!! 

اوبه بهانه ی توضیح وارد شدن سازمان مجاهدین “در مدار ایدئولوژیک جدید “  که چیزی ازآن ارائه نمیدهد- به مداحی زهرا مریخی پرداخته ونوشته است : 

” درسهای ایدئولوژی مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران به اینجا ختم نشد. او از تک‌تک مسؤلان اول پیش از خودش اسم برد و سپس گفت: «این خواهران عزیز مربیان و آموزگاران من بوده و هستند و شاهد هستید که هر کدام چه بار مسئولیت سنگینی در این دوره برعهده داشته‌اند. به‌خصوص باید از خواهر نسرین عزیزمان تقدیر کنیم که پیشتاز و راهگشای مبارزه ایدئولوژیک در صفوف ما بوده و هست و همه ما مرهون تلاش‌ها و زحمات فوق‌العاده او هستیم .” 

زهرا مریخی که حتی یک اثر کلاسیکی نخوانده، نمیتواند یک نظریه پرداز باشد وقادر به تدریس ایدئولوژی درست وحسابی وعلمی نیست.  

پس درس های ایئولوژیک او حاصل آموخته هایش درکلاس های مغزشوئی مسعود بوده والبته تکلیف این نوع ایدئولوژی روشن است و جهان ازاین جهات دارای تئوریسین های زیادی در دارالمجانین میباشد! 

زهرا خانم ، مدیون روسای فرمال قبل ازخود بوده که باچاپلوسی دربرابر آنها ، مدارج ترقی را پیموده و چیزی بیشتر ازچاپلوسی بلد نیست و طبیعی بود که ازاین مسئولین دون پایه وبرگماشته شده توسط مسعود ومریم تمجید کرده تا جایگاهش را حفظ کند! 

تا اینجای کار، ایراد چندانی بر زهرا مریخی وارد نیست اما کار عباس داوری که مسئول کارگری هم هست و پرسابقه ، ذلت آور است که در نوشتن مطلب خود که صرفا برای ابراز ارادت به مریم کم سوادتر ازخود بوده ، ازسخنان آبکی زهرا مریخی نقل قول کرده و اعتبار سخنان خود را ازاین موجود مفلوک وقربانی رجوی کسب میکند! 

با این وضع، اگر آقای داوری خود را تبریزی نداند،  ازبابت ملکوک نمودن چهره ی انقلابی این دیار، حقی برگردن ما خواهد گذاشت! 

درادامه :  

” مسئول اول سازمان مجاهدین، در حالی که همه‌ٔ مجاهدین، تحت مسئولیت و گوش به‌فرمان مسئول اول سازمان هستند، اثبات کرد که مسئول اول بودن، فقط مسئولیت و تعهدپذیری است و هیچ رنگی از «خود» در سخنرانی خواهر زهرا نبود. او به عالیترین شکل، شجره طیبه مجاهدین را از ریشه تا بالاترین شاخسار آن، به تصویر کشید. 

او هنری غیر ازتعریف وتمجید از مسعود ومریم نکرد وتعهدش را دربرابر فرمان پذیری ازآنها بنمایش گذاشت. 

او تنها شعارهای تکراری و غیرقابل تحقق را چاشنی چاپلوسی خود نمود وکاری شاق نکرد که آقای داوری را به نوشتن لاطائلات مشابه وا دارد! 

زهرا خانم دست به تحریف عملکرد شخصیت ها زد و تا آنجا که ازدستش بر میآمد، به تحقیر بنیانگذاران سازمان–  با مقایسه کردن انها با رجوی–  پرداخت ! 

بازهم : 

” او خطاب به مردم ایران گفت :به شما صاحبان اصلی این سازمان که آن را بیش از نیم‌قرن، در دامان پرمهرتان پرورش داده‌اید، تبریک می‌گویم .” 

هنوانه زیر بغل مردم نگذارید خانم وآقا! 

اگر مردم ایران باند رجوی را دردامان پرمهر خود پرورش داده بودند ، جای آنها قلعه ی مانز آلبانی نبود ومیبایست درایران قدر دیده وبر صدر مینشستند که عملا عکس آنرا مشاهده میکنیم! 

همینطور : 

به این ترتیب نشان داد که سازمان مجاهدین خلق ایران، تنها و تنها متکی به خدا و خلق محبوب خودش می‌باشد. همین واقعیت خدشه‌ناپذیر، اثبات‌کننده‌ٔ تئوری بسیار گویا و عمیق «کس نخارد…» برادر مسعود است. 

مسعود به شعار ” کس نخارد… ” خود عمل نکرد ودر ضدیت با این ایده زمانی به صدام وسپس به قدرت های ارتجاعی منطقه وامپریالیزم آمریکا وصهیونیزم پناه آورد ! 

چیزی که شما با اعلام هرنظر موافق سرکردگان این قدرت ها به شور وشادی مشغول میشوید و برآورده شدن همه ی آمال ضد ملی خود را درآن میبینید، عملا قابل مشاهده است! 

وایضا :  

” خواهر زهرا گفت :، نسل ما به‌ این شناخته می‌شود که پیوسته ناکرده‌ها و کمبود‌ها و انتقادهای خود را ببیند و برای رفع آنها مجاهدت کند. ما پیوسته یک ناخرسندی تکاملی را پیش‌روی خود داریم؛‌ یعنی نقطه‌به‌نقطه می‌ایستیم، به‌آنچه انجام داده‌ایم دوباره می‌نگریم تا رزم خودمان را در مدار بالاتری ازسربگیریم .” 

یعنی همواره به گذشته ی خود انتقاد دارید؟! 

با قبول اینکه تفکر فعلی انسان ها  نتیجه ی نقد گذشته ست ، ازشما سئوال میشود که درحنیف نژادها چه نقصانی دیدید تا با نقد آن راه سرسپردگی فعلی را برگزینید؟! 

آیا این وابستگی فعلی شما واخلاقیات ازدسترفته ی تان ، نتیجه ی کنار نهادن راه استقلال طلبانه ی گذشته سازمان مجاهدین حنیف نژادهاست؟! 

آیا این مسئله نشان ازانحطاط شما ازنقطه نظر توجه به مسائل مردم نیست؟! 

مجددا : 

” در ادامه، مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران، صداقت را به اوج رسانده و پرده را از روی گنجینه‌ٔ بی‌همتای خلق ایران کنار زده تا این گنجینه در معرض دید همگان قرار بگیرد. او می‌گوید:‌ «خطاب به‌ زنان و مردان شریفی که برای تأمین مالی این جنبش از زندگی خودشان می‌گذرند.. .” 

شما شیوخ مرتجع منطقه را که تامین مالی تان میکنند، با مردم عوضی گرفته اید! 

مردم کمکی بشما نمیکنند ودرمقابل آن دسته ی کوچک از جوانان که بی اطلاع وفقیر هستند، ازشما پول دریافت کرده وپوستری را بنام شما وآنهم برای چند لحظه به در ودیواری متروک میچسبانند تا فیلمی ازآن گرفته وسوژه ی تبلیغاتی بی رمقی دست شما بدهند! 

درخاتمه : 

” مسئول اول سازمان مجاهدین گفت :  حالا به‌عنوان جمع مجاهدین تعهد می‌دهیم برای ممکن‌کردن غیرممکن‌ها که فقط توسط خودمان و خلق‌مان محقق می‌شود. ما برای بنای جامعه‌ای عاری از ستم و بهره‌کشی به‌پاخاسته‌ایم .” 

حساب خلق ازشما جداست و شما قدرتی درحد چرب کردن سبیل پاره ای ازمقامات آلبانی دارید تا به تداوم اسارت فریب خوردگانی که مثل عباس داوری وارد ایام کهنسالی خود شده اند ، کمک کرده باشند! 

زمانی که اینهمه ستم درحق این باصطلاح همرزمان خود میکنید ، دلیلی ندارد که انگیزه ای برای رفع ستم وبهره کشی از دیگران داشته باشید! 

اگر اصرار دارید که حرفتان را بپذیریم ، مسائل این گروگان های رجوی را حل کنید وما را بعنوان ناظر این تحولات به آلبانی دعوت کنید تا بنشینیم اختلافات خود را حل کنیم!! 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

 

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید