ابراهیمی:سالگرد تأسیس سازمان مجاهدین یا سوء استفاده فرقه رجوی از بنیانگذارانش

0
217

سالگرد تأسیس سازمان مجاهدین یا سوء استفاده فرقه رجوی از بنیانگذارانش

عبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، نهم سپتامبر 2019:… در شهریور 1344 سازمان مجاهدین خلق توسط سه تن به نام‌های سعید محسن، محمد حنیف‌نژاد و على اصغر بدیع زادگان که از اعضای نهضت آزادی ایران بودند، تشکیل شد. از سوی دیگر بنیانگذاران سازمان با بررسی دلایل شکست جنبش‌های گذشته و پس از چند سال مطالعه و بررسی سطحی در متون دینی و چند کتاب مارکسیستی و مائوئیستی، تحت‌تأثیر فضای انقلاب مسلحانه ناشی از تجربه‌های دولت‌های کمونیستی شوروی، چین و کوبا در نهایت به این نتیجه رسیدند که تنها راهکار مبارزه با رژیم سلطنتی، نظامی و وابسته پهلوی، پیگیری استراتژی مبارزه مسلحانه است. با وجود این، اگر چه سازمان مجاهدین خلق ایدئولوژی اسلامی را به عنوان مکتب سازمان پذیرفت اما علمی دانستن متون مارکسیستی و بهره‌گیری وسیع از آنها بر ایدئولوژی آنان تأثیر گذاشت. سالگرد تأسیس سازمان مجاهدین یا سوء استفاده فرقه رجوی از بنیانگذارانش 

سالگرد تأسیس سازمان مجاهدین یا سوء استفاده فرقه رجوی از بنیانگذارانش

عبدالکریم ابراهیمی آلمان

عبدالکریم ابراهیمی آلمان

 در شهریور 1344 سازمان مجاهدین خلق توسط سه تن به نام‌های سعید محسن، محمد حنیف‌نژاد و على اصغر بدیع زادگان که از اعضای نهضت آزادی ایران بودند، تشکیل شد. از سوی دیگر بنیانگذاران سازمان با بررسی دلایل شکست جنبش‌های گذشته و پس از چند سال مطالعه و بررسی سطحی در متون دینی و چند کتاب مارکسیستی و مائوئیستی، تحت‌تأثیر فضای انقلاب مسلحانه ناشی از تجربه‌های دولت‌های کمونیستی شوروی، چین و کوبا در نهایت به این نتیجه رسیدند که تنها راهکار مبارزه با رژیم سلطنتی، نظامی و وابسته پهلوی، پیگیری استراتژی مبارزه مسلحانه است. با وجود این، اگر چه سازمان مجاهدین خلق ایدئولوژی اسلامی را به عنوان مکتب سازمان پذیرفت اما علمی دانستن متون مارکسیستی و بهره‌گیری وسیع از آنها بر ایدئولوژی آنان تأثیر گذاشت. در واقع، در متدولوژی مسیر مبارزاتی آنان که مرحله آخر آموزش ایدئولوژیک سازمان نیز به حساب می ‌آمد و بعدها به صورت کتاب شناخت نیز تدوین شد، با استفاده از مدارک دسته دوم مارکسیستی مانند آثار فلسفی مائو، اصول مقدماتی فلسفه ژرژ پولیتسر و ماتریالیسم دیالکتیک و ماتریالیسم تاریخی استالین و…، روش شناخت دیالکتیک مورد بحث و آموزش قرار گرفت و با پذیرش این مباحث به عنوان اصول شناسایی دینامیک به مثابه علم، زمینه تجزیه و تحلیل آنان از اسلام بر اساس دیدگاهی مارکسیستی به وجود آمد. از این رو، سازمان تحت‌تأثیر رویکرد التقاطی، استراتژی خود را مشی قهرآمیز در جهت سرنگونی رژیم پهلوی از طریق همگانی کردن مبارزه مسلحانه قرار داد و بدین منظور به تشکیل شبکه‌ای نظامی که مسئولیت تدارک مبارزه مسلحانه را بر عهده داشت، پرداخت.

بر این اساس، سازمان در سال 1347 خط‌ مشی خود را تحت ‌تأثیر تجربیات انقلابیون کمونیستی، بر محور توده‌ای کردن مبارزه و ایستادگی در مقابل جوّ‌ پلیسی برای شکستن سد یأس و از بین بردن ثبات سیاسی رژیم از طریق عملیات مسلحانه آغاز کرد و تأکید کرد که پیروزی نهایی از طریق «ارتش آزادیبخش» و جنگ‌های چریکی امکان‌پذیر است. لذا سازمان برای تدارک عملیات مسلحانه گروه‌های تیمی اطلاعات و تدارکات تشکیل داد و برای فراگیری فنون نظامی با سازمان آزادیبخش فلسطین ارتباط برقرار کرد و در این چارچوب برخی از اعضای سازمان به اردوگاه‌های فلسطینی در کشورهای عربی مانند سوریه، لبنان و اردن اعزام شدند. پیش از نخستین عملیات نظامی که برای مراسم جشن‌های 2500 ساله شاهنشاهی تنظیم شده بود اکثر رهبران و اعضای سازمان در شهریور سال 1350 دستگیر شدند. در این میان تمامی اعضای کمیته مرکزی سازمان به جز مسعود رجوی اعدام شدند. این وضعیت عملاً سرآغاز دوره دوم فعالیت سازمان مجاهدین خلق یعنی بازسازی و تغییر ایدئولوژی آن در خلال سال‌های 1354-1350 بود. در واقع اگرچه دستگیری گسترده اعضا و کادر رهبری سازمان در شهریور 1350 ضربه ‌ای اساسی به این سازمان وارد کرد اما به‌رغم اعدام هسته‌ مرکزی سازمان، در فاصله سال‌های 1351 تا 1354 با بازسازی سازمان با مرکزیت جدید، عملیات‌های مختلف نظامی‌ای مانند نبرد خیابانی، بمب‌گذاری در اماکن مهم دولتی و ترور شخصیت‌های نظامی توسط سازمان صورت گرفت. در سال ١٣۵۴سر برآوردن جریان انقلابى – مارکسیستى و شقه شدن سازمان، رجوى فرصت طلب و خونخوار با دجالیت و فریب عده اى از دوستان را در زندان حول محور خودش جمع کرد و به ترد جریان انشعابى پرداخت  و براى کسب قدرت و یدک کشیدن اسم مجاهدین  و وجهه بنیانگذاران سازمان به تسویه حساب درونى روى آورد و نسبت به همرزمان قدیمى خود که اینک انشعاب پیدا کرده بودند رویکرد مزورانه اى  داشت تا جایى که براى هسته بیرون از زندان تکلیف شده بود که اشخاص انشعابى از سازمان هر جا که باشند در تور پلیسى ساواک انداخته و یا آن ها را به قتل برسانند.

رجوى استارت قبضه کردن و دزدیدن سازمان از همان نقطه را زد و پس از پیروزى انقلاب و آزادى از زندان به دنبال کیش شخصیتى که داشت و تشنه قدرت بود، رفت. ابتدا با آقاى خمینى نقش مرید و مرشد بازى کرد وقتى آقاى خمینى از نیات پلید او و قدرت طلبى اش آگاهى یافت او را که خوى درندگى و تروریستى در وجودش موج میزد از دور و بر خود طرد کرده و بیرون انداخت. رجوى که با این کیش شخصیت و خودبزرگ بینى خواب رهبرى انقلاب مردم را در ذهن پوسیده خود داشت وقتى که رکبش به خمینى نگرفت و چاره ساز نشد، ماهیت اصلى خود را براى کسب قدرت نشان داد و به ترورهاى کور خیابانى روى آورد و در خیابان هاى تهران و دیگر شهرهاى بزرگ ایران حمام خون راه انداخت. خط مشى مؤسسین سازمان تا سال ١٣۵۴ دوام آورد و سپس به قهقرا برده شد. رجوى که یک سر طیف یدک کشیدن اهداف بزرگ بنیانگذاران سازمان که همان عدالت اجتماعى و برابرى است، بود. بعد از پیروزى انقلاب و ناکام شدن از قدرت کاملا ماهیت خود را نشان داد که نه تنها رهرو مؤسسین سازمان نیست بلکه با سؤء استفاده از نام بنیانگذاران سازمان آن را کاملا به نفع خود مصادره و با سیاست شیطانى خود صد در صد، ضد آرمان  مؤسسین اولیه سازمان قدم برداشت و با استفاده از نام آن ها با دیکتاتورى و سرکوب در سازمان جایگاه خود را در رأس قدرت تثبیت کرد و با به کشتن دادن موسى خیابانى، رجوى چنان چهارنعل در پیاده کردن اهداف خود به اسم سازمان  تاخت که در نقطه اوج ارتقاع خود در رأس قدرت، در اختیار گرفتن  زن همکار خود و به چنگ آوردن او بود که نهایت آرزوى اش یعنى بر کرسى نشاندن خود بعنوان رهبر عقیدتى موج میزد. این نقطه فرو رفتن رجوى در باتلاق خیانت، مزدورى، خودفروشى و وطن فروشى بود و با این اهرم هر جنایت و خیانت و ترورى را توجیه و قدرت خود را تثبیت کرد.

حال رئیس جمهور خود خوانده  در نبود شوهر ترسو و بزدل خود هر ساله سالگرد تأسیس سازمان مجاهدین حنیف بزرگ را به اسم مسعود خیانت پیشه جشن می گیرد! راستى فلسفه این همه دروغگویى و خرج هاى هنگفت در این روز براى چیست؟

واقعیت این است که تشکیلات در دل بورژوازى و به قول خودشان مستقر در اشرف ٣ در آلبانى طناب دور گردن رهبرى و مسئولین جنایتکار و تروریست این فرقه شده اند و با هر ترفندى که بکار ببرند نخواهند توانست جلوى فروپاشى آن را بگیرند. به همین دلیل به هر دستآویزى چنگ می زنند که بتوانند شاید چند صباحى ذهن افراد اسیر در چنگال خود را آرام سازند و قدرت طغیان و فرار را از آن ها بصورت موقت بگیرند. به همین دلیل به هر خاشاکى چنگ می زنند و از کاهى به نفع خود به دروغ کوهى می سازند.

مراسم سالگرد امسال با زرق و برق خاص ترى نسبت به سال هاى گذشته برگزار کردند. با حضور مریم رجوى و سخنرانى دیکته شده زهرا مریخى مسئول اول فرقه و چرندیات تکرارى هزار باره و ادعاهاى فوق سنگین در حمایت مردمى و کانون هاى شورشى ادعایى سران رجوى که تداعى سرنگونى کذایى را در ذهن مخاطب خود که همان اسیران در آلبانى هستند جا بیندازند و موقت بر آلام خود ناشى از فروپاشى مرحمى نهند اما بدانند که نوش دارو بعد از مرگ سهراب بی فایده است و تشکیلات در دل بورژوازى محتوم به فروپاشى خواهد بود. به امید نابودى تفکر ترور و تروریسم در ایران و همه جای جهان.

„پایان“

لینک به منبع

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید