اعلام جدایی آقای رفیق دهقان از فرقه مجاهدین خلق ـ رجوی در آلبانی

0
176

فرقه مجاهدین که طبق تعهدش به دولت آلبانی، باید هزینه زندگی افراد جدا شده را پرداخت می کرد؛ از این این کمک هزینه ناچیز سوء استفاده و نفرات را وادار می کرد که طبق قوانین آنها زندگی کندبا چه کسانی رابطه داشته باشد و بالعکسو یا باید هرگاه ترا به دفترشان در اینجا احضار کردند سریعا بروی و از بقیه افراد برای آنها خبر ببرییعنی رسما از ما می خواستند برعلیه همدیگر جاسوسی کنیملعنت به روح پلید رجوی که چنان این فرقه خبیث حتی در این دو سالی که مثلا از بند این فرقه بیرون آمده بودم از این مستمری ناچیزی که تعهد خودشان بود و به بهانه های مختلف کم کردند و به نصف رساندند و از طرفی هم با تمامی توان و نیرنگ و رذالتهای بی مانند و با لابی گریهای کثیف صهیونیستی خودشان از ژنو تمام خدمات کمیساریا رو بر ما بستند و النهایه این مستمری ناچیز را آنطور که مطلوبشان بود تبدیل به قلاده ای در گردن نفرات جداشده مستمری بگیر خودشان کردند مخصوصا کسانی که کمکی از ایران برایشان نمی آید و بدین گونه هر سوء استفاده رذیلانه ای که از نفرات میخواهند میکننداما دیگر بس است و نه نه نه برای همیشه به این فرقه جهنمی و جنایتکار و هویت کش من دیگر توان این بردگی را ندارم و به این بردگی پایان میدهم میخواهم همان که بودم باشم همان بلوچ آزاده که بودم باشم نه برده کسانی که هزار ادعای دروغ و فریب انگیز دارند ولی در عمل من چیزی جز برده برایشان نبودمدر این راه تمامی تلاش خودم را در جهت به اشتراک گذاشتن خاطراتم و آنچه که بر من گذشت میکنم تا شاید مرحمی بر زخمهایی که جسم و روح مرا میازارد باشدمن رفیق دهقتان بدینوسیله جدایی رسمی و قطع رابطه خود از  فرقه مجاهدین خلق را اعلام کرده و به این دوره نکبت باراززندگی و همراهی با این فرقه مزدور آمریکا و اسرائیل پایان می دهم و خدا مرا بخاطر همراهی با این فرقه ببخشد.

اعلام جدایی رفیق دهقان از فرقه مجاهدین خلق در آلبانی

شرح چگونگی اسارت و رهایی آقای رفیق دهقان از فرقه مجاهدین خلق ـ رجوی

رفیق دهقان ، سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ 07.08.2019

لینک به منبع

Albania-Rafigh Dehghan

من رفیق دهقان از اهالی بلوچستان ایران در سال 1382 در دام باند تبهکار مجاهدین افتاده و مرا با فریب و نیرنگ به عراق اعزام کرده بودند و مدت 13 سال دربند تشکیلات جهنمی این فرقه اسیر بودم؛ بدین وسیله جدایی رسمی خود را این فرقه اعلام می کنم.

من در ماه بهمن 82 شمسی بدلیل بعض مشکلات از جمله مالی از ایران خارج وبه کراچی رفتم، در آنجا بعضی افراد با من تماس گرفته و بمن گفتند که محلی را سراغ دارند که امکانات و پول خوبی می دهد؛ کمک می کند؛مشکلات را هموار و بعداز مدتی، مثلا چند ماه نفرات را به اروپا اعزام می کند.

گفته می شد بدینوسیله بدون دردسر و بدون صرف هزینه به یک کشور اروپایی اعزام و آنجا دیگر شرایط برای کار و ادامه زندگی فراهم است.

از آنجا که من کسی را نمی شناختم و نیاز به کمک داشتم و این نفرات هم بلوچ بودند من به آنها اعتماد کرده، هنوز چند روزی از خروجم از ایران نگذشته بودکه دراسفند 81 از پاکستان به اردن و سپس به عراق پرواز و آنجا افرادی ما را تحویل و به پادگان اشرف بردندما هیچ خبر نداشتیم که چه چیزی در انتظارما است اما بنظرغریب می آمد و ما را وارد یکسری آموزشهای کردند که می گفتند برای کارتان بدرتان می خورد اما بعد از چندی که متوجه شدیم و وقتی موضوع را دنبال کردیم بما گفتند شما برای مبارزه آمده اید و راه دیگری ندارید باید این راه را بروید.

البته حرفهای آنها ظاهر قشنگی داشت و من هم البته چاره ای نداشم وآرام آرام به آنجا و این حرفها خو کردم اگر چه خیلی از آنها را نه قبول داشتم ونه اصلا قابل فهم بود، ولی بعد ازمدتی به آنجا عادت کردم، برای همه روشن بود که تمام حرفها دروغ و فریب است؛ ولی افرادی مثل من چاره ای جز ماندن نداشتیم چراکه از بیرون خبر نداشتیم و در داخل به اصطلاح تشکیلات هم اینطور القاء می کردند که افرادی مثل ما در بیرون امکان ادامه زندگی ندارند چه بهتر که اینجا بمانید.

در داخل این فرقه آنچه که خودشان به آن ضوابط تشکیلاتی می گویند واقعا آزار دهنده و عموما افراداز این مثلا ضوابط  کلافه بودند و چه درخفا و علنا بصورت مثلا تناقض این را می گفتند.Zendan Ashraf 3-260-410

از جمله روزانه باید در دو جلسه (نشست شرکت و بقول آنها فاکتها یعنی تناقضات را به مسئول نشست وکتبا گزارش می کردی تا بقول خودشان سازمان در جریان وضعیت نفر باشد و با این وسیله هرروز نفرات را وابسته تر ومطیع تر می کردنددراین نشست ها یکی که به آن عملیات جاری می گفتند باید لحظات روزمره چه عملی وحتی ذهنی خود را می گفتی و خودت این لحظات (یعنی خودت راسرکوب و به بقیه هم اجازه می دادی که هرچه می خواهند بتو توهین کنندتا بقول آنها نرینه وحشی سر جایش بنشیند – بدین وسیله شخصیت افراد را خرد می کردند تا نفر هرچه مطیع تر شود؛ نشست دیگر اسمش غسل بود که هر فرد باید لحظات جنسی خود را می گفت و کتبا گزارش می کرد که خیلی تحقیرآمیز و آزار دهنده بود.

در عراق و توی اشرف و لیبرتی سران این فرقه می گفتند این چیزهااین ها لازم و شرایط ما اینها را ایجاب می کندو چه بسا در جاهای دیگر نیازی به این چیزها نباشد؛ و به این وسیله افراد راساکت و خفه می کردند.

نکته دیگر اینکه اینها راجع به اخبار ایران و جهان دروغ می گفتند، از کاهی کوهی می ساختئد به شکلی که یک اعتراض گوچک در داخل ایران را چنان بزرگ می کردند که ما واقعا بعضی اوقات فکر می کردیم همین فردا دولت ایران سرنگون می شود و این بارها برای برخی از ما اتفاق می افتاد که اینرا باور می کردیم اما نفرات قدیمی تر که از این چیزها زیاد و به کرات شنیده و تجربه داشتند ما را از خواب غفلت بیدار و موضوع را برایمان روشن می کردند که آقا از این خبرا نیست، کلاهت را بچسب که باد نبرهالبته این موضوعات و ادعاها در سازمان وجود داشت و هر بار تحت عنوانی دیگر مطرح و نفرات را وادار می کردند آنها را تائید و تکرار کنند.

من این نشست ها بیزار و به شدت اذیت می شدم دیگر حرفهای آنها را قبول نداشتم ولی مثل خیلیهای دیگر، فکر می کردم گیر کرده ام و راه دیگه ای ندارم .

وقتی که قرار شد از عراق خارج شویم ما فکر می کردیم دیگراز این فشارها و دروغها خلاص می شویم وبقول خودشان که می گفتند اینها لازمه شرایط عراق است این ضوابط و فشارها برداشته شده یا حداقل نسبت به شرایط تعدیل و نرمتر می شود اما با ورود به آلبانی این ضوابط شدیدتر و بیشتر شد و بقول خوشان چون به دامان بورژازی افتاده ایم و تهدید جدیتر است باید بیشتر عملیات جاری و غسل بکنیم تا از این تهدید مصون بمانیم.

و من فهمیدم که هیهات اینها تغیر پذیر نیستند و بازهم بما دروغ گفته اند و اینها اصلا نمی توانند تغییر کنند و اصلا اصلاح پدیر نیستند و گرنه از هم می پاشند برای همین سفت و سختر از گذشته به همان قوانین فشارو محدودیت، چسبیده اند.

من بدلایل بالا در آلبانی تصمیم گرفتم که از این فرقه جدا و خودم را این فشار و عذاب رها کنم و جدا شدم.

اما دراین مدت هم که این فرقه جدا شده و دنبال زندگی خودم بودم از آزارو اذیت این فرقه درامان نبودم فرقه مجاهدین که طبق تعهدش به دولت آلبانی، باید هزینه زندگی افراد جدا شده را پرداخت می کرد؛ از این این کمک هزینه ناچیز سوء استفاده و نفرات را وادار می کرد که طبق قوانین آنها زندگی کندبا چه کسانی رابطه داشته باشد و بالعکسو یا باید هرگاه ترا به دفترشان در اینجا احضار کردند سریعا بروی و از بقیه افراد برای آنها خبر ببرییعنی رسما از ما می خواستند برعلیه همدیگر جاسوسی کنیملعنت به روح پلید رجوی که چنان این فرقه خبیث حتی در این دو سالی که مثلا از بند این فرقه بیرون آمده بودم از این مستمری ناچیزی که تعهد خودشان بود و به بهانه های مختلف کم کردند و به نصف رساندند و از طرفی هم با تمامی توان و نیرنگ و رذالتهای بی مانند و با لابی گریهای کثیف صهیونیستی خودشان از ژنو تمام خدمات کمیساریا رو بر ما بستند و النهایه این مستمری ناچیز را آنطور که مطلوبشان بود تبدیل به قلاده ای در گردن نفرات جداشده مستمری بگیر خودشان کردند مخصوصا کسانی که کمکی از ایران برایشان نمی آید و بدین گونه هر سوء استفاده رذیلانه ای که از نفرات میخواهند میکننداما دیگر بس است و نه نه نه برای همیشه به این فرقه جهنمی و جنایتکار و هویت کش من دیگر توان این بردگی را ندارم و به این بردگی پایان میدهم میخواهم همان که بودم باشم همان بلوچ آزاده که بودم باشم نه برده کسانی که هزار ادعای دروغ و فریب انگیز دارند ولی در عمل من چیزی جز برده برایشان نبودمدر این راه تمامی تلاش خودم را در جهت به اشتراک گذاشتن خاطراتم و آنچه که بر من گذشت میکنم تا شاید مرحمی بر زخمهایی که جسم و روح مرا میازارد باشد.

من رفیق دهقان  بدینوسیله جدایی رسمی و قطع رابطه خود از  فرقه مجاهدین خلق را اعلام کرده و به این دوره نکبت باراززندگی و همراهی با این فرقه مزدور آمریکا و اسرائیل پایان می دهم و خدا مرا بخاطر همراهی با این فرقه ببخشد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

Sobhani_hassan Heyrani 260-410

گفتگوی محمد حسین سبحانی با حسن حیرانی از اعضای جداشده از مجاهدین خلق در آلبانی

فکرکنم شما یکی ازنکات خیلی مهمی را که بعد ازجدایی ازسازمان مجاهدین اعلام کردید و در مورد آن  افشاگری کردید یک روشی بوده که درسازمان مجاهدین خلق بوده و آن […]

Albania-Khanewade -260-410

مالک بیت مشعل : سوالی از فرقه مجاهدین که هنوز جواب نگرفته ام

یک روز در دریاچه ی نور اشرف بودیم که تعطیلات عید بود و وقتی افراد مقر های مختلف می آمدند طوری محل استقرار را برنامه ریزی می کردند که حتی […]

Albania-khanewade- Mirzayi-Mojahedin-Khalq

غلامعلی میرزایی : خانواده پاشنه آشیل فرقه مجاهدین خلق ـ آیا گذشت زمان ماهیت فرقه رجوی را تعغیر می دهد؟

بعد که به مقر آمدم گفتند آماده شو برای مصاحبه که فردا جواب همین اسامی که می گویی خوانده شده را بدهی .گفتم با بحال جلو دوربین صحبت نکردم ونمی […]

Albania-yekan Sayberi MKO 260-410

پرویز حیدرزاده: یگان سایبری فرقه مجاهدین خلق در آلبانى

دستور مریم رجوى به سران تشکیلات براى تبلیغات دروغین و شیطان سازى و سیاه نمایى از وضعیت ایران واینکه اربابش قصد حمله دارد و بلاطبع بالا بردن جنبه تبلیغى مثبت […]

Albania-Hassan-shahbaz-260-410

حسن شهباز:از پیوستگی تا جدایی از مجاهدین خلق در آلبانی ـ قسمت 7 – زندان اختیار و آگاهى

بدین گونه بود که ما بعد از مدتی دریافتیم که همه این فعالیتها تحت عنوان کار اجتماعی چیزی نبود جز خوش خدمتی سران فرقه به نیروهای ایالات متحده که بعداز […]

Albania-Nejatyaftegan dar albani az Mojahedin khalgh 260-410

حسن حیرانی : گزارشی از وضعیت اعضای نجات یافته از فرقه مجاهدین خلق در آلبانی

خلاصه ما رفتیم کمیساریا و هرچه گفتند از جایمان تکان نخوردیم تا رئیس که یک خانم بود با معاونش اومدند،  همه موضوعات رو گفتیم و ازجمله اینکه آقای سوکل شیدی گفته […]

Albania-Ali Hajari-Madar-mojahedin - 260-410

هاجری: بعد از گذشت 40 سال ، هنوز دیدگاه ارتجاعی فرقه مجاهدین خش برنمیدارد

از جمله کارهایی که فرقه برای در بند نگه داشتن افراد میکرد و میکند بدور بودن آنها از پیشرفت و تکنولوژی است این در دیدگاه رجوی و ایدئولوژی عقب افتاده […]

Albania-gholamali Mirzaie -Khaterat 260-410

برای آنهایی که هنوز مجاهدین خلق را نمی شناسند، خاطرات غلامعلی میرزایی ـ قسمت هشتم

صبح درب را باز کردند ومقداری نان ویک ظرف که داخل آن چای شیرین بود آوردند با تعدادی لیوان پلاستیکی . بعد از 24ساعت بدون چای وشب سرد را گذراندن […]

Rajavi-Saddam 260-410

احسان بیدی : رجوی ماهیتابه به دست به امید تخم زیر کرکس های سیاه می دود

مریم رجوی این سیمرغ مزدورنشان نیز در عمل نشان داده که  توان نشست و برخواست بر قله های خفت و خواری و وطن فورشی را دارد، یکبار با اربابان آمریکایی ، […]

30 khordad 1360-260-410

غلامرضا شکری : فرقه مجاهدین خلق و آخرین سی خرداد

حالا هم در آلبانی دلار های امریکایی و عربستانی خوبی داره خرج میکنه ، دکور سالن درست میکنه و شبانه روز آدم های بیچاره رو به کار میگیره تا بگه […]

khodsouzi-Mojahedin-Rajavi 260-410

موسی دامرودی: ژوئن 2003 و دستگیری مریم عضدانلو ـ رجوی

 باید سئوال کرد کدام آرمان ؟ آرمان سرنگونی ، بقول سران فرقه رجوی با اینکار آنها بدهکاری خود نسبت به مریم و آرمانهای مریم را پرداختند ، در اشرف هم […]

Rajavi-Heshmat-Alawi-Capture-260-410

حسن حیرانی: ارتش سایبری مریم پاک رهایی ، مجاهدین خلق (قسمت سوم)

تقریبا همه نفرات در سازمان حتی آنهایی که در کار فضای مجازی نبودند و کارهای جاری اعم از آشپزخانه یا غیره انجام می دادند حساب توییتر داشتند که هر شب […]

 

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید